با توجه به مطالب مطرح شده مدل تحقیق در شکل (۱-۱) نشان داده شده است:
کارآفرینی سازمانی
عملکرد سازمان
کسب دانش ؛ منابع دانش بنیان
شکل ۱- ۱: مدل تحلیلی تحقیق (Bohica & Fuentes,2012)
۱-۶- فرضیه های تحقیق
فرضیه های این تحقیق بر اساس متغیرهای تعیین شده به شرح زیر هستند:
کارآفرینی سازمانی بر عملکرد در صنایع غذایی استان تاثیرگذار است.
کسب دانش، تاثیر کارآفرینی بر عملکرد صنایع غذایی استان گیلان تعدیل می نماید.
در صنایع غذایی که از منابع دانش بنیان برخوردارند، کسب دانش تاثیر کارآفرینی بر عملکرد را به صورت قوی تری تعدیل می نماید.
۱-۷- تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای اصلی تحقیق
۱-۷-۱- عملکرد
عملکرد همان نتایجی میباشد که در اثر فرآیندهای عملیاتی سازمان حاصل میشود. دو مولفه در نظر گرفته شده برای عملکرد سازمانی که با طیف پنج درجهای لیکرت در مقیاس فاصلهای (بسیارکم تا بسیار قوی) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از : (Bohica & Fuentes, 2012)
عملکرد مالی سازمان؛ (از طریق: میزان فروش، سهم بازار، بازدهی دارایی ها، بازدهی سرمایه، بازدهی فروش)
عملکرد سازمانی در مقایسه با رقبای اصلی (رضایتمندی مشتری)
۱-۷-۲- کارآفرینی سازمانی
کارآفرینی سازمانی باید بر پایه ساختارهای جدید و استفاده از چندین منبع مختلف که تولیدکننده محصول یا خدمات جدیدی را ارائه نماید، باشد. مولفه در نظر گرفته شده برای کارآفرینی که با طیف پنج درجهای لیکرت در مقیاس فاصلهای (کاملاً مخالف تا کاملاً موافق) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از: (Bohica & Fuentes, 2012)
نوآوری سازمان؛ (اجرای برنامه های جدید، حمایت از کارکنان خلاق و نوآور، انتخاب ایده های کارکنان، ایجاد یک واحد در امر نوآوری، دادن پاداش متناسب، تاکید بیشتر برنوآوری
۱-۷-۳- مدیریت دانش
دانش مربوط به نحوه اجرای وظایف و مسئولیت هاست و نقش تکمیل کننده ای را در شناسایی ضوابط و دیدگاه ها ایفا می نماید و همچنین دانش می تواند زمینه را برای ایجاد مزیت رقابتی مهیا نماید. دو مولفه در نظر گرفته شده برای مدیریت دانش که با طیف پنج درجه ای لیکرت در مقیاس فاصله ای (کاملاً مخالف تا کاملاً موافق) و توسط پرسشنامه ارزیابی شده است عبارتند از: (Bohica & Fuentes, 2012)
کسب دانش؛ (از طریق رابطه با سازمان، اطلاعات کلی حول محور نیازها و گرایشات مشتریان، مهارت فنی و دانش تکنولوژیکی، دانش موثر مدیریت سازمان)
دانش بنیان؛ (تعهد مثبت در توسعه، تخصص یا مهارت تکنیکی، مهارت حول محور توسعه خدمات و محصولات، سازندگی بالا، مهارت در بازاریابی، تخصص ویژه خدمات رسانی به مشتری، تخصص مدیریت، بازارهای نوآور، پرسنل آموزش دیده در عرصه خدمات، نقش موثر در عرضه ایده)
۱-۸- قلمرو تحقیق
قلمرو موضوعیتحقیق حاضر از نظر موضوعی در حوزه تئوری سازمان قرار گرفته است.
قلمرو زمانی: تحقیق حاضر در یک دوره هفت ماهه از مهر ماه ۹۱ تا خرداد ماه ۹۳ انجام شده است.
قلمرو مکانی: قلمرو مکانی این تحقیق، شرکتهای تولیدی صنایع غذایی استان گیلان میباشد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
بخش اول
کارآفرینی سازمانی
۲-۱-کارآفرینی سازمانی
۲-۱-۱- مقدمه
پیچیدگی و رقابت رو به رشد موجود در دنیای امروز که همراه با تغییر اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی می باشد، سبب شده است از کارآفرینی به عنوان نیروی محرکه در رشد سازمان ها یاد شود. زیرا باعث رشد و توسعه اقتصادی کشورها، افزایش بهره وری، ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی می شود (محمودی عالمی و همکاران، ۱۳۸۹، ص ۱۱۴).
در شرایط شدیداً رقابتی و متحول جهانی، کارآفرینی و کارآفرینان سهم بسزایی در توسعه اقتصادی و اجتماعی دارند. از جمله دلایل توجه به توسعه و ضرورت کارآفرینی، می توان به ایجاد اشتغال، بهبود کیفیت زندگی، نوآوری و انتقال فن آوری، ایجاد رفاه، ترغیب و تشویق سرمایه گذاری در تولید، کشف منابع و رفع تنگناهای بازار اشاره کرد. برای توسعه فعالیت های کارآفرینانه، علاوه بر مساعد بودن عوامل محیطی و ساختاری، تقویت ویژگی های روان شناختی افراد برای گرایش به کارآفرینی نیز ضروری است (سلمانی زاده و همکاران، ۱۳۸۸، ص۶۸).
در این بخش ابتدا به تعاریف و مفاهیم کارآفرینی و کارآفرین پرداخته و سپس با ارائه مدل و انواع آن و … سعی میشود گامی در جهت آشنایی با این مفهوم مهم برداشته شود.
۲-۱-۲- کارآفرینی
تقریباً در طول تمامی دوره های تاریخ بشر، کارآفرینی به اقدامات مهمی در پیشرفت تمدن مدرن خدمت کرده است. کارآفرینی در سال های اخیر از هر زمان دیگری مهمتر شده است، و دلیل آن توجه به عواملی است که منجر به دستیابی به رشد اقتصادی، اشتغال بالا، ایجاد شغل قوی و توسعه اجتماعی مثبت می شوند (Sesen, 2012, p 624).
چنانچه بخواهیم تعریفی مختصر از کارآفرینی و فعالیت کارآفرینانه، ارائه دهیم باید گفت کارآفرینی را می توان فرآیند شناسایی فرصت ها و بهره برداری و خلق ارزش از آنها دانست. البته باید توجه داشت که این خلق ارزش، هم برای فرد کارآفرین یا ارائه کننده کالا یا خدمت و هم برای جامعه یا دریافت کنندگان کالا یا خدمت مطرح
است و می تواند جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی را دربربگیرد (یزدانی و همکاران، ۱۳۹۰، ص۵۲).
ارایه یک تعریف خاص و بدون ابهام از کارآفرین و کارآفرینی مستلزم چالش و بحث است لیکن این بدان دلیل نیست که تعاریفی در این زمینه وجود ندارد بلکه به دلیل تعدد تعارف از زوایای مختلف اقتصادی، مدیریتی، جامعه شناسی و … است. مشکل اصلی اینجاست که تعدد این تعاریف به دلیل اتفاق نظر نداشتن صاحب نظران بر سر خصوصیات و ویژگی های کارآفرینان است. از این صاحب نظران، ویلیام گاردنر (۱۹۹۰) تحقیقات بسیاری در زمینه ویژگی های کارآفرینان انجام داده است. او نتیجه گرفت که تفاوت های بین کارآفرینان و کارهای مخاطره آمیزشان به اندازه تفاوت های بین کارآفرینان و غیرکارآفرینان و بین موسسات جدیدی به ثبت رسیده بزرگ و اساسی است. برخی تعاریف بر اهمیت کارآفرینی در تأمین کارایی اقتصادی که برگشت سرمایه را به حداکثر برساند تأکید دارد. پاداش دادن به سرمایه گذار مهم است امّا این امر تنها هدفی نیست که کارآفرین تعقیب می کند. کارآفرینان موثر طوری کار می کنند که به همه سهامداران در کارهای مخاطره آمیزشان پاداش دهند. ابداع و نوآوری، هم یک عامل حیاتی و مهم است. ابداع عامل مهمی در موفقیت همه کسب و کارهاست نه فقط در امور کارآفرینانه؛ و کارآفرینی یک پدیده غنی و پیچیده است (دهقان و همکاران، ۱۳۹۰، ص۴۵).

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

قرآن کریم نقل می‌کند: «بنی اسرائیل به موسی گفتند:‌ تو هم برای ما معبودی (از بت) قرار بده چنان که آن‌ها (بت پرستان) معبودانی (از بت) دارند. » موسی (در پاسخ آن‌ها) گفت:‌ «شما جمعیتی جاهل و نادان هستید». (اعراف، ۳۸) و این خواسته آنها پس از آن همه معجزات حضرت موسی چیزی جز جهل و نادانی عمیق آنها را نشان نمی‌دهد. در حدیث ،جهل، «داء عضال» یا«داء اعیا»نامیده شده است که اشاره به جهل مرکب دارد که غیر قابل درمان است. (بحرانی، شرح مئه کلمه:‌۷۰) وقتی برخی افرادِ به ظاهر دارای تحصیلات، مشروبات الکلی یا موسیقی را از لحاظ علمی موجب سلامتی می‌دانند و از طرفی متون دینی را که بیانگر مشکلات روحی و علاج آنهاست به دلیل قدیمی‌بودن بدون استفاده می‌دانند؛ بیرون آوردن آنان از جهالت کاری بسیار دشوار و یا حتی محال خواهد بود. هوش و استعداد ذهنی این قبیل افراد به جای آنکه باعث رشد معنوی آنها شود مانع آن خواهد شد. در علم اخلاق ذکاوت و هوشیاری که در خدمت نفس اماره باشد “نکراء” و “شیطنت” نامیده شده است که چیزی شبیه عقل است نه عقل. (کلینی، ۱۳۶۵:‌۱، ۱۱ همچنین ر.ک خمینی،
۱۳۸۵: ۲۱تا۳۷)
به نظر علامه طباطبائی، علم نظری در مقابل جهل در باره خدا، برای عبودیت کافی نیست. علم نظرى و استدلالى آدمى را به وجود مبدأ و معاد رهنمون مى‏شود، واما اعتقاد قلبی آدمى را وادار مى‏کند که از آن معلوم نظرى پیروى نموده عملا هم به آن ملتزم شود. پس از نظر ایشان اعتقاد، “علم عملى” است و دعوت دینى، متعلق به دینى است که عبارت است از: سنت عملى بر خاسته از اعتقاد. پس ایمانى هم که دین به آن دعوت مى‏کند عبارت است از التزام به آنچه که اعتقاد حق درباره خدا و رسولانش و روز جزاء، و احکامى که پیغمبران آورده‏اند اقتضا دارد که در جمله” علم عملى” خلاصه مى‏شود. (طباطبایی، ۱۴۱۷:‏۱۵، ۸)
از اینجا به این نکته مهم می‌رسیم که چرا در احادیث معصومین جهل در مقابل عقل قرار داده شده است نه در مقابل علم. در اصول کافی حدیث مفصلی از امام صادق نقل شده است به نام حدیث “جنود عقل وجهل” معروف است. (صدوق، ۱۳۶۲:‌۵۸۹) بر طبق این منطق کسانی جاهل نیستند و عاقلند که اهل خود شناسی و فهم و درک عمیق باشند و درکشان را در جهت مبارزه با نفس به کار برند و اما کسانی که دارای هوش و معلومات زیادی هستند اما آن را درخدمت خواهشهای نفسانی قرار می‌دهند جاهلند. در روایت از پیامبر است که جاهل، مرده ایست میان زندگان. همچنین پیامبر فرمود:عالم کسی است که قدر و‌اندازه خود را بداند و بشناسد. عمل جاهل وبال است و علمش وبال اوست. (محمدی ریشهری، ۱۴۲۱: ۱۸۰) پس نقطه مقابل این جهل علم نیست بلکه عقل و تفقه است.
از علامتهای جهالت “فرح” است. فرح که شادی مذموم و از سر غفلت و تکبر است
(قرشی، ۱۳۷۱:‌۵، ۱۵۱) را می‌توان از فروع جهل به حساب آورد. قرآن کریم در باره جوامع به ظاهر پیشرفته‌ای که زیر بار پیامبران نمی‌روند می‌فرماید:« فَلَمَّا جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّناتِ فَرِحُوا بِما عِندَهُم مِنَ العِلمِ وَ حاقَ بِهِم ما کانُوا بِهِ یَستَهزِؤُن»:« آنگاه که پیامبرانشان براى آنان نشانه‌های روشنگر آوردند، از آن مقدار علمى که داشتند، شادمانى کردند و [تبعات‏] آنچه ریشخندش مى‏کردند آنان را فرو گرفت.» (الغافر/۸۳) تفسیر طبرسی در معنای « لا تفرح» آنجا که قرآن کریم به قارون می‌گوید:« لا تَفرَح ِانَّ اللهَ لا یُحّبُّ الفَرِحِین» (القصص/۷۸) می‌گوید:‌« و المراد به الفرح الذی یقود الی الاشر و البطر والبغی »:‌«مراد از فرح در آیه، شادمانی است که شخص را به بی فکری و خوشگذرانی و گناه بکشاند»
(طبری، ۱۳۵۶:‌۱۱، ۲۰)
در حقیقت فرح، غفلت از مرگ و از عواقب اشتباهات و جهل نسبت به فرصتهایی است که هر روز در جهت رشد و کسب کمالات از دست می‌رود و جهالت نسبت به نور و سرور و نعمتهایی که خداوند برای انسان کامل در عوالم دیگر در نظر گرفته است. در حدیث است که اگر انسان می‌دانست خداوند چه نعمتهایی برایش در بهشت قرار داده است حاضر می‌شد با قیچی بدنش را قطعه قطعه کنند اما به آن نعمتها برسد. (کافی، ۱۳۶۵:‌۲، ۲۵۵) بنابراین این جهالت است که باعث دلخوشی بیش از حد و یک نوع شادی می‌شود که شبیه سرخوشی از مستی است و قرآن کریم به آن فرح می‌گوید. جاهلانه بودن و مردود بودن این سرخوشی مثل جاهلانه بودن خوشحالی کسی است که درحال خوردن غذاهای متنوع و خوشمزه است در حالی که نمی‌داند قرار است پروار شود تا خوراک درندگان گردد!
بنابر این جهل در مقابل علم و جهل در مقابل عقل را باید ریشه کفر، فسق، سوء خلق و بسیاری بدیها و لغزشهای کوچک و بزرگ دانست.
۳-۳) فراموشی و سرکوب شخصیت حقیقی انسان
قرآن کریم می‌فرماید: « وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنساهُم أَنفُسَهُم أُولئِکَ هُمُ الفاسِقُونَ »:« و مانند آن کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و خدا هم خود آنان را از یاد خودشان ببرد و ایشان همان فاسقانند.» (الحشر/۱۹) فراموشی خداوند باعث می‌شود انسان خود حقیقی روحانیش را فراموش کند، و این اولین قدمها در فرو رفتن در دنیا و حیات دنیوی و آلوده شدن به گناهان است. در حدیث از پیامبر است:‌عالم و دانا کسی است که قدر و‌اندازه خود را بشناسد (محمدی ریشهری، ۱۳۸۲:‌۱۸۲) در حدیث از امام‌هادی است:«من‌هانت علیه نفسه لا تأمن شره»:« از شر کسی که خودش در نظر خودش حقیر است نمی‌توان در امان بود» (اصول کافی، ۱۳۶۵: ۲، ۶۰۴) یعنی وقتی شخصی ارزش خودش را به عنوان یک انسان درک نکند، ممکن است هر کار شری از او سر بزند. طبق آیات قرآن انسان موجودی است که امانت دار الهی است و امانتی را که آسمانها و زمین نتوانسته‌اند حمل کنند پذیرفته (سبأ/۸۲) و موجودی است که همه اسمای الهی به او آموزش داده شده (بقره/۳۱) و همه ملائکه مأمور به سجده به او شدند (البقره/۳۴) و خداوند در خلقت او به خود مباهات کرده (المؤمنون/۱۴).
در حدیث است:« اکرم نفسک عن کل دنیه و ان ساقتک الی الرغائب فانک لن تعتاض بما تبذل من نفسک عوضا» (نهج البلاغه، ۱۴۱۲: ۳، ۵۱):‌«خودت را گرامی‌تر از آن بدان که مشغول کار پست و بی ارزشی شوی، هر چند که تو را به امیال نفسانیت برساند. چرا که در این صورت تو در مقابل چیزی که از نفست از دست می‌دهی چیزی به دست نمی آوری. » به این ترتیب روشن می‌شود علت بسیاری از تباهکاری‌های بشر امروز و دیروز همین جهل نسبت به حقیقت و گوهر وجود خود است. وقتی فردی خودش را همین بدن بپندارد و بدن را هم وسیله‌ای برای شهوترانی، طبیعی است که کاری جز هوسرانی از او انتطار نمی‌رود. امروزه انسان یک حیوان ابزار ساز تعریف می‌شود که زندگیش محدود به همین جهان خاکی است، پس کار او در این دنیا و در مدت حیاتش این خواهد بود که فقط ابزار و وسایلی برای لذت بردن هر چه بیشتر از زندگی بسازد و از آنها در جهت لذتهای مادی بهره برداری کند. روشن است که از کسی با این طرز فکر، جز لهو و لعب و تفاخر و تکاثر انتظار بیشتری نباید داشت!
۳-۴) محیط فاسد و جوّ مسموم
مطمئنا رشد و تکامل روحی و اخلاقی نیازمند بستر اجتماعی مناسب است و حرکت به سوی تعالی در جامعه و محیطی که جو حاکم بر آن به سمت دنیا و مادیات و به سمت قهقرای شهوات است، مثل حرکت بر خلاف جریان رودخانه است که حتی قوی‌ترین شنا گران را نیز بالاخره خسته می‌کند و از حرکت باز می‌دارد. این جو مسموم را می‌توان به دو بخش: جو فکری و اعتقادی مسموم و جو رفتاری مسموم تقسیم نمود.
۱) جو فکری مسموم: قرآن کریم در این موردحتی پیامبر بزگوار اسلام را از حضور در چنین محیط و جوی نهی می‌کند:« فَاِذا راَیتَ الَّذینَ یَخوُضوُنَ فِی آیاتِنا فَأَعرِض عَنهُم حَتّی یَخوُضوُا فِی حَدیثٍ غَیرِه» (الانعام/۶۸) » اگر چه‎ خداوند متعال‎در جای‎جای قرآن ‎مجید انسانها را به ‎تفکر و‌اندیشه دعوت می‌کند و در روایات ‎اسلامی‎از تفکر به عنوان ‎بزرگترین عبادت یاد شده ‎است، اما نباید این را فراموش‎ کرد که تفکر واقعی‎آن است ‎که انسان را به ‎نیکی و عمل ‎صالح ‎دعوت ‎کند، همچنان ‎که امیرمؤمنان ‎علی می فرماید: « ان التفکر یدعوا الی البر و العمل به »:«تفکر، دعوت به نیکی و عمل به آن می‌کند. » (کلینی، ۱۳۶۵: ۲، ۴۵)
حاکم بودن افکار مادی در زمینه‌های فلسفی، روانشناسی و جامعه شناسی عامل عمده‌ای برای انحراف فکری افراد جامعه است. در حدیث است اگر دیدی در مجلسی خدا یاد می‌شود در آن مجلس شرکت کن که اگر دانشمند باشی علمت به تو (ودیگران) نفع می‌رساند و اگر جاهل باشی به علمت می افزاید و اگر خداوند رحمت خاصی شامل آنان کند تو را هم در بر می‌گیرد. و اما اگر دیدی در مجلسی خدا یاد نمی‌شود با آنان منشین که اگر دانشمند باشی علمت سودی نخواهد داشت و اگر جاهل باشی به علم تو نمی افزاید و ممکن است نقمتی از جانب خداوند شامل حال آنان گردد که تو را هم در بر گیرد (کلینی، ۱۳۶۵:‌۱، ۳۹) از این حدیث روشن می‌شود که جو علمی‌به تنهایی برای رشد انسان کافی نیست بلکه اگر دانش با خداشناسی و یاد خدا همراه نباشد نافع نیست.
۲) جو رفتاری مسموم: جو مسموم رفتاری شامل مجموعه عملکردهایی است که جهت گیری آنها به سوی حیات دنیا است. مشخصه‌های این جهت گیری‌ها را قرآن مجید بازی، سرگرمی، زینت، تفاخر و تکاثر معرفی می‌کند. (حدید/۲۰) در جای دیگر می‌فرماید:« زُیِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِن النِّساءِ وَالبَنینَ وَ القَناطیرِ المُقَنطَرَه مِن الذَِهَبِ وَالفِضَّه وَ الخَیلِ المُسَوَّمَه وَالاَنعامِ وَالحَرثِ ذلِکَ مَتاعُ الحَیوه الدَّنیا وَاللهُ عِندَه حُسنُ مَآب» (آل عمران/۱۴)
بررسی تمام مشخصات جهت گیری رفتاری به سمت دنیا از وضع این رساله خارج است اما یقیناً فساد و بی بند و باری جنسی از شاخصه‌های بسیار مهمی است که شیوع آن در جامعه می‌تواند جامعه را به قهقرا و تباهی بکشاند. بی بند و باری در پوشش نیز از آنجا که به غریزه جنسی مربوط می‌شود از همین مقوله خواهد بود. در واقع شروع تحریک بی رویه و بی جای جنسی که انواع انحرافات جنسی را به دنبال دارد از همین پوشش نامناسب آغاز می‌شود.
فساد جنسی از جمله گناهان کبیره‌ای است که موجب فساد جامعه و نزول عذاب الهی می‌شود، فساد جنسی در قرآن به دو صورت زنا و همجنس بازی آمده و خداوند مردان و زنان را به شدت از آن نهی کرده است.
البته اسلام مخالف ازدواج و ارضای قوای جنسی انسان از راه شرعی و قانونی آن نیست، بلکه آنچه مردود است ارضای غریزه جنسی غیر از طریق ازدواج است. قرآن کریم روابط نا مشروع را از مصادیق عمل بسیار زشت (فاحشه) دانسته است:« وَلا تَقرَبوا الزِّنا اِنَّهُ کانَ فَاحِشه وَساءَ سَبیلا»
(الاسراء/ ۳۲)
از نظر علامه طباطبایی این آیه از زنا نهی می‌کند و در حرمت آن مبالغه کرده است؛ چون نفرموده این کار را نکنید بلکه فرموده نزدیکش هم نشوید. (طباطبایی، ۱۴۱۷: ۱۳، ۱۱۷)
یقیناً رواج‎ این عمل‎ زشت درجامعه‎ عوارض‎ بسیار بدی ‎دارد که ‎خداوند با این ‎تأکید از آن‎ نهی کرده‎ است. مشکلات موجود در جوامع غیر دینی (عمدتا غربی) مانند پیدایش‎ هرج‎ و مرج‎ درنظام خانواده‎، ازدیاد تعداد کودکان بی سرپرست، اشاعه‎ انواع بیماریها (مانند ایدز)، آمار بالای سقط ‎جنین، رشد منفی جمعیت در اکثر کشورهای اروپایی و… ‎همه‎ می‎تواند ازعوارض‎ اشاعه‎ این‎عمل‎زشت‎ درجامعه‎ باشد.
و اما در مورد انحراف جنسی در قرآن مجید در سوره‌های متعدد اشاراتی به وضع قوم لوط و گناه شنیع آنها شده است. آیه ۸۱ سوره الاعراف از آن به عنوان « اسراف» یاد می‌کند که بیانگر زیاده روی مرتکبین این عمل در ارضای غریزه جنسی است، در حقیقت میل بیش از حد به شهوترانی را نباید غریزه نامید، بلکه اشتهای جنسی است که سیری ناپذیر است و البته دنبال کردن آن زیاده روی و اسراف خواهد بود. همچنانکه در آیه ۷۴ سوره انبیاء از آن به عنوان « خبیث و فسق و تجاوز» یاد شده است. که مشخص می‌کند این کار از لحاظ مبدأ فاعلی ناشی از خبث و رذالت است. و از لحاظ ماهیت چنان که در فصل اول رساله بیان شد، به کار بردن کلمه فسق در باره گناه بیانگر خروج گناهکار از مدار اطاعت و بندگی خداست که وی با گناه خود، حریم و حصارفرمان الهی را شکسته و بدون حفاظ مانده است. آیه ۵۵ سوره نحل لفظ « جهالت» را بکار برده که روشن می‌کند اگر کسی اهل دانش باشد بدیهای این کار را می‌داند. و در آیه ۲۹ سوره العنکبوت از زبان لوط آمده است که:‌ « شما قطع سبیل می‌کنید. » یعنی مسیر اصلی و طبیعی استفاده از غریزه جنسی را مسدود کرده و باعث جلوگیری از تولید نسل می‌شوید.
به هر حال انحراف جنسی چه به صورت زنا و چه بصورت همجنس گرایی از خطرناک‎ترین انحرافاتی است که ممکن است در جوامع انسانی پیدا شود، این انحراف بر همه مسایل اخلاقی‎و عاطفی تأثیرمی‎گذارد و جامعه را به سوی تباهی و نابودی می‌کشاند. چرا که چارچوب ازدواج و محدودیتهای شرعی و قوانینی که بر آن حاکم است روشی عاقلانه است برای حفظ شخصیت افراد در خانواده. روشن شدن تکلیف فرزندان، حل مسائل مالی، مثل مخارج زندگی، حقوق زن در خانواده، تکلیف ارث در صورت فوت یکی از زوجین، و بسیاری حدود فردی و اجتماعی دیگر، که هیچکدام از این مسائل در روابط نا مشروع نه پیش بینی شده و نه قابل کنترل است.
در چنین جامعه‌ای اگر افرادی هم بخواهند پاک باشند با مشکلات زیادی روبرو خواهند بود. در جامعه‌ای که غرایز جنسی بر افراد آن حاکم است و افراد جامعه پوشش مناسبی ندارند حفظ چشم و کنترل غریزه جنسی مشکل خواهد بود. به طور کلی وقتی در اجتماعی همه به دنبال مادیات هستند، اگر اقلیتی بخواهند شهوات و امیال مادی را ترک کنند عملا از جامعه طرد می‌شوند یا خودشان برای حفظ خود مجبور به ترک جامعه می‌شوند. مثال قرآنی شق اول قوم لوط است (الاعراف / ۸۲). و مثال شق دوم اصحاب کهف‌اند که خودشان تصمیم گرفتند برای پاک ماندن از شرک و بت پرستی جامعه را ترک کرده و به غاری پناه ببرند. (الکهف/۱۰)
۳-۵) هم‌نشین نااهل و دوستان نامناسب
همنشین مناسب کسی است که مصاحبت با وی به ایمان و عمل صالح و اخلاق نیکوی فرد بیافزاید و همنشین نا مناسب عکس آن است. انسان هم می‌تواند شیطان باشد چنان که قرآن شیاطین را به دو نوع انس و جن تقسیم کرده است که باید از هر دو اجتناب کرد (الانعام/۱۱۲). از دید قرآن همنشین بد که انسان را از یاد خدا باز می‌دارد شیطان است (الفرقان/۲۸تا۳۱). و برعکس آن، صالحین را رفیقانی خوب و از کسانی معرفی می‌کند که خدا به آنها نعمت هدایت خاص عنایت کرده است:‌ «وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنعَمَ اللَّهُ عَلَیهِم، مِنَ النَّبِیِّینَ، وَ الصِّدِّیقِینَ، وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ، وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً» « و کسى که خدا و رسولش را اطاعت کند، اینچنین اشخاص با آن کسانى محشورند که خدا بر آنان انعام فرمود، از انبیاء، و صدیقین و شهداء و صالحین که نیکو رفقایى هستند». (النساء / ۶۹)
هر چند همنشین نامناسب را می‌توان شاخه‌ای از محیط نامناسب و مسموم به حساب آورد اما به خاطر اهمیت و تأثیر خاصی که مصاحبت مناسب یا نا مناسب در رشد و یا انحطاط اخلاقی فرد دارد بخشی مستقل به آن اختصاص دادیم. رذایل اخلاقی و سوء رفتار مانند بیماری‌های به شدت مسری است که می‌تواند به سرعت همه گیر شود. خصوصا در نوجوانان و جوانان که محتاج الگوهای رفتاری برای شکل گیری شخصیت هستند این عامل نمایان‌تر است. علاوه بر این که در این گروه سنی به علت کامل نبودن رشد عقلی و بی تجربه گی امکان انحراف بسیار بیشتر گروههای سنی بالاتر است. (نهج‌البلاغه، حکمت ۱۵۳). چنان که در حدیث است باید جوانان را قبل از آنکه شیاطین آنها را به سوی خود بکشانند به سوی اخلاق نیکو و اعمال پاک راهنمایی کرد. همچنین امام صادق از قول حضرت عیسی می‌فرماید: با کسی معاشرت کنید که ملاقاتش شما را به یاد خدا بیندازد و سخنش به دانش شما بیفزاید و عملش به انگیزه شما در جهت آخرت اضافه کند:«قالت الحواریون لعیسی یا روح الله من نجالس؟قال من یذکرکم الله رؤیته و یزید فی علمکم منطقه و یرغب فی الآخره عمله. » (کلینی، ۱۳۶۵:‌۱، ۳۹)
علمای اخلاق همیشه طالبان سعادت را از مصاحبت‌های نا مناسب نهی می‌کرده‌اند.
۳-۶) شیطان و اغوائات او
شیطان در لغت از ریشه «شطن» به معنای دوری از حق و دشمنی و کینه توزی است و قرآن برای شیطنت لوازم و آثاری می شمارد،مانند گمراه کردن،فریب دادن ، دشمنی،امر به فحشا و منکر ،تزیین گناه ، وسوسه و غیره (مصطفوی،۱۳۶۰ :۶، ۶۱) داستان شیطان را قرآن چند بار نیز به نام ابلیس نقل کرده است.برای نمونه:« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرینَ»:«و چون بملائکه گفتیم براى آدم سجده کنید پس همه سجده کردند بجز ابلیس که از اینکار امتناع کرد و کبر ورزید و او از کافران بود» (البقره/۳۴).در سوره اسراء همین داستان را با کلمه ابلیس نقل می کند (السراء/۶۱) و در ادامه در آیه ۶۴ وقتی که می خواهد در باره شیطنت و بدخواهی و افساد ابلیس در حق انسان صحبت کند به جای ابلیس کلمه شیطان را به کار می برد که نشان می دهد این شیطان همان ابلیس است:« وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُوراً»:«با آواز خود هر چه توانستى از ایشان بفریبى بفریب و از مدارج کمال پائین بیاور و تا آنجا که مى‏توانى لشگر سوار و پیاده‏ات را بر سرشان بتازان و احاطه‏شان کن و در اموال و اولادشان شرکت کن و وعده‏هاى دروغیشان بده، آرى شیطان چیزى جز دروغ و فریب وعده‏شان نمى‏دهد » (الاسراء/۶۱تا۶۴).در موارد زیادی در قرآن کلمه« الشیاطین» به کار رفته است که نشان می دهد شیطان تنها یک فرد نیست بلکه همه افرادی از جن یا انس که بنای افساد در حق انسان یا چیز دیگری را دارند شیطان محسوب می شوند.به نظر می آید در مواردی که در قرآن «الشیطان» با الف و لام تعریف یا عهد به کار می رود اشاره به همان ابلیس دارد.
قرآن تصریح می‌کند که شیطان از جنس جن است (الکهف/۵۰) شیطان موجودی واقعی است که بر خدا عصیان کرد: «… اِنَّ الشَّیطانَ کانَ لِلرَّحمنِ عَصیّا» (مریم/۶۴) شیطان بر ضد صلاح و فلاح بشر فعالیت می‌کند. خداوند می‌فرماید:«اِنَّ الشَّیطانَ لَکُم عَدُواً فَاتَّخِذوُهُ عَدُوّا»:«همانا شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بگیرید» (فاطر/۱۶). دشمنی شیطان از این جهت است که قسم خورده است هر تعداد از بشر را بتواند گمراه کند. شیطان به واسطه کبر اخراج شد و به او زمان داده شد تا روز قیامت. و او گفت بر راه مستقیم بندگانت می نشینم و از پیش رو و از پشت سر واز راست و چپ آنها را گمراه می‌کنم تا اکثر آنان را شاکر نیابی (الاعراف/۱۱تا۱۷) همین قضیه را در سوره حجر به این صورت توضیح می‌دهد که به او فرصت داده شد و او گفت در زمین برای آنها زینت می‌دهم و همه را گمراه می‌کنم مگر بندگان مخلَص تو را (الحجر/۳۰تا۴۱)
گمراه کردن او همان است که ثابت کند این مخلوق بنده خوبی برای خداوند نمی‌تواند باشد. یعنی موجودی عاصی و متمرد است که به‌اندک وسوسه‌ای به جای خداوند شیطان را می پرستد، یعنی از او تبعیت می‌کند. خداى تعالى در کلام خود مکررا پیروى هوى را مذمت کرده و اطاعت از هر چیزى را عبادت آن چیز خوانده و فرموده:« أَ لَم أَعهَد إِلَیکُم یا بَنِی آدَمَ أَن لا تَعبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبِینٌ وَ أَنِ اعبُدُونِی»: اى بنى آدم آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید؟ که او براى شما دشمنى است آشکار و اینکه مرا بپرستید؟ (یس/ ۶۰ و ۶۱).
کید شیطان ضعیف است:« اِنَّ کَیدَ الشَّیطانِ کانَ ضَعیفا» (نساء/۷۶)[۷] القائات او همه از این دست است که با دخل و تصرف در قوه واهمه، امیال نفسانی انسان را در چشم او جلوه دهد و انگیزه‌های نفسانی او را تشدید نماید. شیطان سلطانی بر بشر ندارد، فقط وسوسه می‌کند، وقتی هم که کار خود را کرد از انسان اعلان برائت می‌کند:«وَ قالَ الشَّیطانُ لَمّا قُضِیَ الاَمرَ اِنَّ اللهَ وَعَدَکُم وَعدَ الحَقِّ وَ وَعَدتُکُم فَاختَلَفتُکُم وَ ما کانَ لِی عَلَیکُم مِن سُلطانٍ اِلّا اَن دَعَوتُکُم فَاستَجَبتُم لِی فَلا تَلوُموُنی وَ لوُموُا اَنفُسَکُم ما اَنَا بِمُصرِخِکُم وَ ما اَنتُم بِمُصرِخِیَّ اِنِّی کَفَرتُ بِما اَشرَکتُمونِ مِن قَبل» (ابراهیم/۲۲) «کَمَثَلِ الشَّیطانِ اَذ قالَ لِلاِنسانِ اکفُر فَاِذا کَفَرَ قالَ اِنِّی بَرئٌ مِنکَ اِنِّی اَخافُ اللهَ رَبَّ العالَمین» (الحشر/۱۶)
البته اغوای شیطان به اعمال بد خود انسان مربوط است که آمادگی نفوذ شیطان را در شخص ایجاد می‌کند. قرآن کریم در باره فریب شیطان خوردن و طمع ورزی برخی از صحابه در جریان جنگ احد می‌فرماید:«اِنَّما اِستَزَلَّهُمُ الشَّیطانَ بِبَعضِ ما کَسَبوُا»:«شیطان بواسطه بعضی از کارهای خودشان باعث لغزش آنها شد» (آل عمران. ۵۵) و جای دیگر می‌فرماید:« اِنَّما سُلطانُهُ عَلَی الَّذینَ یَتَوَلَّونَهُ وَ هُم بِهِ مُشرِکوُن»:«همانا سیطره او (شیطان) بر کسانی است که او را ولی خود قرار می‌دهند و (با پذیرش او) او را شریک خدا قرار می‌دهند» (نحل/۱۰۰) و در جاى دیگر تعبیر به “ارسال” کرده مى‏فرماید:« أَ لَم‌تر أَنَّا أَرسَلنَا الشَّیاطِینَ عَلَى الکافِرِینَ تَؤُزُّهُم أَزًّا»:‌«آیا نمى‏بینى که شیطانها را به سراغ کافران فرستادیم تا به نوعى تحریکشان کنند. » (مریم، ۸۳٫) و همچنین می‌فرماید: «وَ مَن یَعشُ عَن ذِکرِ الرَّحمنِ نُقَیِّض لَهُ شَیطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ» (زخرف/۳۶) چنان که علامه بیان می‌کند در باره کسى گفته مى‏شود” عشى”، “یعشى”، ” عشا” (از باب علم یعلم) که چشمانش دچار آفتى شده باشد که چیزی نمی‌بیند، و یاشبکور باشد. و در باره کسى گفته مى‏شود” عشا”، ” یعشوا”، ” عشوا” و” عشوا” (از باب نصر ینصر) که خود را به کورى و یا شبکورى زده باشد، بدون اینکه در چشمانش آفتى باشد. و کلمه” نُقَیِّض” از مصدر”تقییض” است که هم به معناى “تقدیر” است، و هم به معنای چیزى را نزد چیزى بردن. مى‏گوییم”قیضه له” یعنى فلانى را نزد فلان کس آورد. در آیه مذکور بعد از آنکه گفتار در آیات قبل به ذکر متقین منتهى شد که آخرت نزد خدا خاص ایشان است، قرآن کریم می‌گوید: سر انجام معرضین از حق، که خود را از یاد رحمان به کورى مى‏زنند باعث مى‏شود قرین‏هایى از شیطان ملازمشان گردند که هیچگاه از ایشان جدا نشوند، تا در آخر با خود وارد عذاب آخرتشان کنند. پس معناى آیه چنین مى‏شود: کسى که از یاد خداى رحمان خود را به کورى بزند، و به این مساله به نظر شبکورها بنگرد، ما شیطانى برایش مى‏آوریم. پس معناى قرین در جمله” فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ” مصاحبى است که هرگز از شخص شبکور جدا نمى‏شود. » (طباطبایی، ۱۴۱۷:‌۱۸، ۱۰۱)
در ادامه همین آیه می‌فرماید:«وَ إِنَّهُم لَیَصُدُّونَهُم عَنِ السَّبِیلِ وَ یَحسَبُونَ أَنَّهُم مُهتَدُونَ» ضمیر در”انهم” به شیاطین و بقیه ضمیرهاى جمع به آنهایى که از ذکر خدا کورند بر مى‏گردد. و اگر در آیه قبل ضمیر آنان را مفرد آورد و فرمود:” کسى که از ذکر رحمان خود را به کورى زند شیطانى برایش قرار مى‏دهیم” و در این آیه ضمیر را جمع آورده، به اعتبار معناى” من یعش” مى‏باشد، و کلمه” یصدونهم” از مصدر” صد” است که به معناى برگرداندن و منصرف کردن است. و منظور از” السبیل” راه خدا است که عبارت است از دین توحید که ذکر، بشر را به سویش دعوت مى‏کند.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ارتباط مناسب : آگاه سازی مشتریان به زبانی که آنها بفهمند و گوش کنند ؛
۱۰-درک کردن : تلاش برای درک نیازها و خواسته های مراجعان ( حبیبی پیرکوهی، ۱۳۸۵ )
به زعم دایر[۵۵]، اعتماد به سازمان یکی از عوامل اصلی رضایت است . رضایت و اعتماد به سازمان ، ارتباط مستقیمی با یکدیگر دارند ، به ویژه تأثیر اعتماد بر روابط بلند مدت و عمق رضایت از سازمان بسیار قوی تر از هر متغیر دیگری است . ( انریک[۵۶] به نقل از محمدی فر ، ۱۳۸۹ : ۱۱۰ )
* در این تحقیق میزان رضایت از عملکرد قوه قضائیه را می توان با اعتماد ارباب رجوع به عملکرد قوه قضائیه سنجید . این اعتماد با استفاده از دیدگاه زیتامل وابسته به عواملی نظیر تخصص و مهارت کارکنان، مسئولیت پذیری کارکنان ، نظم و انظباط آنان و مولفه های دیگری است که در شاخص سازی به آنها اشاره شده است . پس متغیر مستقل میزان رضایت از عملکرد قوه قضائیه وارد مدل تحقیق می شود و رابطه آن با اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه سنجیده می شود *
۲-۵-۴ نظریه تبیین کننده تأثیر پاسخگوئی عمومی بر اعتماد :
پاسخ گویی عمومی [۵۷] از مفاهیمی است که مقبول همه است و در گفتمان سیاسی و ادبیات خط مشی گذاری بسیار مورد استفاده می باشد. دلیل این امر آن است که این مفهوم تصویری از شفافیت و اعتماد عمومی را به ذهن متبادر می سازد.
در واقع، موضوع پاسخ گویی در بخش خصوصی همواره مورد توجه بوده و کوشش شده تا با ایجاد ساختار ها و شیوه های مناسب تحقق این امر میسر شود. اما در بخش عمومی وضوع پاسخ گویی اهمیت دو چندان پیدا می کند چرا که در اینجا بحث مصالح و منافع عمومی مطرح می شود. تغییر پارادایم اداره و ظهور شیوه های نوین حکومت داری هم چون مدیریت دولتی نوین، مسئله پاسخ گویی را با شدت بیش تری مطرح کرده است و در واقع تحت پارادایم جدید مدیریت گرایی، دولت و سازمان های عمومی در معرض آزمون های جدی تری از پاسخ گویی و پرسش مسئولیت قرار دارند. یکی از پیامدهای پاسخ گویی عمومی می تواند اعتماد عمومی[۵۸] شهروندان به دولت و سازمان های دولتی باشد. چنین اعتمادی در کسب پشتیبانی از تدوین و اجرای خط مشی های عمومی و هم چنین همکاری و مشارکت عمومی اثربخش شهروندان نقش محوری ایفا می کند. بررسی ادبیات موضوع نشان می دهد که بخش عظیمی از علل بی اعتمادی به « عدم پاسخ گویی مسؤولان » مربوط می شود. عدم حساسیت و پاسخ گویی دولت در مورد عملکرد سازمان های دولتی، اعتماد عمومی را نسبت به خدمات عمومی مخدوش می کند (منوریان و همکاران ، ۱۳۸۸ : ۲۵۲). پاسخگوئی عبارت است از عمل مسئول دانستن فرد یا افرادی مشخص در قبال وظایف محوله یا به عبارتی دیگر دلیل آوردن یا دلیل خواستن برای کارهای انجام شده و وظایف انجام نشده که اصول حاکم بر آن عبارتند از : وجود تعریف شفاف از وظایف محوله ، مشخص بودن مسئولیت انجام کار ، تفویض ناپذیر بودن مسئولیت پاسخگوئی در قبال امور محوله و مستند و مستدل بودن پاسخ ها . به اعتقاد اسکات[۵۹] مفهوم پاسخگویی به صورت سنتی به وسیله قانونگذاران دولتی پایه ریزی شده و عبارت است از وظایف رسمی افراد دولتی برای پاسخ دادن در مورد اعمالشان به وزیران ، مجلس و دادگاهها . هدف پاسخگویی به معنای عام آن همان اطلاع شهروندان از «چرایی » و « چگونگی » تصمیمات و اقدامات مجریان و کارگزاران است . طبق نظر آکویین پاسخگویی سه هدف عمده دارد : پاسخگویی به عنوان ابزار کنترل دولت ؛ پاسخگویی به عنوان تضمین استفاده صحیح از منابع عمومی و پاسخ گویی ابزاری برای بهبود خدمات دولتی . (زاهدی و همکاران ، ۱۳۹۰ : ۷۸ )
در واقع برای ایجاد اعتماد عمومی میان شهروندان جامعه و سازمان های دولتی، مدیران دولتی باید بدانند که شهروندان، صاحبان اصلی سازمان های دولتی هستند. در این صورت اگر مدیران با شهروندان احساس یگانگی کنند، شهروندان نیز به طور متقابل همان احساس را خواهند داشت؛ موضوعی که فقط از طریق پاسخگو و حساس بودن سازمان های دولتی نسبت به انتظارات شهروندان امکان پذیر است. ( منوریان و همکاران ، ۱۳۸۸ :۲۶۰ )
ظهور پاسخگوئی عمومی :
واژه انگلیسی پاسخ گویی به دوران پیروزی نورمن ها در انگلستان و در سال های بعد از سال ۱۰۶۶ میلادی برمی گردد. در سال ۱۰۸۵ میلادی ویلیام اول، پادشاه انگلستان از همه مالکان زمین در سرتاسر قلمرو خود درخواست کرد تا صورت زمین و اموال خود را ارائه کنند. بعد ها از این مالکان خواسته شد تا سوگند وفاداری به شاه بخورند؛ یعنی این سرشماری علاوه براهداف حساب رسی مالیاتی، اهدافی سیاسی را نیز تعقیب می کرد. از آن هنگام به بعد کم کم نوعی سیستم پاسخ گویی به حکومت پادشاهی متمرکز شکل گرفت که به صورت بازرسی های متمرکز در هر شش ماه برای حساب پس دهی رعایا انجام می گرفت . (Dubnick, 2002:7-8)
از اواخر قرن بیستم، دنیای انگلوساکسون ها (آمریکا، انگلستان، استرالیا و… ) شاهد یک تحول از دفترداری و حسابداری سنتی به نوعی اداره عمومی همراه با پاسخ گویی وسیع بوده است. این تحول همزمان با معرفی مدیریت دولتی نوین در دولت تاچر در انگلستان و نیزاصلاحات دولتی صورت گرفته در جهت مدیریت گرایی در دولت کلینتون – ال گور در آمریکا بوده است. در هر دو این اصلاحات انواع روش ها و ابزار های بخش خصوصی هم چون پاسخ گویی وارد بخش عمومی شده است. (Pollitt C,2000:98)
پاسخگوئی عمومی و ابعاد آن :
از منظر جامعه شناسی می توان پاسخ گویی عمومی را این گونه تعریف کرد: « یک رابطه اجتماعی که در آن یک بازیگر الزام دارد که اقدامات و عملکرد خود را برای « دیگران مهم» توضیح دهد و توجیه کند » ( منوریان و همکاران ، ۱۳۸۸ : ۲۵۴)
اُکونل [۶۰]عقیده دارد، پاسخ گویی عمومی وقتی وجود داردکه خدمات عمومی با کیفیت بالا، هزینه پایین و روش مناسب ارائه شوند. (O’Connell L,2005:85-93)
کاپل [۶۱]نیز پاسخ گویی عمومی را متشکل از پنج بعد شفافیت، تعهد، کنترل پذیری، مسؤولیت و جوابگویی می داند . Koppell,2005:94-107) )
به نظر می رسد پاسخ گویی عمومی از مفاهیم کلانی است که مجموعه ای از معانی مثبت را در خود دارد و تعریف دقیق آن مشکل است. با این حال به منظور سنجش این متغیر، ناگزیر از به کارگیری یک تعریف قراردادی ومحدود کننده می باشیم .
در این تحقیق پاسخ گویی عمومی الزام دولت و مسؤولان حکومت و سازمان های دولتی نسبت به توضیح و توجیه اقدامات و تصمیمات خود به مردم و نمایندگان آن ها تعریف می شود. بر همین اساس پاسخ گویی در این تحقیق متشکل از چهار بعد تعهد، تکریم، شفافیت، وکنترل پذیری مفهوم سازی می شود. این چهار بعد از مدل پنج بعدی کاپل برگرفته شده است.
منظور از:
تعهد : احساس مسؤولیت مقامات سازمان های دولتی در قبال شهروندان می شود.
تکریم : دلالت بر مورد احترام قرار گرفتن شهروندان در مواجهه با مسؤولان و سازمان های دولتی می باشد
شفافیت : اطلاع رسانی صادقانه و عدم مخفی کاری مسؤولان نسبت به مردم می باشد.
کنترل پذیری : میزان انتقادپذیری دولت و مسؤولان سازمان های دولتی وحساسیت آن ها به نظرات مردم را نشان می دهد.
کارکردها و پیامدهای پاسخگوئی عمومی :
در اغلب جوامع پاسخ گویی عمومی از طریق انتخابات انجام می شود. در واقع مردم به نمایندگان خود در قوه مقننه این اختیار را می دهند که مدیران سیاسی و کارکنان دولتی را از طریق ساز وکارهای نظارتی و ممیزی پاسخگو نمایند. مدیران سیاسی نیز مأموران فرودست خود را از راه سلسله مراتب اختیار و مسؤولیت و هم چنین دادگاه ها و محاکم اداری نیز، مجریان را در برابر قانون پاسخگو نگه می دارند. می توان پیامد ها و کارکرد های پاسخ گویی را تحت این شش عنوان بیان کرد:
کنترل دموکراتیک : مهم ترین کارکرد پاسخ گویی کنترل دموکراتیک می باشد. از طریق کنترل دموکراتیک بر قدرت بخش عمومی نظارت می شود و از سوء استفاده از اختیارات عمومی پیشگیری به عمل می آید. هر کدام از عناصر زنجیره تفویض اختیار سعی دارند تا به کارگیری و اعمال این قدرت انتقال یافته را از طریق پاسخگو نگه داشتن عوامل و کارگزاران کنترل کنند. بر اساس همین روابط پاسخ گویی است که شهروندان عملکرد دولت را قضاوت می کنند و می توانند با نوع رأی دادن خود نمایندگان سیاسی خود را جریمه کنند. بنابراین پاسخ گویی و حساب پس دادن بخش عمومی یک شرط ضروری فرایند دموکراسی می باشد، زیرا که در نهایت پاسخ گویی عمومی داده های لازم برای قضاوت درباره عدالت، اثربخشی وکارایی دولت را برای هم نمایندگان سیاسی و هم رأی دهندگان مشخص می کند .
یکپارچگی در اداره عمومی و تضمین استفاده صحیح از منابع عمومی : از مهم ترین کارکرد های پاسخ گویی عمومی آن است که مردم مطمئن می شوند کارگزاران در به کارگیری و استفاده بهینه از منابع عمومی، از حدود قوانین موضوعه و ارزش های خدمات عمومی عدول نکرده اند. پاسخگویی عمومی یکپارچگی اداره عمومی را افزایش می دهد و اداره عمومی را در برابر فساد، خویشاوندگرایی، و سوء استفاده از قدرت و دیگر رفتار های نامرتبط ایمن می سازد.
بهبود خدمات و عملکرد دولتی : پاسخ گویی عمومی به معنای پرورش یادگیری فردی و نهادی است پاسخ گویی عمومی فقط درباره کنترل و تنبیه نیست بلکه درباره یادگیری و پیش گیری نیز می باشد. در این فرایند هنجارهایی تازه تولید می شوند یا هنجار های قدیمی بهبود پیدا می کنند. درونی می شوند و تطابق می یابند. مدیران، استانداردهایی که باید رعایت کنند و حقایقی را که در آینده باید در برابر آن ها پاسخگو باشند، می آموزند. برای مثال در رسیدگی ها و بازرسی های پارلمان درباره کوتاهی یک وزارتخانه و قصور در اجرای خط مشی های عمومی، مدیران دولتی اجرای صحیح خط مشی ها و رویه های عمومی را یاد می گیرند و احتمال بروز این نوع قصور در اجرای خط مشی های عمومی کاهش پیدا می کند.
افزایش مشروعیت و اعتماد عمومی : سه کارکرد قبلی در کنار یکدیگر منجر به افزایش مشروعیت و اعتماد عمومی می شوند. دولت ها به طور روز افزونی با انتظارات و انتقادات گوناگونی مواجه هستند. پاسخ گویی عمومی با مفهوم شفافیت، جواب گویی و مسئولیت ابزاری است برای اطمینان یافتن از اعتماد عمومی مردم به دولت. در واقع پاسخ گوئی عمومی مانند پلی عمل می کند که شکاف بین شهروندان و نمایندگان و نیز شکاف بین اداره کننده و اداره شونده را از بین می برد و منجر به افزایش مشروعیت و اعتماد می شود.
افزایش مشارکت عمومی : زمانی که یک دولت نسبت به انتظارات مردم و عملکرد خود پاسخگو باشد، مردم نیز با افزایش سطح مشارکت عمومی در امور کشور و جامعه، رضایت خود را از دولت و مسؤولان ابراز می کنند.
به پایان رساندن حوادث و بحران ها : در موارد شکست خط مشی ها، کوتاهی دولت هادر بحران ها، ضعیف عمل کردن دولت در موارد بلایای طبیعی و … پاسخ گویی عمومی ازمهم ترین اقدامات است. پاسخ گویی عمومی به مردم کمک می کند تا شکایات و نارضایتی های خود را به گوش مسؤولان برسانند. در واقع از طریق حساب پس دادن، مقصران شناسایی و مجازات می شوند و این کمک می کند تا مردم پایان این بحران و کوتاهی ها را بپذیرند و آن ها را فراموش کنند. جستجوهای پارلمانی، بررسی های اداری و ملاحظه و شنیدن افکار عمومی در مورد بلایای طبیعی، شکست برنامه ها، حوادث حمل و نقل مثل سقوط هواپیما، بحران ها و….در جهت رفع همین مشکل صورت می گیرد.( منوریان و همکاران ، ۱۳۸۸ : ۲۵۵- ۲۵۷)
*با توجه به مطالب مطرح شده و استفاده از مدل پنج بعدی کاپل، به نظر می رسد در هر جامعه ای، اعتماد شهروندان رابطه ای تنگاتنگ با کارایی و پاسخ گویی دولت داشته باشد. اعتماد عمومی انتظار مردم از دولت و سازمان های دولتی برای انجام رفتارهایی خاص می باشد. مبادرت مقامات دولتی به پاسخ گویی عمومی به مردم در رابطه با اقدامات و تصمیمات آنان از جمله مهم ترین رفتارهای مورد انتظار مردم می باشد. در این صورت می توان انتظار داشت که مردم اگر به طور واقعی پاسخ گویی عمومی را ادراک کنند، اعتماد عمومی آن ها به دولت و سازمان های دولتی از جمله عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه افزایش پیدا می کند. بنابراین متغیر پاسخگوئی عمومی وارد مدل تحقیق می شود و رابطه آن با اعتماد شهروندان به روابط عمومی قوه قضائیه سنجیده می شود *
۲-۶ چارچوب نظری :
عوامل و متغیر های بسیاری در ارتباط با اعتماد مورد بررسی قرار گرفته اند. در این بررسی سعی شده است به برخی از عوامل که از این لحاظ مهمتر به نظر می رسند و یا کمتر مورد توجه بوده اند، پرداخته شود و سهم هر یک در تبیین اعتماد به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه مشخص شود مانند متغیرهای سن و جنس و وضعیت تأهل که ویژگی های فردی شهروندان و متغیر های میزان هزینه های خانوار، تعداد سال های تحصیلی ومنزلت شغلی که از نظریه های مبتنی بر پایگاه اجتماعی اقتصادی برگرفته شده اند و متغیر های احساس امنیت ، میزان استفاده از رسانه ها ، میزان رضایت شهروندان از عملکرد قوه قضائیه و پاسخگویی عمومی که بیانگر شرایط ساختاری جامعه هستند و به نظریه های مبتنی بر رویکردهای کلان تعلق دارند. برای سنجش این چهار متغیر ، ارزیابی فرد از آنها را مورد توجه قرار داده ایم. مدل پیشنهادی نحوه ارتباط این متغیر ها با متغیر اعتماد به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه است.
 
مدل نظری تحقیق :
مالی جانی
سن
جنس ویژگی های فردی احساس امنیت
وضعیت تأهل

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

متفکر
مردم گرا
ماجراجویان کسانی هستند که مایلند در دیدار از اماکن و محیط های نو پیشگام باشند. خوشگذرانان راحتی و جنبه های اشرافی زندگی و ازجمله محل اقامت، سرگرمی ها و اسباب حمل و نقل را مد نظر قرار می دهند. بی تفاوت ها بدون فکر و برنامه ریزی قبلی اقدام به سفر می کنند.آنها که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند طیف گسترده ای از مقاصد و فعالیت های گردشگری را در گزینه های سفر خویش مورد لحاظ قرار می دهند.گردشگران با برنامه، تنها از بسته های سفر استفاده می کنند و سفر آن ها کاملا برنامه ریزی شده است. آن ها که دارای خصوصیات مردانه هستند، علاقه مند به اجرای فعالیت هایی نظیر ماهیگیری،احداث کمپ شکار می باشند. برای گروهای متفکر جنبه های تاریخی – فرهنگی سفر جذابیت دارد و سرانجام آنچه برای گردشگران مردم گرا اهمیت دارد ایجاد ارتباط با مردم سرزمین مقصد است)پلاگ،۲۰۰۱).
مکینتاش و گلدنر[۲۳] چهار طبقه از انگیزه ها را برای گردشگران معرفی نمودند. این طبقات عبارتند از :
مادی
فرهنگی
روابط بین فردی
جایگاه پرستیژ
انگیزه مادی دلالت بر انجام سفر با منظور استراحت،تفریح، سلامتی،تناسب اندام و ورزش دارد، در حالی که انگیزه های فرهنگی آشنایی با فرهنگ ها، جوامع،مقاصد و محیط های مختلف را مد نظر قرار می دهد.
در انگیزه روابط بین فردی موضوع ایجاد ارتباط با افراد جدید و تقویت روابط با دوستان و اقوام و نیز گریز از روزمرگی را شامل می شود و بالاخره انگیزه ای که جایگاه و پرستیژ فرد را مد نظر قرار داده است، تقویت و توسعه شخصی را از طریق آموزش و کسب اطلاع جستجو می کند.این مهم به کمک شرکت در جلسات کاری، همایش ها و سمینارها فراهم می آید(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).
هانکین و لم (۲۰۰۳)، انگیزه ها را (فاکتورهای کششی و رانشی)در بازدید کنندگان چینی در بازدید از هنگ کنگ مورد مطالعه قرار داد. این مطالعه انگیزهایی از انواع کششی و رانشی را شناسایی کردند که شامل:فاکتور های رانشی : دیدن چیزهایی متفاوت ،افزایش دانش در مورد مکان های خارجی ، بودن با خانواده و غیره؛و عوامل کششی شامل بازدید ازشهرهای بین المللی جهانی ،راحتی حمل و نقل ،راحتی در خرید کردن و غیره یافتند (راکتیدا[۲۴]،۲۰۰۹).
ویور و اپرمن[۲۵] (۲۰۰۰ )اعتقاد دارند که تمامی اهداف سفر، برای تشریح انگیزه های گردشگری مناسب نمی باشند . زیرا به اعتقاد ایشان، هر مسافری لزوماً گردشگر نمی باشد . بنا بر تعریف سازمان جهانی گردشگری، اهداف و انگیزه های سفر که برای گردشگری مناسب می باشند به سه دسته عمده به شرح زیر تقسیم بندی می گردند :
تفریح و سرگرمی
ملاقات با دوستان و خویشاوندان
تجارت
در ضمن، به جز این سه دسته کلی و اساسی، تقسیم بندی های جزئی تر و شاید کم اهمیت تری نیز وجود دارند که نشان دهنده انگیزه های برخی از گردشگران می باشند . این موارد به قرار زیر هستند:
ورزش
مذهب و سلامتی
تحصیلات( ویور و اپرمن،۲۰۰ (.
هورنر و اسواربروک[۲۶] (۲۰۰۵)،یک نوع شناسی از انگیزه های گردشگران را بیان کرده اند که عبارتند از: محرک های فیزیکی، عاطفی، شخصیتی، توسعه شخصیتی، منزلتی و محرک های فرهنگی(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰).
سانگپیکول[۲۷] (۲۰۰۸ )، انگیزه های سفر مسافران مسن ژاپنی به تایلند رابررسی کرد . تحلیل عوامل سه بعد رانشی ( تازگی و جستجوی دانش ، استراحت و آرامش ،و بهبود و اصلاح خود )و چهار بعد کششی (جذابیت های فرهنگی و تاریخی ،امکانات و تدارکات سفر، خرید کردن و فعالیت های اوقات فراغت و امنیت و پاکیزگی) را نتیجه دادند .( سانگپیکول،۲۰۰۸).
رقب و بیچ[۲۸](۱۹۸۳)، محرک ها و عوامل ایجاد انگیزه برای سفر های فراغتی را شامل موارد زیر می داند: ترکیب اندیشوران و روشنفکران،ترکیب اجتماعی، ترکیبی که دارای انگیزه های کسب مقام و شایستگی هستند و ترکیب محرک – اجتناب. در واقع باید گفت که این دو نظریه پرداز انگیزه های سفر را بر اساس نظریه مازلو بیان کرده اند. سانگ و وانگ معتقدند، انتخاب مقصد گردشگری و انگیزه ی فرد برای سفر تحت تأثیر عواملی هستند که عبارتند از: شخصیت فرد، نگرشی که افراد نسبت به مقصد گردشگری دارند، میزان ریسک پذیری آنها، شیوه زندگی و فعالیتهای آن ها که تحت تأثیر فرهنگ فرد و علایق آنها است(ابراهیم پور و روشندل،۱۳۹۰)
حال که نظریات متعدد درباره انگیزه های سفر را مرور کردیم شاید بتوان در چارچوبی وحدت بخش مهم ترین انگیزه هایی را که از سوی اغلب محققان مورد تأکید قرار گرفته اند در نگاره شماره ۷ به تصویر کشید.
نگاره شماره ۷ : تصویر مرور اجمالی انگیزه های سفر
منبع :رنجبریان و زاهدی(۱۳۸۹)،ص۵۸٫
بنابراین انگیزاننده ها عواملی هستند که افراد را بر می انگیزانند و تشویق می کنند تا اوقات فراغت خویش را به نحوی بگذرانند. در زمان طراحی یک برنامه تبلیغاتی گردشگری، بازاریاب ها باید به این انگیزاننده های مختلف را در پیام های تبلیغاتی خود توجه و آنها را منعکس نمایند.(رنجبریان و زاهدی،۱۳۸۹).بدین منظور باید طی پژوهش های میدانی ، روانشناختی و اجتماعی ، تئوری های انگیزش در گردشگری مقصد را تعریف کرد تا جهت آینده محتوا و بسترگردشگری منطقه موردنظر مشخص گردد . باید توجه داشت که فرایند گردشگری در بستری به نام جامعه صورت می گیرد و به پیروی از آنان پیوسته در حال تغییر است . پس بقاء محصول و پایداری آن جز با شناخت عوامل انگیزش و جذب در بازارهای هدف امکان پذیر نیست.این پژوهشها باید در پی شناخت انگیزه مسافر، ویژگیهای مقصد،ویژگیهای نوع سفر،خصوصیات ترکیب جمعیتی ، اجتماعی و فرهنگی مسافر صورت گیرند(لومسدن،۱۳۹۰).
۲-۱۱ وجهه استنباط شده از مقصد گردشگری
مطالعه در مورد وجهه، همانند خود واژه” image ” عامل جدیدی در صنعت توریسم و گردشگری می باشد. این مفهوم ابتدا در ادبیات زبان انگلیسی از سال ۱۹۱۲ بوجود آمد، ولی مطالعه در مورد آن به معنی واقعی در دهه ۱۹۶۰ شروع شد. مطالعه وجهه در صنعت توریسم یک رشد مقطعی در دهه۱۹۷۰ داشت و در چند سال گذشته این موضوع محور تحقیقات گسترده ای در صنعت توریسم شد و در نتیجه کلمه image مسئله ساز گردید و همانطور که پیرس[۲۹] بیان کرد وجهه اصطلاحی است مبهم و ناپایدار.در حال حاضر اهمیت وجهه مقصدهای گردشگری بطور جهان شمول شناخته شده است، چون بر دیدگاه های ذهنی افراد و نحوه رفتار و انتخاب مقصد گردشگری تاثیر می گذارد(رنجبریان وقنبری،۱۳۸۴).
تصویر مقصد ، محرک قدرتمندی در پشت سفرهای تفریحی، گردشگری است، موفقیت یا عدم موفقیت توسعه گردشگری با توجه به مقصد های زیادی که در سراسر جهان وجود دارد، تا حد زیادی به تصویرهای مقاصد که به وسیله گردشگران بالقوه نگه داری می شود و این که چطور این تصاویر به طور موثری توسط دولت های محلی و برنامه ریزان گردشگری مدیریت شود،بستگی دارد.بدون بازاریابی موفقیت آمیز مقصد، یک مکان توانایی جذب مردم به عنوان نگه داری توریسم رقابتی ندارد.بنابراین تصویر مقصد، موضوع مهم و ضروری است و مدیریت تصویر مقصد باید تبدیل به یک اولویت برای اپراتورهای گردشگری و مدیران بازاریابی گردشگری تبدیل شود (چو[۳۰]،۲۰۰۵).
تصمیم انتخاب مقصد سفر توسط گردشگران بعضاً با توجه به استنباط آن ها از مقصد گردشگری شرطی می شود. تأثیر وجه یک مقصد گردشگری در بسیاری از مدل های تصمیم گیری گردشگران مورد نظر بوده است. اعتقاد بر آن است که مقاصد گردشگری که از وجه مثبت قوی تری برخوردارند، بیشتر مورد انتخاب واقع می شوند.البته شاید استنباط مشتری بالقوه از وجه یک مقصد گردشگری با واقعیت های عینی تفاوت فاحشی داشته باشد. آنچه که موجب انتخاب یک مشتری می شود استنباط او از مقصد است.معمولا استنباط بازار یا استنباط هر یک از مشتریان بالقوه ، برگرفته از تبلیغات مساعد یا نامساعد،تجارب،دانش و اگاهی آن ها است . وظیفه مدیران صنعت هر مقصد گردشگری این است که در مورد وجه استنباط شده توسط بخش های متفاوت بازار از آن مقصد گردشگری مطالعه نموده و در صورت لزوم برای ایجاد وحفظ استنباط مطلوب بازار از وجه آن مقصد گردشگری تدابیری اتخاذ نمایند(رنجبریان،۱۳۸۵).
شناخت چگونگی شکل گیری وجهه استنباط شده گردشگران خارجی از ایران و عوامل موثر در این فرایند یکی از ابعاد اساسی و مهم در توسعه صنعت توریسم وگردشگری و برنامه ریزی بازاریابی درست و صحیح برای آن در کشور می باشد. تصویر ذهنی استنباط شده از مقصدهای توریستی وگردشگری بر انتخاب آن مقصدها برای سفر و بازدید حایز اهمیت زیادی می باشد. زیرا در عصر جدید وجود اطلاعات فراوان در مورد مقصدهای گردشگری و همچنین مسائلی همچون تروریسم موجب می شود گردشگران بالقوه در انتخاب مقصد گردشگری حساسیت و وسواس بیشتری به خرج دهند. پس می توان نتیجه گرفت که برای جذب توریست بیشتر باید تصویری بهتر و مثبت تر از مقصد گردشگری ایجاد کرد (رنجبریان و قنبری،۱۳۸۴).
استنباط گردشگر از وجه یک مقصد گردشگری به عنوان ادراک یا برداشت او از آن محل تعریف می شود. بعضی از دیگر محققان وجه استنباط شده را ” تصویر ذهنی از آن مقصد گردشگری” می دانند. پس بسیار منطقی است اگر فرض کنیم وجه استنباط شده،بر تصمیم گیری گردشگران تأثیر می گذارد.وجه استنباط شده، یک تعبیر ذهنی از واقعیتی است که توسط گردشگر بدست آمده است. اگر بخواهیم تعریف دقیقی از وجه استنباط شده داشته باشیم، بسیار دشوار است. زیرا این عبارت در زمینه های مختلف روانشناسی،رفتاری،بازاریابی و جامعه شناسی مورد استفاده قرار گرفته است. در روانشناسی وجهه به پنداره ظاهری یا قابل رویت اشاره دارد، در حالی که در مباحث رفتاری به جوانب کامل تری از جمله تأثیرات ایجاد شده،آگاهی،احساسات، ارزش ها و باورها در خصوص یک مسئله خاص دلالت می کند(رنجبریان،۱۳۸۵).
اما در بازاریابی عبارت وجهه به ویژگی هایی اشاره دارد که بر رفتار مصرف کننده تأثیر می گذارند. تعریف متداول از “وجهه” یک مقصد گردشگری در متون گردشگری را کرامپتون[۳۱](۲۰۰۰) ارایه داده است.او وجهه استنباط شده از یک مقصد گردشگری را چنین تعریف می کند : ” وجهه استنباط شده مجموعه باورها ، عقاید ونظراتی است که یک فرد از یک مقصد دارد”(کرامپتون،۲۰۰۰). این یک تعریف در سطح فرد می باشد، اما قابل تعمیم به گروه نیز می باشد. برای بازاریابان بسیار مهم است که جنبه هایی از وجه استنباط شده را شناسایی نمایند، که در یک بخش بازار عمومیت دارد، این امر امکان تقسیم بازار را فراهم می سازد تا بتوان استراتژی های متناسب با هر بخش از بازار تدوین نمود.
تعریف لاوسون و بادبووی[۳۲] از وجه استنباط شده هم به جنبه های فردی و گروهی اشاره دارد. از نظر ایشان :” وجهه استنباط شده بیان دانش عینی،برداشت ها،پیش داوری ها،تصورات و افکار احساسی ای است که یک فرد یا یک گروه نسبت به یک محل یا مقصد گردشگری دارند”(رنجبریان،۱۳۸۵).ممکن است وجهه استنباط شده یک تصویر غیر واقعی یا ذهنی از مقصد گردشگری باشد. اما همین تصویر ذهنی گردشگر بر انتخاب او تأثیر می گذارد.
نتایج تحقیقات متعدد حاکی از آن است که رفتار گردشگران، گاه توسط استنباط آن ها از وجهه مقصد گردشگری شرطی می شود و تأثیر این مسئله از ابتدا در مرحله انتخاب مقصد سفر قابل مشاهده است. بنابر این دلایل انتخاب مقصد تنها توسط عامل عینی محیط قابل توجیه نیست(مرسر[۳۳]،۱۹۹۹).
بنابر این فرض بر آن است محل هایی یا مقاصد گردشگری که دارای وجه مثبت قوی هستند مورد انتخاب واقع شوند و یا در فرایند تصمیم گیری مورد توجه بیشتر قرار گیرند، این مسئله در تحقیقات آرمسترانگ[۳۴](۱۹۹۶) ،ریچی و اچتنر[۳۵](۲۰۰۳)، توماس و جانسون[۳۶] (۱۹۹۲) مورد اشاره قرار گرفته است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir