شکل ۲-۷
۲-۳-۱۲- مشکلات مواجه با دانش
در مواجهه با دانش چه به صورت عیان، چه به صورت نهان در سازمان ها به عنوان درونمایه فرایند مدیریت دانش مشکلات عدیده ای وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
الف) تشخیص: افراد عمدتاً به دلایل مختلف از جمله عدم انسجام ذهنی، نبود فرصت کافی، عدم توجه مناسب، عدم کفایت نشانگرها و نظایر آن نمی توانند دانش مرتبط با نیاز خود را تشخیص دهند. بارها شاهد افرادی بوده ایم که در سازمان ها با وجود تجربیات قبلی مشابه با کار خود به آن ها توجه نمی کردند و این عدم توجه در نهایت منجر به ناکامی آنان می شده است. دلیل اصلی این ناکامی، عدم تشخیص این افراد در تجربه ای بوده که با کارشان مرتبط بوده است. این مشکل، زمینه ساز مشکلات بعدی می شود (حسن زاده، ۱۳۹۲، ص ۲).
ب) دریافت: دریافت را می توان به مثابه میزان موفقیت فرایند ارتباط تلقی کرد. پیامی که از طریق کانالی به مقصد ارسال می شود زمانی می تواند موفقیت آمیز باشد که دریافت شده باشد. در حوزه دانش علاوه بر دریافت فیزیکی، دریافت معنایی و اخذ تصمیم بر اساس آن نیز بسیار حایز اهمیت است. عدم دریافت دانش، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت معنایی ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیافتد؛ از آن جمله می توان به محدودیت کانال، ابهام پیام، ضعف فرستنده، بسته بندی نامناسب، خستگی مقصد، وجود نویز و نظایر آن اشاره کرد (همان منبع، ص ۳).
ج) فهم: فهم دانش زمانی حاصل می شود که گیرنده دانش علاوه بر دریافت دانش (فیزیکی و معنایی)، بین آنچه دریافته و آنچه داشته ارتباط مناسبی برقرار کند. به عبارتی در شبکه معنایی ذهن خود و کارکردهای عینی خود جایگاهی برای دانش دریافت شده در نظر بگیرد. در غیر این صورت حتی نفس دریافت دانش، تأثیری در مقصد نخواهد داشت و به تصمیم مناسب نخواهد انجامید. عدم فهم بیشتر به خودشناسی دریافت کننده بستگی دارد؛ یعنی اینکه دریافت کننده دانش تا چه اندازه آنچه را می داند و نمی داند، انجام می دهد و انجام خواهد داد. خودآگاهی زمینه فهم دانش است. فهم دانش نیازمند مشخص شدن جایگاه دانش دریافت شده در شبکه معنایی و همچنین کارکردهای عینی است که دریافت کننده با آن ها دست به گریبان است (همان منبع، ص ۳).
د) جذب: افراد نمی توانند آموخته های همه افرادی را که در اختیار آن ها قرار می گیرد، جذب و نگهداری کنند. بخشی از مشکل جذب و نگهداری به نبود زمینه و بافت و بخشی دیگر به کمبود حافظه مرتبط است. بدیهی است که یک شخص نمی تواند همه آنچه را که در اختیار او قرار می گیرد، حفظ کند. دانش دریافت شده و فهم شده زمانی می تواند زمینه را برای شکوفایی فرد فراهم کند که در بافت عملکردی او جذب شود. در غیراین صورت به جای اینکه به ارتقای عملکرد و تصمیم گیری کمک کند موجب کندی و رکود آن خواهد شد. راننده ای را در نظر بگیرید که مدام به دستورات راهنمایی و رانندگی و دستورالعمل های راه اندازی خودرو و اقدامات بعدی آن فکر می کند. چنین دانشی مصداق دانش جذب نشده، است. در مقابل راننده ای را در نظر بگیرید که بدون تفکر دنده را تعویض می کند و به اقتصادی موقعیت سرعت را کاهش یا افزایش می دهد (همان منبع، ص ۳).
ه) کاربست: مشکلات مرتبط با کاربست دانش جذب شده را باید در مقوله های آگاهانه و ناآگاهانه دسته بندی کرد. نبود زمینه کاربست (در اختیار نداشتن خودرو در مثال فوق)، نبود اراده برای کاربست (قانون شکنی در مثال فوق)، ضعف ذاتی دریافت کننده دانش و نظایر آن از جمله این مشکلات است (همان منبع، ص ۳).
بخش چهارم
پیشینه تحقیق
۲-۴- پیشینه تحقیق
۲-۴-۱- پیشینه مطالعاتی در خارج
آنا ماریا بوجیکا و ماریا دل مارفونتس[۶۶] در مقاله ای تحت عنوان “اکتساب دانش و کارآفرینی سازمانی” به بررسی تاثیر اکتساب دانش و کارآفرینی سازمانی بر عملکرد پرداخته است و به این نتیجه رسید که اکتساب دانش و کارآفرینی سازمانی هر دو بر عملکرد تاثیر مثبت دارند ولی در صورتی که اکتساب دانش به عنوان متغیر تعدیل کننده ارتباط بین کارآفرینی سازمانی و عملکرد وارد شود تاثیر منفی می گذارد که درجه ی این اثر تحت تاثیر سطح منابع دانش شرکت ها می باشد (Bojica & Fuentes, 2012).
گالدیندو، تریسا و پیکازو (۲۰۱۳) پژوهشی درباره نوآوری، کارآفرینی و رشد اقتصادی انجام دادند. نتایج مطالعه نشان داد که؛ نوآوری یک نقش مهمی را در روند رشد اقتصادی ایفا می کند. کارآفرین نیروی محرکه ای است که فن آوری های جدید را برای بهبود فعالیت های شرکت ها و به دست آوردن سود بیشترشان معرفی می کند. کارآفرینی ای که فعالیت های نوآوری را انجام می دهد یک اثر غیرمستقیم بر رشد اقتصادی دارد (Galindo, 2013, p 501,511).
لی[۶۷] و توزلمن[۶۸] به بررسی کارآفرینی، تقسیم کار و تفاوت های سرمایه اجتماعی پرداختند. این مطالعه نشان می دهد که کارآفرینانی با تکنیسن بالا و حرفه ای وقتی با کارآفرینان غیرحرفه ای ساکن مناطق محروم مقایسه می شوند از سطوح بالاتری از منابع متنوع و تولید کردن برخوردارند. کارآفرینان غیرحرفه ای نیز به نظر می رسد بیش از حد به قرض نمودن وابسته هستند (Lee et al, 2013, p 661).
لوندکویست و میدلتون (۲۰۱۳) در پژوهشی به بازبینی علمی کارآفرینی با تمرکز بر علوم دانشگاهی و ایجاد سرمایه گذاری پرداختند. یافته های پژوهش نشان داد که ایجا سرمایه گذ
اری در دانشگاه ها می تواند با نقش سنتی علم دانشگاهی سازگارتر باشد. آزمایشگاه ها و مراکز علمی با کارآفرینی ارتباط دارند و آموزش عملی به عنوان منابع کلیدی دانشگاهی که به دانشمندان دانشگاه اجازه می دهد تا به ایجاد سرمایه در راه های سازگارتر اقدام کنند معرفی می گردد (Lundqvist at el, 2013, p 603).
وینوگرادو[۶۹]، کولورید[۷۰] و تایموشینکو[۷۱] به پیش بینی نیات کارآفرینی در زمانی که فرصت های رضایت بخش شغلی کمیاب هستند پرداختند. نتایج نشان داد که دسترسی به اشتغال رضایت بخش با هنجارهای ذهنی و نیت کارآفرینی رابطه معناداری دارد. بطوریکه هنجارهای ذهنی، هنگامی که فرصت های اشتغال کمتر هستند بیشتر مهم است (Vinogradov et al, 2013, p 719).
رهنادا و همکارانش[۷۲] (۱۹۹۸) مطالعه ای برروی فروشگاه های زنجیره ای آمریکا با روش DEA انجام دادند. آن ها در مقاله شان اشاره کردند که تاکنون، پژوهش و تحقیق در زمینه های مختلفی مانند DEA در سطح فروشگاه های زنجیره ای بسیار کم به چاپ رسیده است. در این تحقیق یک فرآیند مدیریتی برای ارزیابی کارایی ۵۵۲ واحد فروشگاهی زنجیره ای انجام شده است که تحول زیادی مثل موقعیت فروشگاه و مدیریت منابع انسانی در ارتباط با کارایی و مدیریت عالی در فروشگاه وجود دارد (مخاطب رفیعی و همکاران،۱۳۹۰، ص ۳۱).
جفری[۷۳] (۲۰۰۴) در پژوهشی به بررسی تعاملات دست و پاگیر و فزاینده بین فرایندهای تولید دانش و پردازش تجاری، مطالعه کلان رهبری و پردازش دانش در آموزش عالی پرداخت. در این مطالعه نقش رهبری نوظهور و پیچیده آموزش بررسی شد تا مشخص گردد که چگونه رهبری یک محیط را قادر می کند که تقاضاهای یک سازمان دانش محور را دربرگیرد. نتایج این تحقیق نشان داد که چرخه عمر دانش یک چارچوب اثربخش در تعیین خطوط کلی یادگیری سازمانی است. جفری نقش های رهبر را عبارت از پردازش کننده دانش، شناسایی کننده شکاف های دانش و اهمیت دادن به مدیریت دانش پیشنهاد می کند (جورابچی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۴۱).
هاگز و هولبروک[۷۴] در تحقیقی که به منظور اندازه گیری میزان همبستگی بین فعالیت های مدیریت دانش با نوآوری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین فعالیت های مدیریت دانش و نوآوری در بخش صنعت، رابطه ای قطعی وجود دارد. آن ها فعالیت های مدیریت دانش را در ۷ دسته خلاصه کردند که عبارتند از: تولید دانش، رهبری، اندازه گیری عملکرد، هوشمندی رقابت، همکاری استراتژیک، پیش بینی استراتژیک و توسعه ی منابع انسانی (نیر و دیگران، ۱۳۹۱، ص ۲۲۴).
۲-۴-۲- پیشینه مطالعاتی در ایران
جورابچی و همکاران (۱۳۸۸) در مقاله ای به بررسی تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد دبیران دوره متوسطه مدارس دخترانه شهر تهران پرداختند. یافته های این پژوهش نشان داد که هرچه میزان آشنایی دبیران با مولفه های مدیریت دانش (کشف و خلق دانش، به کارگیری مشارکت دانش آموزان توسط دبیران، به اشتراک گذاشتن دانش دانش آموزان توسط دبیران، استفاده از تکنولوژی، ارزیابی دبیران از دانش آموزان) بیشتر باشد، میزان دستیابی آن ها به مولفه ها بیشتر است و موجب افزایش عملکرد آنها می شود (جورابچی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۳۵).
میرفخرالدینی و همکاران (۱۳۹۱) در بررسی رابطه کارآفرینی شرکتی و تعالی عملکرد سازمانی در شرکت پیشگامان کویر یزد انجام شده است. بر اساس نتایج تحلیل عاملی برای تایید مدل، مدل کارآفرینی شرکتی در شرکت پیشگامان کویر از معیارهای نوآوری، خودنوسازی، اقدامات ریسک آمیز جدید، فرهنگ سازمانی، محیط سازمانی و مولفه های درون سازمان تشکیل یافته است که این عامل ها تاثیر مستقیمی را بر عملکرد شرکت پیشگامان دارند. بنابراین این شرکت می تواند برای فعالیت های کارآفرینانه بیشتر بر این موارد تمرکز نماید (میرفخرالدینی و همکاران،۱۳۹۱، ص ۷۴).
پویا (۱۳۹۱) در بررسی خود که در سیستم های تولیدی در ایران و عملکرد کسب کار آن ها پرداخته است. در این تحقیق مطالعه تاکسونومیک سیستم های تولیدی در ایران که مبتنی بر ۹ طبقه تولیدی انجام شده است که عملکرد کسب و کار در این سیستم ها نشان می دهد که سیستم های تولیدی در ایران در چهار سطح قرار دارند که تفاوت معناداری در عملکرد و کسب و کار آن ها وجود ندارد به جز اختلافی که در سیستم های نابالغ با بقیه است (پویا،۱۳۹۱).
قربانی زاده و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعه ای به بررسی عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش در سازمان های عمومی پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که پنج عامل مهم به عنوان عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش عبارتند از: فرهنگ سازمانی، نقش ها و رفتارهای مدیران، ساختار سازمانی، منابع انسانی و فناوری (قربانی زاده و دیگران، ۱۳۹۰، ص۴۷۰).
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
۳-۱- مقدمه
علم از آن نقطه و آن زمان آغاز شد که بشر به فکر حل مسایل مختلف زندگی افتاد. به عبارت دیگر، تاریخ تولد علم مصادف با تاریخ تولد بشر است. بشر اولیه برای حل مسایل و مشکلات خود از ابتدایی ترین مرحله شروع کرد و به کمک برخی از روابط تجربی قادر شد محیط پیرامون خویش را کم و بیش بشناسد و بدین طریق از پیچ و تاب و فراز و
نشیب هستی آگاه شود (دلاور، ۵:۱۳۸۸). در زبان فارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت به کار برده می‌شود، غفلت از این دو نوع کاربرد اغلب به خطاهای بزرگی انجامیده است، این دو کاربرد عبارتند از:
معنای اصلی و نخستین علم که دانستن در برابر ندانستن ست و به همه دانستنی ها صرفنظر از نوع آن ها علم می‌گویند.
کلمه علم در معنای دیگر فقط به دانستنی هایی اطلاق می‌شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشد، علم در این معنا در برابر جهل قرار نمی‌گیرد بلکه در برابر همه دانستنی هایی قرار می‌گیرد که آزمون‌پذیر نیستند.
از اصطلاح روش تحقیق معانی خاص و متمایزی در متون علمی استنباط میشود. بهترین تعریفی که با آنچه مدنظر ما است مطابقت میکند چنین است “روش تحقیق مجموعهای از قواعد، ابزار و راه های معتبر (قابل اطمینان) و نظام یافته برای بررسی واقعیتها، کشف مجهولات و دستیابی به مشکلات است”. به صورت کاملتر روش تحقیق علمی نیز به این صورت تعریف میشود: کلیه وسایل و مراجع جمعآوری سیستماتیک اطلاعات و تجزیه و تحلیل منطقی آنها برای دستیابی به یک هدف معین، که این هدف کشف واقعیت است (خاکی، ۲۰۱:۱۳۸۲). به کارگیری فنون پایهای آمار در بررسی صحت و سقم فرضیات، یکی دیگر از جنبههای کاربرد این علم در گستره مدیریت است. محقق مدیریتی، امروزه بسیاری از فرضیات خود را با فنون آماری محک میزند و صحت روابط متغیرهای آن را با رویکرد آماری بررسی میکند. اعتبار و پایایی همه تحقیقهای پرسشنامهای و مصاحبهای با استفاده از فنون آماری سنجیده میشود. ضرورت تصمیمگیری منطقی و اساسی در دنیای متلاطم امروز، اهمیت آمار و فنون را بیش از پیش آشکار کرده و استفاده از آن را اجتناب ناپذیر مینماید (آذر و مومنی، ۱۳۸۳: ۳- ۵). در این فصل از پایاننامه به قسمت اساسی فرآیند تحقیق یعنی روشهای مورد استفاده در تحقیق جهت بررسی جامعه آماری و تعیین روشهای نمونهگیری و حجم نمونه، همچنین روشها و ابزار مورد استفاده جهت گردآوری اطلاعات و روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده پرداخته می شود. همچنین روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات (پرسشنامه) نیز موضوع دیگری است که در این فصل به آن پرداخته خواهد شد.
۳-۲- فرآیند اجرای تحقیق
با توجه به مشکل موجود در شرکتهای تولیدی صنایع غذایی استان گیلان و همچنین علاقه شخصی موضوع تحقیق و جامعه آماری تحقیق انتخاب شده است. از طریق جستجو در سایتهای معتبر علمی، اقدام به دریافت اطلاعات جهت ادبیات نظری متغیرها شد و همچنین با بیان مسایل و مشکلات پیشرو در خصوص عدم وجود هر یک از متغیرها در سازمان، پروپوزال تنظیم شد و پس از تأیید پروپوزال و موضوع پژوهش، کار اصلی تألیف پایان نامه با جمعآوری مطالب بیشتر از مقالات معتبر بینالمللی و مجلات علمی معتبر و کتب داخلی و خارجی آغاز و با توجه به مولفههای هر یک از متغیرهای تحقیق و راهنماییهای اساتید راهنما و مشاور، و با تاکید بر استاندارد بودن، پرسشنامه پژوهش تنظیم گردید که پس از توزیع پرسشنامه در جامعه موردنظر و جمعآوری آنها، دادهها جهت تأیید یا رد فرضیات موجود در تحقیق، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در نهایت کار پژوهش با ارایه نتایج توصیفی و استنباطی و مقایسه نتایج به دست آمده با فرضیات تحقیق، و همچنین با بیان پیشنهادات برای محققین آتی به اتمام رسید.
۳-۳- روش تحقیق
از نظر روش این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی است که در این روش همبستگی بین متغیرهای وابسته و مستقل نشان داده میشود. از لحاظ نوع نظارت و درجه کنترل این تحقیق در زمره تحقیقات میدانی قرار دارد، چرا که محقق متغیرها را در حالت طبیعی آنها بررسی میکند و از لحاظ هدف، تحقیق در سطح تحقیقات کاربردی قرار دارد.
۳-۳-۱- جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری عبارت است از مجموعهای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند (مقیمی، ۲۹۴:۱۳۸۵). جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق درباره آن ها بپردازد (سکاران، ۲۹۴:۱۳۹۱). جامعه مجموعه اعضای حقیقی یا فرضی است که نتایج پژوهش به ان انتقال داده می شود. چون امکان پژوهش درباره کلیه اعضای جامعه وجود ندارد از روش نمونه گیری استفاده می شود (دلاور، ۱۳۸۸؛۸۷). دلایل استفاده از نمونه به جای جمعآوری دادهها از کل جامعه آماری این است که، عملاً غیر ممکن است اطلاعات را از هر عضو جمعآوری کرده یا او را مورد آزمایش قرار دهیم. حتی اگر امکانپذیر هم باشد، به لحاظ زمان، هزینه و سایر مسایل منابع انسانی مقدور نیست. مطالعه یک گروه نمونه به جای کل جامعه آماری، گاهی ممکن است منجر به نتایج معتبرتری شود، بیشتر به خاطر این که خستگی کمتری وجود خواهد داشت و از این رو خطاهای کمتری در جمع آوری اطلاعات پدید میآید مخصوصاً موقعی که اعضای جامعه آماری بسیار وسیع باشد (سکاران، ۲۹۷:۱۳۸۱). در تحقیق حاضر جامعه آماری مورد مطالعه شرکتهای تولیدی صنایع غذایی بالای ۱۵ نفر کارمند در استان گیلان بوده ۵۸ شرکت بوده است و نمونه آماری مورد بررسی، تعداد ۳۳ شرکت تولیدی استان گیلان میباشد که از طریق نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند و تعداد ۵۰ پرسشنامه بین مدیران این شرکتها توزیع شده که تعداد ۳۷ پرسشنامه معتبر جمعآوری گردیده است. درنهایت اطلاعات مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته است.
n= حجم نمونه

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

و این یعنی برند امروز برند به مراتب از خود محصول اهمیت بیشتری دارد و توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که بر خلاف گذشته انتخاب محصولات و برندهای آنها تنها به ویژگی‌های ذاتی و کارکردی محصول مربوط نشده و خصوصیات متنوعی از برند در قالب ویژگی‌های زیبا شناختی و معانی نمادینی از سیمای برند منبعث می‌شود، را نیز تحت پوشش قرار می‌دهد )خوئه[۴۶]،۲۰۰۸).
شخصیت برند ساختاری چند بعدی است که از سه بعد اصلی تشکیل شده است که عبارتند از:
صفات دوستانه ۲- چاره جویی ۳- خود محوری
در کل مردم یک کشور از شخصیت نام تجاری کشور دیگر یک شخصیت از نوع دو قطبی می‌باشد که در صفات دوستانه و مدبر به ظاهر با ویژگی‌های شخصیتی خود محور در نبرد می‌باشد. مقیاس شخصیت نام تجاری یک پیش بینی قابل توجهی از نیات رفتاری مردمیک کشور به سمت کشورهای دیگر می‌باشد.
استفاده از شخصیت برند در استراتژی های مدیریت برند می‌تواندبه بهبود رضایت، وفاداری و سوددهی شرکت کمک نمایند. زمانی که مشتریان برندی را که دارای شحصیت مشخص شده و نامی که در ذهنشان شکل گرفته می‌خرند در واقع آنها معانی سمبلیکی که مربوط به برند است و همچنین در ویژگی فیزیکی آن محصول نیز نهفته است را خریداری کرده‌اند و در این میان شخصیت برند، می‌تواند باعث افزایش عملکرد، مصرف، اعتماد و وفاداری مشتری گردد .محققان ادعا نموده‌اند که شخصیت برند، مفهومی مهم به ویژه در بیان تفاوت و توسعه جنبه‌های احساسی برند می‌باشد و این مفهوم با تبلیغات و بازاریابی بیشتر میسر خواهد شد (احمدی کمرپشتی،۱۳۹۲)
آکر (۱۹۹۷) شخصیت برند را مجموعه‌ای از مشخصه‌های انسانی که به یک برند مربوطند تعریف کرد. شخصیت برند از سه منبع برگرفته می‌شود:
ارتباطی که مصرف کننده بایک برند دارند.
تصویری که یک شرکت در تلاش است تا آن را بیافریند
ویژگی محصول (لین، ۲۰۱۰).
۲-۱-۱۴-۱) منابع شخصیت برند
منابع شخصیت برند عبارتند از: منابع مستقیم و غیر مستقیم
منبع مستقیم دربردارنده مجموعهای از ویژگی‌های انسانی مرتبط با کاربران نام تجاری، کارمندان شرکت، مدیران ارشد سازمان، و تائید کنندگان(تصدیق کنندگان) نام تجاری می‌باشد.
منبع غیرمستقیم نیز در برگیرنده همه ابعاد ایجاد شده به وسیله مدیران شرکت مانند: تصمیمات مرتبط با محصول یا خدمت، قیمت، توزیع و به منظور خلق یک شخصیت معتبر و ترفیعات آن میباشد (موتمنی و همکاران).
۲-۱-۱۴-۲) نقش شخصیت برند
راندل[۴۷] (۱۹۹۷) نقش‌های چهارگانه زیر را برای شخصیت برند برشمرده است:
ارائه یک هویّت به مصرف کنندگان
فراهم ساختن مجموعه مختصری از اطلاعات مصرف‌کننده درباره نام تجاری
ایجاد تضمین و اطمینان از مزایای مورد انتظار برای مصرف کنندگان
افزودن اطلاعات درباره ارزش یک محصول یا خدمت (مؤتمنی و همکاران، ۱۳۹۲).
۲-۱-۱۴-۳) مزایای شخصیت برند
بروک[۴۸] (۱۹۹۴)، پنج مورد از مزایای استفاده کارا از شخصیت برند را به صورت زیر برشمرده است:
ایجاد ارزش ویژه نام تجاری با استفاده از پذیرش موقعیت نام تجاری موسسه
ایجاد یک تصویر قابل تشخیص جهت برقراری ارتباطات اثربخش با مشتریان
ایجاد و بسط تصویر ذهنی قوی برای نام تجاری محصولات
تمایز نام تجاری از رقبا؛ و فراهم آوردن شرایطی برای موسسه برای درخواست قیمت بیشتر از مشتریان (همان).
۲-۱-۱۴-۴) اهداف استراتژیک شخصیت برند
آکر همچنین در سال ۲۰۰۲ اهداف استراتژیک شخصیت برند را به صورت زیر بیان نمود:
ایجاد یک پیوند قوی و معنادار با مصرف‌کنندگان
تبدیل شدن به بخشی از زندگی و حافظه افراد
برقراری ارتباط مهم در شبکه‌های اجتماعی افراد (همان).
۲-۱-۱۴-۵) چگونه شخصیت برند ساخته می‌شود؟
حداقل سه منبع برای بدست آوردن شخصیت برند وجود دارد:
ارتباطات بازاریاب[۴۹]: انتقال عمدی تصاویر نمادین به مصرف‌کنندگان توسط بازاریابان: آنها برندهای خود را در ارتباط با افراد خاصی (بعنوان مثال، افراد مشهور مانند :تایگروودز[۵۰]) تصاویر شخص (به عنوان مثال، گاوچران برای سیگار مارلبورد) و یا شخصیت‌های متحرک شبیه به انسان (مانند،سرباز پیاده نظام پلیزبری) می‌گذاشتند. یکی از گرایش‌های خرید در تبلیغ شخصیت برند نمایش یک برند و مدل انسانی با تشابه بعدی قابل توجه در کنار هم است.
مشاهده مصرف‌کنندگان اجتماعی: در زندگی روزمره خود، مصرف‌کنندگان افراددی را که از محصولات استفاده می‌کنند را مشاهده کرد و پس از آن ویژگی کاربردن برند را به برند اختصاص می‌دهند. اگر تعداد جوانان شهر شلوار جین و لباس با برند دیزل بپوشند در نظر مصرف‌کنندگان برند دیزل شخصیت بهتری و جوان بودن را بدست می‌آورد.
دروازبانان فرهنگی: در هر فرهنگی تعدادی از چهره‌های عمومی که تحت تاثیر تصویری از فعالیت‌ها، ایده‌ها و محصولات قرار می‌گیرند، وجود دارد.با اتخاذ محصول (بدون سود تجاری از بازاریاب) نمایش آن از طریق استفاده شخصی با گرفتن جایگاهی در آن، با ستایش و نقد آن، این بازاریابان فرهنگی ناگزیر تصویر برند را به بقیه‌ها تعریف کرد و ما را تحت تاثیر قرار می‌دهند.(جعفر نژاد و همکاران،۱۳۹۰)
تمپورال[۵۱] (۱۹۹۹) شخصیت برند باید به دقت با مصرف کننده یا شخصیتی که مصرف‌کنندگان دوست دارند مطابقت داده شود.
تمپورال برای شخصیت برند یک فرایند چهار مرحله ای پیشنهاد کرد:
تعریف مخاطبان هدف

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

علی رغم مزایای فروش مستقیم محدودیت هایی نیز برای آن وجود دارد. مهم ترین دغدغه در فروش مستقیم ایجاد رابط ارائه خدمات مناسب با مشتری می باشد. اگر امکان ایجاد چنین رابطی برای ارائه خدمات محصول به مشتری وجود ندارد باید به سمت شیوه فروش از طریق واسطه اقدام کرد.
۲ – ۲۵ – ۲٫ فروش از طریق واسطه
در موارد ممکن است با توجه به شرایط تولید کننده و یا بازار هدف, تولید کننده برای فروش محصولات خود تصمیم به بکار گیری فروش واسطه ای از طریق عمده فروش ها, خورده فروش ها نماید. فروش از طریق واسطه امکان توزیع در محدوده گسترده تر را در اختیار تولید کننده قرار می دهد. همچنین این شیوه هزینه های نگهداری کالا مانند انبارداری را نیز به شدت کاهش می دهد. یکی از مهم ترین دلایل عمده برای فروش واسطه امکان دسترسی به مشتریان می باشد. چراکه در بسیاری موارد عمده و خرده فروش ها روابط بسیار خوبی با مشتریان داشته و می توان از این روابط پرارزش برای دستیابی به نیازهای مشتریان و ارائه محصول به آن ها بهره برد.
اگرچه در شیوه فروش واسطه ای امکان برقراری تماس با مشتری نهایی محصول وجود ندارد. همچنین در این شیوه ممکن است در مواردی استفاده از این شیوه بخشی از هویت تولید کننده محصول نیز مخفی بماند چراکه عمده فروش در شرایط فروش عنوان می کند که محصول باید با نام تجاری وی بفروش برسد.
۲ – ۲۵ – ۳٫ پوشش بازار
بدون توجه به اینکه کدام شیوه فروش برای یک ارائه یک محصول به بازار انتخاب شده است, دامنه تحت پوشش بازار یا همان بازار هدف باید به شکل شفاف مشخص گردد [۲۷]. سه روش برای تعیین محدوده پوشش بازار تعریف می شود: ۱) توزیع گسترده, ۲) توزیع انتخابی و ۳) توزیع انحصاری
توزیع گسترده: در این شیوه پوشش بازار تا جایی که ممکن است برای ارائه محصول گسترده در نظر گرفته می شود. در این شیوه عموما قیمت ارائه شده برای محصول نیز در پایین ترین حد رقابتی خود قرار می گیرد. شرکت های ملی و بین المللی بیشتر از این شیوه برای حفظ ثبات و قدرت خود در بازار نام های تجاری از این شیوه پوشش بازار استفاده می کنند. این شیوه برای ارائه محصولات متداول – محصولاتی که عموما تمامی مشتریان به آن نیاز داشته و خریداری می کنند مانند مواد لبنی – کاربرد بیشتری دارد.
توزیع انتخابی: در این شیوه توزیع محدود کالا و تنها میان تعدادی از کسب و کارها صورت می گیرد. در اغلب موارد, این شیوه برای کالاها و کسب و کارهایی به کار گرفته می شود که بدنبال کیفیت و مشتریان کیفیت گرا می باشند. در این شیوه امکان برقراری ارتباط های تنگاتنگ دو سویه میان مشتری و تولید کننده ساده تر خواهد بود.
توزیع انحصاری: این شیوه, توزیع و فروش محصول را تنها به یک خرده فروش محدود می کند. عموما این شیوه یک رابطه برد – برد از دیدگاه شخصیتی میان تولید کننده و خرده فروش برقرار می کند. از سویی تولید کننده با این شیوه به مشتریان شخصیت خود را به شکلی معرفی می کند که به دنبال تولید انبوه و با بی کیفیت نبوده و برای مشتریان خاص کار می کند. از سوی دیگر خرده فروش با این شیوه به مشتری این حس را انتقال می دهد که تنهاترین گروهی است که قابلیت فروش محصولات تولید کننده را دارا می باشد.
علاوه بر عوامل تاثیر گذار بالا در انتخاب کانال توزیع و مکان فروش محصولات, مواردی نظیر خصوصیات کالا, حجم فروش نیز بر موارد نظیر میزان و شیوه انبارداری و شیوه حمل و نقل کالاها محدودیت هایی را اعمال می کند. همچنین مواردی مانند تامین مواد اولیه و انتقال آن ها به محل تولید کننده در زمان و مکان مناسب جهت آماده سازی به موقع سفارشات ثبت شده نیز می تواند در نظارت و برنامه ریزی محل تولید و توزیع کالا تاثیرگذار باشد.
۲ – ۲۶ محصول
یکی از عناصر آمیخته بازاریابی محصول است. محصول شامل هر چیزی است که مشتری به منظور ارضای نیازهای خود به آن روی می آورد. مصرف کنندگان در اصل با خرید یک محصول ویژگی های فیزیکی آن را خریدداری نمی کنند, بلکه رضایت و ارضا کننده نیازهای خود را می خرند [۱۸].
طراحی و کیفیت محصول از اهمیت داخلی و بین المللی برخوردار است و به شناخت وسیعی نیاز دارد. کیفیت محصول با سطوح صادراتی تعیین می شود. خدمات قبل و بعد از فروش و بسته بندی محصول بخش مهمی هستند که می توانند باعث افزایش عملکرد شرکت گردند. این نکته بسیار حائز اهمیت است که تولید بیشتر کالا, فرصتی را برای افزایش فروش های صادراتی فراهم می کند. تولید کالا با خطوط تولید زیاد می تواند با عث افزایش سود گردد و موقعیت هایی را در بخش هایی از بازارهای داخلی و صادراتی بدست آورد [۱۸].
عموما محصولات در چهار سطح مختلف تعریف می شوند که در ادامه به شرح مختصر هریک از سطوح آورده شده است:
محصول عمومی: این سطح تنها به محموعه از مواد به عنوان محصول قابل استفاده برای مشتری اشاره دارد.
محصول مورد انتظار: این سطح به مجموعه از توقعات مشتری به عنوان حداقل معیارهای انتخاب توسط مشتری اشاره دارد.
محصول ترغیب کننده: در این سطح علاوه بر توقعات مشتری برخی از عوامل ترغیب کننده مشتری نیز در محصول افزوده شده و به همراه آن ارائه می گردد.
محصولات بالقوه: این سطح به انجام تمامی کارهایی که بتواند به شکل بالقوه برای مشتری در انتخاب محصول جذابیت, تحریک و ارزش ایجاد کند اشاره دارد.
۲ – ۲۶ – ۱٫ بسته بندی محصول
بسته بندی عبارت است از هنر وعلم آماده سازی مواد غذایی برای انبار کردن ، و در نهایت فروش. بسته بندی باید تا حد امکان ساده و ارزان باشد ضمن اینکه اهداف اولیه بسته بندی یعنی خاصیت حفاظتی و جذابیت رانیز دارا باشد . با عنایت به اینکه مواد بسته بندی توسط ماشینهای مختلف فرایند می شوند بنابراین خواص دیگری نیز باید داشته باشند که عبارتند از :
نرمش
قابلیت پذیرش چاپ
قابلیت استفاده در ماشین های لفاف
قابلیت دوخته شدن در حرارت
شکل پذیری به کمک باد یا خلا و یا فناوریهای حرارتی .
خواص مطلوب دیگری که به ویژه ازدیدگاه صنایع غذایی مهم هستند عبارتند از :
شفافیت
نفوذپذیری یا غیرنفوذپذیری محصول نسبت به بخار آب وگازهای دی اکسیدکربن، اکسیژن و نیتروژن .
اگر چه تعداد زیادی از مسائل فناوری مربوط به استفاده از مواد پلاستیکی در بسته بندی مواد غذایی از جمله مشکلاتی هستند که کلا به صنعت بسته بندی مربوط می شوند ولی برخی از مسائل مربوط به طبیعت ماده به کار رفته در بسته بندی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند . موفقیت کاربرد پلاستیک ها در بسته بندی نیاز به همکاری تولیدکنندگان موادغذایی ، سازندگان انواع پلاستیک ها ، طراحان ودر نهایت مصرف کنندگان دارد. ملاحظات اقتصادی محدودیت های بیشتری را اعمال می کند ، چرا که مصرف کنندگان صرفا به دنبال کیفیت محصول هستند تا بسته بندی آنها .
نیازمندیها ویژگیهای مهم مواد بسته بندی مواد غذایی را می توان به شرح ذیل دسته بندی کرد:
شفافیت ودرخشش سطح آن برای رضایت وجلب نظر مصرف کننده
کنترل در انتقال رطوبت
کنترل در انتقال سایر گازها
تحمل تغییرات درجه حرارت به هنگام نگهداری و استفاده
فقدان مواد سمی
ارزان بودن
مقاومت در مقابل ضربه
مصرف کننده دوست دارد آنچه می خرد ببیند و بنابراین شفا فیت وشیشه ای مانند بودن بسته های مواد غذایی نیاز ضروری در بسته بندی آنها است. مواد غیر شفاف مانند سینی های سفید رنگ نیز در حد وسیعی مورد استفاده قرار می گیرند . این سینی ها مانع از آن می شوند تا مصرف کننده هر دو طرف ماده غذایی راببیند که در برخی موارد مانند بسته بندی گوشت از عدم اعتماد و مقاومت خریدار می‌کاهد.
کنترل تغییرات رطوبت موجود در ماده غذایی در طول نگهداری آن بسیار مهم است . برخی فراورده های غذایی مانند چیپس ، پفک و بیسکویت باید در موادی بسته بندی شوند که نفوذپذیری آنها به رطوبت خیلی کم باشد تا تردی آنها محفوظ بماند . همچنین از تبخیر برخی مواد غذایی باید جلوگیری گردد و در این موارد نیز باید از ورقه هایی با نفوذپذیری پایین استفاده شود . در بقیه موارد از دست دادن نسبی رطوبت ماده غذایی مطلوب است تا از عرق زدن و تراکم بخار آب در داخل پاکت بسته بندی و در نتیجه از بین رفتن شفافیت آن وخطر رشد کپکها جلوگیری شود .

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.