۴-۴) آثار تشریعی
دسته‌ای دیگر از مجازات‌ها تشریعی هستند. این مجازاتها را قانونگذار بشری یا الهی تدوین و تقنین می‌کند. هر چند این نوع از قانونگذاری نیز حساب و کتاب و میزانی واقعی (و لو نوشته نشده) دارد، اما از آن جهت که قلم به دست قانونگذار است آن را تشریعی می نامند.
قرآن کریم در باره حرام شدن برخی حلال‌ها بر یهود بواسطه جرائم مالی آنها می‌فرماید: «فَبِظُلمٍ مِن الَّذینَ‌هادوُا حَرَّمنا عَلَیهِم طَیِّباتٍ اُحِلَّت لَهُم وَ بِصَدِّهِم عَن سَبیلِ اللهِ کَثیراً وَ بِاَخذِهِم الرِّبا وَ قَد نُهوُا عَنه وَ بِاَکلِهِم اَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَ اَعتَدنا لِلکافِرینَ عَذاباً اَلیما»:«به خاطر ظلمى که از ناحیه همین‏ها که در یهودیت خود تعصب ورزیدند سر زد، ما چیزهایى را که قبلا برایشان حلال و طیب بود بر آنان حرام کردیم و نیز به خاطر اینکه با تلاش بسیار از راه خدا جلوگیرى مى‏کردند و ربا مى‏گرفتند با اینکه از آن نهى شده بودند و اموال مردم را به ناحق مى‏خوردند و ما براى کفر پیشگان از آنان عذابى دردناک آماده کرده‏ایم » (النساء/۱۶۰و۱۶۱) یعنی این تحریم برای آنان نوعی مجازات تشریعی بوده است. (ر.ک طباطبائی، ۱۴۱۷: ۵، ۱۳۲)
بنا بر این برای برخی گناهان مجازاتهای تشریعی یاکیفر قانونی نیز وجود دارد به این معنی که قانونگذار الهی یا بشری برای مجازات یا جلوگیری از خطائی به صلاحدید خود مجازاتی برای عمل خلافی قرار می‌دهد. مانند حدود شرعی را که خداوند وضع کرده است و تعزیراتی که در احکام قضایی مطرح است و تعیین آن را خداوند به عهده حاکم شرع گزارده است.
۴-۵) آثار فردی
گناهان دارای آثار فردی متعددی هستند. از جمله:
۱-گناه سبب عدم استجابت دعا: امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «همانا بنده از خدا حاجتى مى‏خواهد، اقتضا دارد که زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى‏دهد خداوند به فرشته مى‏فرماید: حاجت او را روا مکن و او را محروم ساز زیرا در معرض خشم من درآمد و سزاوار محرومیت شد (کلینی، ۱۳۶۵: ۲، ۲۷۱)
۲-گناه سبب قطع روزى: امام باقر (علیه السلام) مى‏فرماید:« إنّ الرّجُل لَیَذنب الذَّنب فَیَدرء عنه الرّزق»:« مردى گناهى انجام مى‏دهد و در نتیجه روزى از او دور مى‏شود» (کافی، ۱۳۶۵: ۲، ۲۷۲)
۳-گناه سبب محرومیت از نماز شب: از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:« ان الرجل یذنب الذنب فیحرم صلوه اللیل»:‌« گاهى انسان گناه مى‌کند و از (اعمال نیکى همچون) نماز شب باز میماند » (کافی، ۱۳۶۵: ۲، ۲۷۳)
۴- مستی گناه:
از پیامبر خدا نقل شده که به ابن مسعود سفارش می‌کند:‌
از مستی گناه بپرهیز چرا که برای گناه هم جنونی مانند جنون شراب وجود دارد، بلکه جنونش شدید‌تر است. (مجلسی:، ۱۴۰۳: ۷۴، ۵۰۱)
انسانی که قوای عقلی او رو به ضعف بگذارد، هر خیری از او دور می‌شود و آمادگی هر اشتباه و خطایی را پیدا می‌کند. چرا که فرمودند: فقط با عقل است که هر خیری به دست می آید. (نوری، ۱۴۰۸: ۱۱، ۲۰۹)
۵- از بین رفتن محفوظات: همه دیده ایم که انسان‌ها از نظر قوه حافظه برابر نیستند، بلکه با هم اختلاف دارند. اموری هم در زیاد و کم شدن حافظه تأثیر دارند که از آن جمله معصیت الهی است. بنابر روایات اهل بیت معصیت باعث از بین رفتن محفوظات از ذهن انسان می‌شود.
ابن مسعود از پیامبر نقل می‌کند:‌از گناهان بپرهیز چرا که گناهان از بین برنده خیرات هستند. وقتی بنده گناه می‌کند، به واسطه انجام آن، علمی‌را که یاد گرفته بود فراموش می‌کند. (مجلسی، ۱۴۰۳: ۷۰، ۷۷۳)
۶-حذف نعمتها: یکی از آثار مهمی‌که گناهان در زندگی هر فرد یا اجتماعی می‌گذارد از بین رفتن نعمت‌هایی است که خداوند به آنان عطا فرموده است. پایداری بسیاری از نعمت‌های الهی مشروط به انجام ندادن گناه و اطاعت او است.
چنان که در قرآن کریم می خوانیم:«وَ لَو أَنَّ أَهلَ القُری آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرضِ وَ لکِن کَذَّبُوا فَأَخَذناهُم بِما کانُوا یَکسِبُونَ»:‌«و اگر اهل آبادی‌ها ایمان می آوردند و پارسایی می‌کردند، حتماً برکاتی از آسمان و زمین بر آنان می‌گشودیم، اما (آنان حق را) تکذیب کردند، پس به سبب آنچه همواره کسب می‌کردند، گرفتارشان کردیم». (الاعراف/۹۶)
امیر مؤمنان علی می‌فرماید:«و ایم اللَّه! ما کان قوم قط فی غض نعمه من عیش فزال عنهم الا بذنوب اجترحوها، لان اللَّه لیس بظلام للعبید»:«به خدا سوگند هیچ ملتی از آغوش ناز و نعمت زندگی گرفته نشد، مگر به واسطه گناهانی که مرتکب شدند، زیرا خداوند هرگز به بندگانش ستم روا نمی‌دارد. »
سپس افزود:«و لو ان الناس حین تنزل بهم النقم، و تزول عنهم النعم، فزعوا الی ربهم بصدق من نیاتهم، و وله من قلوبهم، لرد علیهم کل شارد و اصلح لهم کل فاسد»:«هر گاه مردم، موقعی که بلاها نازل می‌شود، و نعمت‌های الهی از آنان سلب می‌گردد، با صدق نیت رو به درگاه خدا آورند، و با قلب‌هایی آکنده از عشق و محبت به خدا از او درخواست حل مشکل کنند، خداوند آنچه را از دستشان رفته به آنان باز می‌گرداند، و هر گونه فسادی را برای آنان اصلاح می‌کند». (نهج البلاغه، ۱۴۱۲:‌۲، ۹۲)
۷- عدم ایمنی از مصائب و بلایا: امیرمؤمنان على فرمودند: گنهکار نباید خود را از بلاهاى شبانه و حوادث ناگهانى ایمن بداند (کلینی، ۱۳۶۵:‌۲، ۲۶۹)
از امیر المومنین نقل شده که فرمودند:مؤمن در جسم یا مال یا فرزندان یا مرتبطین خود دچار بلا و گرفتاری می‌شود چرا که خداوند فرمود:« وَ ما أَصابَکُم مِن مُصیبَه فَبِما کَسَبَت أَیدیکُم وَ یَعفُوا عَن کَثیرٍ»:« و هر مصیبتی به شما رسد پس به سبب دستاورد شماست و بسیاری از خطاهای شما را می‌بخشد. » (الشوری/۳۰) (مجلسی، ۱۴۰۳: ۷۵، ۵۲)
در روایات آمده که هرچه انسان‌ها گناهان جدیدتری را انجام دهند باعث می‌شود بلاهای جدیدتری بر سر آنان ببارد. (کلینی، ۱۳۶۵: ۲، ۵۷۲) و نیز از جمله عواقب شوم دیگر گناهان عبارتند از: قطع باران، ویرانى، خشم و لعن الهى، بلاهاى بى سابقه، پشیمانى، پرده درى و رسوایى، کوتاهى عمر،‌اندوه، بیمارى و غیره.
ارتباط بلاهایی که در اثر گناه نازل می‌شود، به قبح ذاتی گناه برمی‌گردد و این که هر گناهی آثاری تکوینی دارد. روابط نا مشروع باعث شیوع بیمار‌های مقاربتی است و اصولا یک علت بیولوژیک منع آن، همین است. تولد بچه‌های نا مشروع باعث شیوع بحرانهای عاطفی و اخلاقی در جامعه و سقوط آن جامعه پس از چند نسل می‌شود. لواط باعث ایدز است. بی عدالتی اقتصادی باعث عیاشی عده‌ای و به فساد کشیده شدن گروهی دیگر می‌شود و همچنین دزدی، رشوه و انواع و اقسام مفاسد اجتماعی را به بار می آورد. آه ستم دیده می‌تواند نازل کننده بلایای طبیعی باشد، چنانکه خشم خداوند باعث زلزله و دیگر بلایایی خواهد بود که بارها رخ داده است. اگر رحمت و غفاریت خداوند نبود و وجود بندگان خاص خدا که در میان مردم پنهانند و برای آنها دعا و از جانب آنها استغفار می‌کنند چه بسا خداوند بساط این دنیا را بر می چید و خلق دیگر می آفرید:«وَاللهُ الغَنِیّ وَ اَنتُم الفُقَراءُ وَ اِن تَتَوَلّوا یَستَبدِل غَیرَکُم ثُمَّ لا یَکونوُا اَمثالَکُم»:« خدا بى‏نیاز است و شما نیازمندید و اگر روى برتابید خداوند مردمى دیگر به جاى شما مى‏آورد که همسان شما نخواهند بود». (محمد/۳۸) (همچنین ر.ک قرائتی، ۱۳۹۰:‌۲۵۴تا۲۵۸)
۴-۶) آثار اجتماعی
بدون شک هر امری که در عالم اتفاق می افتد بدون علت نیست. از آن جمله بلاها و مشکلاتی است که بر سر راه افراد یا جوامع نهاده می‌شود و بدان‌ها گرفتار می‌شوند. اگر انسان‌ها در مدار بندگی خداوند قدم بر می‌داشتند از بسیاری از بلاها و مشکلات در امان بودند و همواره در حفظ و حراست خداوند به سر می‌بردند. اما بر اثر انجام گناه و معصیت الهی مستحق نزول بلا می‌شوند.
در سوره شوری می خوانیم:«وَ ما أَصابَکُم مِن مُصیبَه فَبِما کَسَبَت أَیدیکُم وَ یَعفُوا عَن کَثیرٍ»:«و هر مصیبتی به شما رسد پس به سبب دستاورد شماست! و (خداوند) بسیاری (از خطاهای شما) را می‌بخشد. » (الشوری /۳۰)
در ذیل همین آیه در تفسیر المیزان می خوانیم:مصائب و ناملایماتی که متوجه جامعه شما می‌شود، همه به سبب گناهانی است که مرتکب می‌شوید، و خدا از بسیاری از آن گناهان درمی‌گذرد و شما را به جرم آن نمی‌گیرد. پس آیه شریفه در معنای این آیات است: «ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِما کَسَبَت أَیدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ» اگر فساد در خشکی و دریا پیدا شود، به سبب گناهانی است که مردم می‌کنند، و پیدا شدن آن برای این است که خداوند نمونه‌ای از آثار شوم اعمالشان را به ایشان بچشاند، شاید برگردند. (الروم/۴۱) (طباطبائی، ۱۴۱۷: ۱۸، ۵۹)
در روایات اهل بیت بیان شده که هر گناه بلای خاصی را در پی خواهد داشت و اثر هر گناه را بیان کرده‌اند. به عنوان مثال در مورد زنا فرموده‌اند که هرگاه زنا در جامعه زیاد و علنی شود موجب زیاد شدن زلزله می‌شود. (شیخ طوسی، ۱۳۶۴: ۳، ۷۴۱)
خداوند متعال در قرآن مجید با بیان سرگذشت و تاریخ اقوام گذشته فقط قصد نقل تاریخ نداشته، بلکه بارها از مردم می خواهد که از سرنوشت اقوام عبرت بگیرند. بنابراین اگر جامعه‌ای فقط اسمی از اسلام را داشته باشد ولی در عمل پای بند به اصول و اعتقادات اسلام نباشد و دستورات پیامبر اکرم را نادیده بگیرد و مرتکب گناه شود دچار هلاکت خواهد شد. «وَ لَو أَنَّ أَهلَ القُری آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرضِ وَ لکِن کَذَّبُوا.. » و اگر مردم شهرها ایمان می آوردند و تقوی پیشه می‌کردند، ما برکت‌هایی از آسمان و زمین به رویشان می‌گشودیم، اما به جای ایمان و تقوی تکذیب کردند (سوره اعراف آیه۹۶).
و می‌فرماید:«إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنفُسِهِم» خدا نعمت‌های هیچ قومی‌را دگرگون نمی سازد، تا آنکه خودشان وضع خود را دگرگون کنند و رفتار خود را تغییر دهند. (رعد/۱۱)
و آیات دیگری که همه دلالت دارد بر اینکه بین اعمال آدمی و نظام عالم، ارتباطی خاص برقرار است. به طوری که اگر جوامع بشری عقاید و اعمال خود را بر طبق آنچه فطرت اقتضا دارد وفق دهند، خیرات به سویشان سرازیر و درهای برکات به رویشان باز می‌شود، و اگر در این دو مرحله به فساد بگرایند، زمین و آسمانشان هم تباه می‌شود، و زندگیشان را تباه می‌کند.
این، آن حقیقتی است که سنت الهی اقتضای آن را دارد، همان سنت که حاکم بر سنت رزق است، یعنی سنت امتحان و استدراج و املاء که در این صورت به جای چشاندن نمونه‌ای از آثار سوء اعمالشان، نعمت را به سویشان سرازیر می‌کند، تا به طور کلی با فساد خو بگیرند، و سراسر جهان برای نابودیشان یک جهت شده، عوامل و اسبابش برای منقرض ساختن آنان بسیج شوند، هم چنان که فرموده: «ثُمَّ بَدَّلنا مَکانَ السَّیِّئَه الحَسَنَه حَتَّی عَفَوا وَ قالُوا قَد مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ فَأَخَذناهُم بَغتَه وَ هُم لا یَشعُرُونَ»:«آن گاه به جاى بدى خوبى آوردیم تا فزونى گرفتند، و گفتند: بیمارى و سختى به پدران ما نیز مى‏رسید پس ناگهان در آن حال که بى‏خبر بودند، ایشان را بگرفتیم. » (الاعراف/۹۵) (ر.ک طباطبایی، ۱۴۱۷: ۸، ۲۰۰)
قرآن کریم تصریح می‌کند که عذاب نازل شده بر جوامع با حساب و کتاب بوده است و نتیجه اعمال خودشان است::‌«وَ کَایَن مِن قَریه عَتَت عَن اَمرِ رَبها وَ رُسُلهِ فَحاسَبنها حِساباً شَدیداً وَ عَذَّبناها عَذاباً نُکراً»:«چه بسیار آبادیها که از فرمان خدا و رسولانش سرپیچى کردند و ما به دقت حساب آنها را رسیدیم و به سختى عذابشان کردیم». (الطلاق/ ۸) (در باره سنتهای الهی در فصل ۴-۹ بحث خواهد شد)
از دیگر آثار اجتماعی گناه می‌توان: تسلط اشرار در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر، فقر عمومی‌در اثر ظلم و بی عدالتی اقتصادی و ربا خواری، بیماری‌های همه گیر در اثر گناهان جنسی را نام برد.
۴-۷) مجازات یا مکافات دنیوی
در یک تقسیم بندی کلی دیگر می‌توان عذاب را به عذاب دنیوی و اخروی تقسیم نمود، این تقسیم بندی خود از آیات قرآن بدست می آید:«فَاَمَّا الَّذینَ کَفَروُا فَاُعَذِّبَهُم عَذاباً شَدیداً فِی الدُّنیا وَ الآخِرَه وَ ما لَهُم مِن ناصِرین» (آل عمران/۵۶). چرا که حق تعالی به حکمت و عدالت خود جزای بعضی از اعمال سوء را در دنیا به انسانها می چشاند و جزای بعضی دیگر را به آخرت وا می‌گذارد. پیامبر به امام علی فرمود:« یا على! ما من خدش عود و لانکبه قدم الا بذنب» «اى على! هر خراشى که از چوبى به انسان مى‏رسد و هر لغزش قدمى بر اثر گناهى است که از او سرزده است». (کلینی، ۱۳۶۵: ۲، ۴۴۵) به عبارت دیگر، هر عملى داراى عکس‏العمل و هر کنشى داراى واکنش است. در حدیث است که تحقیر مؤمن باعث حقارت در دنیا و آخرت می‌شود. (شیخ صدوق، ۱۳۶۸:‌۲۵۰) امام صادق فرمودند:
«از گناهانی که موجب پشیمانی‌اند، قتل است؛ آن گناهی که بلا نازل می‌کنند، ستم است؛ و آن که پرده درد، می خواری است؛ و آن که روزی را بند می آورد، زناست؛ و آن که مرگ را زود می‌رساند، قطع رحم است؛ و آن که دعا را برمی‌گرداند و فضا را تیره می سازد، ناسپاسی پدر و مادر است. »

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

۳-۹) الگوی فردی غیر صالح
در قرآن کریم مؤمنین و پرهیزکاران و صاحبان اعمال شایسته، صالح شمرده شده‌اند و نقل قولهای فراوانی از آنها وجود دارد. هدف قرآن از این نقلها الگو سازی است. در قرآن به صراحت به الگو بودن پیامبر اسلام در اخلاق و رفتار تصریح شده است:«وَ لَکُم فِی رَسولِ اللهِ اُسوَه حَسَنَه». (الاحزاب/۲۱) در مقابل نقشهای مثبت، در قرآن نقشهای منفی نیز معرفی شده است. در قرآن کریم داستانهای تاریخی متعددی وجود دارد اما مراد قرآن نقل تاریخ نیست بلکه بهره برداریهای اخلاقی مراد است و هر چند در نقل وقایع، جزئیات تاریخی حذف می‌شود اما نقشهای مثبت و منفی به خوبی تحلیل میگردد. از جمله نقشهای منفی که قرآن مطرح می‌کند نقش قدرتمندان و پادشاهان، نقش ثروتمندان و نقش فریبکاران است. در داستان فرعون که دهها بار در قرآن به صورتهای مختلف نقل شده است این سه نقش نمایان است، فرعون که مظهر قدرت بود، قارون که مظهر ثروت و سامری که مظهر فریب و اغفال بود.
قرآن مجید داستان قارون و سرگذشتش را در سوره قصص بیان کرده است تا حقایق مختلفی را نشان دهد. اما مقصود ما از نقل داستان قارون این قسمت است که به نقل قرآن او برای عده‌ای الگو شده بود. وبا دیدنش در حالی که با زر و زیور و خدم و حشم در شهر حرکت می‌کرد می‌گفتند:« یا لَیتَ لَنا مِثلَ ما اوُتِیَ قاروُنَ اِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظیم»:‌« ای کاش ما هم مثل آنچه به قارون داده شده داشتیم». (القصص/۷۹)
قارون ازنزدیکان موسی بود. قرآن کریم می‌فرماید: « اِن قارونَ کانَ مِن قَومِ موسی فَبَغی عَلَیهم »:«قارون از قوم موسی بود اما بر آنها ستم و ظلم کرد » (القصص / ۷۶) علت این بغی و ظلم آن بود که ثروت سرشاری به دست آورده بود واین ثروت او را فریب داد و به انحراف و استکبار کشانید: «وَءاتَیناهُ مِن الکُنوزِ ما اِنَّ مَفاتِحَهُ لِتَنوُءُ بِالعُصَبه اُولِی القُوَّه»ِ (القصص/ ۷۶):‌«ما آن قدر اموال و ذخایر و گنج به او دادیم که حمل خزاین او برای یک گروه زورمند مشکل بود. »[۹]
قرآن کریم منطق او (که منطق همه ثروتمندان است) را چنین نقل می‌کند که می‌گفت:‌« قالَ اِنَّما اُوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی»:«من ثروت فراوان را بعلم و تدبیر خود بدست آوردم» (القصص / ۷۸). او با این سخن در واقع به خودش مغرور شد و اقرار به نعمت خداوند و اعتراف به فضل او نکرد. و نمی‌دانست که مالی که به او داده شده بخاطر ابتلاء و امتحان است.
از آیات قرآن استفاده می‌شود که قارون نخست در صف مؤمنان بود، ولی غرور ثروت او را به کفر کشید و او را به مبارزه با پیامبر خدا وادار نمود و از فرعونیان شد: «وَلَقَد اَرسَلنا موُسی بِآیاتِنا وَ سُلطانٍ مُبیِن اِلی فِرعَونَ وَ‌هامانَ وَ قاروُنَ فَقالوُا ساحِرٌ کَذّاب » (مؤمن/ ۲۳و۲۴). بنا بر نقل طبرسی، او از یک سو نماینده فرعون در بنی اسرائیل بود و از سوی دیگر خزانه دار گنجهای فرعون. (طبرسی، ۱۴۱۵:‌۷و۸، ۸۰۸) و احتمالا این ثروت هنگفت را از همین طریق بدست آورده بود.
یک روز موسی به امر خدا زکات مالش را مطالبه کرد، قارون در پرداخت زکات بخل ورزید و مسامحه نمود و چون موسی پافشاری کرد، موسی را متهم به زنا نمود. چون کار فساد و ظلم قارون به اینجا کشید موسی درباره او نفرین کرد و خدا زلزله‌ای سخت پدید آورد و زمین، قارون و خانه و دارایی‌هایش را در کام خود کشید. (القصص/۷۵تا۸۱)
در جامعه ما نیز اکثر مردم به ثروتمندان غبطه می خورند و رفتار و زندگی آنان را الگوی خود قرار داده‌اند که طبعا تبعات سوء فرهنگی واخلاقی را به دنبال خواهد داشت. همچنین هنرمندان و بازیگران سینما و ورزشکاران نیز وقتی عملا افرادی بی تقوا باشند نباید الگو قرار بگیرند. اما متأسفانه این قبیل افراد در جامعه و رسانه‌ها حضوری پر رنگ و فریبنده دارند و طبعا گروههای سنی مختلف و عمدتا جوانان از آنها الگو می‌گیرند.
۳-۱۰) الگوی اجتماعی ناصالح و غیر اخلاقی
همچنان که فردی ناصالح می‌تواند الگوی نامناسبی برای افراد باشد یک رفتار عمومی یا جامعه یا تمدن ناصالح نیز می‌تواند الگوی نامناسبی برای افراد و جوامع و تمدنهای دیگر قرار گیرد.
در قرآن مجید در چند آیه در سوره‌های:”الحجر”، “الشعراء”، ” ق”و ” ص” از مردمی‌به نام «اصحاب ایکه» نام برده شده که شعیب پیامبر بر آنها مبعوث شد. وی با موعظه و‌اندرز خواست تا آنها را از عذاب الهی بیم دهد ولی تکذیبش کردند.
برخی مفسران گفته‌اند: اصحاب ایکه همان قوم شعیبند که در سرزمین پرآب وشجر در میان حجاز و شام زندگی می‌کردند، آنها زندگی مرفه و ثروت فراوانی داشته‌اند و به همین جهت غرور و غفلت آنها را فرا گرفته بود. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴:‌ ۱۱، ۱۲۱و۱۲۰)
راوندی حدیثی از امام سجاد آورده که آن حضرت فرمودند:‌
«نخستین کسی که پیمانه و ترازوبرای مردم ساخت حضرت شعیب بود آنها با پیمانه و ترازو سروکار پیدا کردند ولی پس از مدتی شروع به کم فروشی نمودند و همین سبب عذاب الهی گردید. » (راوندی، ۱۴۰۸: ۱۴۲)
مردم مذکور کم فروشی می‌کردند و چیزهای مردم را کم می‌دادند. گذشته از اینکه به خدای جهان نیز کافر بودند و پیامبر الهی را تکذیب کردند و سرکشی نمودند. وقتی کالایی را برای خود پیمانه یا وزن می‌کردند کامل و تمام بود ولی در موقع دادن، کم می‌دادند و همین امر باعث نزول عذاب الهی گردید. (الاعراف / ۹۱)
و بدین ترتیب اصحاب ایکه به جرم نافرمانی از اوامر الهی و تکذیب پیامبر الهی و رعایت نکردن تقوای مالی با کم فروشی دچار عذاب دنیوی الهی شدند. این عذاب نسبت به ظالمان هیچ مکان و زمانی دور نیست خداوند این داستانها را‌ آورد تا مردم عبرت گیرند و آن را سرلوحه زندگی خود قرار دهند.
غیر از عدم تقوای مالی و بی عدالتی اقتصادی، انحراف جنسی نیز از مثالهای روشن الگو‌های غلط اجتماعی است. قرآن مجید در باره شروع شیوع انحراف جنسی می فرماید:‌ « وَ لوطاً اِذ قالَ لِقَومِهِ اَتأتونَ الفاحِشَه مَا سَبَقکُم بهِا مِن اَحدٍ مِنَ العالمَینَ»:«و لوط به قومش می‌گفت آیا عمل ناشایستی را مرتکب می‌شوید که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشدستی نکرده است؟» (الاعراف / ۸۰) از جمله « ما سَبَقَکُم بِها مِن اَحَدٍ مَن العالَمین» معلوم می‌شود در این عمل شنیع قوم لوط بر همه سبقت جسته و قبل از آنها کسی به چنین عملی دست نیازیده بود و تاریخ پیدایش چنین عملی منتهی به همین قوم می‌شود. (ر.ک طباطبایی، ۱۴۱۷: ۱۵، ۲۲۶)
کار آنها بدانجا کشید که به هنگام شنیدن خبر ورود میهمانانی به خانه لوط در خانه او صف کشیدند و طلب کامیابی از میهمانان لوط کردند، حضرت لوط پیشنهاد ازدواج با دخترانش را به آنها داد و بدین طریق خواست که آنها راه صحیح شرعی را انتخاب کنند. (هود/۷۸) اما چون ارضای جنسی به وسیله جنس موافق برای آنها به صورت یک روش عمومی‌در آمده بود دیگر اعتنایی به زنان نمی‌کردند:«قَالوا لَقَد عَلِمتَ مَا لَنا فی بَناتِکَ مِن حَقٍّ وَ اَنَّک لَتعلَمُ مَا نُرِیدُ»:«گفتند ما را رغبت و میلی به آن دختران نیست و تو بخوبی می‌دانی که خواسته ما چیست؟» (هود / ۷۹)
به نقل قرآن این روش ناپسند به قدری رایج و طبیعی شده بود که خلاف آن ناهنجاری اجتماعی محسوب می‌شد و مردم شهر، لوط را تهدید کردند که او را از شهر خود بیرون ‎خواهند کرد.:‌«وَ ما کانَ جوابَ قَومِهِ اِلاَّ اَن قالوا اَخرِجوهُم مِن قَریتکُم اِنهَّم اُناسٌ یَتَطهَّرون» (الاعراف / ۸۲):‌«پاسخ آنها نبود جز آنکه گفتند او را از شهر بیرون کنید که او و پیروانش مردمی هستند که این کار را پلید دانسته و از آن تنزه می جویند. »
قرآن مجید بعد از بیان سرگذشت قوم لوط و عذاب آنها می فرماید:‌« اَنَّ فِی ذلِکَ لَآیَه لِلمُؤمِنین» (الحجر / ۷۷۱):‌« همانا در این عقوبت اهل ایمان را آیت و عبرت است. » عبرت است از این جهت که این عمل زشت نه محدود به قوم لوط می‌شود و نه فردی و جامعه‌ای، ایمنی از عذاب خداوند دارند. در جای دیگر خداوند به جان پیامبرش قسم می خورد که مردم دنیا همیشه مست شهوات و سرگردان در خواهشهای نفسانی خواهند بود. « لَعَمرُکَ اِنَّهُم لَفِی سَکرَتِهِم یَعمَهوُن» (الحجر / ۷۲»).
بنا بر این قوم شعیب و لوط فقط نمونه‌ای از انحرافات اخلاقی اجتماعی است که قرآن مثال
می زند. در حقیقت قرآن مجید می خواهد دو مطلب را روشن کند: اول این که یک رفتار کاملا غیر اخلاقی می‌تواند به صورت یک الگو و هنجار اجتماعی در آید و به قدری همه گیر شود که برای بر طرف کردن آن، راهی جز ریشه کردن آن جامعه باقی نماند. و دوم این که عامل اصلی، غفلت و سرخوشی بیش از حد است که قرآن از آن به مستی عمومی‌تعبیر می‌کند. در حقیقت گمراهی و سرکشی و هواپرستی افراد وقتی کنار هم قرار می‌گیرد به یک معضل اجتماعی لاینحل بدل می‌شود و نوعی هنجار اجتماعی بوجود می آورد که چه بسا کاملا در نقطه مقابل ارزشهای الهی و انسانی باشد و الگویی شود برای جوامع دیگر. مثال امروزی این مطلب الگو شدن رباخواری تحت عنوان بانکداری جهانی و همجنسگرایی رایج در روم قدیم برای اروپای امروزی است، که به صورت حقی طبیعی مورد دفاع قرار می‌گیرد و مجالس برخی کشورهای غربی رأی به قانونی بودن آن داده‌اند و مخالفین آن را مخالف حقوق بشر معرفی می‌کنند! البته مطلب سومی‌را هم می‌توان از آیات مذکور در جریان قوم شعیب و لوط دریافت نمود، این که بوجود آمدن اینچنین مستی‌های اجتماعی معمولا بعد از انباشته شدن ثروت و رفاه اجتماعی زیاد رخ می‌دهد که یکی از مراحل رشد تمدنها است و یکی از زمینه‌های افول و نابودی تمدنها همین مستی و سرگردانی در شهوات و گمراهی عمومی است که قرآن بارها از آن به عنوان یکی از عوامل نابودی امتها و جوامع نام برده است.
۳-۱۱) انحراف خواص وعدم اطاعت پیشوایان وحاکمان جامعه از اوامر خدا
قرآن کریم می‌فرماید:«وَاتَّقوُا فِتنَه لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَموُا مِنکُم خاصَّه»یعنی:«بپرهیزید از فتنه‌ای که تنها گریبان کسانی را که گناه کردند نمی‌گیرد». (انفال/۲۵) یعنی عده‌ای خاص مرتکب گناه شده‌اند اما کار آنها بالمآل گریبان عموم را می‌گیرد. از امام علی است:‌« فساد عامه مربوط به فساد خواص است و خواص پنج گروهند:علما، زاهدان، تجار، غازیان (نیروهای مسلح) وحاکمان. اگر عالم به دنبال جمع مال باشد عوام به که استدلال کنند، اگر زاهد راغب به دنیا باشد به که اقتدا کنند؟اگر تاجر خائن باشد و زکات مالش را نپردازد عوام (در مشکلات مالی) به که پشت گرم باشند؟اگر غازیان ریاکار و به دنبال کسب باشند چه کسی از مردم محافظت می‌کند؟و اگر حاکمان ظالم باشند و در احکام از حق عدول کنند چه کسی حق مظلوم را از ظالم خواهد گرفت؟!» (محمدی ریشهری، ۱۴۱۶: ۳، ۲۴۲۰) و همچنین از ایشان نقل است که در باره مردم زمانه فرمودند:«… ینتقل من دین ملک الی دین ملک و من ولایت ملک الی ولایت ملک و من طاعت ملک الی طاعت ملک فاستدرجهم الله… وادانوا لغیر الله… » (کلینی، ۱۳۶۲:‌۸، ۳۸۸):‌« مردم از دین و ولایت یک پادشاه به دین و ولایت پادشاه دیگر منتقل می‌شوند و خدا آنها را دچار استدراج کرده و غیر خدا را تبعیت می‌کنند… »یعنی همان مثل مشهور که «الناس علی دین ملوکهم» اکثر مردم به فرمایش امام علی “همج رعاع”‌اند که به دنبال هر ندائی می‌دوند. (نهج البلاغه، ۱۴۱۲: ۴، ۳۶). یعنی روش عموم مردم بطور طبیعی تابعی از رفتار رهبران جامعه است. بنا براین نتیجه خطایی که از بزرگان سر می زند نسبت به عوام مردم بزرگتر و بیشتر است چرا که آنان هم الگوی اجتماعند و هم از قدرت سرایت دادن افکار و رفتار خود در سطح جامعه برخوردارند. صاحبان قدرت اگر فاسد شدند زمینه فساد دیگر طبقات جامعه می‌شود. از امام صادق نقل است که حضرت مسیح از شهری می‌گذشت که در آنجا همه به نحو فجیعی مرده بودند. او از خدا خواست که یکی از مردگان زبان بگشاید و بگوید چه شده است. یکی به زبان آمد و گفت ما محب دنیا بودیم و طاغوت را می پرستیدیم (طاغوت، امراء سوء‌اند که مایه طغیانگری هستند). مسیح پرسیدیعنی چه؟ گفت:‌ وقتی دنیا به ما رو می آورد فَرِح می‌شدیم (از فرط شادی از خود بی خود می‌شدیم). مثل بچه‌ای که مادرش به او رو کند. و وقتی به ما پشت می‌کرد غمگین می‌شدیم. مسیح پرسید پرستش طاغوت شما چگونه بود؟گفت: هر چه به ما دستور می‌دادند انجام می‌دادیم. (شیخ صدوق، ۱۳۶۸:‌۲۵۴) عوام و عموم مردم به طور طبیعی عبید دنیا و حوائجشان هستند (حرانی، ۱۴۰۴: ۲۴۵) و حاکمان جامعه هم اگر آنها را به فساد امر کنند نتیجه ی کار، تباهی مضاعف در سطح و بطن جامعه خواهد بود.
قرآن مجید در این باره می‌گوید:« وَ اِذا اَرَدنا اَن نهُّلکَ قَریه اَمرَنا مَترَفیها فَفَسَقوا فِیها فَحَقَّ عَلیها القَولُ فَدَمَّرناها تَدمیراً»:‌«و هنگامی‌که بخواهیم شهر و دیاری را هلاک کنیم نخست اوامر خود را برای مترفین آنها (ثروتمندان مست شهوت) بیان می‌داریم سپس هنگامی‌که به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات یافتند آنها را شدیداً در هم می‌کوبیم. » (الاسراء / ۱۶)
قرآن مجید در این آیه، فسق و فجور بزرگان قوم را عامل نزول عذاب الهی معرفی کرده است و اما اینکه چرا خداوند تأکید بر سردمداران و بزرگان قوم کرده است، طبرسی معتقد است قرآن بدان دلیل تنها از فرمان خدا بر مترفین سخن دارد که آنان سردمداران جامعه و حاکم بر هستی و امکانات و مقدرات توده‌ها هستند و توده‌ها خواه و ناخواه پیرو و دنباله رو آنان. از این رو فرمان به آنان در حقیقت فرمان به همه شهر و جامعه است. (طبرسی، ۱۴۱۵:‌۶، ۵۸۸)
سرچشمه غالب مفاسد اجتماعی ثروتمندانِ از خدا بی خبر هستند که در ناز و نعمت و عیش و هوس غرقند و هر نغمه اصلاحی و انسانی و اخلاقی در گوش آنها ناهنجار است. به همین دلیل همیشه در صف اول در مقابل پیامبران ایستاده بودند. «وَما اَرسَلنا فِی قَریَه مِن نَذیرٍ اِلّا قالَ مُترَفوُها اِنّا بِما اُرسِلتُم بِهِ کافِروُن. وَ قالوُا نَحنُ اَکثَرُ اَموالاً وَ اُولاداَ وَ ما نَحنُ بِمُعُذَّبین»:« ما به سوى هیچ قریه‏اى بیم‏رسان نفرستادیم، مگر آنکه توانگران عیاش آن قریه گفتند: ما به آنچه شما به تبلیغش مامور شده‏اید، کافریم و گفتند اموال و فرزندان ما بیشتر است و ماعذاب نخواهیم شد. » (سبأ/۳۴و۳۵)
بنابراین آنچه از این آیه برداشت می‌شود این است که فسق و فجور حاکمان نیز باعث نزول عذاب الهی می‌شود. حاکمانی که مردم عملا به دنبال آنها هستند و از آنهاپیروی و حرف شنوی دارند. جامعه‌ای که حاکمانش عیاش و گناهکار و ستمگر باشند و مردم هم از آنها راضی و پیرو آنها. چنین جامعه‌ای از دیدگاه خداوند متعال سزاوار عذاب و نابودی است.
از عبدالله بن مسعود روایت است هنگامی آیه « اَلَّذینَ آمَنوا وَ لَم یَلبِسوا اِیمانَهُم بِظُلم… »
(الانعام/ ۸۲) نازل شد اصحاب از پیامبر سؤال کردند چطور ایمان به ظلم ملبس می‌شود، پیامبر اکرم فرمودند: اینطور معنا نمی‌شود. مگر شما نشنیدید که لقمان به فرزندش می‌گفت «… اِنَّ الشِّرکَ لَظُلمٌ عَظیمٌ» (لقمان/ ۱۳) (طبرسی، ۱۳۷۲:‌۴، ۵۰۶). به این ترتیب پیامبر اسلام ظلم را در آیه به معنای شرک گرفتند، یعنی شرک در آیه مذکور که ممکن است دامن مؤمنان را هم بگیرد تبعیت از حاکمان ناصالح است چون یک معنای متداول شرک در قرآن تبعیت ازطواغیت است. « الَّذینَ کَفَرُوا أَولِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات»:« کسانى که (به خدا) کافر شده‏اند، سرپرستشان طاغوت است که از نور به سوى ظلمت سوقشان مى‏دهند». (بقره/۲۵۷) و جای دیگر تبعیت از احبار و رهبان را شرک معرفی می‌کند:« اتَّخَذُوا أَحبارَهُم وَ رُهبانَهُم أَرباباً مِن دُونِ اللَّهِ وَ المَسیحَ ابنَ مَریَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبحانَهُ عَمَّا یُشرِکُون»:« آنان احبار و راهبان و همچنین مسیح پسر مریم را معبودهایى در برابر خدا قرار دادند در حالى که جز به عبادت یک خدا که معبودى جز او نیست دستور نداشتند- پاک و منزه است از آنچه شریک او قرار دهند». (التوبه/۳۱)
بنا بر این فساد سیاسی یا ستمگری حاکمان در جامعه و تبعیت اجباری یا اختیاری مردم از آنان، از جمله مواردی است که موجب پیدایش فقر، قحطی و فساد مالی و اخلاقی و در نهایت نابودی و تباهی می‌گردد.
فرعون را می‌توان سمبل فساد سیاسی و ستمگری حاکمان معرفی کرد که قرآن مجید گوشه از جنایات او را صریحاً بیان می‌کند. او از نظر قدرت و استحکام حکومتی واقعاً قدرتمند بود. فساد دستگاه حکومتی فرعون به حدی بود که سالها پسران بنی اسرائیل را می‌کشت و زنانشان را برای کنیزی زنده نگه می‌داشت. «… یُذَبحِّونَ اَبناءَکُم وَ یَستحیونَ نِساءَکُم… » (البقره /۴۹)
منطقش منطق زور و تحقیر مردم برای مطیع کردن آنها بود:« فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُم کانُوا قَوماً فاسِقین»:‌« فرعون قومش را ذلیل و زبون داشت تا همه مطیع و فرمان‏بردار او شدند و آنها مردمى تبه‏کار بودند». او خود را خدای آنان معرفی می‌کردو « انا ربکم الاعلی» می‌گفت و آنها هم مطیع او بودند. چنان که در مبحث سنتهای الهی خواهد آمد پایان کار چنین جامعه‌ای که در آن اهل فساد و حاکمان ستمگر تمام شئون جامعه را به دست دارند فساد عمومی و در نهایت هلاک و بوار است، این حاکمان با ظلم خود هم موجبات نابودی خود را فراهم می آورند و هم فساد و تباهی جامعه را منجر می‌شوند. چنان که قرآن اشاره می‌کند قوم فرعون هم دچار فسق و فجور بودند.
پیشوایان دین با بصیرت معنوی خود تأثیر ماورایی حکومت چنین حاکمانی را گوشزد کرده‌اند و از سوی دیگر با عقل حسابگر بشری نیز می‌توان به نقش چنین حاکمانی در نابودی مادی و معنوی جامعه پی برد.
امام صادق فرمودند:‌ «… اذا جار الحاکم فی القضاء امسکت القطر بین السماء… »:«هر گاه حاکم در اجرای احکام و قضاوت بین مردم ستم پیشه کند آسمان بارانش را از اهل زمین باز می‌دارد. همه سالها باران هست اما گناه آن را منحرف می‌کند. » (شیخ صدوق، ۱۳۶۸:‌۲۵۲)
از این روایت به خوبی روشن می‌گردد که فقدان عدالت در جامعه هم مانع نزول برکات و نعمت‌های معنوی است و هم عامل فقر اجتماعی و نابسامانی مردمان می‌باشد.
بی عدالتی عاملی دو سویه است، از سویی به عنوان عامل معنوی و ماورایی در پیدایش فقر و تنگدستی عمل می‌کند و از سوی دیگر خود عامل مادی و ظاهری فقر می‌باشد. چنان که اگر در جامعه‌ای عدالت برقرار باشد هم برکات خداوند به وفور برایشان نازل می‌شود و هم به سبب احترام متقابل و رعایت حقوق افراد نظام زندگی اجتماعی در بعد مادی و معنوی سامان می‌گیرد.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ارگ بم
در شمال شرقی بم در دامنه صخره‌ای عظیم، قلعه مستحکمی را پی افکند ماند که به ارگ بم معروف است این قلعه شهر قدیم بم بوده است. ارگ بم به عنوان بزرگترین بنای خشتی در سازمان یونسکو به ثبت جهانی رسید تا اینکه متاسفانه در زلزله پنجم دی ماه ۱۳۸۲ نیمه ویران شد و هم اکنون کارشناسان متعددی از سراسر جهان برای بازسازی ارگ در حال تلاش و فعالیت هستند. در حال حاضر امکان بازدید از ارگ و مراحل بازسازی آن ایجاد شده است و ترقی ویرانه ارگ ایرانگردان و جهانگردان بیشماری را به سوی خود جذب می‌کند.
آستانه شاه نعمت الله ولی در ماهان ،از آثار با شکوه، زیبا و بسیار دیدنی ایران می‌توان مزار شاه نعمت الله ولی را نام برد آستانه شاه نعمت الله ولی، زیارت گاه اهل دل و میعادگاه شوریدگان وادی عشق، قریب هفت قرن قدمت دارد. سنگ بنای هسته مرکزی این مجموعه را احمدشاه دکنی با ارسال وجوهی به ایران پرداخت سال احداث بنادر کتیبه ورودی، ۸۴۰ هـ.ق ذکر شده است. شاه نعمت الله عارف، ادیب و شاعر بزرگ قرن هشتم هـ.ق است.
باغ شاهزاده ماهان:
باغ زیبا و مصفایی که با بیش از یک قرن قدمت و پیشینه تاریخی، در دامان کوه‌های سر به فلک کشیده هزار (تیگران) آرمیده و چشم و چراغ باغ‌های کنونی ایران به شمار می‌رود به سال ۱۲۹۷ هـ.ق به وسیله عبدالحمید میرزا فرمانفرما ناصرالدوله شاهزاده قاجار بنا شد. این باغ دارای دو عمارت دواشکوبه در قسمت غرب و شرق است حوض‌ها و فواره‌های متعدد، این دو عمارت را به هم ارتباط می دهد. حمام کوچکی نیز در ضلع جنوبی باغ وجود دارد که با برداشتی از حمام گنجعلی‌خان احداث شده است.این باغ با عرضه خدمات و پذیرایی از میهمانان و ایرانگردان و جهانگردان یکی از جاذبه‌های ارزشمند و گرانبهای کرمان به شمار می‌رود.
راین:
ارگ راین از جمله بناهای ارزنده استان کرمان محسوب می‌شود تاریخ احداث این بنا به عصر ساسانیان باز می‌گردد. این بنا بزرگترین بنای خشتی بعد از ارگ بم در استان است مساحت آن ۲۲ هزار متر مربع است و دور آن حصاری به ارتفاع ۱۰ متر قرار گرفته تنها در ورودی قلعه در ضلع شرقی قرار دارد. وجود کارگاه‌های صنایع دستی مانند چاقوسازی که از جمله صنایع معروف راین به شمار می‌رود به ارگ جذابیت بیشتری بخشیده است.
صنایع دستی وسوغات
صنایع دستی کرمان همچون قالی پرنقش ونگارآن شهرت جهانی دارد.علاوه برقالی کرمان، پته، ظروف مسی کرمان ،جاجیم،گلیم شیریکی پیچ سیرجان ، و دست آفریده های حصیری بم،جنوب استان وشهداد طرفداران زیادی دارد وزینت بخش بسیاری از خانه ها می باشد.
زیره، معروف ترین سوغات کرمان است ودر کنار آن می توان از پسته،خرماوشیرینی های مخصوص کرمان شامل:کماچ سهن ،کلمپه ،قاووت،خرمابریز،قطاب،برشتوک،سوهان زرندومسقطی سیرجان نام برد (سازمان میراث فرهنگی و گردشگری،۱۳۹۱).
خلاصه فصل دوم
در این فصل به بررسی ادبیات موضوعی پرداخته شد، پیشینه ای از تحقیق و معرفی اجمالی از استان کرمان بیان شده است.
فصل سوم :
روش تحقیق
۳-۱ مقدمه
هدف تمام علوم،شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظور آگاهی از مسایل و مشکلات دنیای اجتماعی،روش های علمی تغییرات قابل ملاحظه ای پیدا کرده اند. این روند و حرکت سبب شده است که برای بررسی رشته های مختلف بشری ، از روش علمی استفاده شود.از جمله ویژگی های مطالعه علمی که هدفش حقیقت یابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب است و انتخاب روش تحقیق مناسب بستگی به ماهیت،اهداف،موضوع تحقیق و همچنین امکانات اجرایی آن دارد. بر این اساس در این بخش سعی بر آن است تا نوع تحقیق،ابزار جمع آوری اطلاعات ، جامعه آماری، نمونه آماری، نحوه تعیین حجم نمونه و در نهایت فرایند کلی تحقیق ارائه گردد.
۳-۲ روش تحقیق
هدف از انجام این تحقیق توسعه دانش کاربردی در زمینه شناسایی عوامل انگیزشی و میزان رضایت گردشگران می باشد. بر این اساس تحقیق حاضر از نظر هدف از جمله پژوهش های کاربردی است و از لحاظ چگونگی بدست آوردن داده ها، از آن جا که هدف آن توصیف کردن و شناخت بیشتر شرایط موجود می باشد از گروه تحقیقات توصیفی می باشد.
تحقیق های توصیفی که داده ها را به گونه ای معنا دار ارائه می کنند، در موارد زیر سودمند هستند:
شناخت ویژگی های یک گروه در موقعیت مورد علاقه
کمک به تفکر نظام گرا درباره یک وضعیت
ارائه دیدگاه هایی مبنی بر ضرورت بررسی و پژوهش های بیشتر
۳-۳ جامعه آماری
جامعه اماری کلیه گردشگران خارجی ورودی به استان کرمان در یک دوره چهار ماهه از تاریخ ۲۰/۳/۱۳۹۱ تا ۲۰/۷/۱۳۹۱ می باشد.
۳-۴ نمونه آماری و نحوه تعین حجم نمونه
برای تعین حجم نمونه در این پژوهش از فرمول کوکران استفاده شده است:
در این رابطه خواهیم داشت :
ضریب اطمینان ۹۵% ، z=1.96
p = q=0.5
d =0.05
بر طبق فرمول بالاحجم نمونه ۳۸۴ می باشد.
روش نمونه گیری در این تحقیق به صورت تصادفی طبقه ای است . در روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده ابتدا جامعه را طبقه بندی می نمایند و سپس نمونه ای تصادفی از هر طبقه را انتخاب می کنند. در این روش محقق مایل است نمونه تحقیقی را به گونه ای انتخاب کند که مطمئن شود زیر گروه ها با همان نسبتی که در جامعه وجود دارند به عنوان نماینده جامعه٬ در نمونه نیز حضور داشته باشند. این نوع نمونه گیری وقتی بکار می رود که جامعه دارای ساخت همگن و متجانس نیست. یعنی در این روش درصد آزمودنی هایی که به صورت تصادفی از هر گروه انتخاب می شوند با درصد همان گروه در جامعه مورد نظر برابر است. بنابر این اگر یک گروه به طور مثال ۸ درصد از جامعه را تشکیل می دهند همین گروه ۸ درصد از نمونه را نیز تشکیل خواهند داد.که در این تحقیق چهار هتل شامل هتل پارس ،هتل اخوان،هتل جهانگردی و هتل گواشیر که بر طبق آمار ارائه شده از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بیشترین تعداد گردشگر ورودی به استان در سال های گذشته در این هتل ها اقامت داشته اند به عنوان طبقه های این جامعه آماری در نظر گرفته شده اند .
۳-۵ روش های جمع آوری اطلاعات
در هر تحقیقی گردآوری اطلاعات واقعی با توجه به منظوری که از آن تحقیق مد نظر است، دارای اهمیت و توجه زیادی می باشد. مهم ترین روش های گرد آوری اطلاعات در این تحقیق عبارتند از :
مطالعات کتابخانه ای : جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات موضوع از منابع کتابخانه ای ،مقالات،کتاب های مورد نیاز و نیز از اینترنت استفاده شده است.
پرسشنامه : در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد که در تحقیق راکتیدا(۲۰۰۹) استفاده شده است، برای بدست آوردردن نظرات گردشگران استفاده شده است. به منظور بررسی رضایتمندی گردشگران خارجی ۱۱بخش گردشگری(هتل،حمل و نقل محلی، رستوران های خارج از هتل،خرید کردن،مردم محلی،راهنمای تور محلی،فرودگاه، فعالیت های گردشگری، جاذبه های گردشگری، خدمات اطلاع رسانی،رضایت کلی) مورد بررسی قرار گرفته شد که هر کدام از این بخش ها دارای اجزایی می باشند که میزان رضایتمندی گردشگران در هر یک از این بخش ها و زیر بخش ها با استفاده از طیف پنج گزینه ای لیکرت مورد بررسی قرار گرفته است.جهت شناسایی اهمیت منابع اطلاعاتی و انگیزه گردشگران خارجی نیز از طیف پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده است.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است