آنهایی که در پله های پایین نردبان اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته اند ، بدون تعجب به احتمال زیادی نسبت به مابقی افراد احساس می کنند که مردم برای اینکه مثمر ثمر و مفید واقع شوند ، تلاش نمی کنند موقعیت طبقاتی آنها احتمالاً شرایطی را فراهم کرده است که در آنها بی اعتمادی و بدبینی ، خصلت واقعی به خود می گیرد . (زتومکا،۱۳۸۷ :۲۲۹ ) موقعیت شغلی باثبات و قابل اطمینان نیز از اهمیت محوری برخوردار است چرا که شخص ممکن است در نتیجه دستیابی به یک چنین موقعیت شغلی باثبات و قابل اطمینانی ، جهت گیری مورد اعتماد تری را نسبت به جهان پیشه کند . تحقیقات معمولاً از میزان بالای بی اعتمادی در میان افراد بیکار حکایت می کنند .( زتومکا،۱۳۸۷ :۲۳۰ )
علاوه بر این ، افراد ثروتمند بیشتر مورد احترام قرار می گیرند و این موضوع می تواند احساس آنان را نسبت به اعتماد تقویت کند. موفقیت افراد ثروتمند در زندگی، خوشبینی ، اعتماد و چشم انداز روشن تری را در مقایسه با افراد فقیر به آنان می بخشد. اطلاعات جمع آوری شده در برخی از پیمایش ها از جمله «مطالعات جهانی ارزش ها[۲۹]» و« پیمایش اجتماعی عمومی در آمریکا[۳۰]» این دیدگاه را تأیید می کنند. این مطالعات نشان می دهند اعتماد در افراد موفق جامعه ( یعنی افرادی که ثروت ، پایگاه، شغل سطح بالا، رضایت از زندگی و رضایت خاطر درونی بیشتری دارند) بالاتر است. علاوه بر این ، بی اعتمادی در بین کسانی که قربانی جرم یا خشونت[۳۱] شده یا طلاق گرفته اند بیشتر دیده می شود. اعتماد با داشتن خانواده سالم و قوی ارتباط دارد. زندگی خانوادگی از راه های مختلف اعتماد را ایجاد می کند. یکی از این راه ها این است که خانواده کانونی برای پیدایش انگیزه اعتماد در افراد یا« حسن نیت اولیه[۳۲] » به شمار می رود ، واضح است که خانواده، زمینه را برای سنجش صمیمیت و اعتماد عمیق افراد فراهم می کند. توانایی مالی خانواده در تصمیم به ازدواج و تشکیل خانواده جدید اهمیت بسیار دارد همچنین در پی سلب اعتماد ، ناملایمات و دشواریهایی ایجاد می شود که یک خانواده سالم و قوی را وا می دارد از اعضای خود دربالاترین حد ممکن حمایت کند. یکی از دلایلی که بچه های متعلق به خانواده های گسسته یا تک والد در مقایسه با کسانی که پیوند هایشان را به طور کامل با خانواده حفظ کرده اند، سطح بالاتری از بی اعتمادی را نشان می دهند، فقدان حمایت اساسی یا پشتوانه های حمایتی از جانب خانواده است.
( زتومکا ، ۱۳۸۷ :۲۳۵ )
از نظر زتومکا حد فاصل بین اعتماد بین شخصی و اعتماد اجتماعی طبقات اجتماعی قرار دارند، اکثر افرادی که در ویژگی های معین و مشترک با آن ها سهیم هستیم که از جمله اعتماد یا عدم اعتماد ممکن است به سمت جنسیت سوق داده شود . مثلاً من به مردها اعتماد دارم ولی نسبت به زن ها بی اعتمادم یا به طرف سن سوق داده شود مثل این که من به افراد پیرتر اعتماد ولی به جوان ترها بی اعتمادم یا به نژاد و نظایر آن. ( وثوقی؛ ۱۳۸۸ : ۱۴۳ )
از دیدگاه کلاوس افه[۳۳] هر چه فردی که اعتماد می کند راحت تر بتواند به منابع دیگر از جمله قدرت، پول، اطلاعات و غیره متوسل شود در برابر از میان رفتن رابطه اعتماد کمتر آسیب پذیر خواهد بود. در نتیجه ثروتمندان، قدرتمندان و کسانی که اطلاعات زیادی دارند می توانند هزینه های اعتماد را بپردازند چون به راحتی می توانند در هم شکستن اعتماد را تحمل کنند ولی اعتماد کنندگان یا معتمدین کم قدرت تر ممکن است از درهم شکستن رابطه اعتماد به شدت متضرر شوند.این دیدگاه نشان می دهد که اعتماد نظارت بر دیگر منابع اجتماعی تا حدی مکمل یکدیگرهستند و تنها جایگزین یکدیگر نمی شوند. هر چه یک فرد ثروتمندتر باشد راحت تر می تواند اعتماد کند و از اعتماد دیگران بهره مند شود و برعکس.(وثوقی، ۱۳۸۸ :۱۴۳ )
پاتنام در انتزاعی ترین سطح، میزان تعامل و ارتباط را عامل به وجود آورنده اعتماد می داند. به همین خاطر است او شرکت در انجمن های مدنی را که موجب تعامل بیشتر افراد می شود، موجد اعتماد می داند.
به نظر پاتنام در تقریباً همه جوامع « ندارها » کمتر از «داراها »اعتماد می کنند. شاید به این خاطرکه دیگران با افراد دارای منابع، با صداقت و احترام بیشتری رفتار می کنند. بی اعتمادی در بین « بازندگان» یعنی افراد دارای تحصیلات، درآمد و منزلت پایین و نیز اعضای گروههای اقلیت و کسانی که از زندگی خود ابراز نارضایتی میکنند، رایجتر است. همچنین بی اعتمادی دربین قربانیهای جرم و خشونت و افراد مطلقه بیشتر دیده می شود. از این دیدگاه، اعتماد اجتماعی حاصل تجربه های زندگی بزرگسالی است و کسانی که زندگی موفقیت آمیزی دارند نسبت به کسانی که از فقر، بیکاری، تبعیض، استثمار و محرومیت اجتماعی رنج می برند، دارای اعتماد بیشتری هستند. (منصوریان ،۱۳۸۸ :۱۹۸ )
*بر اساس رویکرد اجتماعی ، روانشناختی و همچنین نظریه های زتومکا ، پاتنام و افه پایگاه اقتصادی اجتماعی افراد و همچنین ابعاد شخصیتی آنان از جمله وضعیت تأهل ، سن و جنسیت می تواند در اعتماد به دیگران تأثیر گذار باشد. طبق این نظریه ها اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه را می توان با عواملی همچون ویژگی های فردی و پایگاه اقتصادی اجتماعی شهروندان سنجید در واقع می توان متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی را وارد مدل تحلیل کرد و رابطه آن را با اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه سنجید *
۲-۵ رویکرد کلان :
نظریه پردازان کلان نگر چون گیدنز ، پاتنام ، زیتامل ، کاپل به عوامل ساختاری و کلان اعتماد معتقد هستند و در بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد ، سطح مطالعه خود را بر روی ساخت اجتماعی متمرکز ساخته اند . این نظریه پردازان اعتماد را به عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی به عنوان یک ویژگی جمعی مفهوم سازی می کنند.
۲-۵- ۱ نظریه تبیین کننده تأثیر احساس امنیت بر اعتماد :
امنیت به معنای ایمن بودن و بی بیمی ، آرامش و آسودگی است . احساس امنیت نیز عبارت از نوعی ذهنیت و جهت گیری روانی مثبت ( رضایتبخش ، قانع کننده و آرام بخش ) شهروندان نسبت به عدم تأثیر گذاری حضور و بروز رویدادها و وقایع ضد امنیتی ( تهدیدات ) در شرایط فعلی و آتی است ( حاجیانی ، ۱۳۸۴ : ۲۸ )
مفهوم امنیت باز می گردد به دفاع یا حفاظت از خود، خانواده، دوستان و اموال. مفهوم امنیت در فضای شهری از یک سو با جرم ارتباط پیدا می کند، اگر چه از آن بسیار متفاوت است و از سوی دیگر با مفهوم بزه دیده و ترس از بزه دیده واقع شدن. از سوی دیگر می بایست میان ترس و خطر، یا احساس امنیت کردن و در امان بودن تفاوت قائل شد. از نظر علمی درک اثرات جرم، یعنی ترس از وقوع جرم به اندازه خود آن، یعنی خطرهای آماری حاصل از وقوع جرم اهمیت دارد. واکنش نسبت به ترس از قربانی شدن، باعث می شود که بسیاری از مردم، از خطرات دوری کنند یا حداقل میزان در معرض خطر قرار گرفتن شان را کاهش دهند، که این خود می تواند منجر به عدم حضور مردم نه تنها دریک مکان خاص بلکه در بیشتر فضاهای عمومی شود. (مدیری ، ۱۳۸۵: ۱۴ )
همچنین احساس امنیت به معنای فقدان هراس از اینکه ارزش های انسانی مورد حمله قرار گیرد یا به مخاطره نیفتد و به نبود هراس و بیم نسبت به حقوق و آزادی های مشروع ؛ اطمینان و آرامش خاطر ، ایمنی ، آرامش قلب و خاطر جمع بودن است (نوروزی و فولادی سپهر ، ۱۳۸۸ :۱۴۹ )
احساس امنیت در یک جامعه به احساس روانی شهروندان از میزان وجود یا عدم وجود امنیت در آن جامعه ناشی می شود و هر چه قدر میزان فراوانی جرم بالاتر باشد ، احساس امنیت در آن جامعه پایین تر است ( گروسی و همکاران ، ۱۳۸۶ :۳۰ )
امنیت و احساس امنیت را چه مفهومی سیاسی و حکومتی تلقی کنیم و چه آن را به عنوان پدیده ای اجتماعی و در معنایی عام در نظر بگیریم که همه افراد جامعه در ساخت و حفظ آن مشارکت دارند ، با مفهوم اعتماد مرتبط است . از آنجا که اعتماد پیش شرط هر تعامل اجتماعی موثر محسوب می شود و می تواند تعامل را از فرو ریختن در چاه رفتار نابهنجار باز دارد ، باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می شود . در چنین شرایطی اعضای جامعه برای حرکت موفقیت آمیز اقتصادی ، توسعه سیاسی و مشارکت اجتماعی با احساس امنیت شروع به فعالیت می کنند . اعتماد بین شخصی ، امنیت اجتماعی را در محدوده کوچکی فراهم می کند ، در حالی که اعتمادعام یا تعمیم یافته می تواند احساس امنیت عمومی تری را ایجاد نماید تا اعضای جامعه در کلیه تعاملات اجتماعی خود با سازمان ها ، دولت ، نیروی انتظامی ، نهادهای اقتصادی و سایر اعضای جامعه احساس امنیت و آرامش کنند .
اصولا احساس امنیت اجتماعی وضعیتی است که به محیط زیست اجتماعی کنشگران مربوط می شود کنشگران دارای سطوح کلان ( دولت ها ) ، سطح میانی ( احزاب و سازمان های ملی و بین المللی ) و خرد ( افراد ) می باشند . احساس امنیت در فضای تعاملی این کنشگران معنا می یابد . کنشگران در کلیه سطوح با مجموعه ای از منافع و انتظارات وارد عرصه تعامل می شوند . اگر اعتماد بین شخصی یا اعتماد تعمیم یافته بین این کنشگران و جود نداشته باشد ، میزان تعامل کاهش پیدا می کند ، در چنین وضعیتی احساس عدم امنیت اجتماعی چهره می نماید و وجود اعتماد در تعاملات چهره به چهره و سایر تعاملات اجتماعی ، فضایی را پدید می آورد که فرد می تواند با آسودگی خاطر و احساس امنیت شروع به فعالیت نماید . در واقع فقدان اعتماد بین اعضای جامعه ؛ نظم اجتماعی موجود را مختل می کند و مانع از جریان صحیح کنش های اجتماعی می شود . در چنین فضای اجتماعی فرد احساس خطر ، ناامنی ، ترس و وحشت می کند و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی فضائی نا امن برای فرد به وجود می آورد . ( گروسی و همکاران ، ۱۳۸۶: ۳۲- ۳۳ )
مفهوم امنیت اجتماعی همچون سایر مفاهیم، در حوزه علوم اجتماعی حالت گسترده ای دارد و روی نقطه خاصی متمرکز نیست. به همین جهت ارائه نظریات کلی و کالبد شکافی مفهوم امنیت اجتماعی به تنهایی کافی نیست و غور و بررسی مفهوم امنیت اجتماعی نیازمند تحدید آن به حوزه خاصی از شرایط واقعی است که برای این منظور « خانواده» در نظر گرفته شده است، چرا که خانواده در بین تمامی نهادها، سازمان ها و گروه های اجتماعی نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد. چنان که هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند اگر از خانواده هایی سالم برخوردار نباشد و هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای امنیت کند، اگر خانواده از امنیت بهره مند نباشد. ( ساروخانی ، ۱۳۷۵ : ۱۱ )
از این رو، خانواده برای اعمال کارکردهایش نیازمند امنیت اجتماعی است. چراکه جامعه جدید، شهرنشینی گسترده و گزلشافتی شدن حیات اجتماعی، موجبات بروز کاستی در خانواده را فراهم آورده است و خانواده در معرض خطرات و زیان های عدیده ای قرار گرفته است، به گونه ای که امنیت مالی خانواده با افزایش دزدی ها، تنوع فنون و شیوه های سرقت، سارقان مسلح در بحران قرار دارد. همچنین جامعه جدید شهری، تراکم و تکاثرجمعیت در آن، همراه با تحرک بی سابقه جغرافیایی، موجبات تنهائی، غربت انسان ها را درون توده های انبوه فراهم آورده است و اعضای خانواده دچار کمبود سرمایه عاطفی درحوزه ارتباطات شده اند، به طوری که آسیب ها، آفت ها و بحران ها امنیت عاطفی اعضای خانواده را به مخاطره انداخته است.
از سوی دیگر، عدم تناسب فرصت های شغلی، نه تنها امکان بازیابی شغلی را کاهش داده است، بلکه خطر امحاء فرصت های موجود را نیز فراهم آورده است و خانواده با دغدغه وتشویش شغلی افراد خویش دست به گریبان است. در ثانی، شهرنشینی، خطرات جانی بسیاری را رقم زده است. انواع بیماری ها، انواع تصادفات و صورگوناگون تجاوز به جان افراد موجبات بروز نگرانی های بسیار در حیات را فراهم ساخته است. در حوزه اخلاق نیز چنین است. جامعه در حال گذار در برخورد با مدرنیته رسانه ای و ناقص دچار عوارض شی سروری، لذت گرایی و اشکال گوناگون آنومی در حوزه ارزش هاست . بنابراین، خانواده درابعاد امنیت جان، مال، شغل، امنیت عاطفی و اخلاقی، آسیب پذیر گشته است. ( ساروخانی ، ۱۳۸۵ : ۸۹- ۹۰ )
گیدنز اعتماد را به منزلۀ اطمینان یا انکار بر یک ماهیت یا خاصیت شخصی یا چیزی یا صحت گفته ای میشناسد و این تعریف به نظر گیدنز نقطۀ شروع مفیدی را به وجود خواهد آورد. وی با دیدگاه لوهمان درباره اعتماد موافق نیست و میگوید: در واقع، اطمینان، نوع خاصی ازاعتماد است و برخلاف برداشت لوهمان، هیچ ارتباط درونی و ذاتی بین اطمینان و ریسک وجود ندارد و در توجیه تفسیر خود، نکاتی را درباره اعتماد دخیل میداند اولاً شرط نخستین مقتضیات اعتماد، عدم قدرت نیست بلکه عدم آگاهی اجتماعی کلی است در مورد فرد که فعالیتهای او به صورت مستمر در معرض دید است و روند افکار او آشکار است؛ نیز در مورد نظامی که اعمال کنندگانش شناخته شده و قابل ادراک هستند، نیازی به اعتماد نیست. ثانیاً اعتماد به قابلیت اتکای فرد یا سیستم نیست، بلکه آن چیزی است که از آن اعتماد سرچشمه می گیرد. اعتماد دقیقاً خط اتصال بین اعتماد و اطمینان است. بنا به تعریف وی، اعتماد اجتماعی در واقع عاملی اساسی در احساس آرامش جسمانی و روانی و در نهایت امنیت اجتماعی در شرایط عادی زندگی روزمره است و علت اینکه ما اغلب در فعالیتهای جاری خود کمتر از آنچه واقعاً هستیم احساس ضعف و ناتوانی میکنیم به دلیل عدم وجود اعتماد بنیادین، در حالت کلان و عدم وجود اعتماد اجتماعی میباشد. گیدنز، جو دارای اعتماد را با اصطلاح « پیلۀ حفاظتی » می آورد که در حقیقت، نوعی پوشش اطمینان بخش است که به حفظ و تداوم محیط پیرامونی ما کمک می کند. ( گیدنز ، ۱۳۸۳ :۱۸۱-۱۸۲ )
با توجه به آنچه گفته شده احساس امنیت اجتماعی دارای ابعاد مختلفی است :
امنیت جانییعنی تضمین جسم و جان افراد در مقابل خطرات و آسیب هایی که مانع ادامه حیات آنان شود.
امنیت مالی : برای خانواده عبارت است از تضمین دارایی های خانواده از سرقت ودزدی، و اطمینان خاطری که از تأمین نیازهای مادی و مالی خانواده حاصل می شود.
امنیت شغلی: این بعد امنیت اجتماعی صرفاً شامل شرایط و اوضاع و احوالی نیست که افراد نگران از دست دادن شغل خود نباشند، بلکه همچنین باید چشم انداز شغلی افراد درروند پیشرفت و ترقی قرار داشته باشد. یعنی افراد ضمن کار و انجام وظیفه و دریافت حقوق و مزد، از امکانات لازم برای بهبود شرایط و پرورش خویش برخوردار باشند.
امنیت عاطفییعنی اطمینان از آن که دیگران ما را دوست دارند و بود یا نبودمان برایشان اهمیت دارد، دردها و مصائب ما آنان را نیز دچار اندوه و غم می کند و مسائلی از این قبیل که در جهان احساس و عاطفه قرار می گیرند.
امنیت اخلاقیعبارت است از تضمین اصول و الگوهای اخلاقی در روابط و مناسبات افراد مانند اعتماد، صداقت، حسن نیت، سعه صدر، خیرخواهی و غیره. ( ساروخانی ، ۱۳۸۵ : ۹۵)
*در این تحقیق تنها دو بعد احساس امنیت (مالی و جانی) شهروندان مد نظر گرفته شده ، با توجه به نظریه گیدنز اعتمادعمومی نسبت به عملکرد سازمانها می تواند احساس امنیت عمومی تری را ایجاد نماید تا شهروندان در کلیه تعاملات اجتماعی خود با سازمانها احساس امنیت و آرامش کنند . بنا بر نظریه وی زمانی مردم می توانند به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه اعتماد داشته باشند که احساس امنیت و آرامش در تعاملات خودشان به آن سازمان داشته باشند . لذا متغیر احساس امنیت وارد مدل تحقیق می شود و رابطه آن با اعتماد شهروندان به روابط عمومی قوه قضائیه سنجیده می شود .*
۲-۵- ۲ نظریه تبیین کننده تأثیر استفاده از رسانه های جمعی بر اعتماد :
امروزه رسانه ها به عنوان مهمترین منبع کسب اطلاعات انسان ها مطرح بوده و نقش خطیری در شکل دادن به پندارهای افراد درباره جهان پیرامونی شان دارند. محققان معتقدند رسانه ها با ارائه اطلاعات گوناگون به مخاطبان ،دانش و نگرش آنها را درباره موضوعات متفاوت تحت تاثیر قرار می دهند و موضوع اثرات رسانه های همگانی از مهم ترین مسائل مورد توجه آنان می باشد.
بنابر نظر صاحبنظران؛ رسانه ها به تصورات افراد از محیط شکل می دهند، آنها می توانند با ارائه تصویری زشت و یا زیبا از جامعه میزان اعتماد در بین مخاطبان خود را افزایش و یا کاهش دهند. رسانه ها به شکل گیری الگوهای کنش در بین مخاطبان کمک می کنند تا در موقعیت های گوناگون دست به کنش بزنند. رسانه های جمعی ازطریق تحرک روانی امکان تعاملات اجتماعی را در بین مخاطبان خود افزایش می دهند .
رسانه های جمعی می توانند زمینه دسترسی به نهادهای انتزاعی و تخصصی را برای مخاطبان خود فراهم کرده و در نتیجه موجب اعتماد و یا بی اعتمادی به این نهادها دربین مخاطبان خود شوند.
به گفته پاتنام[۳۴] سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی مانند : اعتماد[۳۵]، هنجارها[۳۶] و شبکه ها [۳۷]ست که می توانند با آسان سازی کنش های هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند.
رسانه های جمعی باتوجه به گستردگی و نفوذ خود در جامعه نقش خاصی درسرمایه اجتماعی[۳۸] دارند، کارکرد رسانه ها در اطلاع رسانی و آگاه کردن افراد ازواقعیت های محیط، آموزش هنجارها و ارزشهای رایج و اجتماعی کردن افراد، ایجاد همدلی و انسجام اجتماعی در بین افراد را می توان از عوامل اصلی فرآیند جامعه پذیری دانست. رویکردها و رهیافت های متعدد نشان دهنده توانایی تاثیر بسیار فراوان رسانه ها در فرآیند زندگی افراد در جامعه می باشند، علاوه بر آن، رسانه ها به اشکال متفاوت موجب شکل گیری سرمایه اجتماعی” افزایش یا کاهش ” شده و به تصورات افراد ازمحیط شکل می دهند. رسانه ها می توانند با ارائه تصویری زشت یا زیبا از جامعه به شکل گیری الگو های کنش در بین مخاطبان کمک کنند این الگو های کنش به افرادکمک می کنند تا در موقعیت های متفاوت کنش های گوناگونی را که باعث شکل گیری اعتماد یا مشارکت مدنی می شود را از خود بروز دهند.
رسانه های ارتباط جمعی به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری [۳۹]نقش موثری درنهادینه کردن ارزشها، هنجارهای اعتماد و سرمایه اجتماعی در بین مخاطبان خود دارند.
از مهمترین نظریه پردازان تأثیر رسانه های جمعی بر سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام می باشد. او معتقد است تلویزیون عاملی در کاهش سرمایه اجتماعی است. بنابر نظر او تلویزیون از دو راه در این جهت گام بر می دارد : ابتدا این که با اختصاص اوقات فراغت مخاطبان به خود، آنها را از مشارکت اجتماعی باز می دارد و در مرحله بعد با ارائه تصویری زشت از دنیای واقعی مردم را به سمت بی اعتمادی سوق می دهد. او معتقد است؛ واقعیات بسیاری نشان دهنده این هستند که انواع تکنولوژی های ارتباطی بطور جدی به دنبال خصوصی کردن اوقات فراغت و درنتیجه جلوگیری از شکل گیری سرمایه اجتماعی هستند وی مهم ترین این ابزارها را تلویزیون می داند.
حال با عنایت به اینکه تقویت سرمایه های اجتماعی در هر جامعه ای می تواند موجب ایجاد و استحکام پیوندهای اجتماعی شده و حس مشارکت و اعتماد اجتماعی را افزایش دهد، بررسی علل تقویت سرمایه اجتماعی از مسائل مهم در جوامع می باشد.( معتمد نژاد ،۱۳۹۰: ۱۳۱-۱۳۲)
*با توجه به اینکه رسانه ها نقش واسطه را در انتقال اخبار و اطلاعات برعهده دارند به نحوی که حلقه اتصال نهادهای اجتماعی و مردم بوده و می توانند با ارائه گزارش‌های انتقادی از جامعه، اعتماد به نهادهای رسمی و غیررسمی را افزایش یا کاهش دهند و نظریه پاتنام که استفاده از رسانه های جمعی ونقش قابل ملاحظه آنها ( به خصوص تلویزیون ) را در سوق دادن به بی اعتمادی موثر می داند . لذا استفاده از انواع رسانه ها از جمله ( تلویزیون ، رادیو ، ماهواره و… ) و نقش قابل ملاحظه آنها در جامعه ایران روشن است. ما نیز در این پژوهش به دنبال پاسخ برای سوالات این تحقیق هستیم که آیا بین میزان استفاده از رسانه های داخلی و خارجی و اعتماد شهروندان به روابط عمومی قوه قضائیه رابطه وجود دارد ؟ و آیا تفاوت معناداری بین اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه به تفکیک استفاده از انواع رسانه وجود دارد؟ *
۲-۵-۳ نظریه تبیین کننده تأثیر میزان رضایت از عملکرد قوه قضائیه بر اعتماد :

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

متفکر
مردم گرا
ماجراجویان کسانی هستند که مایلند در دیدار از اماکن و محیط های نو پیشگام باشند. خوشگذرانان راحتی و جنبه های اشرافی زندگی و ازجمله محل اقامت، سرگرمی ها و اسباب حمل و نقل را مد نظر قرار می دهند. بی تفاوت ها بدون فکر و برنامه ریزی قبلی اقدام به سفر می کنند.آنها که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند طیف گسترده ای از مقاصد و فعالیت های گردشگری را در گزینه های سفر خویش مورد لحاظ قرار می دهند.گردشگران با برنامه، تنها از بسته های سفر استفاده می کنند و سفر آن ها کاملا برنامه ریزی شده است. آن ها که دارای خصوصیات مردانه هستند، علاقه مند به اجرای فعالیت هایی نظیر ماهیگیری،احداث کمپ شکار می باشند. برای گروهای متفکر جنبه های تاریخی – فرهنگی سفر جذابیت دارد و سرانجام آنچه برای گردشگران مردم گرا اهمیت دارد ایجاد ارتباط با مردم سرزمین مقصد است)پلاگ،۲۰۰۱).
مکینتاش و گلدنر[۲۳] چهار طبقه از انگیزه ها را برای گردشگران معرفی نمودند. این طبقات عبارتند از :
مادی
فرهنگی
روابط بین فردی
جایگاه پرستیژ
انگیزه مادی دلالت بر انجام سفر با منظور استراحت،تفریح، سلامتی،تناسب اندام و ورزش دارد، در حالی که انگیزه های فرهنگی آشنایی با فرهنگ ها، جوامع،مقاصد و محیط های مختلف را مد نظر قرار می دهد.
در انگیزه روابط بین فردی موضوع ایجاد ارتباط با افراد جدید و تقویت روابط با دوستان و اقوام و نیز گریز از روزمرگی را شامل می شود و بالاخره انگیزه ای که جایگاه و پرستیژ فرد را مد نظر قرار داده است، تقویت و توسعه شخصی را از طریق آموزش و کسب اطلاع جستجو می کند.این مهم به کمک شرکت در جلسات کاری، همایش ها و سمینارها فراهم می آید(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).
هانکین و لم (۲۰۰۳)، انگیزه ها را (فاکتورهای کششی و رانشی)در بازدید کنندگان چینی در بازدید از هنگ کنگ مورد مطالعه قرار داد. این مطالعه انگیزهایی از انواع کششی و رانشی را شناسایی کردند که شامل:فاکتور های رانشی : دیدن چیزهایی متفاوت ،افزایش دانش در مورد مکان های خارجی ، بودن با خانواده و غیره؛و عوامل کششی شامل بازدید ازشهرهای بین المللی جهانی ،راحتی حمل و نقل ،راحتی در خرید کردن و غیره یافتند (راکتیدا[۲۴]،۲۰۰۹).
ویور و اپرمن[۲۵] (۲۰۰۰ )اعتقاد دارند که تمامی اهداف سفر، برای تشریح انگیزه های گردشگری مناسب نمی باشند . زیرا به اعتقاد ایشان، هر مسافری لزوماً گردشگر نمی باشد . بنا بر تعریف سازمان جهانی گردشگری، اهداف و انگیزه های سفر که برای گردشگری مناسب می باشند به سه دسته عمده به شرح زیر تقسیم بندی می گردند :
تفریح و سرگرمی
ملاقات با دوستان و خویشاوندان
تجارت
در ضمن، به جز این سه دسته کلی و اساسی، تقسیم بندی های جزئی تر و شاید کم اهمیت تری نیز وجود دارند که نشان دهنده انگیزه های برخی از گردشگران می باشند . این موارد به قرار زیر هستند:
ورزش
مذهب و سلامتی
تحصیلات( ویور و اپرمن،۲۰۰ (.
هورنر و اسواربروک[۲۶] (۲۰۰۵)،یک نوع شناسی از انگیزه های گردشگران را بیان کرده اند که عبارتند از: محرک های فیزیکی، عاطفی، شخصیتی، توسعه شخصیتی، منزلتی و محرک های فرهنگی(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
سانگپیکول[۲۷] (۲۰۰۸ )، انگیزه های سفر مسافران مسن ژاپنی به تایلند رابررسی کرد . تحلیل عوامل سه بعد رانشی ( تازگی و جستجوی دانش ، استراحت و آرامش ،و بهبود و اصلاح خود )و چهار بعد کششی (جذابیت های فرهنگی و تاریخی ،امکانات و تدارکات سفر، خرید کردن و فعالیت های اوقات فراغت و امنیت و پاکیزگی) را نتیجه دادند .( سانگپیکول،۲۰۰۸).
رقب و بیچ[۲۸](۱۹۸۳)، محرک ها و عوامل ایجاد انگیزه برای سفر های فراغتی را شامل موارد زیر می داند: ترکیب اندیشوران و روشنفکران،ترکیب اجتماعی، ترکیبی که دارای انگیزه های کسب مقام و شایستگی هستند و ترکیب محرک – اجتناب. در واقع باید گفت که این دو نظریه پرداز انگیزه های سفر را بر اساس نظریه مازلو بیان کرده اند. سانگ و وانگ معتقدند، انتخاب مقصد گردشگری و انگیزه ی فرد برای سفر تحت تأثیر عواملی هستند که عبارتند از: شخصیت فرد، نگرشی که افراد نسبت به مقصد گردشگری دارند، میزان ریسک پذیری آنها، شیوه زندگی و فعالیتهای آن ها که تحت تأثیر فرهنگ فرد و علایق آنها است(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰)
حال که نظریات متعدد درباره انگیزه های سفر را مرور کردیم شاید بتوان در چارچوبی وحدت بخش مهم ترین انگیزه هایی را که از سوی اغلب محققان مورد تأکید قرار گرفته اند در نگاره شماره ۷ به تصویر کشید.
نگاره شماره ۷ : تصویر مرور اجمالی انگیزه های سفر
منبع :رنجبریان و زاهدی(۱۳۸۹)،ص۵۸٫
بنابراین انگیزاننده ها عواملی هستند که افراد را بر می انگیزانند و تشویق می کنند تا اوقات فراغت خویش را به نحوی بگذرانند. در زمان طراحی یک برنامه تبلیغاتی گردشگری، بازاریاب ها باید به این انگیزاننده های مختلف را در پیام های تبلیغاتی خود توجه و آنها را منعکس نمایند.(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).بدین منظور باید طی پژوهش های میدانی ، روانشناختی و اجتماعی ، تئوری های انگیزش در گردشگری مقصد را تعریف کرد تا جهت آینده محتوا و بسترگردشگری منطقه موردنظر مشخص گردد . باید توجه داشت که فرایند گردشگری در بستری به نام جامعه صورت می گیرد و به پیروی از آنان پیوسته در حال تغییر است . پس بقاء محصول و پایداری آن جز با شناخت عوامل انگیزش و جذب در بازارهای هدف امکان پذیر نیست.این پژوهشها باید در پی شناخت انگیزه مسافر، ویژگیهای مقصد،ویژگیهای نوع سفر،خصوصیات ترکیب جمعیتی ، اجتماعی و فرهنگی مسافر صورت گیرند(لومسدن،۱۳۹۰).
۲-۱۱ وجهه استنباط شده از مقصد گردشگری
مطالعه در مورد وجهه، همانند خود واژه” image ” عامل جدیدی در صنعت توریسم و گردشگری می باشد. این مفهوم ابتدا در ادبیات زبان انگلیسی از سال ۱۹۱۲ بوجود آمد، ولی مطالعه در مورد آن به معنی واقعی در دهه ۱۹۶۰ شروع شد. مطالعه وجهه در صنعت توریسم یک رشد مقطعی در دهه۱۹۷۰ داشت و در چند سال گذشته این موضوع محور تحقیقات گسترده ای در صنعت توریسم شد و در نتیجه کلمه image مسئله ساز گردید و همانطور که پیرس[۲۹] بیان کرد وجهه اصطلاحی است مبهم و ناپایدار.در حال حاضر اهمیت وجهه مقصدهای گردشگری بطور جهان شمول شناخته شده است، چون بر دیدگاه های ذهنی افراد و نحوه رفتار و انتخاب مقصد گردشگری تاثیر می گذارد(رنجبریان وقنبری،۱۳۸۴).
تصویر مقصد ، محرک قدرتمندی در پشت سفرهای تفریحی، گردشگری است، موفقیت یا عدم موفقیت توسعه گردشگری با توجه به مقصد های زیادی که در سراسر جهان وجود دارد، تا حد زیادی به تصویرهای مقاصد که به وسیله گردشگران بالقوه نگه داری می شود و این که چطور این تصاویر به طور موثری توسط دولت های محلی و برنامه ریزان گردشگری مدیریت شود،بستگی دارد.بدون بازاریابی موفقیت آمیز مقصد، یک مکان توانایی جذب مردم به عنوان نگه داری توریسم رقابتی ندارد.بنابراین تصویر مقصد، موضوع مهم و ضروری است و مدیریت تصویر مقصد باید تبدیل به یک اولویت برای اپراتورهای گردشگری و مدیران بازاریابی گردشگری تبدیل شود (چو[۳۰]،۲۰۰۵).
تصمیم انتخاب مقصد سفر توسط گردشگران بعضاً با توجه به استنباط آن ها از مقصد گردشگری شرطی می شود. تأثیر وجه یک مقصد گردشگری در بسیاری از مدل های تصمیم گیری گردشگران مورد نظر بوده است. اعتقاد بر آن است که مقاصد گردشگری که از وجه مثبت قوی تری برخوردارند، بیشتر مورد انتخاب واقع می شوند.البته شاید استنباط مشتری بالقوه از وجه یک مقصد گردشگری با واقعیت های عینی تفاوت فاحشی داشته باشد. آنچه که موجب انتخاب یک مشتری می شود استنباط او از مقصد است.معمولا استنباط بازار یا استنباط هر یک از مشتریان بالقوه ، برگرفته از تبلیغات مساعد یا نامساعد،تجارب،دانش و اگاهی آن ها است . وظیفه مدیران صنعت هر مقصد گردشگری این است که در مورد وجه استنباط شده توسط بخش های متفاوت بازار از آن مقصد گردشگری مطالعه نموده و در صورت لزوم برای ایجاد وحفظ استنباط مطلوب بازار از وجه آن مقصد گردشگری تدابیری اتخاذ نمایند(رنجبریان،۱۳۸۵).
شناخت چگونگی شکل گیری وجهه استنباط شده گردشگران خارجی از ایران و عوامل موثر در این فرایند یکی از ابعاد اساسی و مهم در توسعه صنعت توریسم وگردشگری و برنامه ریزی بازاریابی درست و صحیح برای آن در کشور می باشد. تصویر ذهنی استنباط شده از مقصدهای توریستی وگردشگری بر انتخاب آن مقصدها برای سفر و بازدید حایز اهمیت زیادی می باشد. زیرا در عصر جدید وجود اطلاعات فراوان در مورد مقصدهای گردشگری و همچنین مسائلی همچون تروریسم موجب می شود گردشگران بالقوه در انتخاب مقصد گردشگری حساسیت و وسواس بیشتری به خرج دهند. پس می توان نتیجه گرفت که برای جذب توریست بیشتر باید تصویری بهتر و مثبت تر از مقصد گردشگری ایجاد کرد (رنجبریان و قنبری،۱۳۸۴).
استنباط گردشگر از وجه یک مقصد گردشگری به عنوان ادراک یا برداشت او از آن محل تعریف می شود. بعضی از دیگر محققان وجه استنباط شده را ” تصویر ذهنی از آن مقصد گردشگری” می دانند. پس بسیار منطقی است اگر فرض کنیم وجه استنباط شده،بر تصمیم گیری گردشگران تأثیر می گذارد.وجه استنباط شده، یک تعبیر ذهنی از واقعیتی است که توسط گردشگر بدست آمده است. اگر بخواهیم تعریف دقیقی از وجه استنباط شده داشته باشیم، بسیار دشوار است. زیرا این عبارت در زمینه های مختلف روانشناسی،رفتاری،بازاریابی و جامعه شناسی مورد استفاده قرار گرفته است. در روانشناسی وجهه به پنداره ظاهری یا قابل رویت اشاره دارد، در حالی که در مباحث رفتاری به جوانب کامل تری از جمله تأثیرات ایجاد شده،آگاهی،احساسات، ارزش ها و باورها در خصوص یک مسئله خاص دلالت می کند(رنجبریان،۱۳۸۵).
اما در بازاریابی عبارت وجهه به ویژگی هایی اشاره دارد که بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارند. تعریف متداول از “وجهه” یک مقصد گردشگری در متون گردشگری را کرامپتون[۳۱](۲۰۰۰) ارایه داده است.او وجهه استنباط شده از یک مقصد گردشگری را چنین تعریف می کند : ” وجهه استنباط شده مجموعه باورها ، عقاید ونظراتی است که یک فرد از یک مقصد دارد”(کرامپتون،۲۰۰۰). این یک تعریف در سطح فرد می باشد، اما قابل تعمیم به گروه نیز می باشد. برای بازاریابان بسیار مهم است که جنبه هایی از وجه استنباط شده را شناسایی نمایند، که در یک بخش بازار عمومیت دارد، این امر امکان تقسیم بازار را فراهم می سازد تا بتوان استراتژی های متناسب با هر بخش از بازار تدوین نمود.
تعریف لاوسون و بادبووی[۳۲] از وجه استنباط شده هم به جنبه های فردی و گروهی اشاره دارد. از نظر ایشان :” وجهه استنباط شده بیان دانش عینی،برداشت ها،پیش داوری ها،تصورات و افکار احساسی ای است که یک فرد یا یک گروه نسبت به یک محل یا مقصد گردشگری دارند”(رنجبریان،۱۳۸۵).ممکن است وجهه استنباط شده یک تصویر غیر واقعی یا ذهنی از مقصد گردشگری باشد. اما همین تصویر ذهنی گردشگر بر انتخاب او تأثیر می گذارد.
نتایج تحقیقات متعدد حاکی از آن است که رفتار گردشگران، گاه توسط استنباط آن ها از وجهه مقصد گردشگری شرطی می شود و تأثیر این مسئله از ابتدا در مرحله انتخاب مقصد سفر قابل مشاهده است. بنابر این دلایل انتخاب مقصد تنها توسط عامل عینی محیط قابل توجیه نیست(مرسر[۳۳]،۱۹۹۹).
بنابر این فرض بر آن است محل هایی یا مقاصد گردشگری که دارای وجه مثبت قوی هستند مورد انتخاب واقع شوند و یا در فرایند تصمیم گیری مورد توجه بیشتر قرار گیرند، این مسئله در تحقیقات آرمسترانگ[۳۴](۱۹۹۶) ،ریچی و اچتنر[۳۵](۲۰۰۳)، توماس و جانسون[۳۶] (۱۹۹۲) مورد اشاره قرار گرفته است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

وجهه استنباط شده تأثیر عمده ای بر کیفیت استنباط شده از یک مقصد گردشگری دارد.زیرا قبل از بازدید یک محل آنچه را که می توان از یک مقصد گردشگری انتظار داشت قالب ریزی می نماید. تصور هرکس از مقصد گردشگری منحصر به خود اوست و متشکل از خاطرات،برداشت ها،تصورات او از آن محل است (رنجبریان،۱۳۸۵).
۲-۱۱-۱ عوامل موثر بر شکل گیری وجهه استنباط شده
بررسی مطالعات مختلف انجام شده نشان از وجود مجموعه عواملی است که بر شکل گیری وجهه موثرند. گردشگران با پردازش اطلاعات در مورد یک مقصد که از منابع مختلف در طی زمان گردآوری کرده اند وجهه آن مقصد را ساخته و این اطلاعات را در ساختار ذهنی خود سازمان دهی می کنند (رنجبریان وقنبریان،۱۳۸۴). به طور کلی، هدف بازاریابی مقصد شناسایی محلی است که می تواند اطلاعات مربوط به محل را به عنوان تصویری برای گردشگران بالقوه و متقاعد کردن آن ها برای بازدید از محل است (چو،۲۰۰۵).
استابلر[۳۷](۱۹۸۸)،عواملی را که بر شکل گیری استنباط توریست ها نسبت به یک محل توریستی تاثیر دارند را به دو دسته عوامل جانب عرضه و عوامل جانب تقاضا تقسیم نموده است.عوامل تاثیرگذار مربوط به تقاضا بیشتر به خود گردشگر و توریست وابسته و مربوط می باشند. در واقع عواملی همچون تحصیلات، انگیزه، ویژگی های اقتصادی و اجتماعی همچون درآمد، سن، شغل و … از خصوصیات شخصی گردشگران می باشند که بطور مثال با توجه به سطح تحصیل یا سن گردشگر نحوه و نوع استنباط و برداشت از مقصد گردشگری متفاوت خواهد بود. اما عوامل مربوط به عرضه برعکس عوامل تقاضا توسط مقصد گردشگری و سازمان های گردشگری آن مقصد ارائه می شوند. از عوامل عرضه می توان به بازاریابی، تبلیغات، رسانه ها، آوازه و شهرت مقصد اشاره کرد که این عوامل توسط مقصدهای گردشگری با هدف جلب و جذب گردشگر بیشتر از طریق ایجاد تصویری مثبت و مطلوب از خود به بازارهای هدف ارائه می گردند (رنجبریان،۱۳۸۵).
در مدل بیرلی و مارتین[۳۸] عوامل موثر در شکل گیری وجهه یک مقصدگردشگری به دو گروه دسته بندی شده اند : منابع اطلاعاتی و خصوصیات فردی گردشگر.
منابع اطلاعاتی از جمله عوامل انگیزاننده یا شکل دهنده وجهه مقصد به شمار می روند، آن ها عواملی هستند که بر شکل گیری تصورات وارزیابی های گردشگر موثرند. منظور از منابع اطلاعاتی، کلیه منابع مختلف در دسترس گردشگران شامل اطلاعات حاصل از بازدید از محل می باشند. منابع اطلاعاتی فوق را می توان به دو دسته اطلاعات اولیه و ثانویه تقسیم کرد.منابع دسته اول منابعی هستند که از تجربه بازدید مستقیم گردشگر از مقصد به دست آمده اند.منابع ثانویه یا دسته دوم شامل چهار مورد منابع ترغیبی آشکار و پنهان،منابع مستقل و منابع ارگانیک هستند که قبل از تجربه بازدید از مقصد گردشگری به دست آمده و بر وجهه تأثیر می گذارند.منابع ترغیب کننده آشکار همان تبلیغات معمول و مرسوم رسانه هاست و بیشتر از طریق موسسات مرتبط گردشگری در مقصد یا گردانندگان تورهای سفر ارایه می شود.اما گزارش ها از مقصد و یا مقالات مطروحه در دسته منابع ترغیب کننده پنهان قرار می گیرند که می توانند به صورت غیر رسمی و به طور ناآشکار از مقصد تبلیغ کنند.منابع آزاد یا مستقل، شامل پخش اخبار، اسناد، فیلم ها ، برنامه های تلوزیونی و … از رسانه های مختلف می باشد.منابع ارگانیک نیز افرادی همچون دوستان و نزدیکان گردشگر و نیز اطلاعات حاصل از مقصد گردشگری می باشند که بر اساس دانش یا تجربه خود فرد به طور داوطلبانه حاصل شده باشد، این دسته اطلاعات به صورت تدریجی و در طول عمر جمع آوری می شوند عوامل شخصی یا عوامل درونی نیز بر شکل گیری وجهه تأثیر می گذارند.بنابر این وجهه استنباط شده همچون برداشتی برنامه ریزی شده از مقصد گردشگری است و با توجه به نیازهای خود فرد و انگیزه ها،دانش قبلی، ترجیحات و دیگر خصوصیات فرد گردشگر شکل می گیرد (بیرلی و مارتین،۲۰۰۴).
هانت[۳۹](۲۰۰۵)، ابراز می دارد که وجهه استنباط شده بعضا تحت تأثیر فاصله از مقصد قرار می گیرد. زیرا افراد با احتمال بیشتری مناطق نزدیک خود را بازدید می کنند و از طریق مجله و دوستان و آشنایان اطلاعاتی در مورد آن به دست می آورند.او چنین نتیجه گیری می کند که افراد استنباط قوی تر و واقعی تری نسبت به یک مقصد گردشگری نزدیک به محل خود دارند(هانت،۲۰۰۵).
نظریه گام به گام وجهه استنباط شده چنین بیان می دارد که وجهه استنباط شده یک غیر گردشگر بسیار متفاوت از وجهه استنباط شده گردشگریست که از یک مقصد گردشگری بازدید کرده است. البته این ادعا توسط تحقیقات متعددی مورد تایید قرار گرفته است، از جمله میتوان به تحقیقات چون(۱۹۹۹) اشاره کرد، معمولا افراد سفر کرده دارای استنباط واقی تر،پیچیده تر،متمایزتر از افراد دیگر می باشند.اما در عوض نارایانا[۴۰](۱۹۷۶)در تحقیق خود دریافت که وجهه استنباط شده از یک مقصد گردشگری می تواند در طی زمان تغییر یافته و یا رنگ یابد.به خصوص اگر گردشگر با بازدید از دیگر محل های مشابه حافظه خود را مغشوش نماید(رنجبریان،۱۳۸۵).
چون(۲۰۰۸)،تطابق و عدم تطابق وجهه استنباط شده از یک مقصد گردشگری و انتظارات گردشگران با تجربه واقعی آنها را مورد مطالعه قرار داده است.او دریافت که وجهه مثبت و تجربه مثبت از سفر موجب ارزیابی مثبت از یک منطقه می شود.در حالی که نگرش وجهه استنباط شده منفی و تجربه مثبت موجب یک ارزیابی کاملا مثبت از یک منطقه می گردد.اما از یک وجهه استنباط شده مثبت و تجربه منفی بیشترین ارزیابی منفی حاصل می گردد(چون،۲۰۰۸).
سونمز و سیراکیا[۴۱](۲۰۰۲)،تصویر ترکیه را از دیدگاه مسافران آمریکایی مطالعه کردند.آنها چندین عامل را پیدا کردند که به احتمال زیاد سفر را تحت تاثیر قرار می دهد که شامل موارد زیر هستند: جذابیت و کشش کلی ، امنیت ،محیط مهمان نوازانه ، فرصت مرخصی داشتن ،تجربیات سفر، تاثیرات آرام بخشی سفر ، جذابیت های محلی ، درستی و صحت تجربیات مهمان نوازی قبلی ، کانال های ارتباطات شخصی و اجتماعی ،راحتی ،و تسهیلات گردشگری هستند.
آمریکایی ها ارزش زیادی برای منابع اطلاعاتی شخصی و اجتماعی (دوستان ،همکاران)در سفر خود به ترکیه قایل بودند. اگرچه منابع اطلاعاتی دسته اول( مقالات و مجله ها درباره ی ترکیه ،اخبار تلویزیون و رادیو ،و دوستان و اعضای خانواده) بوده اند. منابعی که کمترین استفاده از آنها شده بود سفارت ترکیه یا کنسول گری و سازمان های اجتماعی بودند(سونمز و سیراکیا،۲۰۰۲).
وگت و آندرک[۴۲] (۲۰۰۳)،تاثیرات تجربیات قبلی و مدت اقامت را برشکل گیری وجه استنباط شده مقصد گردشگران را بررسی کردند. آنها متوجه شدند که توریست هایی که برای اولین بار سفر می کنند تصویر خود از مقصد را بر پایه ی کانال های اطلاعاتی متعدد در طول مرحله ی جستجوی اطلاعات شکل می دهند،در حالی که مسافرینی که برای چندمین بار مسافرت می کنند به تجربیات گذشته ی خود تکیه می کنند،و شاید از اطلاعات جدیدی استفاده کرده اند و شاید هم نه . همچنین تحقیقات نشان داد که سطح دانش و آگاهی بازدیدکنندگانی که برای اولین بار از مقصدی بازدید دارند ، به خصوص با مدت اقامت هشت روز یا بیشتر، بیشتر از بازدید کنندگان تکراری است(وگت و آندرک،۲۰۰۳).
مارتین و رادریگز[۴۳](۲۰۰۸)رابطه ی بین عوامل روانشناختی وادراک گردشگران از مقصد را مورد مطالعه قرار دادند ،البته جهت افزایش کیفیت ،دقت ،پایایی و روایی داده ها از رویکرد های کمی و کیفی استفاده کردند.در این مطالعه گردشگران را با استفاده از انگیزه های گردشگری که شامل اوقات فراغت ،دانش،انگیزه های فیزیکی و تعاملات اجتماعی بودند ،بخش بندی کردند. در بررسی ها دریافتند که تصویر از مقصد ترکیبی از خصوصیات شناختی و عوامل موثر (احساسی)می باشد. آنها همچنین دریافتند که انگیزه ها ،ترجیحات گردشگران در مورد مقصد را تحت تاثیر قرار داده اند ؛ برای مثال ، گردشگرانی که برای پر کردن اوقات فراغت سفر می کنند (کسانی به دنبال ماجراجویی) تصویر بسیار مثبتی از مقصد را درک کرده اند ،و آنها را در مکان های سرگرم کننده و هیجانی می بینیم ،نسبت به گردشگرانی که انگیزه های فیزیکی (فرار ،آرامش ) دارند .این مطالعه همچنین تفاوت های فرهنگی بین گردشگران خانگی و بین المللی ،در روشی که ویژگی های مقصد را درک می کنند ، ذکر کرد(مارتین و رادریگز،۲۰۰۸).
بیرلی و مارتین (۲۰۰۴)رابطه ی بین ویژگی های گردشگران (انگیزه ها ، تجربیات،وعوامل جمعیت شناختی ) و وجه استنباط شده از مقصد گردشگران را بررسی کردند. آنها دریافتند که انگیزه ها بر اجزای عاطفی تصویر ذهنی(حالت خوشایند/ناخوشایند،هیجان انگیز/کسل کننده) تاثیر گذاشته بودند؛برای مثال گردشگرانی که برای نخستین بار از مکانی دیدن می کنند و آرامش به عنوان یک انگیزه برایشان بوده است مکان های همراه با آفتاب و ساحل برایشان جذاب بوده است، در حالی که گردشگری که برای چندمین بار سفر می کردند برای افزایش دانش به آنجا می رفتند .گردشگرانی که برای چندمین بار سفر میکردند دیگر مکان هایی همراه با آفتاب و دریا راضیشان نمیکرد ،چون از تمامی نقاط گردشگری بازدید کرده اند و جذابیت های کمی را ارایه می کرد.مطالعات نشان داد که مقصد هایی همراه با دریا و آفتاب ، باید جاذبه های بیشتری به منظور حفظ گردشگران برای سفر دوباره به آن منطقه ، ایجاد می کردند . هرچه گردشگران تجربیات بیشتری در آن مقصد داشته باشند ، تصوربهتری از مقصد خواهند داشت ،زیرا بیشتر با مقصد آشنایی و شناخت دارند . در این میان تمام ویژگی های جمعیت شناختی (جنسیت ، سن ، میزان تحصیلات ، طبقه ی اجتماعی ، و کشور مبدأ ) ،تأثیر زیادی وجه استنباط شده از مقصد داشتند(بیرلی و مارتین،۲۰۰۴).
مطالعات هانکین و لم(۲۰۰۲)، نشان داد که چینی هایی که دوباره به منطقه هنگ کنگ سفر کرده اند ، طبق مطالعات بیرلی و مارتین (۲۰۰۴)، فهمیدند که هیچ چیز جدیدی در آنجا برای کشف ،در بازگشت دوباره وجود ندارد . اگرچه مطالعات لی[۴۴] وهمکارانش (۲۰۰۸)، نشان دادند که گردشگرانی که دوباره به آن منطقه سفر می کنند ،سطح رضایت بالاتری نسبت به توریست های جدید و کسانی که برای اولین بار از منطقه بازدید می کنند ،داشتند(لی و همکارانش،۲۰۰۸).
چن ، و اچ اس یو[۴۵](۲۰۰۰)، تصویر گردشگران کره ای را در مورد مقصد های بین المللی به وسیله ی مشخص کردن چار چوب های زمانی برنامه ریزی سفر ، بودجه بندی هزینه سفر،و مدت اقامت ،بررسی کردند .در بررسی ها به این نتیجه رسیدند که مقصدهایی که فضایی ماجراجویانه، محیطی صمیمی، دسترسی به اطلاعات گردشگری و شیوه های معماری را ارایه می کردند ، برای گردشگران کره ای جذاب بوده اند . آنها از هزینه ی سفر ، شیوه ی زندگی در مقصد ، دسترسی به رستوران های با کیفیت ،آزادی از محدودیت های زبانی ، و دسترسی به مکان های جالب ، به عنوان عوامل اصلی در بررسی مقصد سفر برای کره ای ها بودند .
ویرگ[۴۶] و همکارانش(۲۰۰۷)، ترجیحات و خصوصیات هتل های تایلند را از دیدگاه مسافران میانسال بررسی کردند . بررسی ها نشان داد که عوامل درجه یک تاثیر گذار بر انتخاب هتل توسط مسافران میانسال عبارتند از : پاکیزگی ، ارزش پولی پرداختی ، موقعیت و دسترسی راحت به ساحل ، چگونگی انجام وظایف توسط پرسنل ، قیمت مکان و غذا ، چند زبانی ،وسیله ی انتقال برای فرودگاه ، وکسی که در حمل ساک کمک کند(ویرگ و همکارانش،۲۰۰۷).
لازمه کنترل و یا مدیریت صحیح وجهه استنباط شده نسبت به یک مقصد گردشگری داشتن آگاهی صحیح از علائق گردشگران و نگرش آنها در مورد مقصدهای توریستی می باشد. یک نگرش مثبت و یا استنباط یک وجهه مناسب موجب تعیین موضعی مناسب از مقصد در ذهن یک بخش از بازار می شود؛ بدین معنی که این مقصد گردشگری نسبت به موارد مشابه چیزی متفاوت می باشد. بدین لحاظ می توان گفت که وجهه استنباط شده از مقصد گردشگری می تواند عاملی مثبت برای آن مقصد به حساب آمده و مزیتی رقابتی برای مقصد مورد نظر در مقایسه با مقصدهای رقیب ایجاد نماید (رنجبریان،۱۳۸۵).
همانطور که وجهه استنباطی گردشگر از مقصد گردشگری عامل مهمی در شهرت آن مقصد می باشد، پس شناسایی ویژگی های مختلف وجهه مقصد گردشگری ممکن است اطلاعات مهمی برای توسعه استراتژی های ترفیع فراهم نماید. با توجه به افزایش رقابت استراتژی های ترفیع نیازمند اطلاعات درست از وجهه مقصد در بین گردشگران می باشند. بنابراین بازاریابان گردشگری مجبورند وجهه های فعلی را در ملاحظات خود هنگام برنامه ریزی بازاریابی و استراتژیکی در نظر بگیرند، زیرا وجهه بیشتر از اطلاعات واقعی ،تصمیم گردشگران در خصوص انتخاب مقصد برای سفر را تحت تاثیر قرار می دهد. حال در این شرایط تغییر دادن وجهه نیز چالش برانگیز خواهد بود، زیرا افراد در پذیرش اطلاعاتی متفاوت با آنچه که از قبل دارند مقاومت می کنند، پس هرگونه تغییر وجهه القایی باید بر پایه یک استراتژی بلند مدت باشد که چنین چیزی شاید بسیار پرهزینه باشد (ایوبی و بذرافشان،۱۳۹۰).
یکی از نکات حائز اهمیت در درک و شناخت وجه استنباط شده مقصد گردشگری هدفمند شدن سازمان های دولتی و خصوصی در مقصد گردشگری می باشد؛ به عبارت دیگر این شناخت موجب هماهنگی کلیه فعالیت ها در صنعت گردشگری می گردد. گاهی تناقض اهداف سازمان های دولتی و خصوصی که در صنعت گردشگری فعالیت دارند و نداشتن دانش تخصصی مانع پیشرفت صنعت گردشگری می گردد؛ این مورد نشان می دهد که آگاهی یافتن نسبت به وجهه استنباط شده مقصد در بازارهای هدف موجب مشخص شدن نیاز این بازارها به تبلیغ، ترفیع و زیر ساخت های مشخص و معینی می گردد که کلیه متولیان دولتی و خصوصی گردشگری می توانند از آن به عنوان الگوهای کاری و عملکردی خود استفاده نمایند.به هر حال هرچند عوامل تاثیر گذار بر وجهه مقصد، تماماً قابل کنترل نیستند، اما می توان با بهره گیری از مواردی که قابل تاثیرگذاری و کنترل می باشند تا حدود زیادی وجهه مورد دلخواه خود را در اذهان گردشگران بالقوه و هدف ایجاد کرد. با استفاده از مزایای رقابتی که از طریق ایجاد وجهه ای مطلوب و مثبت بوجود می آید می توان موفقیت بخش گردشگری را تضمین کرد (رنجبریان،۱۳۸۵).
بنابر این مطالعات تصویر مقصد به وسیله ی کمک به تصمیم گیری برای برنامه ریزی، توسعه،مکان یابی وپیشبرد و تبلیغات به بازاریابی مقصد ، کمک می کند. تصویر مقصد تاثیر زیادی بر رفتار مصرف کننده دارد(تاسکی[۴۷] و همکارانش،۲۰۰۷).در صورتی که مدیران و متولیان صنعت گردشگری هر مقصد،اطلاعات موردنیاز گردشگران را از طریق کانال های ارتباطی مناسب در اختیار آنها قرار ندهند،قادر به کنترل وجهه استنباط شده از مقصد از جانب بازار نخواهند بود.
نداشتن اطلاعات کافی در خصوص جاذبه های یک مقصد گردشگری، مانع برنامه ریزی از جانب گردشگر و انتخاب استراتژی مناسب برای کنترل وجهه استنباط شده از مقصد از جانب مدیران آن می گردد.عدم دخالت مستقیم مسئولین و متولیان امر گردشگری در زمینه محصولات گردشگری و برنامه های بازاریابی گردشگری موجب مشکلاتی در این زمینه می شود.عدم هماهنگی و کنترل فعالیت های تجاری در صنعت گردشگری مقصد، مانع اتخاذ شیوه ای استراتژیک می گردد که هویت خاصی را برای یک مقصد گردشگری ایجاد نماید، لذا چنین مقصد گردشگری یک پیام مشخص و تأثیر گذار که بیانگر ارزش های آن مقصد گردشگری باشد برای بازار مربوطه نخواهند داشت (رنجبریان،۱۳۸۵).
بسیاری از سازمان ها و مقصدهای گردشگری بدون اینکه اطلاعات دقیقی از منابع خود جاذبه ها، امکانات، نیروی انسانی و خدمات) وجهه خود( واقعی و استنباط شده و میزان رضایت مشتری در اختیار داشته باشند، مقصد یا محصول خود را به بازار معرفی می کنند. این در حالی است که فقدان چنین اطلاعاتی، اخذ هرگونه تصمیم درباره برنامه ریزی بطور عام و برنامه ریزی بازاریابی بطور خاص را با مشکل مواجه می سازد. مدیران و مسئولان مقصدهای گردشگری باید نسبت به نقاط قوت و ویژگی های خاص منطقه گردشگری خود، ذائقه بخشهای متفاوت بازار و فرایند انگیزش گردشگران آشنا باشند تا بتوانند وجهه متناسب با نیاز بازار برای مقصد گردشگری خود ایجاد نمایند (رنجبران و قنبری،۱۳۸۴).
۲-۱۲ منابع اطلاعاتی
با توجه به ویژگی های خاص محصول گردشگری، نقش بازاریابی در این صنعت نسبت به دیگر صنایع از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بکارگیری مؤثر ابزارهای بازاریابی گردشگری برای یک کشور یا یک منطقه امری ضروری است ، زیرا با بازاریابی می توان به گردشگران بالقوه اطلاعاتی درباره آنچه که منطقه مشخص می تواند ارائه دهد، عرضه نمود و آن ها را نسبت به بازدید از آن ترغیب کرد (امین بیدختی و نظری،۱۳۸۸).
رسانه ها بر وجه استنباط شده گردشگران از مقصد تاثیر دارند. تماشای رسانه ها به گردشگران کمک می کند تا تجربیات بصری و واقعی را مقایسه کنند(کروچ و جکسون[۴۸]،۲۰۰۵(.
کیم و ریچاردسون[۴۹](۲۰۰۷)، تاثیر تصاویر متحرک را بر تصویر مقصد مطالعه کردند، و متوجه شدند که فیلم ها بر قصد بینندگان برای بازدید از محل تاثیر می گذارند(کیم و ریچاردسون،۲۰۰۷).
اسمیت و مک کی[۵۰](۲۰۰۱)،فهمیدند که تصاویر تبلیغاتی وسیله ای هستند که وجه استنباط شده مقصد وسعت می بخشند. نوجوانان و بزرگسالان هیچ تفاوتی در خاطراتشان در مورد تصاویر تبلیغاتی مقصد سفر ندارند . اگرچه رابطه ای بین سطح تجربیات سفر و استفاده از کانال های جستجوی اطلاعات و کانال های خرید وجود دارد . گردشگران بدون هیچ تجربه ی قبلی در مورد مقصد، احتمالاً کمتر از کانال های جستجوی اطلاعات آن لاین برای اجاره ی مسکن وماشین استفاده می کنند . در حالی که گردشگران با داشتن تجربه سفر بیشتر از کانال های آن لاین جهت جستجو و خرید کالاهای سفر ، به خصوص برای اجاره مسکن و ماشین و بلیط های پرواز استفاده می کنند(اسمیت و مک کی،۲۰۰۱).
آژانس های مستقل یا رسانه هایی مانند روزنامه ، تلویزیون، و اخبار تلویزیون و بعد از آن تجربیات شخصی و تجربیات دیگران منابع اولیه در ایجاد تصویرگردشگران از مقصد قبل از بازدید می باشند.
بر طبق تحقیقات گوور[۵۱](۲۰۰۷)، تلویزیون یکی از منابع اطلاعاتی است که مکرراً توسط گردشگران مورد استفاده قرار می گیرد ، و بعد از آن دوستان، مجله ها ، اینترنت، کتاب ها ، روزنامه ها ،تصاویر ، سایرمردم ، فیلم ها ، داستان ها ، تجربیات ،اخبار ،تصورات ، شبکه ی نشنال جئوگرافیک ،تبلیغات ، مقالات و مستند ها قرار می گیرند. پیرس و اسکات دریافتند که گردشگران بین المللی از آژانس های مسافرتی به عنوان یک منبع اطلاعاتی و سپس از اینترنت و پیام های دهان به دهان استفاده می کنند . برای به دست آوردن اطلاعات در مورد اقامتگاه،گردشگران بین المللی از کتاب راهنما و پیام های دهان به دهان و بروشور ها استفاده می کردند . کتاب های راهنما ، بروشورها ، و پیام های دهان به دهان به ترتیب منابع اطلاعاتی استفاده شده توسط توریست های بین المللی برای به دست آوردن اطلاعات در مورد جاذبه ها است (راکتیدا،۲۰۰۹).
مصرف کنندگان در چندین موقعیت خرید تحت تاثیر پیام های دهان به دهان قرار می گیرند، مانند زمانی که محصولات پیچیده را خریداری می کنند، یا زمانی که سایر منابع دارای اعتبار پایینی درک شوند ، یا زمانی که علاقه اجتماعی محکمی بین انتقال دهندگان اطلاعات و گیرندگان اطلاعات وجود دارد. پیام های دهان به دهان ابزار بسیار قدرتمندی است . این استراتژی بازاریابی بسیار مهمی برای خدمات هتل و اقامتگاه بوده است (لی و وسلی[۵۲]،۲۰۰۷).
مصرف کنندگان برای به دست آوردن اطلاعات محصولات به صورت داخلی و خارجی جستجو می کنند . پنج منبع ابتدایی جستجوی اطلاعات وجود دارد که شامل منابع زیر می باشند: حافظه ( مانند تجربیات گذشته )، منابع شخصی (مانند دوستان /خانواده ) ، منابع مستقل (مانند دولت ها )، منابع بازاریابی (مانند تبلیغات)، منابع تجربی (مانند تست کالا)(انرایت و نیوتن،۲۰۰۵). بوهالیس[۵۳](۱۹۹۸)، از دیدگاه تجارت در مورد استفاده از فناوری اطلاعات در صنعت گردشگری بحث هایی انجام داده است ، که می تواند در حوزه ی تجارت از چهار جنبه کاربرد داشته باشد : برای به دست آوردن مزیت رقابتی ، برای بهبود بهره وری و عملکرد ، جهت تسهیل راه هایی جدید برای مدیریت وسازماندهی ، و توسعه ی کسب و کار جدید . مطالعات بوهالیس با مطالعات ورتنر و ریچی که گردشگری را کالایی منحصر به فرد و ناملموس دانست ،سازگار بوده است . به این علت که مسافران نمی توانند کالا های واقعی را در طول فرایند قبل از خرید ببینند ،بنابراین صرفاً به جستجوی اطلاعات تکیه می کنند . بنابراین فناوری اطلاعات نقش قابل توجهی بر این مرحله از بازاریابی ،توزیع ،پیشبرد ، وتنظیم کالاهای مسافرتی داشته است.
ورتنر و ریچی[۵۴](۲۰۰۴)، ذکر کردند که مصرف کنندگان از سایت های اینترنتی برای برنامه ریزی ،جستجو ،خرید کردن و بهتر کردن سفرهایشان استفاده کردند . اینترنت به صورت فزاینده ای در میان آمریکاییان و اروپاییان به محبوبیت رسیده است . بیشتر از ۶۴ میلیون آمریکایی یا ۳۰% جمعیت ایالت متحده از اینترنت برای جستجوی اطلاعات سفر استفاده می کردند و دو سوم آنها یا ۴۲ میلیون نفر سفرهای خود را از طریق اینترنت رزرو می کردند(ورتنر و ریچی،۲۰۰۴).
لویریس و اپوال [۵۵](۲۰۰۴)، با بررسی کانال های اطلاعاتی نشان دادند که مشتریان ترجیحات متفاوتی در انتخاب کانال های ارتباطی در مراحل جستجو و خرید داشتند . در طول مرحله ی جستجوی اطلاعات ، احتمال زیادی وجود دارد که گردشگر اطلاعاتی را از دوستان و آشنایان (کانال های سنتی ) به دست آورد . اگرچه کانال های مهم و کلیدی برای رزرو و خرید آژانس های مسافرتی ،ایمیل و اینترنت بوده است (لویریس و اپوال ،۲۰۰۴).
لی و بوهالیس [۵۶] (۲۰۰۶)، اشاره کرده اند که روند افزایشی وجود داشته است که مصرف کنندگان مزایای کانال های اینترنتی را فهمیده اند وانتظار می رود مرحله ی جستجو ی اطلاعات و خرید از طریق اینترنت در آینده ی نزدیک افزایش یابد . به علاوه ،با استفاده ی مکرر از اینترنت ،شانس بیشتر تبدیل شدن افراد به خریداران آن لاین بیشتر خواهد شد (لی و بوهالیس،۲۰۰۶).
۲-۱۳ رضایت گردشگر

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
۰٫۷

۱٫۲

۶٫۲

منبع: سازمان جهانی گردشگری،۲۰۱۰
پس از مرور کلی تعاریف و اهمیت موضوع گردشگری، در این بخش مرحله ی قبل از مسافرت را شرح می دهیم که چگونه گردشگران تصویر ذهنیشان را از مقصد به وسیله ی چند عنصر شکل می دهند .این عناصر ترکیبی از: مسایل مربوط به جمعیت شناختی ،تجربیات گذشته ،انگیزه ها،و منابع اطلاعاتی هستند.
۲-۱۰ شناخت تئوری انگیزش در بازارهای هدف گردشگری
جذب گردشگران در ساختار بازاریابی نوین بر پایه جلب مشارکتهای مردمی و با همکاری بخش های خصوصی، عمومی و دولتی امکان پذیر است.در حقیقت  ارائه محصول نو در بازارهای هدف و جذب مشتریان جدید و قدیمی در یک فرایند سیستمی، نیازمند شناخت انگیزه های روحی و روانی گردشگران است . اینکه چرا مردم به مسافرت میروند ؟ و اینکه چه عواملی موجب ایجاد انگیزه می شود که مردم به مکان مشخصی بروند ؟ دو مقوله متفاوت است . در پرسش نخست ؛ درک روانی مسافر مطرح است در حالیکه در پرسش دوم جنبه های جذابیت و کشش مقصد مورد نظراست .بنابراین با هدف ارضای خواسته ها و نیازهای انگیزشی مسافران و جذب آنان درمحل های خاص باید به دو عامل انگیزشی رانشی[۷] و عامل انگیزشی کششی[۸] توجه نمود(چاک و سولا[۹]،۱۳۸۸).
مسافران و گردشگران با انگیزه ها و علل گوناگونی مسافرت می نمایند . مقاصد گردشگری ـ بازارهای هدف ـ شامل عناصری است که با هم ترکیب می شوندتا گردشگر را به اقامت در یک محل تشویق نمایند. جاذبه های ممتاز ، بناهای موجود ، عرضه خدمات ، شرایط مثبت حاکم بر محیط ، آب وهوا و فرهنگ از جمله عوامل اصلی جذب در مقاصد گردشگری اند، اما در کنار این عوامل توجه به انگیزه های مسافران و فراهم آوردن امکانات ملموس و نا ملموس مورد نیاز ، راحتی سفر ، گستردگی راه ها ، امنیت ، آرامش ، آزادی و بهداشت از جمله شاخص های بازاریابی در بازارهای هدف محسوب می شوند ( لومسدن ،۱۳۹۰).
در بعد فردی نیاز به امنیت روحی و جسمی و خود شکوفایی شخصیتی و روانی و در بعد اجتماعی اعمال سیاست های اجتماعی مطلوب ، جلب مشارکت های مردمی ( در پرتو حرمت گذاشتن به آزادی های فردی و اصالت فرهنگ ها ) ، شناخت ، احترام و فهم یکدیگر از جمله زیر ساخت های پایداری بازار های گردشگری است.
بنابراین به منظور توسعه سیاست های گردشگری و پایداری بازارهای آن باید به پنج محور ذیل توجه داشت :
بهبود و گسترش بازارهای گردشگری و انطباق آن با تقاضای مسافران
تولید محصولات جدید و نو گرایی در نحوه ارائه محصولات با توجه به تقاضای مشتریان
توسعه و سازگاری حمل و نقل و اقامت با خواسته های گردشگران
تدوین قوانین مناسب
توجه به آموزش های حرفه ای در گردشگری منطقه مورد نظر
علاوه بر آن  باید به عناصر تقاضا در بازاریابی نیز توجه کرد ؛ فضا،الگوهای فضایی گردشگری و نوع حیطه های تصمیم گیری از جمله عوامل تعیین کننده تقاضا در بازار است(بونی فیس[۱۰]، ۱۳۸۷).
گرد آوری وتدارک آمارهای دقیق،به هنگام،استراتژیک و تجزیه و تحلیل بازارهای هدف به سیاست گذاران و برنامه ریزان کمک می کند تا همسو با تغییرات انگیزه های مسافران در راستای پایداری گردشگری در منطقه مورد نظر گام بردارند. باتوجه به اینکه مشکل ترین وظیفه بازاریابان پیش بینی ـ کمابیش ـ دقیق و درست تقاضا است ، پیش بینی آینده بازار و میزان رونق آن ـ در سایه تحقیقات ـ کمک می کند مهلت مناسبی برای اجرای برنامه ها فراهم شود. براین اساس باید با توجه به تغییراتی که در انگیزه ها و به دنبال آن در سلیقه های مسافران صورت می گیرد ، به پیش بینی و طراحی بازارهای نو(خلق ـ توزیع ـ تبلیغ ـ ترویج ـ گسترش و قیمت گذاری )‌ پرداخت(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۶).
پیش بینی تقاضا ، مدیریت نوینی را در بازاریابی و شناخت بازارهای هدف ـ مبتنی بر انگیزه ها و سلیقه های مشتریان ـ طلب می کند . بنابراین تدوین مدیریت نوین گردشگری در یک تحلیل سیستمی،با توجه به اصول و شاخص های پایداری اجتناب ناپذیراست، تا ضمن شناخت نقاط قوت،از فرصت  های موجود و آینده به منظور رفع نقاط ضعف بهره گیری نموده و تهدیدهای آتی را ( ناپایداری،نابودی فرهنگ ها، تخریب محیط زیست ) در یک برنامه ریزی مدون و استراتژیک به حداقل برساند . بدین منظور شناخت انگیزه های گردشگران در سه مرحله ضروری است :
الف) قبل از ورود به منطقه موردنظر
ب) حین اقامت در آن منطقه
ج) پس از اتمام سفر (لومسدن،۱۳۹۰).
چون گردشگران از دیدگاه روانشناختی و رفتارگرایی اجتماعی نیازمند همدلی و تفاهم مشترک اند، لازم است بدانیم با چه انگیزه و اهدافی(به منطقه موردنظر)  مسافرت کرده اند؟ این منطقه چه مزایایی دارد ؟ برای توسعه منطقه باید از چه الگویی(متناست با خواسته های مشتریان ) استفاده شود ؟ براین اساس باید آمار گردشگران و ویژگی های آنان،انگیزه ها،ترکیب جمعیتی، مدت اقامت،الگوهای مصرف،الگوهای مسافرت(تاریخی ، فرهنگی ، زیست محیطی ، نوگرا) خواسته های مسافران ( روانی،زیربنایی،انسانی و اجتماعی) مورد باز کاوی قرار گیرد. این امر موجب می شود برنامه ریزی های منطقه ای انجام شده در ارتباط با برنامه های ملی و محلی در یک ساختار سیستمی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد(پاپلی یزدی و سقایی،۱۳۸۶).
به طور کلی صاحب نظران، انگیزه های گردشگری را به شکل گسترده ای مورد توجه قرار داده اند و تاکنون طبقه بندی های مختلف و فراوانی از آنها به وجود آمده است. به طور تاریخی، گردشگری در اشکال اولیه، غالباً نتیجه دو انگیزه عمومی مذهب و سلامتی بوده است:
انگیزه های مذهبی:
گفته می شود، خاستگاه گردشگری، به سفرهای زیارتی برمی گردد. سفرهایی که متدیّنین برای زیارت اماکن مذهبی نظیر سانتیاگو دِ کُمپوستلا[۱۱]، کانتربوری[۱۲]،روم[۱۳] و مکه معظمه انجام می دادند.
بنا بر نوشته های اخیر، گردشگری، شکلی جدید و مدرن از سفرهای زیارتی غیر مذهبی است. یک هدف آنها ممکن است پرستش خورشید باشد . هدف دیگر آنها ممکن است کسب تجارب فرهنگی باشد . هنر و دستاوردهای فرهنگی، به همراه یک اشتیاق نیمه مذهبی، هدف دیگری است که از سوی تازه واردان تحصیلکرده و فرهیخته، دنبال شده است .
انگیزه های پزشکی و سلامتی
بسیاری از مهمانسراها و تفریحگاهها در بریتانیا و اروپا از قرن هفدهم میلادی به بعد، در اطراف چشمه های آب معدنی ساحلی یا جزیره ای ایجاد شدند که افراد برای حفظ سلامتی خویش به آنجا می رفتند و از امکانات آنجا استفاده می کردند. در قرن نوزدهم میلادی، گردشگری عموماً به عنوان استفاده از سودمندی های پزشکی طبیعی، مطرح شده است .
آنچه واضح است اینکه عوامل مذهبی و عوامل پزشکی در تعریف تنوع بی حد و حصر گردشگری مدرن، عاجز و ناتوان هستند . گردشگران چشمه های آب معدنی، دیگر برای سلامتی به آنجا نمی روند، بلکه آنها به دنبال فرصتی هستند برای ارضای نیازهای اجتماعی خویش، ایجاد روابط فردی و احساسی، ازدواج و خوشگذرانی ؛ این در حالی است که ممکن است از سلامت کامل برخوردار باشند. در چهل سال گذشته، بسیاری انگیزه های دیگر برای گردشگری، در کنار مذهب و سلامتی، از سوی برنامه ریزان گردشگری و صاحب نظران دانشگاهی، پیشنهاد شده است (زندی،۱۳۹۰).
یک رویکرد کهن به انگیزه های گردشگری به دامازدیر تعلق دارد . وی این انگیزه ها را در قالب موارد زیر بیان می کند :
استراحت و آرامش ، سرگرمی و تفریح ، پیشرفت فردی.
یک مورد دیگر توسط کامیک (۲۰۰۰)، به این مجموعه اضافه شد به معنای گریز از وضعیت موجود و غلبه کردن بر یکنواختی (کامیک[۱۴]،۲۰۰۰ )
مکینتاش نیز چهار گروه اصلی و اساسی از انگیزه ها را معرفی کرده است که مدیون تفکرات مازلو است :

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است