با توجه به مطالب مطرح شده مدل تحقیق در شکل (۱-۱) نشان داده شده است:
کارآفرینی سازمانی
عملکرد سازمان
کسب دانش ؛ منابع دانش بنیان
شکل ۱- ۱: مدل تحلیلی تحقیق (Bohica & Fuentes,2012)
۱-۶- فرضیه های تحقیق
فرضیه های این تحقیق بر اساس متغیرهای تعیین شده به شرح زیر هستند:
کارآفرینی سازمانی بر عملکرد در صنایع غذایی استان تاثیرگذار است.
کسب دانش، تاثیر کارآفرینی بر عملکرد صنایع غذایی استان گیلان تعدیل می نماید.
در صنایع غذایی که از منابع دانش بنیان برخوردارند، کسب دانش تاثیر کارآفرینی بر عملکرد را به صورت قوی تری تعدیل می نماید.
۱-۷- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای اصلی تحقیق
۱-۷-۱- عملکرد
عملکرد همان نتایجی میباشد که در اثر فرآیندهای عملیاتی سازمان حاصل میشود. دو مولفه در نظر گرفته شده برای عملکرد سازمانی که با طیف پنج درجهای لیکرت در مقیاس فاصلهای (بسیارکم تا بسیار قوی) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از : (Bohica & Fuentes, 2012)
عملکرد مالی سازمان؛ (از طریق: میزان فروش، سهم بازار، بازدهی دارایی ها، بازدهی سرمایه، بازدهی فروش)
عملکرد سازمانی در مقایسه با رقبای اصلی (رضایتمندی مشتری)
۱-۷-۲- کارآفرینی سازمانی
کارآفرینی سازمانی باید بر پایه ساختارهای جدید و استفاده از چندین منبع مختلف که تولیدکننده محصول یا خدمات جدیدی را ارائه نماید، باشد. مولفه در نظر گرفته شده برای کارآفرینی که با طیف پنج درجهای لیکرت در مقیاس فاصلهای (کاملاً مخالف تا کاملاً موافق) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از: (Bohica & Fuentes, 2012)
نوآوری سازمان؛ (اجرای برنامه های جدید، حمایت از کارکنان خلاق و نوآور، انتخاب ایده های کارکنان، ایجاد یک واحد در امر نوآوری، دادن پاداش متناسب، تاکید بیشتر برنوآوری
۱-۷-۳- مدیریت دانش
دانش مربوط به نحوه اجرای وظایف و مسئولیت هاست و نقش تکمیل کننده ای را در شناسایی ضوابط و دیدگاه ها ایفا می نماید و همچنین دانش می تواند زمینه را برای ایجاد مزیت رقابتی مهیا نماید. دو مولفه در نظر گرفته شده برای مدیریت دانش که با طیف پنج درجه ای لیکرت در مقیاس فاصله ای (کاملاً مخالف تا کاملاً موافق) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از: (Bohica & Fuentes, 2012)
کسب دانش؛ (از طریق رابطه با سازمان، اطلاعات کلی حول محور نیازها و گرایشات مشتریان، مهارت فنی و دانش تکنولوژیکی، دانش موثر مدیریت سازمان)
دانش بنیان؛ (تعهد مثبت در توسعه، تخصص یا مهارت تکنیکی، مهارت حول محور توسعه خدمات و محصولات، سازندگی بالا، مهارت در بازاریابی، تخصص ویژه خدمات رسانی به مشتری، تخصص مدیریت، بازارهای نوآور، پرسنل آموزش دیده در عرصه خدمات، نقش موثر در عرضه ایده)
۱-۸- قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعیتحقیق حاضر از نظر موضوعی در حوزه تئوری سازمان قرار گرفته است.
قلمرو زمانی: تحقیق حاضر در یک دوره هفت ماهه از مهر ماه ۹۱ تا خرداد ماه ۹۳ انجام شده است.
قلمرو مکانی: قلمرو مکانی این تحقیق، شرکتهای تولیدی صنایع غذایی استان گیلان میباشد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
بخش اول
کارآفرینی سازمانی
۲-۱-کارآفرینی سازمانی
۲-۱-۱- مقدمه
پیچیدگی و رقابت رو به رشد موجود در دنیای امروز که همراه با تغییر اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی می باشد، سبب شده است از کارآفرینی به عنوان نیروی محرکه در رشد سازمان ها یاد شود. زیرا باعث رشد و توسعه اقتصادی کشورها، افزایش بهره وری، ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی می شود (محمودی عالمی و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۱۱۴).
در شرایط شدیداً رقابتی و متحول جهانی، کارآفرینی و کارآفرینان سهم بسزایی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دارند. از جمله دلایل توجه به توسعه و ضرورت کارآفرینی، می توان به ایجاد اشتغال، بهبود کیفیت زندگی، نوآوری و انتقال فن آوری، ایجاد رفاه، ترغیب و تشویق سرمایه گذاری در تولید، کشف منابع و رفع تنگناهای بازار اشاره کرد. برای توسعه فعالیت های کارآفرینانه، علاوه بر مساعد بودن عوامل محیطی و ساختاری، تقویت ویژگی های روان شناختی افراد برای گرایش به کارآفرینی نیز ضروری است (سلمانی زاده و همکاران، ۱۳۸۸، ص۶۸).
در این بخش ابتدا به تعاریف و مفاهیم کارآفرینی و کارآفرین پرداخته و سپس با ارائه مدل و انواع آن و … سعی میشود گامی در جهت آشنایی با این مفهوم مهم برداشته شود.
۲-۱-۲- کارآفرینی
تقریباً در طول تمامی دوره های تاریخ بشر، کارآفرینی به اقدامات مهمی در پیشرفت تمدن مدرن خدمت کرده است. کارآفرینی در سال های اخیر از هر زمان دیگری مهمتر شده است، و دلیل آن توجه به عواملی است که منجر به دستیابی به رشد اقتصادی، اشتغال بالا، ایجاد شغل قوی و توسعه اجتماعی مثبت می شوند (Sesen, 2012, p 624).
چنانچه بخواهیم تعریفی مختصر از کارآفرینی و فعالیت کارآفرینانه، ارائه دهیم باید گفت کارآفرینی را می توان فرآیند شناسایی فرصت ها و بهره برداری و خلق ارزش از آنها دانست. البته باید توجه داشت که این خلق ارزش، هم برای فرد کارآفرین یا ارائه کننده کالا یا خدمت و هم برای جامعه یا دریافت کنندگان کالا یا خدمت مطرح
است و می تواند جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی را دربربگیرد (یزدانی و همکاران، ۱۳۹۰، ص۵۲).
ارایه یک تعریف خاص و بدون ابهام از کارآفرین و کارآفرینی مستلزم چالش و بحث است لیکن این بدان دلیل نیست که تعاریفی در این زمینه وجود ندارد بلکه به دلیل تعدد تعارف از زوایای مختلف اقتصادی، مدیریتی، جامعه شناسی و … است. مشکل اصلی اینجاست که تعدد این تعاریف به دلیل اتفاق نظر نداشتن صاحب نظران بر سر خصوصیات و ویژگی های کارآفرینان است. از این صاحب نظران، ویلیام گاردنر (۱۹۹۰) تحقیقات بسیاری در زمینه ویژگی های کارآفرینان انجام داده است. او نتیجه گرفت که تفاوت های بین کارآفرینان و کارهای مخاطره آمیزشان به اندازه تفاوت های بین کارآفرینان و غیرکارآفرینان و بین موسسات جدیدی به ثبت رسیده بزرگ و اساسی است. برخی تعاریف بر اهمیت کارآفرینی در تأمین کارایی اقتصادی که برگشت سرمایه را به حداکثر برساند تأکید دارد. پاداش دادن به سرمایه گذار مهم است امّا این امر تنها هدفی نیست که کارآفرین تعقیب می کند. کارآفرینان موثر طوری کار می کنند که به همه سهامداران در کارهای مخاطره آمیزشان پاداش دهند. ابداع و نوآوری، هم یک عامل حیاتی و مهم است. ابداع عامل مهمی در موفقیت همه کسب و کارهاست نه فقط در امور کارآفرینانه؛ و کارآفرینی یک پدیده غنی و پیچیده است (دهقان و همکاران، ۱۳۹۰، ص۴۵).

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

کاهش هزینه‌های جذب مشتریان جدید
کاهش حساسیت مشتریان به تغییرات و قیمت‌ها
منافع حاصل از ارزش طول عمر مشتری
عملکرد مثبت از طریق افزایش قدرت پیش بینی
افزایش موانع برای ورود رقبای جدید )عباس نژاد،۱۳۹۰)
۲-۱-۱۰) چرا وفاداری مهم است؟
گریفین[۳۸] (۱۹۹۷) وفاداری وسیکل خرید را بوسیله نشان دادن حلقه خرید مجدد نشان داد .او این فرایند را به عنوان مهمترین نگرش درمورد وفاداری می‌داند که دلیلی است بر اینکه وفاداری بدون حمایت از تکرار وجود ندارد. زمانی که مشتریان محصولاتی را خریداری می‌کنند که به آنها وفادار نیستند، برند متفاوتی از آن محصول را نیز خواهند خرید.(Shukla, 2009)
در شرایط رقابتی بازارامروز بدست آوردن جایگاه مناسب در ذهن مصرف‌کننده بگونه‌ای که مصرف‌کننده وفادار شرکت باشد، از اهمیت بسزایی برخوردار است از جمله عواملی که در رسیدن به چنین جایگاهی در ذهن مشتریان مؤثر است ارزش ویژه مارک تجاری یک شرکت می‌باشد. ارزش ویژه مارک تجاری مطلوبیت نهایی یا ارزش افزوده‌ای است که یک محصول به واسطه نام تجاری مانند کوکاکولا، ایجاد می‌کند.
ارزش ویژه مارک تجاری همانند یک دارایی برای شرکت محسوب می‌گردد که گردش وجوه کسب و کار را افزایش می‌دهد.
ارزش ویژه مارک تجاری، یک مفهوم چند بعدی است که با تقویت ابعادش می‌توان آن را افزایش داد، این ابعاد عبارتند از آگاهی، کیفیت درک شده،وفاداری و تداعی‌ها (رسائی، ۱۳۹۱).
۲-۱-۱۱) شناسایی برند
آکر چهار دیدگاه را برای شناسایی برند معرفی کرده است که عبارتند از:
 
برند به عنوان محصول: این دیدگاه در برگیرنده ابعادی است از قبیل ویژگی‌های محصول، کیفیت و قلمرو محصول و محصولات مربوط به یک برند معین. ابعاد دیگر آن نیز شامل استفاده از موقعیت مناسب که در زمان مناسب رخ می‌دهد که شرکت برای تسلط بر موقعیت کاربردی خاصی تلاش می‌کند. کاربران که بر موضع یابی یک برند با نوع خاصی از کاربران دلالت دارد و رابطه برند با کشور مبدا آن، که باعث ایجاد اعتبار برای برند می‌شود.
برند به عنوان سازمان: این دیدگاه بیشتر برویژگی‌های سازمان تمرکز دارد و نوآوری و توجه سازمان به مشتریان را شامل می‌شود. همچنین این دیدگاه در مقابل بعد جهانی دارای بعد محلی نیز می‌باشد و این موضوع که سازمان، هویت جهانی داشته باشد و یا برای پیوستن به بازارهای محلی تلاش کند، به انتخاب سازمان بستگی دارد. استراتژی محلی از طریق ایجاد رابطه با مشتریان، می‌تواند به درک بهتر نیازهای آنها بیانجامد در حالی که یک استراتژی جهانی به طول عمر و پایداری برند اشاره دارد و متضمن آینده آن برند می‌شود.
برند به عنوان شخص: این دیدگاه شامل بعد شخصیتی برند است. شخصیت برند به مجموعه ای از ویژگی‌های انسانی مرتبط با برند گفته می‌شود. این ویژگی‌های انسانی مرتبط با برند گفته می‌شود. این ویژگی‌ها می‌تواند شامل جنس، سن، علاقه و توجه فرد و … باشد.
برند به عنوان سمبل (نماد): آکر معتقد است که یک سمبل قوی می‌تواند پایه و اساس شناسایی و هویت برند باشد و باعث افزایش قدرت تشخیص و یا میزان یادآوری برند در بین مشتریان شود.به عقیده وی، شیوه‌های بصری و عینی مانند تصویر سازی با نمایش یک برند معنادار می‌تواند از مؤثرترین راه‌های ایجاد سمبل برای برند باشد (گنجی نیا واخوان، ۲۰۱۱).
۲-۱-۱۲) ویژگی وفاداری به برند
جکوبی و چستات (۱۹۷۸) جزء ثابتی را برای وفاداری به برند معرفی نموده‌اند که ابعاد رفتاری و نگرشی وفاداری را شامل می‌شود آن‌ها معتقد هستند که وفاداری به برند:
جهت دار و تعصبی (نه اتفاقی) است.
در طول زمان بروز می‌کند.
در برگیرنده پاسخ رفتاری (خرید) است.
به یک یا چند برند خاص مربوط می‌شود.
بوسیله واحد تصمیم گیری رخ می‌دهد.
تابعی از فرایندهای روان شناختی (تصمیم گیری و ارزیابی گزینه‌ها) است.(Pfoertsch etal.2008)
۲-۱-۱۳) کارکردهای برند
۲-۱-۱۳-۱) متمایز سازی
اکثر پژوهشگران بر این مطالب که برند عاملی قدرتمنددر متمایز سزی از سایرین است تاکید دارند و این متمایز سازی را یک استراتژی بازاریابی رقابتی بسیار مهم می‌دانند (بوهلل و همکاران، ۲۰۰۹). تمایز به این معنی است که یک شرکت با داشتن یک برند خود را در بازار رقابتی متمایز می‌کند و این تمایز به عنوان زیر ساخت و مبنای مهم بازاریابی به شمار می‌رود (قوامی، ۱۳۸۷).
۲-۱-۱۳-۲) اطمینان بخشی
زمانی که مصرف کنندگان از خصوصیات محصول اطمینان ندارند، شرکت ها از برند هاجهت اطمینان
بخشی درباره اعتبار و قابلیت اعتماد محصول استفاده می‌کنند در واقع طبق نظر موتمنی و شاهرخی (۱۹۹۸) برند متضمن این نکته است که محصولات نشانه‌هایی از کیفیت یکسان را ارائه نماید. پر واضح است داشتن مشتریان همیشگی و وفادار مستلزم وجود استاندارد درکیفیت و دیگر ویژگی‌های محصول است، این مهم جز از طریق وجود برندی شناخته شده که مورد وثوق مشتریان باشد ناممکن می‌نماید (کی فرزندی اصل،۱۳۹۱).
۲-۱-۱۳-۳) بخش بندی بازار
فایده خوب دیگربرند بخش بندی بازار است. شما مجبور نیستید برای مجموعه قشرهای مختلفی که در بازار هستند یک برند واحد داشته باشید بلکه، شرکت‌ها در قالب پورتفولیوی برند ضاهر می‌شوند. برندهای متفاوتی برای بخش های متفاوت بازار طراحی می‌شود لذا عملاً برند ابزاری می‌شود برای بخش بندی بازار (قوامی، ۱۳۸۷).
۲-۱-۱۳-۴) تشخیص خوب از بد
امروزه میزا
ن تحول و نوآوری آن قدر زیاد است و تعداد پیام‌های تبلیغاتی که از رسانه‌های مختلف در جهت جلب توجه مصرف کنندگان نسبتبه نام‌های تجاری پخش می‌شود آن قدر سردرگم کننده است که به ابزاری نیاز داریم تا در تشخیص نمونه‌های خوب و بد به ما یاری رسانده و بتوانیم راه‌های میان بری را بهسوی اهداف خود بیابیم. نام‌های تجاری بهمثابه راه‌های میان بر هستند. به عبارت دیگر مانندتابلوهای راهنمایی که در بازاری شلوغ و پر رفت و آمد، ویژگی‌های متمایز و ارزشمند را در مورد محصول رتبه بندی کرد و برای خریدار به نمایش می‌گذارند هر کدام از نام‌های تجاری مفاهیم عمیق و بنیادی را در بر دارند و این مفاهیم بسیار تأثیر گذار تر و فراتر از ویژگی‌های محصول یا خدمتی است که به مصرف‌کننده گان ارائه می‌شود (براون، ۱۳۸۶).
۲-۱-۱۳-۵) خلق مزیت رقابتی
یکی از سرمایه‌های معتبر هر شرکت برند معتبر آن است که سبب خلق مزیت های رقابتی می‌شود (جون و وک کوون و اه[۳۹]،۲۰۰۷). برند باعث ایجاد مزیت رقابتی می‌گردد. برند ها نشان دهنده میزان کیفیت و تعهد به خریدار می‌باشد که همانند ویژگی‌های خاص که مصرف کنندگان را تشویق به خرید محصولات دارای برند می‌نماید (لی و بک[۴۰]، ۲۰۱۰).
۲-۱-۱۳-۶) کمک در انتخاب

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۱۲

Mishler & Rose

۲۰۰۱

تقسیم بندی اعتماد سیاسی به دو سطح :
تئوری نهادی ( ساختاری ) ۲٫ تئوری های فرهنگی

۱۳

Rose

۲۰۰۱

با بحث از تئوری های فرهنگی و نهادی و تقسیم بندی هر یک از آن ها به سطوح خرد و کلان ، علت بی اعتمادی را در سطح کلان فرهنگی ، مسائل یا معضلات فرهنگی و فرهنگ ملی (بی اعتمادی ) و در سطح خرد ، مسائل مربوط به چگونگی جامعه پذیری آحاد جامعه می داند و علت بی اعتمادی را در سطح کلان تئوری های نهادی ، نحوه عملکرد دولت و در سطح خرد ؛ ارزیابی و برداشت های فردی آحاد جامعه از عملکرد دولت در حوزه های مختلف ذکر می کند .

۱۴

Keene & Bruce

۲۰۰۱

اعتماد عمومی بخش مهمی از بافت اجتماعی هر ملت است . مهمترین عوامل موثر بر بی اعتمادی مردم عبارتند از :
۱- دریافت هدیه و انعام توسط کارکنان دولت و سازمان های تابعه ۲- مسافرت های پرخرج و هزینه بر کارکنان دولت و سازمان های تابعه ۳- برخورد و رفتار تبعیض آمیز در قبال دوستان و بستگان ۴- استفاده از اموال و دارائی های دولتی در راستای منافع شخصی ۵- سوء استفاده از اطلاعات یا اسناد دولت ۶- مشکلات مربوط به افشای مسائل مالی ، سهام و کسب و کاردر سازمان های عمومی ۷- دریافت اجرت یا حق الزحمه های مشکوک ، پارتی بازی در انجام امور مربوط به کارفرمایان بزرگ و انجمن های بازرگانی ۸ – عدم راست گویی و صداقت و یا نگفتن واقعیت ها ۹- توجه خاص به برخی افراد

۱۵

Burg

۲۰۰۵

اعتماد عمومی را به دو نوع زیر تقسیم می کند :
اعتماد بر مبنای دانش
اعتماد برمبنای نتیجه

(زاهدی و همکاران ، ۱۳۹۰ : ۷۳- ۷۴ )
۲-۴ رویکرد خرد
نظریه پردازانی از جمله پیوتر زتومکا، کلاوس افه و پاتنام در تحلیل و بررسی اعتماد به عوامل فردی و خرد توجه دارند . این نظریه پردازان به منظور تحلیل معنا و مفهوم اعتماد سطح تحلیل خرد و سطح مطالعه کنش را برگزیده اند .
۲-۴- ۱ نظریه های تبیین کننده تأثیر ویژگیهای فردی و پایگاه اقتصادی اجتماعی بر اعتماد
بر طبق رویکرد اجتماعی- روان شناختی که در دهه های ۱۹۵۰ و۱۹۶۰ در ایالات متحده توسعه یافت ، منشأ اعتماد اجتماعی را باید در هسته شخصیت افراد جستجوکرد. اعتماد در کودکی آموخته می شود و در بقیه عمر تداوم می یابد و بر اثرتجربیات مختلف به کندی تغییر می کند. اعتماد ممکن است بر اثر تجربه ای تلخ به سرعت تنزل یابد اما با وقوع مکرر تجربیات خوشایند، به احتمال زیاد، بار دیگر به آهستگی افزایش خواهد یافت. مطابق نظر روان شناسان اجتماعی، اعتماد اجتماعی، بخشی از یک ویژگی گسترده تر خصوصیات شخصیتی است که شامل خوشبینی، اعتقاد به همکاری [۲۷]و اطمینان به این موضوع است که افراد می توانند اختلافاتشان راکنار بگذارند و با یکدیگر زندگی اجتماعی رضایت مندانه ای داشته باشند. اعتماد وخوشبینی جزء جدایی ناپذیر همان تمایل عمومی به زندگی جمعی هستند. بر عکس،کسانی که به دیگران اعتماد نمی کنند انسان های بدبین[۲۸] و منفی بافی هستند که قابلیت های همکاری اجتماعی و سیاسی را باور ندارند.
این دیدگاه ، فرآیند اجتماعی شدن در اوایل کودکی در مقایسه با تجربیات بعدی زندگی را کمتر مورد تأکید قرار می دهد. در این دیدگاه عنوان می شود افرادی که به دیگران اعتماد می کنند، در جامعه موفق تر هستند، نسبت به دیگران مرفه ترند، ازآموزش بهتر و بیشتری برخودارند و پایگاه اقتصادی، اجتماعی بالایی دارند.
فرهنگ بی اعتمادی از میان گروه های تحصیل نکرده ، فقر و حادثه دیده نشأت می گیرد که از محیط های توسعه نیافته برخاسته اند و خود را در یک محیط کاملاً جدید بیگانه می یابند. (وند نوروز،۱۳۹۰ )
کسانی که فاقد منابع و پشتوانه های حمایتی هستند ، تمایل به بی اعتمادی (سوء ظن ، پذیرش فرض توطئه،شک و تردید در گسترش اعتماد ) دارند زیرا احتمال سلب اعتماد برای آنان به منزله از دست رفتن آبرو است. لومان دو نمونه ارائه می دهد : «کشاورزانی که به زحمت ، معیشت خود را تأمین می کنند از ریسک کردن یا پذیرفتن احتمال خطر پرهیز می کنند زیرا در معرض گرسنگی و از دست دادن محصولاتشان هستند و قدرت ادامه دادن تولید را ندارند همچنین صاحبکارانی که با مشکل نقدینگی مواجه هستند درمقایسه با کسانی که دردسری از این نظر ندارند تمایل کمتری به خطر کردن درموضوعات مهم را دارند .»( زتومکا،۱۳۸۷ :۲۲۷- ۲۲۸ )

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.