عوامل مؤثر بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه کدامند؟ اولویت بندی عوامل شناسایی شده بر وفاداری مشتریان شرکت بیمه ایران چگونه است؟
در نتیجه پژوهش بیست و دو عامل شناسایی شده در مدل مفهومی تحقیق، همگی مورد پژوهش واقع شدند که مهمترین آن‌ها عبارتند از: برآورده کردن انتظارات، اطلاعات دقیق و به روز، به روز رسانی خدمات به بیمه گذاران (عباس نژاد و همکاران،۱۳۹۰).
فصل سوم:
روش اجرای تحقیق
۳-۱) مقدمه
تحقیق را میتوان تلاشی منظم و سازمان یافته برای بررسی مسألهای خاص که به یک راه حل نیاز دارد، توصیف کرد و شامل گامهایی است که طراحی و پیگیری میشوند تا پاسخهایی برای مسأله مورد علاقه ما در محیط کاری بدست آید. تحقیق را به دو منظور متفاوت انجام می‌دهند: نخست حل مشکلاتی که در حال حاضر وجود دارد، دوم، افزودن به مجموعه دانش بشری در زمینه خاصی که مورد علاقه محقق است (سکاران،۱۳۹۰).
در حقیقت روش‌های تحقیق، چهارچوب عملیات یا اقدامات جستجوگرانه برای تحقیق هدف پژوهش، جهت آزمودن فرضیه یا پاسخ دادن به سوالات تحقیق را فراهم می‌آورد و روش تحقیقی، مناسب است که بر اساس گزارهای تحقیق انتخاب شود.
این فصل متدولوژی[۹۴] و روش شناسی تحقیق مورد بحث قرار می‌گیرد، توضیحاتی پیرامون روش تحقیق، بررسی جامعه‎ی آماری و روش نمونه برداری موردتوجه قرار می‌گیرد. همچنین در ادامه به بیان شیوه‎های تجزیه وتحلیل داده‎ها می‎پردازیم.
۳-۲) روش اجرای تحقیق
تحقیقات در علوم رفتاری با توجه به دو معیار هدف تحقیق و نحوه ی گردآوری داده‌ها تقسیم بندی می‌شوند. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، یک تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می‌باشد.
تحقیق حاضر یک تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی می‌باشد، توصیفی است چرا که به توصیف وضعیت متغیرها و نیز روابط میان آنها می‌پردازد، از نوع همبستگی می‌باشد، بدین دلیل که با استفاده از تحلیل همبستگی، تحلیل رگرسیون و معادلات ساختاری روابط همزمانی میان متغیرها را آزمون می‌نماید. در این نوع تحقیق رابطه بین متغیرها بر اساس هدف تحقیق مورد تحلیل قرار می‌گیرد.
از آنجا که هدف از تحقیق حاضر تعیین بررسی تاثیر ویژگی‌های شخصیتی مصرف کننده (پنج بعد) و شخصیت برند (سه بعد) و وفاداری به برند (دو بعد) است از این روش تحقیق استفاده شده است.
۳-۳) روش و ابزار گردآوری داده‌های تحقیق
روش گردآوری دادهها در تحقیق حاضر، میدانی است. در این روش محقق، برای کسب اطلاعات ناگزیر است به محیط بیرون برود و با مراجعه به افراد یا محیط و نیز برقراری ارتباط مستقیم با واحد تحلیل یعنی افراد، اعم از انسان، مؤسسات، موردها و غیره، اطلاعات مورد نظر خود را گردآوری کند (حافظ‌نیا، ۱۳۸۷).
در پژوهش حاضر جهت تدوین مبانی، تعاریف و مفاهیم نظری از منابع کتابخانه‌ای استفاده شد که مهمترین و مفیدترین منبع موتورهای جستجو در اینترنت، بانکها و منابع اطلاعاتی و کتابخانه‌های دانشگاه‌های کشور بوده است.
به منظور جمع‌آوری اطلاعات مورد نظر و سنجش متغیرهای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شده است. روش میدانی، به روشی اطلاق می‌شود که محقق برای گردآوری اطلاعات، با مراجعه به افراد یا سازمان‌ها و نیز برقراری ارتباط مستقیم با آنها، اطلاعات مورد نظر خود را جمع‌آوری می‌کند. پرسشنامه تهیه شده، شامل سه بخش می‌باشد. قسمت اول تاثیر ویژگی‌های شخصیتی مصرف‌کنندگان مربوط می‌شود که از پرسشنامه کوتاه شده استاندارد کاستا و مک کری[۹۵] (۱۹۹۴)پنج عامل بزرگ شخصیتی (neo-ffi) مشتمل بر ۲۵سوال استفاده گردیده است که نظر های پاسخ‌دهندگان در هر مورد را روی مقیاس پنج‌گانه لیکرت از (کاملا موافق) تا (کاملا مخالف) برای سنجش پنج بعد ویژگی شخصیتی مصرف‌کنندگان مشخص می‌کند. قسمت دوم، مربوط به شخصیت برند “آکر” بوده که شامل۱۱سوال که روی مقیاس لیکرت برای سنجش سه بعد شخصیت برند مشخص می‌کند. قسمت سوم شامل پنج سوال مرتبط با وفاداری برند که از پرسشنامه استاندارد در مقاله‌های خارجی طراحی شده است بر اساس مقیاس لیکرت بوده و دو بعد وفاداری را اندازه گیری نماید.
۳-۴) معرفی پرسشنامه‌ها و سوالات آن
الف- سؤالات جمعیت شناختی
به منظور دریافت اطلاعات اولیه از نمونه آماری، پرسشنامه ای با ۴ سؤال طراحی گردید که شامل جنس، سن، میزان تحصیلات و درآمد پاسخ دهندگان می‌باشد.
ب- سؤالات مربوط به پنج عامل بزرگ شخصیت
برای سنجش متغیرهای مربوط به پنج عامل بزرگ شخصیتی از پرسشنامه کوتاه شده استاندارد کاستا و مک کری (۱۹۹۴) پنج عامل بزرگ شخصیتی (NEO-FFI) مشتمل بر ۲۵ سوال استفاده گردید.
در این پرسشنامه نیز از مقیاس پنج گزینه ای لیکرت به جهت پاسخگویی به پرسشنامه استفاده شده است.
جدول۳-۱ توزیع سؤالات مربوط به هر بعد را نشان می‌دهد.
جدول۳-۱) توزیع سؤالات مربوط به عوامل شخصیتی

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

منگسیا[۸۱] (۲۰۰۷) تاثیر شخصیت برند را بر ترجیح مشتری، علاقه، وفاداری و میل به خرید او مورد بررسی قرار داد و نتایج تحقیق نشان داد شخصیت برند دارای تاثیر مثبتی بر روی ترجیح برند، علاقه، وفاداری، و میل به خرید آن دارد (لین، ۲۰۱۰).
گیو (۲۰۰۳) بررسی کرد که آیا شخصیت برند تاثیر معناداری روی ترجیح برند دارد؟
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مصاحبه شنوندگان امتیازهای بالاتری را در شناخت شخصیت چند برندی که ترجیح می‌دهند بدست آوردند و این نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان برند هایی را دوست دارند که دارای تمایز بیشتری باشندو آنها با برندهایی بیشتر آشنا هستند که آنها را ترجیح می‌دهند (همان).
کومار و همکاران[۸۲] رابطه میان شخصیت برند و وفاداری برند را بررسی کرد که در آن از کالای بادوام
(ماشین)و کالای های مصرفی (خمیر دندان) برای این ارتباط استفاده کرد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد
شخصیت برند می‌تواند بر وفاداری مشتری به کالاهای مصرفی تاثیر بگذارد.
میلویز و هربیگ[۸۳] (۱۹۹۴) اشاره کرد که برندها از شخصیت خودشان برخوردارند، بنابراین کاربران ممکن است محصولات را مطابق با شخصیت و ترجیحاتشان از ادراک تصویر محصول انتخاب کنند (لین، ۲۰۱۰).
چونگ کی کین و همکارانش (۲۰۰۱) تاثیرات شخصیت برند و هویت برند را بر وفاداری به برند در بازار تلفن های همراه سنجش کردند که نتایج نشان می‌دهد که تاثیرات غیر مستقیم شخصیت برند بر وفاداری به برند بوده است (عزیزی و همکاران، ۱۳۹۱)
سید جوادین و همکارانش در تحقیقی به بررسی رابطه میان وفاداری مشتریان و عوامل مؤثر بر برند در صنعت چاپ و خدمات زیراکس پرداختند نتایج نشان داد که ارزش ویژه برند و اعتماد به آن بر وفاداری نگرشی و رفتاری بصورت مستقل اثر گذارند همچنین ثابت شد که ممکن است عوامل مؤثر بر وفاداری رفتاری در مقایسه با وفاداری نگرشی در زمینه مطالعاتی مختلف متفاوت باشد( سید جوادین و همکارانش، ۱۳۸۹)
پاک قلب محمدی (۱۳۹۲) در مطالعه ای به بررسی تاثیر برند بر وفاداری مشتریان در پوشاک مردانه ایران پرداختند و نتایج تحقیق نشان داده است که رابطه معنادار و مثبت آماری میان هر یک از معیارهای تاثیر برند (وفاداری، کیفیت ادراک شده و…..) بر اساس مدل آکر وجود دارد (احمدی کمر پشتی،۱۳۹۲).
دشتی و همکاران (۱۳۹۰) در مقایسه به عنوان بررسی دیدگاه هویت اجتماعی برند و تاثیر آن در توسعه وفاداری به برند در شرکت تولید کننده محصولات لبنی کاله به این نتیجه رسیدند که هویت برند تاثیر مثبتی بر وفاداری به برند دارد.برند با هویت قوی منشا شکل گیری روابط بلند مدت میان مشتری و شرکت گشته و وفاداری را در پی خواهد داشت (احمدی کمر پشتی، ۱۳۹۲).
مومنی و همکاران(۱۳۸۹) در مقایسه تاثیر شخصیت برند بر وفاداری مشتریان نشان دادند که شخصیت برند تاثیر مثبت و معنی داری بر رضایت و ارزش ادراکی دارد.همچنین رضایت تاثیر معنی دار بر روی اعتماد و وفاداری و ارزش ادراکی بر روی رضایت و وفاداری مشتریان دارد (احمدی کمر پشتی، ۱۳۹۲).
رومانیک و تیل[۸۴](۲۰۱۳) در تحقیقی به عنوان رابطه شخصیت برند مصرف کننده و وفاداری رفتاری به نام تجاری به این نتیجه رسیدند که ایجاد وفاداری رفتاری و تکرار خرید از برند تاثیر بیشتری از ایجاد رقابت با برندهای دیگر دارد (احمدی کمر پشتی،۱۳۹۲).
رضایی دولت آبادی و همکاران (۱۳۹۲) تاثیر شخصیت برند و وفاداری برند را در میان مصرف‌کنندگان محصولات ایران خودرو در اصفهان مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق موید آن است که شخصیت برند با میانجی گری، اعتماد، ترجیح برند بر وفاداری برند تاثیر گذار است (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
بوهلل[۸۵]، موقی[۸۶]، هاجی[۸۷] وبن سلیمان[۸۸] تحقیقی با عنوان”اثر شخصیت برند بر قصد خرید”در سال (۲۰۱۱)
انجام دادند. هدف این تحقیق، تاکید بر ارزش شخصیت برند و تاثیر آن بر تصمیم گیری مصرف کننده است. فرضیه‌های این تحقیق به شرح زیر است:
شخصیت برند بر اعتماد برند اثر مثبت دارد.
شخصیت برند روی وابستگی به برند اثر مثبت دارد.
اعتماد برند روی وابستگی به برند اثر مثبت دارد.
اعتماد برند روی تعهد مصرف کننده به برند اثر مثبت دارد.
بین وابستگی به برند و تعهد به برند رابطه مثبت وجود دارد.
بین اعتماد مشتری به برند و قصد خرید رابطه مثبت وجود دارد.
تعهد به برند روی قصد خریداثر مثبت دارد.
حساسیت بیشتر مشتری نسبت به برند بیشتر از شخصیت برند بر اعتماد برند اثر مثبت دارد.
حساسیت بیشتر مشتری نسبت به برند بیشتر از شخصیت برند برروی تعهد به برند اثر مثبت دارد.
این تحقیق در سوس واقع در شرق مرکز تونس انجام شد. برای نمونه گیری از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی، نمونه گیری در دسترس استفاده شد .برای جمع آوری داده از پرسشنامه استفاده شد که بوسیله نظر خواهی از کاربران تلفن همراه تکمیل شد. برای بررسی ابعاد مقیاس ها از تجزیه و تحلیل عامل اکتشافی و به منظور اعتبار فرضیه‌های تحقیق از رگرسیون ساده و چندگانه استفاده شد.نتایج تخقیق حا
کی از آن است که تمامی ادعاها ثابت شده است .(Bounlel, 2011)
ارتباط ویژگی شخصیتی و وفاداری برند:
ماتزلر (۲۰۰۶)رابطه میان ویژگی شخصیتی “صریح”،”برون گرایی”،”ارزش لذت”، علاقه به برند و وفاداری به برند را مورد بررسی قرار داد نتایج تحقیق نشان می‌دهد که”صریح بودن” و “برون گرایی” رابطه مثبتی را بر وفاداری برند یا محصول با ارزش کیفی آن را نشان می‌دهد (لین، ۲۰۱۰).
سید سلمان سیدین (۱۳۹۱) در مقایسه ای با کشف رابطه بین ریسک گریزی و وفاداری مشتریان به نام تجاری در بخش خدمات ارتباطی نشان داده است که رابطه مثبتی بین متغیرهای اعتبار برند و ارزش برند با ریسک گریزی و وفاداری مشتریان به برند وجود دارد و اعتبار و ارزش برند بطور قابل توجهی با در نوع وفاداری (نگرشی و رفتاری) مرتبط است (احمدی کمر پشتی،۱۳۹۲).
کنگ و شارما[۸۹] (۲۰۱۲) در تحقیقی به بررسی تاثیر شخصیت برند بر ارزش ادراک شده پرداختند در این
تحقیق شخصیت برند به عنوان ابزاری جهت خلق ارزش ادراک شده شناخته شده است. نتایج تحقیق موید
آن است که شخصیت مطلوب برند تأثیر معنادار و مثبتی بر ایجاد و افزایش ارزش ادراک شده دارد (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
کوانزل و هالیدی[۹۰] (۲۰۱۰) در تحقیقی تاثیر شهرت و شخصیت برند را بر وفاداری برند در میان صاحبان اتومبیل در آلمان مورد آزمون قرار داده‌اند. یافته‌های پژوهش بیانگر اثر معنادار و مثبت شهرت و شخصیت برند بر وفاداری برند است (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
آنیسی موا (۲۰۰۷) در تحقیقی تاثیر ویژگی برند یکی از شرکت های اتومبیل سازی در استرالیا را بر وفاداری نگرشی و رفتاری مشتریان سنجیده است نتایج تحقیق موید آن است که شخصیت برند شرکت محرک اصلی وفاداری نگرشی و رفتاری مشتریان است (همان).
کاتلر و کلر (۲۰۰۵) نشان دادند که بر اساس قانون ۲۰-۸۰، ۲۰% مشتریان اصلی می‌توانند ۸۰% منفعت را برای شرکت ایجاد کنند، بنابراین رابطه بلند مدت شرکت با مشتریانش می‌تواند سود و منافع بیشتری برای شرکت ایجادکند.
چادوری و هالبروک[۹۱] (۲۰۰۱) وفاداری در عمل و وفاداری احساسی را برای اندازه گیری وفاداری برند استفاده نمودند و یک مقیاس لیکرت ۷ گانه را بکار بردند.
لین و هوآنگ [۹۲](۲۰۱۲) در تحقیقی تاثیر گذاری ابعاد شخصیت برند دو کافه زنجیره ای استار باکس[۹۳] و ۸۵ دیگیریزبر قصد خرید مجدد مشتریان در تایوان را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق موید آن است که شخصیت برند ادراک شده به طور مثبت بر قصد خرید مجدد تاثیر گذار است (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
پژوهش عباس نژاد و همکاران به دنبال پاسخ گویی به سوالات ذیل بود:

ردیف ابعاد تعداد سؤالات شماره سؤال
۱ با وجدان بودن ۵ ۵،۱۰،۱۵،۲۰،۲۵
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

آنچه بسیار مرتبط با رضایت مصرف‌کننده و رفتار شکاک آمیز اوست، حوزه وفاداری به مارک است. وفاداری به مارک را می‏توان به‏ عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک مارک نگرش مثبت دارد، میزان‏ پایبندی او به مارک مزبور و قصد ادامه خرید آن در آینده تعریف شود. وفاداری به مارک مستقیماً متأثر از رضایت یا نارضایتی از مارک که در طول زمان جمع‏آوری شده و نیز متأثر از کیفیت محصول است. از آنجا که نگهداشتن مشتریان‏ قدیم چهار تا شش برابر کم‏ هزینه‏تر از ایجاد مشتریان جدید است، مدیران بهتر است اولویت نخست را به ایجاد راهبردهایی که وفاداری‏ به مارک را توسعه و حفظ می‏کند،بدهند در همین راستا ایرفرانس‏ [۲۷]۱۱برنامه‏ای را برای تقویت وفاداری به مارک‏ در میان «جت نشین‏هایی» که به صورت ماهی یک بار سوار هواپیمای‏ مافوق صوت کنکورد می‏شوند،تدارک دیده است.آنها به این‏ مسافران دائمی بیشتر هدایایی جالب و غیر معمول مانند فیلم ویدئویی‏ از کتاب «زیبا و وحشی» نوشته ژان کوتو را به جای یک‏ برگ‏ تخفیف ۵۰ دلاری جهت بلیط رفت و برگشت سفر ۶۰۰۰ دلاری‏ آتی‏شان می‏دادند. چنان که یک مشاور نامدار بازاریابی عنوان کرده، ظرافت یان کار «پیوند زدن مشتری با بازاریاب» است (موسوی، ۱۳۸۵).
وفاداری به مارک هدف نهایی و غایی شرکتی است که دارای محصولی با علامت تجاری ویژه است اولویت یا ترجیج خرید یک مارک ویژه در یک قفسه محصول توسط مشتری، وفاداری به مارک نام دارد (سبحانی، ۱۳۸۵).
مشتری وفادار به برند به این صورت تعریف می‌شود: هر مشتری که خرید قبلی و بعدی آن یکسان بوده (یعنی از همان برند بخرد) یا خود توصیه کننده ای برای خریددیگران باشد و یا خودش برای خریدبیشتر تلاش نماید (برومیده، ۱۳۸۴).
۲-۱-۶) وفاداری به برند رویکرد نگرشی، رفتاری، وابستگی، ترکیبی؟
۲-۱-۶-۱) رویکرد نگرشی وفاداری به برند
وفاداری نگرشی از اجزای مؤثر و شناختی وفاداری به برند است که به عنوان ترجیح برند،قصد خرید و تعهد بلند مدت مشتری به یک برند و گرایش آنها به تبلیغات دهان به دهان مثبت، تعریف می‌شود . رویکرد نگرشی وفاداری به برند،شاخصهای تعهد،تعلق خاطر و اعتماد به یک برند را در برمی گیرد .(Anisimova , 2007)
رویکرد نگرشی[۲۸] که فرنیر و او[۲۹] مطرح کرده‌اند به عنوان یک رویکرد وفاداری مشتری محسوب می‌شود بر اساس این نگرش، تشریح رفتار واقعی مصرف کننده به تنهایی کافی نیست، بلکه انجام یک تجربه و تحلیل و ارائه توضیحی روشن از این مفهوم، نیازمند در نظر گرفتن ساختار نگرش ها، عملکرد مصرف کننده است برخی از شاخص‌های رویکرد عبارتند از: رجحان، قصد خرید، تقدم عرضه کننده (عباس نژاد و همکاران،۱۳۹۰).
مشکلات مواجه شده در سنجه‌های رفتاری، وفاداری به برند نشان می‌دهد که چرا تمایز بین وفاداری به برند و رفتار خرید تکراری اهمیت دارد. رفتار خرید تکراری، به این معنی است که مصرف‌کننده صرفاً به طور مداوم در حال خرید محصول، بدون احساسی خاص نسبت به آن است. در مقابل وفاداری به برند بر این تأکید دارد که مصرف‌کننده دارای رجحان واقعی نسبت به برند می‌باشد.
وفاداری نگرشی، از اجزای مؤثر شناختی وفاداری به برند محسوب می‌شود.این نوع وفاداری به عنوان ترجیح برند، قصد خرید و تعهد بلند مدت مشتری به یک برند و گرایش آن، به تبلیغات دهان به دهان مثبت، تعریف می‌شود. تعهد مشتریان هنگامی برای سازمان ارزشمند و معنادار است که به عملکرد خرید واقعی تبدیل شود (Anisimova, 2007) .
الیور(۱۹۹۹) با ارائه تعریف مبسوط وفاداری مشتری، می‌توان اظهار داشت وفاداری با سه عنصر زیر همراه است.
عنصر رفتاری مشتری که همان تکرار عمل خرید است؛
عنصر نگرشی مشتری که همان تعهد و اطمینان مشتری است؛
عنصر در دسترس بودن که با گزینه‌های زیاد برای انتخاب و انجام عمل خرید همراه است (مومنی و همکاران، ۱۳۹۲).
رویکرد نگرشی به سه قسمت مجزا تقسیم می‌شود:
وفاداری شناختی: به رفتار مشتری منجر شده و به باور مشتری مربوط می‌شود.
وفاداری احساسی: به تعهد و اعتماد مشتری منجر شده و به احساس وی مربوط می گردد.
وفاداری کنشی: به قصد مشتری برای انجام عمل خرید در آینده مربوط می‌شود (حمیدی‌زاده، ۱۳۸۸).
رویکرد اولیه در مورد وفاداری مشتری بر تکرار خرید یا احتمال خرید مجدد محصول متمرکز است اما به تدریج انتقاداتی از سوی پژوهشگرانی از قبیل دی و همکارانش صورت گرفت مبنی بر اینکه تکرار خرید ممکن است در نتیجه فقدان انتخاب‌های جایگزین برای مشتری ایجاد شود. در پاسخ به چنین اعتقاداتی، پژوهشگران پیشنهاد ارائه داده‌اند که بررسی و اندازه گیری وفاداری علاوه بر ابعاد رفتاری از طریق ابعاد نگرشی انجام شود (جایا واردهن و همکارانش[۳۰] ، ۱۹۹۷).
می توان ادعا کرد که دو مسئله مهم انتخاب مشتری و وفاداری مشتری، تمامی تلاش ها در حوزه دانش بازاریابی را تحت پوشش قرار می‌دهند. هرچه باشد هدف اصلی بنگاه‌های اقتصادی از تلاش و رقابت، جذب مشتری و حفظ تعادل و کسب سود بلند مدت از اوست. (Dick & Basu, 1994)
باور جانسون [۳۱] (۲۰۰۶) بر این باورند که خدمات یکی از عناصر تأثیرگذار بر روابط مشتریان است و دو راهبرد درک وفاداری مشتریان وجود دارد:
راه
برد اول: به کارگیری کارکنان وفادار است که موجب شکل گیری وفاداری در مشتریان می‌شود.
راهبرد دوم: ایجاد تعهد و صداقت در کار نسبت به ارائه کالاها و خدمات با ارزش به مشتریان است.
رویکردنگرشی وفاداری به عنوان اولویت و علاقه مشتری نسبت به یک برند خاص تعریف کرد (لین، ۲۰۱۰).
۲-۱-۶-۲) رویکردهای رفتاری وفاداری به برند
وفاداری رفتاری[۳۲] شاخص‌هایی از قبیل تکرار خرید و توصیه برند به دیگران را، دربر می‌گیرد. در واقع می‌توان گفت وفاداری رفتاری واسطه بین نگرش و رفتارات است .این بنا نمادی از قصد به عمل در فرآیند تصمیم گیری خرید می‌باشد و اینکه مشتریان در یک دوره طولانی مدت به خریداری و استفاده از یک برند بخصوص ادامه می‌دهند ( Marcel &et al,2007,4).
در رویکرد رفتاری[۳۳]،معیار وفاداری، رفتار مشتریان است و کانون توجه روی تکرار رفتار خرید به عنوان یک شاخص وفاداری متمرکز است. بطور کلی رویکرد رفتاری در بحث وفاداری به مارک، رفتار واقعی خرید مصرف کننده را راجع به محصول اندازه گیری می‌کند (عباس نژاد و همکاران،۱۳۹۰).
روش تناسب خرید ها پرکاربرد ترین سنجه وفاداری به برند است در این رویکرد تمامی برندهای خریداری شده یک مقوله کالای خاص برای هر مصرف کننده تعیین شده و نسبت به خریدهای مربوط به هر برند شناسایی می‌گردد و آنگاه وفاداری به برند بر حسب نوعی نسبت دلخواه از خرید های مربوط به یک برند خاص اندازه گیری می‌شود (موون و مینور، ۱۳۸۸).
رویکرد رفتاری وفاداری نشان دهنده رفتار خرید مجدد واقعی توسط مشتری نسبت به یک برند خاص می‌باشد(لین، ۲۰۱۰).
رویکردهای مختلفی برای دسته بندی مشتریان، استفاده شده است.
۲-۱-۶-۲-۱) رویکرد الماس وفاداری (واکر و ناکس[۳۴]، ۱۹۹۵)
واکر و ناکس تحقیقات ارزشمندی را بر روی تاثیر علامت تجاری در ایجاد وفاداری انجام دادند که نتیجه تحقیقات خود را در قالب ماتریکس حمایت و پشتیبانی منتشر نمودند. سمت راست الماس وفاداری نشان دهنده سطح پشتیبانی از علامت تجاری است که می‌توان آنرا با سهم نسبی خرید از این علامت تجاری به کل خرید مشتریان در آن زمینه اندازه گیری نمود. سمت چپ الماس وفاداری نشان دهنده تعهد مشتریان به علامت تجاری است. عمدتاً تعهد به علامت تجاری با توجه به اختلاط درگیری محصول وتلقی مشتری از یک علامت تجاری تعیین می‌شود.
تنوع طلب: با محصولات بیشتری درگیر هستندولی عمدتا از ترکیبی از علایم تجاری خرید می‌کنند ولی هیچ مشکلی با تغییر دادن یک علامت تجاری ندارند.
معمولی: اگر به طور معمول از یک تامین کننده، خرید کنندف پشتیبانی بالایی از علامت تجاری نشان می‌دهند، اما اینگونه مشتریان تعهد چندانی به نوع محصول ندارد.
گهگاهی: این مشتریان می‌توانند از سطح پایین درگیری شان با محصولات تلقی اندک آنهااز ریسک برند شناسایی کرد. عمدتاً این مشتریانی هستند که خریدشان از یک برند بستگی به این دارد که با پیشنهاد جدیدی در هنگام خرید مواجه شوند.
وفادار: این گروه از مشتریان حتی اگر برای خرید از یک برند دیگر تحت فشار قرار گیرند در اسرع
وقت به برند دلخواه خود مراجعه می‌کنند.
۲-۱-۶-۲-۲) رویکرد چهارc
این مدل نتیجه دیک و باسو است. طبقه بندی این مدل بر اساس تفاوت های بارز وفاداری ثابت و وفاداری مثبت شکل گرفته است.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

وفاداری ثابت آن دسته از مشتریان که در وفاداری شان بی طرف هستند تغییر رفتار آنها تاثیر چندانی روی کسب و کار برند ایجاد نمی کند.
مشتریان ناچار: هر گونه محصولات یا خدمات مورد توجه آنها قرار می‌گیرد. آنها به دلیل یک برند را تعقیب می‌کنند چون انتخاب واقعی دیگری ندارند.
مشتریان راحت طلب: یک سری از مشتریان به این دلیل چنان رفتاری از خود بروز می‌دهند که یا به دنبال دفعات خرید بیشتر هستند یا نزدیکی فروشگاه، چنین رفتاری را در آنها ایجاد می‌کند. بنابراین آنها هرگز دیدگاه خاصی نسبت به این برند خاص ندارند.
مشتریان قانعنگرش مثبتی نسبت به برند دارند اما رفتار خاصی از خود بروز نمی‌دهند. به این صورت که آنها همچنان مشتری شرکت باقی می‌مانند ولی این دلبستگی خود با شرکت را با خرید بیشتر از شرکت توسعه نمی دهند.
مشتریان متعهد: این گونه مشتریان هم رفتار و هم نگرش مثبتی به سازمان و برند دارند. می‌توان آنان را شیفتگان و علاقه‌مندان به برند هم نامید. آنها را می‌توان از خرید متوالی، تبلیغات، پشتیبانی خستگی ناپذیرشان برای برند شناسایی کرد (رسائی، ۱۳۹۱).
۲-۱-۶-۳) رویکرد وابستگی وفاداری به برند
رویکرد وابستگی را دیک و باسو[۳۵] مطرح کردنند. در این نگرش، این سوال مطرح می‌شود دلیلی که باعث می‌شود مشتری یک محصول را رد کند چیست؟ دیک و باسو معتقدند که لازم است روی نگرش‌های وابستگی به جای نگرش‌های مجرد و مطلق، در بحث وفاداری تمرکز کرد، چرا که ارزیابی یک کالا یا خدمت ممکن است به شدت به درک و تشخیص مطلق وابسته باشد (عباس‌نژاد و همکاران، ۱۳۹۰)
۲-۱-۶-۴) رویکرد ترکیبی وفاداری به برند
وفاداری به وسیـله عملکرد مصرف مشــتریان، تمایل به مارک، فراوانی خرید، مقـدار کلی خرید و جدید
ترین خرید انجام شده سنجیده می‌شود و استفاده از این روش، قدرت پیش بینی صحیح وفاداری مشتریان را افزایش می‌دهد (عباس نژاد و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۱-۷) انواع و حالت وفاداری به برند
دیک و باسو (۱۹۹۴) وفاداری را به چهار حالت زیر تقسیم کرده‌اند:
وفاداری واقعی
وفاداری کاذب
وفاداری پنهان
عدم وفاداری
وفاداری واقعیسودآورترین طبقه مشتریان هستند که دارای نگرش و رفتار خرید مناسب می‌باشند. وفاداری در موقعیتی نشان داده شده است که یک مصرف‌کننده با چنان وابستگی زیادی نسبت به یک عرضه کننده داشته و نرخ خرید مجدد او در واحد زمان نیز بالا است اما در هیچ یک از حالات دیگر چنین وضعیتی وجود ندارد.
وفاداری کاذب، به دلیل اعتقاد مشتری عدم تنوع گزینه‌های موجود، الگوی تکرار خرید، مبتنی بر پیشنهادات خاص، راحتی دسترسی به واسطه‌هاوسایر عوامل مشابه میباشد. به عبارتی ممکن است مشتری گاهی وفادار بوده و یا به راحتی سازمان را بارقیبان عوض کنند.
درحالت وفاداری کاذب نرخ خرید مجدد بالاست درحالیکه نگرش مثبت در سطح پایینی قرار دارد.
وفاداری پنهان، که نگرش مثبتی نسبت به سازمان و نام تجاری آن داشته، اما رفتار خرید آنها مشخص نبوده و انتخاب‌های آنان تحت تاثیر محل عرضه، وضعیت موجودی کالا و سایر عوامل قرار می‌گیرند.
در وفاداری پنهان ممکن است وابستگی عمیق نسبت به یک مارک تجاری وجود داشته باشد ولی این حالت همراه با نرخ بالایی از خرید نباشد و یا اینکه اصلاً خریدی صورت نگیرد.
عدم وفاداری، در موقعیت‌هایی اتفاق می‌افتد که نگرش (نسبی) مشتری و نیز رفتار تکرار خرید وی در سطح پایینی می‌باشد.
در حالت عدم وفاداری نگرش مساعدی نسبت به یک عرضه کننده وجود ندارد و هم نرخ پایین است (Dick & Basu , 1994 ).
“اولیور” (۱۹۹۹) وفاداری به برند را به چهار حالت زیر دسته بندی کرده‌اند:
وفاداری شناختی
وفاداری عاطفی
وفاداری کردار
وفاداری عملی
“دی” (۱۹۹۶)، دو نشانه دیگر را بدان افزود وفاداری عاطفی وانفعالی و وفاداری برند را به وفاداری واقعی به برند و وفاداری کاذب تقسیم کرد.
مصرف‌کنندگان با وفاداری واقعی می‌بایست هم تعهد روانی و هم علاقه خود را علاوه بر تداوم خرید نشان دهند.مصرف‌کنندگان با وفاداری کاذب ممکن است خرید های مکرری از یک برند داشته باشنداما آن به این دلیل می‌باشد که تنها گزینه موجود در فروشگاه است (لین، ۲۰۱۰).
۲-۱-۸) سطوح وفاداری از دیدگاه آکر
متعهد به برند
علاقه‌مند به برند
راضی (با هزینه‌های تغییر)
مستمر (عدم وجود علت برای تغییر)
بی تفاوت به برند (حساس به قیمت وفادار نبودن به قیمت)
شکل ۲-۱) هرم وفاداری آکر۱۹۹۱
آکر (۱۹۹۱) پنج سطح از وفاداری به برند و گروه‌های مشتریان را در هرم وفاداری طبقه‌بندی کرد که عبارتند از: Moisescu , 2005) (

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

در سطح اول خریدار به برند وفادار نیست بلکه نسبت به آن کاملا بی تفاوت است و هر برندی که قیمت آن مناسب باشد، مورد قبول وی قرار می‌گیرد.
سطح دوم شامل خریداران راضی و یا حداقل غیر ناراضی است که هنوز به آن درجه از نارضایتی
نرسیده‌اند که نسبت به تغییر برند، تحریک شوند اما آنها در مقابل رقبایی که می‌توانند مزیت‌های بیشتری را ایجاد نمایند، آسیب‌پذیر هستند و در این شرایط ممکن است اقدام به تغییر برند مورد استفاده خود نمایند .
سطح سوم در برگیرنده مشتریانی است که به دلیل هزینه‌های تغییر (فقدان وقت و پول، یا مزایای حاصل از وفاداری به برند فعلی و ریسک های عملکردی ناشی از تغییر برند)، از برند فعلی راضی هستند .
سطح چهارم شامل مشتریانی است که واقعاً به برند علاقه مند هستند و به سبب تجربه استفاده از برند و کیفیت ادراک شده بالای آن، نسبت به برند وابستگی عاطفی دارند .علت اصلی این وابستگی، وجود رابطه بلندمدت مشتریان یا برند است .
سطح پنجم نشان دهنده مشتریان متعهدی را نشان می‌دهد، که آنها از استفاده و کشف نمودن برند مغرور هستند و همچنین این سطح شامل مشتریانی است که برند برای آنها هم از نظر وظیفه ای و هم برای بیان شخصیت، مهم است. اهمیت و ارزش این طبقه از مشتریان، در توجیه نمودن برند به دیگران می‌باشد (Moisescu ,2005).
وفاداری بصورت پیوستار از سطح کامل تا بی تفاوتی کامل گسترده است. فرض کنید چهار محصول الف، ب، ج، د، ه در بازار وجود داشته باشد.
مشتریان بسیار وفادار: مشتریانی که در تمام اوقات یک محصول را می‌خرند : الف، الف، الف، الف، نشان دهنده این نوع وفاداری است.
مشتریان وفادار نسبی یا موقت: مصرف‌کنندگانی که به دو یا سه محصول وفادار می‌مانند. الف، الف، ب، ب، الف، ب نشان دهنده این نوع رفتار خرید است.
وفاداری بی ثبات: مصرف‌کنندگانی که پس از چندبار خرید از یک مارک، مارک دیگر را به صورت مستمر خریداری می‌نمایند. یعنی بصورت: الف، الف، الف، ب، ب، ب
بی وفا: مصرف‌کنندگانی که نسبت به یک مارک وفاداری ند ارند و خرید آنها بصورت الف، ب، ج، د، ه می‌باشد.
به وفاداری مشتریان وفادار، در سطح اول، وفاداری تقسیم نشده ١ نیز گفته می‌شود.
همچنین وفاداری نسبی به وفاداری تقسیم شده ٢ نیز شهرت دارد (حمیدی زاده، ۱۳۸۸).
فولرتن[۳۶] نیز دو سطح وفاداری را مطرح می‌کند:
وفاداری به کارکنان: روابط مشتری با کارکنانی که به وی خدمت رسانی می‌کنند می‌تواند قوی تر از ارتباط همان مشتری با سازمان باشد. این نوع وفاداری پویاتر و پیچیده تر از مدل‌های رایج در زمینه وفاداری است وجوانبشخصی و اجتماعی مهمی را در بر می‌گیرد.
وفاداری به سازمان: تعهد به ارائه دهنده خدمت می‌تواند محرک مهمی برای وفاداری به سازمان باشد (عطافر و همکاران، ۱۳۹۰)
وفاداری فعال و انفعالی که نوع فعال آن (تبلیغات دهان به دهان و تمایل به استفاده) یا وفاداری آگاهانه بر این اشاره دارد که مشتری با آگاهی و اعتماد کامل و با نگرشی کاملا مثبت نسبت به مارک ویژه، آن را به دیگران توصیه می‌کند و آنها را به خرید تشویق می‌کند، در حالی که در وفاداری انفعالی (تعویض نکردن حتی تحت شرایط تقریبا منفی) یا وفاداری ناآگاهانه یا عادت به خرید، مشتری بدون دلیل و بدون توجه به محصولات رقبا و حتی در شرایط تقریبا منفی اقدام به تکرار خرید می‌کند و نظری در مورد مارک ویژه و توصیه به دیگران ندارد (زمانی مقدم و لاهیجی، ۱۳۹۱)
وفاداری به دو بخش سالم و ناسالم تقسیم می‌شود. وفاداری سالم، تحقق ارتباط قوی بین فرد و سازمان به نحوی است که حداکثر صداقت و اعتماد در آن برقرار باشد. در این نوع وفاداری، هر دو طرف، از وجود این ارتباط راضی هستند .در وفاداری ناسالم، علی رغم مراجعه فرد به سازمان و تداوم ارتباط، همنواختی مستحکمی بین آنها برقرار نیست و فرد کاملاً راضی به نظر نمی رسد و دائماً در بین دو یا چند ارائه کننده در حال جابجایی می‌باشد (حمیدی‌زاده، ۱۳۸۸).
۲-۱-۹) مزایای وفاداری به برند
شرکت هایی که گروه بزرگی از مشتریان وفادار را دارند، سهم بزرگی از بازار را نیز در دست دارند.
مشتریان وفادار، مشتریان جدیدی را برای شرکت جذب می‌کنند .
مشتریان وفادار در مقابل استراتژی‌های بازاریابی رقبا مقاوم هستند و از برند مورد علاقه خود دفاع می‌کنند (Moisesun , 2005)
وفاداری باعث افزایش اهرم تجاری (نسبت دارایی به بدهی) سازمان می‌شود .
مشتریان وفادار، هنگام خرید کمتر از سایرین به اطلاعات اضافی توجه می‌کنند و در صورت مواجهه با مشکل در محصولات، راحت تر آن را نادیده می‌گیرند (هاوکینز و دیگران[۳۷]،۱۳۸۵).
هزینه جذب مشتریان جدید، بنا به پژوهش برنامه بررسی کمک‌های فنیTARP پنج برابر هزینه
خشنود نگهداشتن مشتری کنونی می‌باشد (کاتلر، ۱۳۷۹).
در بازارهای رقابتی، وفاداری باعث ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای برند و شرکت سازنده آن می‌شودMoisesun , 2005).
وفاداری، هزینه‌های یادگیری مشتریان را بخصوص در بازارهای خدماتی کاهش می‌دهد .
با بازاریابی دهان به دهان مثبت از سوی مشتریان وفادار، شرکت هزینه‌های بازاریابی خود را کاهش می‌دهد .
مشتریان وفادار، حاضر به پرداخت قیمت بالاتر برای برند مورد علاقه خود هستند .
مشتریان دیرین و خشنود (وفادار) هر بار خریدهای بیشتر و گسترده‌تری از دیگران می‌کنند.
مشتریان ویژه
و بسیار خشنود، همچون وکیل مدافع بنگاه رفتار می‌کنند (کاتلر، ۱۳۷۹).
مشتریان وفادار، از طریق افزایش خریدهایشان و تکرار آنها باعث ایجاد درآمدی بیشتری برای برند می‌شوند.
وفاداری به علامت تجاری هم برای شرکت و هم برای مصرف کنندگان دارای مزایایی است. این مزایا برای مصرف‌کننده عبارتند از: صرفه‌جویی در وقت، صرفه جویی در فرآیند تصمیم گیری و کاهش ریسک خرید یک محصول غیر رضایت بخش، مزایای آن برای شرکت نیز بوجود آوردن مشتری دائمی و پابرجا می‌باشد. بطور کلی، با بررسی اطلاعات و شناخت عوامل مؤثر بر وفاداری مشتریان:
الف- یک شرکت در می‌یابد که آگهی های تبلیغاتی او در آگاه سازی و ایجاد نگرش مثبت در مشتریانش تا چه حد موفق بوده است و تا چه اندازه‌ای نام شرکت را در ذهن مشتریان جا انداخته است.
ب- با توجه به عوامل مهم از دیدگاه مشتریان و در مورد خصوصیاتی که یک شرکت باید داشته باشد، شرکت می‌تواند روی بوجود آوردن این ویژگی‌های برنامه‌ریزی و سرمایه گذاری نماید.
ج- شرکت‌ها با دیدی وسیع تر مشتریان ناراضی خود را شناخته و عوامل نارضایتی آنان از عملکرد شرکت را دریابند (رسائی، ۱۳۹۱).
صاحب نظران دانش بازاریابی، مزایای زیادی را برای وفاداری برشمرده‌اند که برخی از بارزترین آنها عبارتند از:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

بر اساس نظریه ی سطح انگیختگی بهینه نیز می توان مسئله بالا را توضیح داد. آن دسته از افراد که از سطح انگیختگی پایینی برخوردارند، به دنبال انتخاب هایی هستند که ریسک کمتری دارد و به همین سبب محل های تکراری، رضایت بیشتری برای آن ها فراهم می کند. از جهت دیگر افرادی که از سطح انگیختگی بالایی برخوردارند، محل های جدید،غذاهای جدید و مسایل چالش برانگیز، موجب رضایت بیشتری برای آن ها می شود.
اما نکته دیگر که باید بدان توجه داشت ، انگیزه تکرار سفر به یک مقصد گردشگری است در ادامه پنج دلیل مورد اشاره آمده است :
کاهش ریسک تجربه های نامطلوب؛
اطمینان از نوع افرادی که با ان ها برخورد خواهند داشت؛
ایجاد ارتباط عاطفی با زمان کودکی؛
تجربه جنبه هایی از مقصد که در سفر قبلی فرصت آن فراهم نشده است ؛
همراهی برای آشنا کردن دیگران نسبت به مقصدی که موجب تجربه ی رضایت بخش برای گردشگر شده است (رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۶).
مطالعاتی وجود دارد که ارتباط مستقیم بین “رضایت” و “وفاداری” گردشگر را از مقصدی که به آن سفر کرده است نشان می دهد. در ذیل به تعدادی از آن ها اشاره می شود:
اوپرمان[۸۱](۲۰۰۰) ، وفاداری به مقصدِ (اشتیاق بازگشت گردشگر به مقصدی که قبلاٌ از آن دیدن کرده است) ساکنین نیوزیلند را در مورد سفر به استرالیا مورد بررسی قرار داد. از افراد مورد بررسی در مورد تعداد مسافرت هایشان به استرالیا در طول ۱۰ سال گذشته (۱۹۸۵-۱۹۹۵) سوال شد. نتایج تحقیق نشان داد که افراد مورد بررسی ۴ الی ۵ بار در طول این زمان به استرالیا سفر کرده اند که نشان دهنده وفاداری آنها به مقصد یا اشتیاق سفر دوباره آنها به مقصد بوده است(اپرمان،۲۰۰۰).
یون و ایسال[۸۲] (۲۰۰۵)، اثرات انگیزه و رضایت را بر وفاداری به مقصد مورد مطالعه قرار دادند. نتیجه مطالعه رابطه مستقیم بین رضایت از تجربه سفر و وفاداری به مقصد را نشان داد. انگیزه های کششی رضایت را کاهش می دهند. انگیزه های رانشی برای رضایت سفر اهمیتی ندارند اما برای مقصد مهم اند.فاکتورهای انگیزه های رانشی عبارتند از: هیجان انگیز بودن سفر، دانسته ها/آموزش، آرامش، موفقیت، با هم بودن خانواده، ایمنی/سرگرمی و دور از خانه بودن/بینش.
فاکتورهای انگیزه های کششی عبارتند از: جو مدرن/فعالیت های مدرن، فضای وسیع، آب و هوای پایدار، مناظر طبیعی، فرهنگ متفاوت، تمیزی/خرید، غذای محلی/ فعالیت های شبانه، شهر یا روستای جالب و جذاب و ورزش های آبی (یون و ایسال،۲۰۰۵).
نتایج مطالعات کازاک و رمینگتون (۲۰۰۰)، نشان داد که سه متغیر رضایت کلی، احتمال بازدیدهای بعدی و احتمال توصیه بازدید مقصد به دیگران به میزان زیادی توسط خصوصیت های مقصد تحت تأثیر هستند. این خصایص عبارتند از: ارزش کلی پول، استاندارد کیفی وسایل رفاهی، سطح خدمات رفاهی، احساس امنیت و ایمنی، مهمان نوازی، پاکیزگی، بهداشت و تنوع و کیفیت غذا.این مطالعه نشان داد که لزوماٌ گردشگران راضی دوباره از مقصد بازدید نمی کنند اما باز هم با پیام های دهان به دهان مثبت امکان جذب گردشگران بعدی به مقصد مورد نظر وجود دارد (کوزاک و رمینگتون،۲۰۰۰).
بیگن[۸۳] و همکارانش (۲۰۰۱)، دریافتند که درک وجه استنباط شده از مقصدگردشگری مقدمه ای از درک کیفیت، بهداشت، قصد بازگشت و اشتیاق برای توصیه مقصد سفر به دیگران می باشد. کیفیت به عنوان فاکتوری است که عامل ایجاد رضایت و اشتیاق بازگشتن به مقصد است و رضایت می تواند منجر به توصیه مقصد به دیگران باشد. با این وجود هیچ رابطه ای بین “رضایت برای بازدید دوباره” و “توصیه مقصد به دیگران” وجود ندارد (بیگن و همکارانش،۲۰۰۱).
هسو و کانگ[۸۴] (۲۰۰۷)، رابطه بین مشخصه های سفر و آگاهی گردشگران بین المللی بر احتمال بازدید دوباره از هنگ کنگ را مورد بررسی قرار دادند. نتیجه مطالعه نشان داد که بسته تورها به بازدید کنندگانی فروخته شد که برای بار اول به مقصد مورد نظر سفرمی کردند در حالی که مسافرین تجاری/کاری و کسانی که برای ملاقات دوستان و اقوام مقیم در مقصد می رفتند به صورت مستقل از تورها سفر کردند. گردشگرانی که برای بار اول به مقصد مورد نظر سفرمی کردند حداقل زمان را در هنگ کنگ سپری می کردند (۵/۳ شب) در حالی که کسانی که برای ملاقات دوستان و اقوام مقیم در هنگ کنگ آمده بودند زمان بیشتری را در آنجا صرف کرده اند (۷ شب). بازدیدکنندگانی که دوباره به هنگ کنگ سفر می کردند بیشتر از همه در آنجا ماندند. مسافرین سفرهای تجاری بیشترین تعدد مسافرت را به هنگ کنگ داشتند. بازدید کنندگان از سفر به هنگ کنگ راضی بودند، هر چند یافته ها نشان داد که رضایت لزوماٌ منجر به وفاداری و اشتیاق بازگشت دوباره به مقصد نمی شود و به این دلیل که بعضی از گردشگران با وجودی که از سفرشان به هنگ کنگ راضی بودند احتمال بسیار کمی برای بازگشتشان به آنجا وجود داشت ) هسو و کانگ،۲۰۰۷).
تورس و کلین[۸۵] (۲۰۰۶)، دریافتند که شاد سازی مشتری، شاخص بهتری برای ارتباط مشتری است تا رضایت مشتری، چرا که مشتریان خوشحال بیشتر به مقصد وفادارند و بیشتر سفر به مقصد را به اطرافیانشان توصیه می کنند(تورس و کلین،۲۰۰۶).
بنت و راندل تیل[۸۶] (۲۰۰۴) ، دریافتند که رضایت و وفاداری دو ساختار متفاوت هستند. سطح بالای رضایت دلالت بر سطح بالای وفاداری مشتریان ندارد(بنت و راندل تیل،۲۰۰۴).
ویور[۸۷] و همکارانش(۲۰۰۷)، ارتباط بین متغیرهای قابل پیش بینی (طول مدت ماندن، تعداد افراد در سفر، انواع پکیج های مسافرتی، تعداد کشورهایی که مورد بازدید قرار می گیرند، و تعداد کشورهایی که به منظور تفریح به آنها سفر می شود) و متغیرهای شاخص (رضایت، کیفیت خدمات، ارزش پول، و احتمال بازگشت و بازدید دوباره) را مطالعه کردند. مطالعه نشان داد که بیشتر شهرهایی که گردشگران بازدید کردند، جاهایی بودند که کیفیت خدمات آنها از طرف گردشگران تایید شده بود .گردشگر های مستقل (دارای دوست وآشنا در مقصد) احتمال بیشتری برای بازگشت به مقصد نسبت به توریست هایی که با بسته تور مسافرت می کنند، داشتند. با این حال گروه دیگر کیفیت خدمات را بالاتر از گروه مستقل ارزیابی کردند. این مساله احتمالاٌ به این دلیل است که بسته تور توسط مدیران تور برنامه ریزی شده و گردشگران کیفیت بالای خدمات را از راهنمای تور، هتل و رستوران ها دریافت کرده اند. تمرکز استراتژی های بازاریابی بر اپراتورهای تور به جای گردشگری مستقل یک توصیه است. در این مطالعه تعداد کشورهایی که مورد بازدید قرار می گیرند و ارزش پول، همبستگی کمتری با احتمال بازدید دوباره از مقصد داشتند(ویور و همکارانش،۲۰۰۷).
هویی و همکاران (۲۰۰۷)، دریافتند که احتمال سفر دوباره به سنگاپور رابطه مثبتی با سطح رضایت کلی توریست دارد. با این حال، سنگاپور کشور کوچکی است و گردشگران می توانند کل کشور را در عرض چند روز ببینند. با وجودی که گردشگران سطح بالایی از رضایت را در مورد سنگاپور داشتند، تمایل بیشتری به توصیه سفرهای دیگری که رضایت یکسانی در مورد آنها به دست آورده بودند داشتند) هویی و همکارانش،۲۰۰۷).
مورفی[۸۸] و همکارانش(۲۰۰۰)، دریافتند که محیط (مثل طبیعت و فرهنگ) و زیر ساخت ها (مانند؛ خرید، غذا و محل اقامت) بر درک کیفیت، ارزش تجربیات گردشگر و قصد بازدید دوباره از مقصد اثر می گذارد (مورفی و همکارانش،۲۰۰۰).
به طور خلاصه چنین می توان بیان کرد، در طی مرحله قبل از سفر، تصویر مقصد به وسیله عوامل شخصی (انگیزه ها،عوامل جمعیت شناختی) و عوامل محرک(منابع اطلاعاتی،تجارب گذشته)شکل می گیرد.هنگامی که افراد در مرحله ی مسافرت قرار می گیرند،چندین ویژگی از مقصد سفر مانند هتل ها، رستورانها، مراکز خرید، فرودگاه و… را تجربه می کنند،در این مرحله گردشگر انتظارات خود از مقصد را با تجربیات واقعی که در طول مرحله سفر رخ می دهد ، مقایسه می کند.اگر تجارب واقعی چیزی بیش از حد انتظار باشد رضایت گردشگران را در پی دارد و برعکس.گردشگران راضی در مرحله بعد از سفر با احتمال بیشتری به بازدید مجدد و تمایل به توصیه کردن مقصد سفر علاقه مندند. آنچه را که در این فصل بیان شد را می توان در نگاره شماره ۸ ، مشاهده کرد:
نگاره شماره ۸ : چارچوب پژوهشی
رضایت/عدم رضایت
قصد بازگشت
تمایل به توصیه
عوامل شخصی:
-جمعیت شناختی
-عوامل انگیزشی
تجربه واقعی
تصویر (انتظارات)
عوامل تحریک کننده:
-منابع اطلاعاتی
-تجربه گذشته
منبع :راکتیدا،۲۰۰۹
۲-۱۵ پیشینه تحقیق
تحقیقات قابل توجهی در زمینه گردشگری انجام شده است که هر کدام به بررسی بعدی از ابعاد گسترده این صنعت پرداخته اند.در زیر تعدادی از تحقیقات را مشاهده می کنید که از نظر موضوعی ،مشابه تحقیق انجام شده می باشد،که به اختصار به آن ها اشاره می شود:
۱-بررسی عوامل مؤثر در انتخاب مقصد گردشگری( مطالعه ی گردشگران ایتالیایی در ایران (

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.