۵-۱) مقدمه
در کلیه تحقیقات بالاخص تحقیقات علوم انسانی فصول نهایی از اهمیت به سزایی برخوردار است و در حقیقت محقق نتیج کار خود را مشاهده می‌کند. ارائه راهکار و پیشنهاد از جمله کارهای دیگری هستند که در این فصول انجام می‌شود. این پیشنهادات بر اساس تجربیات محقق در طول تحقیق حاصل شده و مرجع مناسبی برای پژوهش‌های آتی می‌باشد. پس از تعیین نوع و روش تحقیق در فصل سوم، تحقیق در فصل چهارم با استفاده از آزمون همبستگی به تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع شده و تست فرضیات پرداخته و در این فصل با توجه به یافته‌های ارائه شده در فصل چهارم محقق تلاش دارد تا به تفسیر فرضیه‌های تحقیق پرداخته و نتیجه‌گیری و پیشنهادات خود را در این راستا ارائه دهد. این فصل به ترتیب شامل سه بخش نتیجه‌گیری بر اساس فرضیات، ارائه پیشنهادات در راستای فرضیات – پیشنهادات به محققین آتی و محدودیت‌های تحقیق می‌باشد.
۵-۲) نتایج آمار توصیفی
نتایج آمار توصیفی نشان داد که از ۲۴۳ نمونه انتخاب شده ۱۰۹ نفر (۹/۴۴ درصد) مرد و ۱۳۴ نفر (۱/۵۵ درصد) زن بوده‌اند.
از ۲۴۳ نمونه انتخاب شده ۶ نفر (۵/۲ درصد) زیر ۲۰ سال؛ ۷۲ نفر (۶/۲۹ درصد) بین ۲۰تا ۳۰ سال؛ ۸۰ نفر(۹/۳۲ درصد) بین ۳۰ تا ۴۰ سال؛ ۵۸ نفر (۹/۲۳ درصد) بین ۴۰ تا ۵۰ سال و ۲۷ نفر (۱/۱۱ درصد) بالای ۵۰ سال بوده‌اند.
مشاهده می‌شود که از ۲۴۳ نمونه انتخاب شده ۱۴ نفر (۸/۵ درصد) پایین دیپلم، ۳۸ نفر (۶/۱۵درصد) دیپلم، ۵۹ نفر (۳/۲۴ درصد) فوق دیپلم؛ ۹۲ نفر (۹/۳۷ درصد) کارشناس، ۴۰ نفر (۵/۱۶ درصد) دارای مدرک کارشناسی ارشد و بالاتر بوده‌اند.
از ۲۴۳ نمونه انتخاب شده ۴۶ نفر (۹/۱۸ درصد) درآمد کمتر از پانصد هزار تومان، ۶۸ نفر(۲۸ درصد) بین پانصد هزار تا یک میلیون تومان؛ ۹۰ نفر (۳۷ درصد) بین یک میلیون تا دو میلیون تومان و ۳۹ نفر (۱۶درصد) بیش از دو میلیون تومان درآمد دارند.
کمترین مقدار وفاداری مشتری ۲۵/۱ و بالاترین مقدار آن ۵، میانگین ۲۳۴/۴ و انحراف معیار آن ۷۴۸/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیر هیجان درک شده برند ۱ و بالاترین مقدار آن۰۰/۵، میانگین ۶۱۳/۲ و انحراف معیار آن ۹۵۹/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیرصلاحیت درک شده برند ۱ و بالاترین مقدار آن ۵۰/۴، میانگین ۴۳۱/۲ و انحراف
معیار آن ۹۵۳/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیردلفریبی درک شده برند ۱ و بالاترین مقدار آن ۰۰/۵، میانگین۷۰/۲ و انحراف معیار آن ۸۸/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیر روان‌رنجوری ۱ و بالاترین مقدار آن ۰۰/۵ میانگین ۵۸/۲ و انحراف معیار آن ۷۶۳/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیر برونگرایی ۱ و بالاترین مقدار آن ۶/۴، میانگین ۷۲/۲ و انحراف معیار آن ۷۰۴/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیر انعطاف‌پذیری ۸/۱ و بالاترین مقدار آن ۶/۴، میانگین ۰۴/۳ و انحراف معیار آن ۵۲۴/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیرار دلپذیری ۶/۱ و بالاترین مقدار آن ۰۰/۵، میانگین ۹۶/۲ و انحراف معیار آن ۶۲/۰ می‌باشد.
کمترین مقدار متغیر با وجدان بودن ۱ و بالاترین مقدار آن ۲/۴، میانگین ۵۸/۲ و انحراف معیار آن ۶۹۸/۰ می‌باشد.
۵-۳) نتایج آمار استنباطی
فرضیه‌های اصلی: مدل تأثیرگذاری پنج عامل بزرگ شخصیتی و شخصیت درک شده از برند، از قابلیت پیش‌بینی مناسب وفاداری برند برخوردار می‌باشد.
فرضیه های فرعی بر اساس تأثیر سه بعد شخصیت برند بر وفاداری برند
فرضیه فرعی: دلفریبی بر وفاداری برند تاثیر معنی داری دارد.
فرضیه فرعی: صلاحیت بر وفاداری برند تاثیر معنی داری دارد.
فرضیه فرعی:هیجان بر وفاداری برند تاثیر معنی داری دارد.
مقدار آماره t برای هر سه فرضیه بزرگتر از ۹۶/۱ می‌باشد که نشان دهنده کوچکتر بودن مقدار P-value از ۰۵/۰ می‌باشد. در نتیجه با سطح اعتماد ۹۵ درصد می‌توان نتیجه گرفت که شواهدی دال بر رد این سه فرضیه به دست نیامده و هر سه فرضیه مورد تایید قرار می‌گیرد. “کومار وهمکاران” رابطه میان شخصیت برند و وفاداری برند را بررسی کرد که در آن از کالای بادوام (ماشین) و کالای های مصرفی (خمیر دندان)برای این ارتباط استفاده کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد شخصیت برند می تواند بر وفاداری مشتری به کالاهای مصرفی تاثیر بگذارد. کوانزل و هالیدی (۲۰۱۰) در تحقیقی تاثیر شهرت و شخصیت برند را بر وفاداری برند در میان صاحبان اتومبیل در آلمان مورد آزمون قرار داده اند. یافته های پژوهش بیانگر اثر معنادار و مثبت شهرت و شخصیت برند بر وفاداری برند است. لین و هوآنگ (۲۰۱۲) در تحقیقی شخصیت برند ادراک شده به طور مثبت بر قصد خرید مجدد تاثیر گذار است.
آزمون فرضیات مربوط به بررسی تأثیر پنج عامل بزرگ شخصیتی بر دلفریبی درک شده برند

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

منگسیا[۸۱] (۲۰۰۷) تاثیر شخصیت برند را بر ترجیح مشتری، علاقه، وفاداری و میل به خرید او مورد بررسی قرار داد و نتایج تحقیق نشان داد شخصیت برند دارای تاثیر مثبتی بر روی ترجیح برند، علاقه، وفاداری، و میل به خرید آن دارد (لین، ۲۰۱۰).
گیو (۲۰۰۳) بررسی کرد که آیا شخصیت برند تاثیر معناداری روی ترجیح برند دارد؟
نتایج تحقیق نشان می‌دهد که مصاحبه شنوندگان امتیازهای بالاتری را در شناخت شخصیت چند برندی که ترجیح می‌دهند بدست آوردند و این نشان می‌دهد که مصرف‌کنندگان برند هایی را دوست دارند که دارای تمایز بیشتری باشندو آنها با برندهایی بیشتر آشنا هستند که آنها را ترجیح می‌دهند (همان).
کومار و همکاران[۸۲] رابطه میان شخصیت برند و وفاداری برند را بررسی کرد که در آن از کالای بادوام
(ماشین)و کالای های مصرفی (خمیر دندان) برای این ارتباط استفاده کرد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد
شخصیت برند می‌تواند بر وفاداری مشتری به کالاهای مصرفی تاثیر بگذارد.
میلویز و هربیگ[۸۳] (۱۹۹۴) اشاره کرد که برندها از شخصیت خودشان برخوردارند، بنابراین کاربران ممکن است محصولات را مطابق با شخصیت و ترجیحاتشان از ادراک تصویر محصول انتخاب کنند (لین، ۲۰۱۰).
چونگ کی کین و همکارانش (۲۰۰۱) تاثیرات شخصیت برند و هویت برند را بر وفاداری به برند در بازار تلفن های همراه سنجش کردند که نتایج نشان می‌دهد که تاثیرات غیر مستقیم شخصیت برند بر وفاداری به برند بوده است (عزیزی و همکاران، ۱۳۹۱)
سید جوادین و همکارانش در تحقیقی به بررسی رابطه میان وفاداری مشتریان و عوامل مؤثر بر برند در صنعت چاپ و خدمات زیراکس پرداختند نتایج نشان داد که ارزش ویژه برند و اعتماد به آن بر وفاداری نگرشی و رفتاری بصورت مستقل اثر گذارند همچنین ثابت شد که ممکن است عوامل مؤثر بر وفاداری رفتاری در مقایسه با وفاداری نگرشی در زمینه مطالعاتی مختلف متفاوت باشد( سید جوادین و همکارانش، ۱۳۸۹)
پاک قلب محمدی (۱۳۹۲) در مطالعه ای به بررسی تاثیر برند بر وفاداری مشتریان در پوشاک مردانه ایران پرداختند و نتایج تحقیق نشان داده است که رابطه معنادار و مثبت آماری میان هر یک از معیارهای تاثیر برند (وفاداری، کیفیت ادراک شده و…..) بر اساس مدل آکر وجود دارد (احمدی کمر پشتی،۱۳۹۲).
دشتی و همکاران (۱۳۹۰) در مقایسه به عنوان بررسی دیدگاه هویت اجتماعی برند و تاثیر آن در توسعه وفاداری به برند در شرکت تولید کننده محصولات لبنی کاله به این نتیجه رسیدند که هویت برند تاثیر مثبتی بر وفاداری به برند دارد.برند با هویت قوی منشا شکل گیری روابط بلند مدت میان مشتری و شرکت گشته و وفاداری را در پی خواهد داشت (احمدی کمر پشتی، ۱۳۹۲).
مومنی و همکاران(۱۳۸۹) در مقایسه تاثیر شخصیت برند بر وفاداری مشتریان نشان دادند که شخصیت برند تاثیر مثبت و معنی داری بر رضایت و ارزش ادراکی دارد.همچنین رضایت تاثیر معنی دار بر روی اعتماد و وفاداری و ارزش ادراکی بر روی رضایت و وفاداری مشتریان دارد (احمدی کمر پشتی، ۱۳۹۲).
رومانیک و تیل[۸۴](۲۰۱۳) در تحقیقی به عنوان رابطه شخصیت برند مصرف کننده و وفاداری رفتاری به نام تجاری به این نتیجه رسیدند که ایجاد وفاداری رفتاری و تکرار خرید از برند تاثیر بیشتری از ایجاد رقابت با برندهای دیگر دارد (احمدی کمر پشتی،۱۳۹۲).
رضایی دولت آبادی و همکاران (۱۳۹۲) تاثیر شخصیت برند و وفاداری برند را در میان مصرف‌کنندگان محصولات ایران خودرو در اصفهان مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق موید آن است که شخصیت برند با میانجی گری، اعتماد، ترجیح برند بر وفاداری برند تاثیر گذار است (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
بوهلل[۸۵]، موقی[۸۶]، هاجی[۸۷] وبن سلیمان[۸۸] تحقیقی با عنوان”اثر شخصیت برند بر قصد خرید”در سال (۲۰۱۱)
انجام دادند. هدف این تحقیق، تاکید بر ارزش شخصیت برند و تاثیر آن بر تصمیم گیری مصرف کننده است. فرضیه‌های این تحقیق به شرح زیر است:
شخصیت برند بر اعتماد برند اثر مثبت دارد.
شخصیت برند روی وابستگی به برند اثر مثبت دارد.
اعتماد برند روی وابستگی به برند اثر مثبت دارد.
اعتماد برند روی تعهد مصرف کننده به برند اثر مثبت دارد.
بین وابستگی به برند و تعهد به برند رابطه مثبت وجود دارد.
بین اعتماد مشتری به برند و قصد خرید رابطه مثبت وجود دارد.
تعهد به برند روی قصد خریداثر مثبت دارد.
حساسیت بیشتر مشتری نسبت به برند بیشتر از شخصیت برند بر اعتماد برند اثر مثبت دارد.
حساسیت بیشتر مشتری نسبت به برند بیشتر از شخصیت برند برروی تعهد به برند اثر مثبت دارد.
این تحقیق در سوس واقع در شرق مرکز تونس انجام شد. برای نمونه گیری از روش نمونه‌گیری غیراحتمالی، نمونه گیری در دسترس استفاده شد .برای جمع آوری داده از پرسشنامه استفاده شد که بوسیله نظر خواهی از کاربران تلفن همراه تکمیل شد. برای بررسی ابعاد مقیاس ها از تجزیه و تحلیل عامل اکتشافی و به منظور اعتبار فرضیه‌های تحقیق از رگرسیون ساده و چندگانه استفاده شد.نتایج تخقیق حا
کی از آن است که تمامی ادعاها ثابت شده است .(Bounlel, 2011)
ارتباط ویژگی شخصیتی و وفاداری برند:
ماتزلر (۲۰۰۶)رابطه میان ویژگی شخصیتی “صریح”،”برون گرایی”،”ارزش لذت”، علاقه به برند و وفاداری به برند را مورد بررسی قرار داد نتایج تحقیق نشان می‌دهد که”صریح بودن” و “برون گرایی” رابطه مثبتی را بر وفاداری برند یا محصول با ارزش کیفی آن را نشان می‌دهد (لین، ۲۰۱۰).
سید سلمان سیدین (۱۳۹۱) در مقایسه ای با کشف رابطه بین ریسک گریزی و وفاداری مشتریان به نام تجاری در بخش خدمات ارتباطی نشان داده است که رابطه مثبتی بین متغیرهای اعتبار برند و ارزش برند با ریسک گریزی و وفاداری مشتریان به برند وجود دارد و اعتبار و ارزش برند بطور قابل توجهی با در نوع وفاداری (نگرشی و رفتاری) مرتبط است (احمدی کمر پشتی،۱۳۹۲).
کنگ و شارما[۸۹] (۲۰۱۲) در تحقیقی به بررسی تاثیر شخصیت برند بر ارزش ادراک شده پرداختند در این
تحقیق شخصیت برند به عنوان ابزاری جهت خلق ارزش ادراک شده شناخته شده است. نتایج تحقیق موید
آن است که شخصیت مطلوب برند تأثیر معنادار و مثبتی بر ایجاد و افزایش ارزش ادراک شده دارد (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
کوانزل و هالیدی[۹۰] (۲۰۱۰) در تحقیقی تاثیر شهرت و شخصیت برند را بر وفاداری برند در میان صاحبان اتومبیل در آلمان مورد آزمون قرار داده‌اند. یافته‌های پژوهش بیانگر اثر معنادار و مثبت شهرت و شخصیت برند بر وفاداری برند است (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
آنیسی موا (۲۰۰۷) در تحقیقی تاثیر ویژگی برند یکی از شرکت های اتومبیل سازی در استرالیا را بر وفاداری نگرشی و رفتاری مشتریان سنجیده است نتایج تحقیق موید آن است که شخصیت برند شرکت محرک اصلی وفاداری نگرشی و رفتاری مشتریان است (همان).
کاتلر و کلر (۲۰۰۵) نشان دادند که بر اساس قانون ۲۰-۸۰، ۲۰% مشتریان اصلی می‌توانند ۸۰% منفعت را برای شرکت ایجاد کنند، بنابراین رابطه بلند مدت شرکت با مشتریانش می‌تواند سود و منافع بیشتری برای شرکت ایجادکند.
چادوری و هالبروک[۹۱] (۲۰۰۱) وفاداری در عمل و وفاداری احساسی را برای اندازه گیری وفاداری برند استفاده نمودند و یک مقیاس لیکرت ۷ گانه را بکار بردند.
لین و هوآنگ [۹۲](۲۰۱۲) در تحقیقی تاثیر گذاری ابعاد شخصیت برند دو کافه زنجیره ای استار باکس[۹۳] و ۸۵ دیگیریزبر قصد خرید مجدد مشتریان در تایوان را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق موید آن است که شخصیت برند ادراک شده به طور مثبت بر قصد خرید مجدد تاثیر گذار است (آقازاده و همکاران، ۱۳۹۲).
پژوهش عباس نژاد و همکاران به دنبال پاسخ گویی به سوالات ذیل بود:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

آنچه بسیار مرتبط با رضایت مصرف‌کننده و رفتار شکاک آمیز اوست، حوزه وفاداری به مارک است. وفاداری به مارک را می‏توان به‏ عنوان میزانی که مشتری نسبت به یک مارک نگرش مثبت دارد، میزان‏ پایبندی او به مارک مزبور و قصد ادامه خرید آن در آینده تعریف شود. وفاداری به مارک مستقیماً متأثر از رضایت یا نارضایتی از مارک که در طول زمان جمع‏آوری شده و نیز متأثر از کیفیت محصول است. از آنجا که نگهداشتن مشتریان‏ قدیم چهار تا شش برابر کم‏ هزینه‏تر از ایجاد مشتریان جدید است، مدیران بهتر است اولویت نخست را به ایجاد راهبردهایی که وفاداری‏ به مارک را توسعه و حفظ می‏کند،بدهند در همین راستا ایرفرانس‏ [۲۷]۱۱برنامه‏ای را برای تقویت وفاداری به مارک‏ در میان «جت نشین‏هایی» که به صورت ماهی یک بار سوار هواپیمای‏ مافوق صوت کنکورد می‏شوند،تدارک دیده است.آنها به این‏ مسافران دائمی بیشتر هدایایی جالب و غیر معمول مانند فیلم ویدئویی‏ از کتاب «زیبا و وحشی» نوشته ژان کوتو را به جای یک‏ برگ‏ تخفیف ۵۰ دلاری جهت بلیط رفت و برگشت سفر ۶۰۰۰ دلاری‏ آتی‏شان می‏دادند. چنان که یک مشاور نامدار بازاریابی عنوان کرده، ظرافت یان کار «پیوند زدن مشتری با بازاریاب» است (موسوی، ۱۳۸۵).
وفاداری به مارک هدف نهایی و غایی شرکتی است که دارای محصولی با علامت تجاری ویژه است اولویت یا ترجیج خرید یک مارک ویژه در یک قفسه محصول توسط مشتری، وفاداری به مارک نام دارد (سبحانی، ۱۳۸۵).
مشتری وفادار به برند به این صورت تعریف می‌شود: هر مشتری که خرید قبلی و بعدی آن یکسان بوده (یعنی از همان برند بخرد) یا خود توصیه کننده ای برای خریددیگران باشد و یا خودش برای خریدبیشتر تلاش نماید (برومیده، ۱۳۸۴).
۲-۱-۶) وفاداری به برند رویکرد نگرشی، رفتاری، وابستگی، ترکیبی؟
۲-۱-۶-۱) رویکرد نگرشی وفاداری به برند
وفاداری نگرشی از اجزای مؤثر و شناختی وفاداری به برند است که به عنوان ترجیح برند،قصد خرید و تعهد بلند مدت مشتری به یک برند و گرایش آنها به تبلیغات دهان به دهان مثبت، تعریف می‌شود . رویکرد نگرشی وفاداری به برند،شاخصهای تعهد،تعلق خاطر و اعتماد به یک برند را در برمی گیرد .(Anisimova , 2007)
رویکرد نگرشی[۲۸] که فرنیر و او[۲۹] مطرح کرده‌اند به عنوان یک رویکرد وفاداری مشتری محسوب می‌شود بر اساس این نگرش، تشریح رفتار واقعی مصرف کننده به تنهایی کافی نیست، بلکه انجام یک تجربه و تحلیل و ارائه توضیحی روشن از این مفهوم، نیازمند در نظر گرفتن ساختار نگرش ها، عملکرد مصرف کننده است برخی از شاخص‌های رویکرد عبارتند از: رجحان، قصد خرید، تقدم عرضه کننده (عباس نژاد و همکاران،۱۳۹۰).
مشکلات مواجه شده در سنجه‌های رفتاری، وفاداری به برند نشان می‌دهد که چرا تمایز بین وفاداری به برند و رفتار خرید تکراری اهمیت دارد. رفتار خرید تکراری، به این معنی است که مصرف‌کننده صرفاً به طور مداوم در حال خرید محصول، بدون احساسی خاص نسبت به آن است. در مقابل وفاداری به برند بر این تأکید دارد که مصرف‌کننده دارای رجحان واقعی نسبت به برند می‌باشد.
وفاداری نگرشی، از اجزای مؤثر شناختی وفاداری به برند محسوب می‌شود.این نوع وفاداری به عنوان ترجیح برند، قصد خرید و تعهد بلند مدت مشتری به یک برند و گرایش آن، به تبلیغات دهان به دهان مثبت، تعریف می‌شود. تعهد مشتریان هنگامی برای سازمان ارزشمند و معنادار است که به عملکرد خرید واقعی تبدیل شود (Anisimova, 2007) .
الیور(۱۹۹۹) با ارائه تعریف مبسوط وفاداری مشتری، می‌توان اظهار داشت وفاداری با سه عنصر زیر همراه است.
عنصر رفتاری مشتری که همان تکرار عمل خرید است؛
عنصر نگرشی مشتری که همان تعهد و اطمینان مشتری است؛
عنصر در دسترس بودن که با گزینه‌های زیاد برای انتخاب و انجام عمل خرید همراه است (مومنی و همکاران، ۱۳۹۲).
رویکرد نگرشی به سه قسمت مجزا تقسیم می‌شود:
وفاداری شناختی: به رفتار مشتری منجر شده و به باور مشتری مربوط می‌شود.
وفاداری احساسی: به تعهد و اعتماد مشتری منجر شده و به احساس وی مربوط می گردد.
وفاداری کنشی: به قصد مشتری برای انجام عمل خرید در آینده مربوط می‌شود (حمیدی‌زاده، ۱۳۸۸).
رویکرد اولیه در مورد وفاداری مشتری بر تکرار خرید یا احتمال خرید مجدد محصول متمرکز است اما به تدریج انتقاداتی از سوی پژوهشگرانی از قبیل دی و همکارانش صورت گرفت مبنی بر اینکه تکرار خرید ممکن است در نتیجه فقدان انتخاب‌های جایگزین برای مشتری ایجاد شود. در پاسخ به چنین اعتقاداتی، پژوهشگران پیشنهاد ارائه داده‌اند که بررسی و اندازه گیری وفاداری علاوه بر ابعاد رفتاری از طریق ابعاد نگرشی انجام شود (جایا واردهن و همکارانش[۳۰] ، ۱۹۹۷).
می توان ادعا کرد که دو مسئله مهم انتخاب مشتری و وفاداری مشتری، تمامی تلاش ها در حوزه دانش بازاریابی را تحت پوشش قرار می‌دهند. هرچه باشد هدف اصلی بنگاه‌های اقتصادی از تلاش و رقابت، جذب مشتری و حفظ تعادل و کسب سود بلند مدت از اوست. (Dick & Basu, 1994)
باور جانسون [۳۱] (۲۰۰۶) بر این باورند که خدمات یکی از عناصر تأثیرگذار بر روابط مشتریان است و دو راهبرد درک وفاداری مشتریان وجود دارد:
راه
برد اول: به کارگیری کارکنان وفادار است که موجب شکل گیری وفاداری در مشتریان می‌شود.
راهبرد دوم: ایجاد تعهد و صداقت در کار نسبت به ارائه کالاها و خدمات با ارزش به مشتریان است.
رویکردنگرشی وفاداری به عنوان اولویت و علاقه مشتری نسبت به یک برند خاص تعریف کرد (لین، ۲۰۱۰).
۲-۱-۶-۲) رویکردهای رفتاری وفاداری به برند
وفاداری رفتاری[۳۲] شاخص‌هایی از قبیل تکرار خرید و توصیه برند به دیگران را، دربر می‌گیرد. در واقع می‌توان گفت وفاداری رفتاری واسطه بین نگرش و رفتارات است .این بنا نمادی از قصد به عمل در فرآیند تصمیم گیری خرید می‌باشد و اینکه مشتریان در یک دوره طولانی مدت به خریداری و استفاده از یک برند بخصوص ادامه می‌دهند ( Marcel &et al,2007,4).
در رویکرد رفتاری[۳۳]،معیار وفاداری، رفتار مشتریان است و کانون توجه روی تکرار رفتار خرید به عنوان یک شاخص وفاداری متمرکز است. بطور کلی رویکرد رفتاری در بحث وفاداری به مارک، رفتار واقعی خرید مصرف کننده را راجع به محصول اندازه گیری می‌کند (عباس نژاد و همکاران،۱۳۹۰).
روش تناسب خرید ها پرکاربرد ترین سنجه وفاداری به برند است در این رویکرد تمامی برندهای خریداری شده یک مقوله کالای خاص برای هر مصرف کننده تعیین شده و نسبت به خریدهای مربوط به هر برند شناسایی می‌گردد و آنگاه وفاداری به برند بر حسب نوعی نسبت دلخواه از خرید های مربوط به یک برند خاص اندازه گیری می‌شود (موون و مینور، ۱۳۸۸).
رویکرد رفتاری وفاداری نشان دهنده رفتار خرید مجدد واقعی توسط مشتری نسبت به یک برند خاص می‌باشد(لین، ۲۰۱۰).
رویکردهای مختلفی برای دسته بندی مشتریان، استفاده شده است.
۲-۱-۶-۲-۱) رویکرد الماس وفاداری (واکر و ناکس[۳۴]، ۱۹۹۵)
واکر و ناکس تحقیقات ارزشمندی را بر روی تاثیر علامت تجاری در ایجاد وفاداری انجام دادند که نتیجه تحقیقات خود را در قالب ماتریکس حمایت و پشتیبانی منتشر نمودند. سمت راست الماس وفاداری نشان دهنده سطح پشتیبانی از علامت تجاری است که می‌توان آنرا با سهم نسبی خرید از این علامت تجاری به کل خرید مشتریان در آن زمینه اندازه گیری نمود. سمت چپ الماس وفاداری نشان دهنده تعهد مشتریان به علامت تجاری است. عمدتاً تعهد به علامت تجاری با توجه به اختلاط درگیری محصول وتلقی مشتری از یک علامت تجاری تعیین می‌شود.
تنوع طلب: با محصولات بیشتری درگیر هستندولی عمدتا از ترکیبی از علایم تجاری خرید می‌کنند ولی هیچ مشکلی با تغییر دادن یک علامت تجاری ندارند.
معمولی: اگر به طور معمول از یک تامین کننده، خرید کنندف پشتیبانی بالایی از علامت تجاری نشان می‌دهند، اما اینگونه مشتریان تعهد چندانی به نوع محصول ندارد.
گهگاهی: این مشتریان می‌توانند از سطح پایین درگیری شان با محصولات تلقی اندک آنهااز ریسک برند شناسایی کرد. عمدتاً این مشتریانی هستند که خریدشان از یک برند بستگی به این دارد که با پیشنهاد جدیدی در هنگام خرید مواجه شوند.
وفادار: این گروه از مشتریان حتی اگر برای خرید از یک برند دیگر تحت فشار قرار گیرند در اسرع
وقت به برند دلخواه خود مراجعه می‌کنند.
۲-۱-۶-۲-۲) رویکرد چهارc
این مدل نتیجه دیک و باسو است. طبقه بندی این مدل بر اساس تفاوت های بارز وفاداری ثابت و وفاداری مثبت شکل گرفته است.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.