۲-۷-۱-۲-۲- ابطال گذرنامه و ممنوع الخروج شدن

 

در قانون اصلاحی۱۳۸۹ ماده‌ی۱۷ الحاقی، این مجازات برای اتباع ایران که مرتکب حمل یا قاچاق مواد روان‌گردان به داخل یا خارج از کشور شده‌اند به عنوان تبعی حکمشان، یکسال پس از قطعی شدن، به مدت یک تا پنج سال و در صورت تکرار به مدت پنج تا پانزده سال حکم می‌شود و اگر مرتکب خارج از ایران باشد هم این حکم شامل حال او می‌شود. آزادی رفت و آمد، به عنوان یکی از حقوق اساسی بشر همیشه مدنظر بوده این اصل در قانون اساسی ما هم بیان شده است و از آنجایی که امروزه با گسترش ارتباطات میان کشورهای دنیا، این آزادی رفت و آمد و خروج از کشور برای بسیاری از افراد به لحاظ موقعیتی که دارند ضروری است و با توجه به اهمیت زیاد آن. قانون‌گذار برای مبارزه‌ی شدید برای ارتکاب هر گونه قاچاق چه به داخل کشور و چه خارج از کشور این حکم را در ماده۱۷ الحاقی آورده است. مجازاتی که برای این افراد باعث ضرر و زیان شدید است.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۲-۷-۲- پاسخ‌های سرکوبگر غیرکیفری

پایان نامه

 

در کنار عدالت کیفری و حقوق جزا که مرکز و هسته اصلی سیاست جنایی را تشکیل می‌دهد، حضور شیوه‌های رسیدگی و پاسخ‌های معمول در سایر رشته‌های حقوقی را در قبال پدیده مجرمانه قاچاق مواد مخدر و روان‌گردان نمی‌توان نادیده گرفت. حقوق غیرکیفری پاسخ‌های خود را در قالب روش‌ها و آیین‌های رسیدگی متفاوت نسبت به پدیده‌ی مجرمانه اعمال می‌کند. در این قسمت به دو نمونه از آن اشاره می‌کنیم. نکته‌ای که حائز اهمیت است این است که بررسی پاسخ‌های حقوق غیرکیفری نظیر (حقوق مدنی، حقوق اساسی و…) نشان می‌دهد که در قوانین و آیین‌نامه های این حقوق، بیشتر به جنبه‌ی اعتیاد شخص پرداخته شده تا مسایلی نظیر قاچاق، ولی به هر حال دو نمونه از این پاسخ‌ها را بیان می‌کنیم.

 

۲-۷-۲-۱- پاسخ‌حقوق اداری

 

در زمینه‌ی حقوق اداری، قوانین و آیین‌نامه‌ی ارگان‌های مختلف نشان می‌دهد، برای استخدام شخص در این سازمان‌ها و ارگان‌ها یکی از شرایط عدم اعتیاد به موادمخدرکه اکنون دیگر نیز مواد روان‌گردان را هم شامل می‌شود است حال آنکه به مسئله‌ی جرایم مواد روان‌گردان از قبیل قاچاق به صراحت اشاره‌ای نشده است، البته می‌توان گفت شرط عدم سوء سابقه کیفری یا عدم محرومیت از خدمات دولتی می‌تواند شامل جرم قاچاق مواد بشود آن هم در ‌مواردی ‌که مجازات ‌این جرم انفصال از خدمات دولتی باشد و شخص قبلاً به ‌این مجازات ‌محکوم شده باشد. قانون مربوط به کارشناسان رسمی دادگستری در ماده‌ی۸ و بندهای۳ و ۱۱ چنین می‌گوید: «ماده‌ی۸- هر ‌کارشناس‌ رسمی ‌دادگستری ‌که مشمول یک یا چند مورد زیر باشد از شغل کارشناسی، به طور دائم منفصل خواهد شد… ۳- اعتیاد به موادمخدر،…۱۱- قاچاق اسلحه و مهمات و ارز و موادمخدر یا همکاری در امر قاچاق.»
همچنین حقوق اداری برای کارمندانی که مرتکب جرایم موادمخدر می‌شوند نیز پاسخ‌های انفعالی یا پیش‌بینی کرده است. به موجب بندهای ۲۲و ۲۳ ماده‌ی۸ قانون رسیدگی به تخلفات اداری مصوب ۱۳۷۲ به ترتیب؛«اختفاء و نگهداری، حمل، توزیع و خرید و فروش مواد مخدر» و«استعمال یا اعتیاد به موادمخدر» از جمله تخلفات اداری محسوب می‌شود(کامیاب، ۱۳۸۱، ص۲۵).
و بدین ترتیب این جرم اداری یا تخلف اداری که دارای ضمانت اجرای اداری مانند انفصال از خدمات دولتی، اخراج و… است در هیأت رسیدگی به تخلفات اداری مورد محاکمه قرار می‌گیرد و از سوی دیگر به موجب قانون مبارزه با مواد مخدر مورد رسیدگی کیفری قرار می‌گیرد(نجفی ابرندآبادی، ۱۳۸۴، ص۱۷).
همچنین ماده‌ی ۱۹ همین قانون شیوه رسیدگی اداری را مشخص می کند: هرگاه تخلف کارمند عنوان یک از جرایم مندرج در قوانین جزایی را نیز داشته باشد هیأت رسیدگی به تخلفات اداری مکلف است مطابق این قانون به تخلف رسیدگی کند و رأی قانونی صادر نماید و مراتب را برای رسیدگی به اصل جرم به مرجع قضایی صالح ارسال دارد. هرگونه تصمیم مراجع قضایی مانع از اجرای مجازات‌های اداری نخواهد بود» هر چند در قوانین ذکر شده مربوطه از اصطلاح مواد مخدر استفاده شده است و ذکری از مواد روان‌گردان به میان نیامده ولی باتوجه به جرم انگاری قاچاق این مواد و توجه به اعتیاد به مواد روان‌گردان در قانون اصلاحی ۱۳۸۹، می‌توان گفت قاچاق مواد روان‌گردان و در کل جرایم مربوط به این نوع مواد نیز مشمول قوانین مربوطه خواهد شد.

 

۲-۷-۲-۲- پاسخ حقوق اساسی

 

حقوق اساسی نیز به عنوان بخشی از سیاست جنایی ایران، پاسخ‌هایی در قبال جرایم قاچاق موادمخدر ارائه کرده است. به عنوان نمونه، به موجب ماده‌ی ۳۰ اصلاحی (قانون انتخابات مصوب ۴/۵/۱۳۷۴) قاچاقچیان و معتادان موادمخدر از صلاحیت نامزدی برای انتخابات مجلس شورای اسلامی برخوردار نمی‌باشند. همچنین قانون «تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران» در ماده‌ی ۲۹ بند ط چنین مقرر می‌دارد: «ماده ۲۹- اشخاص زیر از داوطلب شدن برای عضویت در شوراها، محرومند:… ط- قاچاقچیان موادمخدر و معتادان به این مواد(کامیاب، پیشین، ص ۷۳) و بدین سان می‌توان دید که اعمال یک حق شهروندی یا یک حق مدنی از افراد سلب می‌شود. البته هدف از بیان این پاسخ‌ها این است که پاسخ‌های ذکر شده مشمول قانون جدید ۱۳۸۹ هم می‌شود و بنابر‌این همان‌گونه که در قسمت قبلی هم عنوان شد قاچاق مواد مخدر و روان‌گردان و اعتیاد به این مواد نیز مشمول قوانین ذکر شده خواهد شد.
 

فصل سوم: روش شناسی تحقیق

 

همانطور که قبلاً عرض کردیم در فصل سوم در نظر داریم تا به طور کلی روش تحقیق و انجام پژوهش را به صورت مفصل شرح داده و اینکه محیط و محلی را که قرار است در آن مطالعات خود را اجرایی کنیم از تمام ابعاد و زوایا شناسایی نماییم در ادامه خواهید دید که در این فصل به بررسی و مطالعه ویژگی‌های آب و هوا، دما، رطوبت، انسان اجتماعی، خصوصیت جمعیتی می‌پردازیم و شاید در تصور خود بگویید که پرداختن به این امور ربطی به تحقیق و موضوع ما ندارد ولی باید خاطر نشان کنیم که آنچنان هم بی‌ربط نیست، چرا که محیطی که در آن این تحقیقات انجام گردید باید طبق روش و اصول تحقیق کاملاً شناخته شده باشد تا در هنگام تحلیل داده‌ها و اطلاعات مورد نظر این ویژگی‌ها در نظر گرفته شود و بدون شناخت و در نظر گرفتن ویژگی‌های یک محیط، امکان مطالعه در خصوص موضوعات مرتبط با آن محیط امکان پذیر نیست.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۳-۱- مقدمه

 

در این فصل اطلاعات و گزارشی از چگونگی مراحل انجام روش تحقیق، ارائه می گردد. این مراحل شامل نوع تحقیق، جامعه آماری پژوهش، نمونه آماری، روش نمونه گیری، حجم نمونه، اطلاعات کلی از خصوصیات نمونه آماری، ابزارهای گردآوری داده های تحقیق ، روایی و پایایی ابزارهای اندازه گیری و پرسشنامه و روش های آماری بکار گرفته شده جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده‌های آماری، از مهم ترین عناوینی است که در این فصل از پژوهش مورد بحث و توجه قرار گرفت.

 

۳-۲-روش تحقیق

 

روش تحقیق دراین پژوهش توصیفی ازنوع کاربردی می باشد این تحقیق ازآنجایی که به بررسی وضع موجود می پردازد در قلمرو تحقیقات توصیفی قرار دارد و از آنجایی که به بررسی علل قاچاق مواد مخدر و روانگردان در شهرستان مسجد سلیمان می پردازد تحقیق از نوع پیمایشی می باشد. این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی است. همچنین همبستگی رابطه میان متغیرها بر اساس هدف تحقیق تجزیه و تحلیل می گردد.

 

۳-۳-جامعه آماری

 

جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل کلیه افراد مرتبط با قاچاق مواد مخدر و روانگردان در شهرستان مسجد سلیمان می باشد.

 

۳-۴-نمونه و روش نمونه گیری

 

 

۳-۴-۱-نمونه:

 

نمونه این پژوهش از متخلفان و افراد مرتبط با قاچاق گرفته شد.

 

۳-۴-۲-برآورد حجم نمونه

 

با توجه به تعداد جامعه آماری و بر اساس جدول مورگان که در زیر آورده شده است، حجم نمونه ۱۵۸ نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند.
جدول۳-۱- جدول مورگان برای انتخاب حجم نمونه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتن به نوارابزار

بیرون رفتن

سفره خانه سنتی: قهوه خانه سوپر گوشت: قصابی
خیاط: لحاف دوز کیترینگ: آشپزی و تهیه غذا
اشاره به ویژگیهای ظاهری و شخصیتی افراد نیز به سبب حساسیت های خاص خود همراه با وضع حسن تعبیرات است. در بسیاری از الفاظ از کم انگاری برای پرهیز از رنجش یا توهین استفاده می شود:
الف) ویژگی های ظاهری
اضافه وزن: چاقی بینیِ درشت: دماغِ گُنده
فاقد تناسب اندام: بدهیکل معمولی: زشت
باربی: لاغر چهره: قیافه
تپل: چاق قد متوسط: کوتوله
چشم بادامی: چشم ریز معلول: شََل
کم مو: کچل نابینا: کور
برنزه: سیاه پوست
ب) ویژگی های شخصیتی
مقتصد: خسیس ساده دل: ساده لوح- احمق
متعصب: دُگم بیش فعال: بچه شر و شلوغ- شیطون
پراشتها: پرخور زیرک: پدر سوخته
لارج: ولخرج ناآگاهی: خریت
زودجوش: اعصاب خراب خاص: نابهنجار یا غیر نرمال
حساس: لوس فاقد تمرکز: گیج
ناسپاس: نمک نشناس- بی چشم و رو دارای اعتماد به نفس کاذب: پر رو
وضع حسن تعبیرات مناسب برای اشاره به ناهنجاری های جسمی و روحی نیز در نتیجه تغییر در نگرش نسبت به وضعیت و جایگاه اجتماعی این افراد صورت گرفته است. (برای توضیحات بیشتر به قسمت ۴-۱۴ رجوع کنید) در جامعه امروز این افراد شهروند عادی تلقی شده و حتی از فرصت های شغلی و تحصیلی برابر با افراد سالم برخورداند و در این رویکرد نو، نقص جسمانی افراد معلول دلیلی برای انزوای اجتماعی آنان و متمرکز کردن شان در مکان های ویژه محسوب نمی شود. این تغییر در نگرش در قالب الفاظ مناسب تر برای خطاب قرار دادن آن ها تجلی می یابد:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
روشن ضمیر: کور معلول: شل
ناشنوا: کر و لال انحراف چشم: لوچی
قطع نخاع: فلج معلول ذهنی: عقب مانده
کم شنوا: فرد گوش سنگین انحراف پا: پا پرانتزی
با این حال کاتامبا (۲۰۰۵) عقیده دارد که وضع حسن تعبیرات برای افراد دارای مشکلات جسمی تلاشی نافرجام است زیرا واژه های وضع شده در نهایت تفاوت میان آن ها و افراد سالم را نمایان می کنند.
۴-۲-۳- دوگانه گویی[۱۳۱]
اهمیت حسن تعبیر تنها موقوف به پرهیز از تابو و حفظ نزاکت نیست. حسن تعبیرات در کارکردی کاملاً متفاوت می توانند برای فریب و مقاصد ریاکارانه بکار گرفته شوند. به عبارت دیگر، وقتی که کاربران زبان و نویسندگان به دنبال پرهیز از رنجش و اهانت به دیگران نیستند بلکه به دنبال فریب آنها هستند ما وارد حوزه «حسن تعبیرات فریبکارانه[۱۳۲]» می شویم. در این حالت زبان در جهت اهداف سودجویانه و سیاسی بکار می رود. گفتار دو پهلو القاگر دو تصویر متناقض از یک موقعیت واحد می باشد. ویلیام لوتز[۱۳۳](۱۹۸۹) دو گویی را تحریف واقعیت، خوب جلوه دادن بد، سلب مسولیت از خود و وانهادن آن به دیگری، منفی را مثبت جلوه دادن، ایجاد محدودیت، پنهان کاری، فساد پراکنی و بر هم زدن موازنه میان حقیقت و زبان می داند.
دستکاری حقایق سیاسی و نظامی، بزرگ نمایی امور حقیر و ناچیز و ایجاد ابهام و کاستن از دقت با بهره گیری از این الفاظ سبب شده که «واژه های مزور[۱۳۴]» نام بگیرند. ارتباطی که به وسیله این عبارات بین گوینده و مخاطب برقرار می شود بدین صورت است که گوینده (صاحبان قدرت) دسترسی مستقیم به اطلاعات و واقعیات دارد و مخاطب (که معمولاً عامه مردم هستند) اطلاعات را از طریق نسخه ارائه شده از سوی وی دریافت می کنند. مخاطبین گفتار دو پهلو معمولاً هیچ گونه آگاهی نسبت به موضوع تحریف شده (یا پنهان شده) ندارند. تمامی حوزه هایی که با مسائل سیاسی پیونده خورده اند به نوعی در جهت پیشبرد منافع خود ناگزیر از کار بست الفاظ دو پهلو هستند. احزاب، اصناف، صنایع، رجال متنفذ سیاسی هر یک بسته به حساسیت امور یا حوزه های زیر نظرشان اقدام به خلق این دسته از حسن تعبیرات می کنند و «مصلحت» را در پنهان کردن همه و یا بخشی از حقایق می دانند. در گفتار دو پهلو، نیت واقعی در تضاد با نیت ظاهری لفظ یا گفته است؛ دو گویی زبانی است که به منظور تغییر ادراک ما از واقعیت طراحی می شود. حسن تعبیر ریاکارانه محصول زبانی بی دقت و یا تفکری آشفته نیست، بلکه بیشتر این الفاظ محصول تفکری شفاف و زبانی است که وانمود می کند با مخاطبانش ارتباط برقرار می کند ولی در واقع مفاهمه ای صورت نمی گیرد و ابهام این الفاظ در مخاطب ایجاد آشفتگی ذهنی
می کند به نحوی که تعمق در معنای واژه ها برای افراد ناآشنا بغرنج و پیچیده می نماید. استفاده مداوم از الفاظ دو پهلو می تواند عواقب جدی و دور از انتظاری را به همراه داشته باشد، تا جایی که در اثر کثرت استفاده و تداول آن ها در رسانه ها و نطق های سیاسی، گوینده و مخاطبین متقاعد می شوند که واقعاً این نوع گفتار قابل درک است و حتی گاهی نیز مخاطب عدم فهم این عبارات را به کم سوادی خود یا پیچیدگی و حساسیت مسائل کلان سیاسی نسبت می دهد. از تکنیک های رایج در ساخت الفاظ دو پهلو می توان به اطناب[۱۳۵]، زبان فنی[۱۳۶] و الفاظ دهن پر کن[۱۳۷] اشاره کرد. عبارات اطنابی که ابزاری طفره جویانه به حساب می آیند به شیوه ای غیر مستقیم و تعمدی برای مطلوب جلوه دادن و یا دست کم قابل تحمل نشان دادن حقیقتی مذموم به کار می روند،مانند عبارت «تقویت توانمندی امنیتی» یا «ارتقاء توان بازدارندگی» بجای «خرید یا ساخت جنگ افزار». نوع دیگر از حسن تعبیرات فریب آمیز الفاظ تخصصی حرفه ها و مشاغل هستند. بکارگیری زبان فنی در درون یک گروه خاص به اعضای آن این امکان را می دهد تا به صورت شفاف، کارآمد و سریع با هم ارتباط برقرار کنند، بعلاوه فهم و بکارگیری آن نشانگر عضویت در آن گروه نیز هست. با این حال وقتی عضوی از یک گروه، از زبان فنی برای ارتباط با فردی خارج از گروه استفاده می کند و نیز بخوبی می داند که مخاطب وی با این الفاظ آشنا نیست، پر واضح است که نیتی جز فریب ندارد. مثلاً در تشریح علت یک سانحه هوایی توسط یک مقام مسول، زبان فنی تشخیص عاملیت حادثه را برای افراد عامی ناممکن می سازد:
به نظر می رسد که این سانحه با خطا در مرحله اوورهال[۱۳۸] هواپیما در ارتباط باشد.
الفاظ دهن پرکن یا در اصطلاح عامیانه «قلنبه سلنبه» که در ادارات و نهادهای حکومتی رواج دارد از طریق مانور با واژه ها و الفاظ، مخاطب را در فهم عبارات دچار مشکل می کند. یکی از حوزه هایی که در آن به وفور از دوگویی استفاده می شود مسائل نظامی است. انگیزه های جنگ و جنگ افروزی، میزان تلفات، نام سلاح های مرگبار، شکست در عملیات های نظامی، دستاوردهای نظامی، کشتن گروه ها و افراد مخالف و … زمینه هایی هستند که عمدتاً افراد را ترغیب به کاربرد حسن تعبیرات می کند و هر کدام را بسته به منافع حزبی یا حکومتی بزرگ نمایی و یا کوچک نمایی می کنند. به عنوان مثال، زمانی که یک ارتش در نبردی شکست
می خورد و از پیشروی باز می ایستد این اقدام «عقب نشینی تاکتیکی» نام می گیرد. با شنیدن این عبارت این فرض در اذهان پدیده می آید که اوضاع کاملاً تحت کنترل نیروهای خودی است و تنها با تاکتیک های نظامی پیروزی حاصل می شود. گاهی نیز شکست در عملیات نظامی به صورت «لو رفتن طرح عملیات» و «محقق نشدن اهداف عملیات» بیان می شود،یعنی علت شکست مجازا بجای خود شکست بکار می رود. و یا بصورت زیر:
عملیات در عمده محورها با مشکلاتی مواجه شد.
به دنبال حملات تروریستی به مرکز تجارت جهانی در سپتامبر ۲۰۰۱، ایالات متحده با هدف ایجاد «عدالت نامحدود» و سپس «آزادی دامنه دار» به افغانستان حمله کرد. حمله به عراق نیز علی رغم مخالفت شورای امنیت و مجامع جهانی تحت عنوان «عملیات نجات» یا «برقراری دموکراسی» بجای «تهاجم و یورش» صورت گرفت. در عملیات های نظامی معمولاً «حمایت موثر هوایی» (بمباران هوایی) به منظور پاکسازی منطقه (با خاک یکسان کردن و کشتن همه نیروها) انجام می گیرد. یکی از دلایل بکارگیری دو گویی در مسائل نظامی و مرتبط با جنگ این است که مردم را از تفکر بیش از حد در مورد وقایع وحشتناک جنگ برحذر می دارد. منافع صاحبان حکومت و نظامیان ایجاب می کند که در مورد ماهیت حقیقی طرح ها و اهداف نظام به صورت واضح و مستقیم صحبت نکنند. بالاخص زمانی که حادثه ای غیره منتظره اتفاق بیافتد و یا اینکه خطر شکست طرح های نظامی وجود داشته باشد. زیرا شکست سبب تضعیف و از میان رفتن حمایت عمومی و بدبینی نسبت به نیات حاکمان
می شود. حسن تعبیرات فریبکارانه الفاظ پاکی را برای استتار اعمال شرارت آمیز یا وحشیانه فراهم می آورند. این عبارات جرم و مرتکبین آن را پنهان می کنند. مثلاً عبارت «نیروهای ائتلاف» در جریان جنگ عراق به صورت مزورانه ای بکار رفت تا جنگ را حاصل همکاری بسیاری از کشورهای غربی و نه فقط آمریکا نشان دهد. وقتی یک حادثه نظامی یا سیاسی چالش برانگیز و پیچیده وقوع می یابد، برخی از مردم از آنجا که توان فهم آن را ندارند تمایل دارند که به سیاستمداران خود اعتماد کنند و باور کنند که آن ها هرگز عملی را انجام نمی دهند که قانوناً یا اخلاقاً محل شک یا سوال باشد. در زبان فنی پلیس نیز می توان نمونه هایی از گفتار خلاف واقع را مشاهده کرد:
«دفترچه اخطاریه» بجای برگ جریمه در راهنمایی و رانندگی، «بازجویی فنی پلیسی» و «تکنیک های نوین اقرارگیری» بجای شکنجه، «فعالیت های اطلاعاتی موازی» بجای فعالیت های اطلاعاتی غیر قانونی،
«حمله غافلگیرانه» بجای ورود بدون مجوز قانونی، «متفرق کردن اعتصابیون» بجای ضرب و شتم آنان،
«اعمال قانون» بجای جریمه و غیره. برای از میان برداشتن و کشتن ناراضیان و دشمنان نیز واژه هایی در ادبیات سیاسی رواج می یابند که به این عمل صورتی موجه و یا تلطیف شده می بخشد. در دوران حاکمیت رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی، انجمنی که مسول ترور مخالفین سیاسی بود «دایره همکاری های اجتماعی» نام داشت. (کاتامبا، ۲۰۰۵: ۱۹۲).
عباراتی چون «حذف فیزیکی»، «ساکت کردن ناراضیان»، «کنار گذاشتن مهره های سوخته» همگی به عملی واحد دلالت می کنند. کشتار یهودیان هولوکاست نیز از سوی نازیها «راه حل نهایی» عنوان می شد؛ گویی که آن ها تمامی راه حل های ممکن را امتحان نموده و به علت اثر بخش نبودن آن ها، اکنون مجبور به استفاده از آخرین راه حل برای حل مساله شده اند. (ابوحامد، ۲۰۰۷: ۱۴).یا کشتار مردم فلسطین زیر نام «مبارزه با تروریسم». واژه های حسن تعبیری که برای کشتن افراد بکار می روند از طریق ایجاد فاصله روانی میان مرتکبین قتل و عمل صورت گرفته، سعی در کم اهمیت جلوه دادن آن را دارند. این گونه از زبان به عقیده جرج اُرویل[۱۳۹](۱۹۴۹)، با هدف حقیقت جلوه دادن دروغ و قابل احترام نشان دادن قتل طراحی می شود و به گفتار پوچ صورتی منسجم می بخشد.
(آلن و بریج، الف۲۰۰۶: ۲۳۱).
گاهی نیز که حقیقت صورتی مبهم به خود می گیرد، واژه ها در خدمت اهداف ایدئولوژیک بکار می روند و هر جناح یا حکومتی اعمال خود را -هر چند خشن و غیر انسانی- موجه و خود را محق می دانند. در صورتی که آن عمل برای گروه ها و دولت های مخالف، کاملاً تعبیری معکوس و متضاد دارد. مثلاً افرادی که در عراق اقدام به عملیات انتحاری در میان مردم غیر نظامی می کند این عمل خود را «عملیات استشهادی» می نامند.
«سرزمین های اشغالی» که از سوی اسراییل غصب شده برای کشورهای حامی اسراییل «سرزمین های مورد مناقشه» لقب گرفته است. «مجاهدین افغانی» در نظر آمریکا و متحدانش «تروریست»، و در کشورهایی نیز «فعالان حقوق بشر» گاهاَ «ایادی استکبار» خطاب قرار داده می شوند.در کشورهایی که احساسات ناسیونالیستی در میان دولت و ملت موج می زند و وحدت و بیگانه ستیزی ارزش تلقی میشود، هرگونه تمایل برای ایجاد رابطه می تواند «جاسوسی» نام بگیرد. نهادهای دولتی در بسیاری از مواقع از دوگویی به طرز وسیعی استفاده می کنند:
طرح تعدیل کارکنان: اخراج
مشارکت در عمران و آبادی: مالیات
عوارض نوسازی: مالیات
واقعی کردن قیمت حامل های انرژی: گران کردن قیمت حامل های انرژی
و یا عبارت اخیر «هدفمند کردن یارانه ها» که منظور پرهیز از ایجاد تنش های سیاسی و عمومی به هیچ عنوان به تبعات مستقیم آن (یعنی گرانی نرخ انرژی) اشاره ای نمی شود. در عرصه تجارت هم مارک های تقلبی عموماً «تجاری» و جنس دست دوم را «اِسْتکُ» می نامند.
۴-۳- شیوه های حسن تعبیر سازی
۱- تحریف آوایی[۱۴۰]هجای نخست یا آهنگ واژه ناپسند با هجای آغازین یک واژه نامرتبط (از لحاظ معنایی) جایگزین می شود:
/guzpich/: قوز فیش
/…xol/: اُس گُل
/jish/: ایش
در اکثر موارد زمانی که فرد در مورد موضوعی شرم آور یا ناپسند صحبت می کند، الفاظ تابو (بالاخص تک هجایی ها) را به صورت نجوا و بسیار آهسته به زبان می آورند. تلفظ نامفهوم و یا صرفاً تلفظ آهنگ واژه همچنین در این گونه موقعیت ها بسیار متداول است.
۲- وام واژه ها[۱۴۱]به طور معمول، الفاظی که از زبان های دیگر برای جایگزینی واژه های تابو استفاده می شوند دارای ابهام و قدرت استتار بیشتری هستند زیرا واژه ها در زبان های مختلف دارای معانی ضمنی یکسان نیستند و در نتیجه کمتر توهین آمیز و یا تحقیر آمیز به نظر می رسند. البته این عبارات نیز مشمول آلودگی به تابو در گذر زمان هستند و ناگزیر در اثر استفاده مداوم به الفاظ سوء تعبیری تبدیل می شوند. واژه هایی نظیر «شرت» و «سوتین» از جمله واژه هایی هستند که اکنون اثر حسن تعبیری خود را از دست داده اند و در گفتار مودبانه عموماً با دیگر عبارات جایگزین می شوند. بسیاری از وام واژه ها در زمره الفاظ فنی مشاغل و حرفه هایی هستند که برای اشاره به موضوعات تابوی حرفه خود از آنها استفادهمی کنند. استفاده از وام واژه های عربی برای توضیح احکام دینی و نیز در احکام حقوقی به صورت چشمگیری مشاهده می شود:
قیادت: واسطه گی برای یک ارتباط نامشروع تخلی: اجابت مزاج
غائط: مدفوع عورتین: نواحی تناسلی
در حرفه پزشکی نیز واژه های متعددی برای تابوهای مرتبط بکار می رود:
کنسر: سرطان دس شدن: مردن
سویساید: خودکشی کورتاژ: سقط جنین
آنکولوژی: سرطان شناسی
در حوزه مسائل تجاری نیز الفاظ مذموم و یانامناسب با بهره گرفتن از وام واژه ها تغییر می یابند:
اسکونت گرفتن: نزول گرفتن پورسانت: حق دلالی
کِنکِشن: پارتی (معرف) اِسْتُک: جنس دست دوم
مشاغل مرتبط با آرایشگری و زیبایی هم برای ارتقای نمای کار خود از آن ها استفاده می کنند:
اپیلاسیون: بند انداختن لایپوساکشن: زدودن چربی های اضافی بدن
شنسیون: آرایش مو
۳- کم انگاری[۱۴۲]: در این حالت از واژه هایی که اثر عاطفی ضعیفی دارند برای جایگزینی واژه های دارای اثر عاطفی شدید استفاده می شود. کم انگاری می تواند عبارات زبانی را ملایم و حسن تعبیری جلوه دهد. بسیاری از حسن تعبیرات مجازی (کل به جز) و همچنین تاکید معکوس[۱۴۳] را می توان نوعی کم انگاری در نظر گرفت:
خوابیدن: مردن کم مو: کچل
خیلی لاغر نیست: چاق خیلی بچه آرومی نیست: شر و شلوغ
قیافه معمولی: زشت

 

برای

G1 = Ω [(۰٫۹ or 1.2) D + (0.5L or 0.2S)]

 

 

 

G = (0.9 or 1.2) D + (0.5L or 0.2S)

 

 

 

LLAT = 0.002ΣP

 

 

:G1 بارهای ثقلی افزایش‌یافته در طبقات مجاور با عضو حذف‌شده
:G بارهای ثقلی افزایش‌یافته برای طبقات غیر مجاور با عضو حذف‌شده
😀 بار مرده (lb/ft² or kN/m²)
:L بار زنده (lb/ft² or kN/m²)
:S بار برف (lb/ft² or kN/m²)
:Ω ضریب افزایش بار برای محاسبه عملکردهای مختلف در تحلیل استاتیکی خطی
:LLAT بار جانبی
:۰٫۰۰۲ ΣP بار جانبی مفروض که بر هر طبقه اعمال می‌گردد.
:ΣP مجموع بارهای ثقلی (مرده و زنده) که فقط بر طبقه مزبور عمل می‌کنند.
۳-۴-۵-۲ تحلیل استاتیکی غیرخطی

این آنالیز به صورت گسترده‌ای برای تحلیل سازه‌ها کاربرد دارد و در آن به اعضای سازه‌ای اجازه داده می‌شود تا رفتار غیرخطی داشته باشند. در این روش بارهای اعمالی عمودی، به صورت گام به گام افزایش می‌یابند تا زمانی که به بار یا تغییر مکان ماکزیمم برسند. از امتیازات این روش در نظر گرفتن تأثیرات غیرخطی و مراحل تشکیل مفاصل پلاستیک می‌باشد.
رویه بارگذاری در تحلیل استاتیکی غیرخطی بدین صورت است که باید بار را با شروع از مقدار صفر و ادامه تا مقدار نهایی اعمال نمود. آیین‌نامه UFC طراح را ملزم می‌کند برای رسیدن به مقدار کل بار، حداقل باید ۱۰ گام در نظر گرفته شود. ترکیبات بارگذاری مربوط به این تحلیل در جدول (۳-۶) آورده شده است]۱۱ [.
جدول (۳-۶): بارگذاری در تحلیل استاتیکی غیرخطی (UFC 2009)]11[

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

GN = ΩN [(0.9 or 1.2) D + (0.5L or 0.2S)]
G = (0.9 or 1.2) D + (0.5L or 0.2S)
LLAT = 0.002ΣP

 

: GN بارهای ثقلی افزایش‌یافته برای طبقات مجاور با عضو حذف‌شده
: G بارهای ثقلی افزایش‌یافته برای طبقات غیر مجاور با عضو حذف‌شده
: D بار مرده (lb/ft² or kN/m²)
: L بار زنده (lb/ft² or kN/m²)
: S بار برف (lb/ft² or kN/m²)
ΩN ضریب افزایش دینامیکی برای عملکردهای مختلف در تحلیل استاتیکی غیرخطی
: LLAT بار جانبی
: ۰٫۰۰۲ ΣP بار جانبی مفروض که بر هر طبقه اعمال می‌گردد.
: ΣP مجموع بارهای ثقلی (مرده و زنده)که فقط بر طبقه مزبور عمل می‌کنند.

۳-۴-۵-۳ تحلیل دینامیکی غیرخطی
استفاده از آنالیز دینامیکی غیرخطی برای ارزیابی خرابی پیش‌رونده، دقیق‌ترین روش موجود می‌باشد. در این تحلیل به دلیل در نظر گرفتن خصوصیات غیرخطی مؤلفه‌های سازه‌ای و مصالح، نسبت به سایر تحلیل‌ها از دقت بیشتری برخوردار می‌باشد. در واقع سایر روش‌های تحلیل سعی دارند جایگزین مناسبی برای تحلیل دینامیکی غیرخطی باشند؛ اما این روش بسیار وقت‌گیر بوده و به بازبینی دقیق نیاز دارد.
در تحلیل دینامیکی غیرخطی باید بار را از مقدار صفر شروع کرده و به طور یکنواخت هر دو نوع بار ثقلی و جانبی را به کل سازه اعمال نمود. این روند بارگذاری تا زمانی که سازه به تعادل برسد، ادامه می‌یابد (در این مرحله عضو هنوز حذف نشده است.) بعد از حصول تعادل برای سازه‌های قابی، عضو مورد نظر به صورت آنی حذف می‌شود. ترکیب بارگذاری مربوط به این تحلیل در جدول (۳-۷) آورده شده است]۱۱[.
جدول (۳-۷): بارگذاری در تحلیل دینامیکی غیرخطی (UFC 2009)]11[

 

 

 

 

 

 

 

 

GND = (0.9 or 1.2) D + (0.5L or 0.2S)
LLAT = 0.002ΣP

 

:GND بار ثقلی برای کل سازه
😀 بار مرده (lb/ft² or kN/m²)
:L بار زنده (lb/ft² or kN/m²)
:S بار برف (lb/ft² or kN/m²)
:LLAT بار جانبی
:۰٫۰۰۲ ΣP بار جانبی مفروض که بر هر طبقه اعمال می‌گردد.

بر مبنای نتایج مندرج در جدول شماره۳-۴ در ارتباط با توصیف یافته ها ملاحظه می شود که:
۱) بازده شرکت ها در شرکت های نمونه به درصد اقلا۸۵- و حداکثر ۳۵ درصد بوده است. به طور متوسط بازده شرکت ها۲۴درصد با انحراف معیار ۱۶ بوده است.
۲) ریسک سیستماتیک در شرکت های نمونه به طور نسبی اقلا۰٫۱۲۵و حداکثر۸٫۵۴۲مرتبه بوده است. به طور متوسط نسبت بدهی ۶٫۳۲۵ مرتبه با انحراف معیار۴٫۳۲۵ مرتبه بوده است.
۳) دقت پیش بینی سود در شرکت های نمونه به طور نسبی اقلا ۰٫۲۳۵و حداکثر برابر ۰٫۸۴۵ مرتبه بوده است. مقدار متوسط این نسبت در بین شرکت ها ۰٫۶۱۲ با انحراف معیار ۰٫۴۵۲مرتبه بوده است.
۴) فراوانی پیش بینی سود در شرکت های نمونه به طور نسبی اقلا ۲و حداکثر برابر ۱۲ مرتبه بوده است. مقدار متوسط این نسبت در بین شرکت ها ۴٫۵با انحراف معیار ۲٫۳۲ مرتبه بوده است.
۵) اهرم مالی در شرکت های نمونه به طور نسبی اقلا ۰٫۴۵و حداکثر برابر ۰٫۸۵مرتبه بوده است. مقدار متوسط این نسبت در بین شرکت ها ۰٫۶۵ با انحراف معیار ۰٫۴۵ مرتبه بوده است.
۶) اندازه شرکت طبق مقادیر محاسبه شده در شرکت های نمونه اقلا ۲۵٫۶۵۱ و حداکثر برابر ۲۵۹۲بوده است. مقدار متوسط این معیار در بین شرکت ها ۱۸۹۵ با انحراف معیار ۸۹۴ بوده است.

 

۴-۵-تحلیل پیش فرض ها:

 

در این تحقیق به تبع تحقیقات مشابه یا مرتبط، جهت تعیین ارتباط بین متغیرها از روش رگرسیون خطی مرکب ترکیبی یا تحلیل داده های تابلویی استفاده شده است. بر همین اساس پیش از به کارگیری روش رگرسیونی ، پیش فرض های استفاده از این روش مورد ارزیابی قرار گرفته اند. این پیش فرض ها مشتمل بر نرمال بودن توزیع متغیرهای تابعی و مستقل، نرمال بودن توزیع باقی مانده های مدل برآوردی، ثبات واریانس ها، استقلال خطی متغیرهای مستقل و باقی مانده های مدل های برآوردی، بزرگی یا به سمت یک میل کردن ضریب تعیین برآوردی و پیش فرض های استفاده از داده های تابلویی می باشد. در این بخش از شرح یافته های تحقیق به نتایج ارزیابی این پیش فرض ها اشاره شده است.
الف) نرمال بودن توزیع متغیرها:
آماره های توصیفی جدول شماره ۴-۴ مشتمل بر ضرایب چولگی و کشیدگی نشان داد که توزیع متغیرها در نمونه تصادفی نرمال نمی باشد. از آن جهت که مقادیر یا قدر مطلق ضرایب چولگی کشیدگی به مراتب بیش از ۰٫۱ و حتی بیش از ۰٫۵ بوده و می توان با قطعیت حکم کرد که در نمونه انتخاب شده، متغیر ها از جهت کشیدگی یا بلندای توزیع نرمال نیستند. بزرگی قدر مطلق ضرایب چولگی و کشیدگی در مورد متغیرها حاکی از این است که توزیع ها از چولگی و کشیدگی زیادی برخوردار هستند.
نرمال بودن توزیع داده ها در نمونه تصادفی را می توان به روش توصیفی و با بهره گرفتن از شاخص های ضریب پولگی و کشیدگی استاندارد مورد بررسی قرار داد که نتایج ارزیابی در این تحقیق به شرح جدول شماره ۴-۴ خلاصه شده است.
جدول شماره ۴-۴: ارزیابی تقارن و کشیدگی توزیع متغیرها

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرح متغیر نماد ضریب چولگی ضریب کشیدگی
بازده شرکت Y1 ۲٫۳۲۵- ۸٫۵۲۴
ریسک سیستماتیک Y2 ۳٫۱۲۵ ۶٫۳۲۵
دقت پیش بینی سود X1 ۱٫۶۳۵- ۲٫۱۲۵
فراوانی پیش بینی سود X2 ۳٫۲۱۵ ۳٫۴۵۲
اهرم مالی X3 ۱٫۳۲۴- ۴٫۳۴۲
اندازه شرکت X4 ۳٫۲۵۴ ۷٫۳۲۵

 

آماره های توصیفی جدول شماره ۴-۴ مشتمل بر ضرایب چولگی و کشیدگی نشان داد که توزیع متغیرها در نمونه تصادفی نرمال نمی باشد. از آن جهت که مقادیر یا قدر مطلق ضرایب چولگی کشیدگی به مراتب بیش از ۰٫۱ و حتی بیش از ۰٫۵ بوده و می توان با قطعیت حکم کرد که در نمونه انتخاب شده، متغیر ها از جهت کشیدگی یا بلندای توزیع نرمال نیستند. بزرگی قدر مطلق ضرایب چولگی و کشیدگی در مورد متغیرها حاکی از این است که توزیع ها از چولگی و کشیدگی زیادی برخوردار هستند.
در عین حال برای قضاوت نسبت به نرمال بودن توزیع متغیرها در سطح جامعه آماری از آزمون ناپارامتریک کولموگروف- اسمیرونوف استفاده شده است. در این آزمون فرض نرمال بودن توزیع متغیر در مقابل نرمال بودن توزیع آزمون می شود. این آزمون را غالبا در تحقیقات مشابه فقط در مورد متغیرهای وابسته انجام داده اند، ولی در این تحقیق هم برای متغیر وابسته و هم برای متغیرهای مستقل انجام پذیرفته است.
در تحقیقاتی که نرمال بودن توزیع متغیرها را مورد آزمون قرار داده اند، عموما با طبقه بندی هر یک از متغیرها از آزمون کااسکودر استفاده کرده یا بدون طبقه بندی از آزمون کلموگروف-اسمیرونوف استفاده کرده اند که در اینجا روش دوم مورد استفاده واقع شده است. نتیجه این آزمون به طور خلاصه در جدول خروجی آزمون کلموگروف- اسمیرونوف یا K-S در نرم‌افزار آماری برای این متغیر به شرح جدول ۵-۴ است:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

چشمگیرترین یافته های مربوط به این ساختارهای متغیر و هورمون رشد، تأثیر آنها بر بالانس اسیدی است که به ترتیب نقش مهمی در تحریک آزادسازی هورمون رشد به داخل چرخه ی گردش خون را دارند. هر کدام از چهار عامل بالا دستکاری می شوند تا تأثیری را بر متابولیسم داشته باشد که انباشت یون های هیدروژن را هم محدود کنند و هم توضیح بدهند و در PH خون کاهش بدهند که به ترتیب شامل تقریباً نیمی از واریانس تقسیم شده با تولید هورمون رشد می باشد. این باعث کاهش اسیدی تعیین کننده های نخستین مقدار ایزوفورم ۲۲kDa در گردش خون می شود (۵۵).کاهش در زمان های استراحت بین ستهای ورزش با ورزش شدید بدن نشان داده شده است تا چشمگیرترین افزایش ها در لاکتت که با ورزش پایدار واکنش نشان می دهد را تولید کند ( ۳۳-۴۱)، با این حال، کاهش طول دوره های استراحت همچنین مقدار پایداری را تشدید می کند (۶۲)، بنابراین بنظر می رسد که یک مدولاسیون تعیین کننده مقدار پایداری استفاده شده و مقدار بافت فعال شده وجود دارد که واکنش و پاسخ هورمون رشد را هدایت می کند. با این حالکه احتباس و انسداد است می تواند تأثیر چشمگیری بر هورمون رشد داشته باشد که منتج به یک افزایش قابل توجهی با شدت نسبتاً پایینی می شود (۲۰% از ۱-RM ) در حالی که بدون احتباس و انسداد هیچ تغییری در هورمون رشد مشاهده نشد. ممکن است نتیجه گرفته شود که برای مولکول ۲۲kDa، کاهش اکسیژن برای و قطع و شکستگی بالانس اسیدی در تحریک هورمون رشد نقش تعدیل کنندگی مهمی را ایفا می کنند (۲۸).
تمرین های شدید ورزش پایدار که دوره های استراحت کوتاه دارد می تواند چنین تقاضاهای فیزیولوژیکی را تولید کند و منتج به چشمگیرترین تغییرات هورمون رشد در خون بشود.
اکثر این مطالعات پاسخها و واکنش های بازیابی کوتاه مدت هورمون رشد را آزمایش کردند. ضربه ی ضربانهای هورمون رشد که در زمان های مختلف روز آزاد می شود و نقش هورمون رشد بر صورتهای مختلف بازیابی از ورزش پایدار بدون توضیح باقی ماند. مک مورای و همکارانش (۵۹) داده هایی ارائه کردند که از یک پروتکل ورزش پایدار به عنوان اختلال ورزش بر واکنش های شبانه هورمون رشد استفاده کردند. پروتکل ورزشی شامل ۳ ۶ ۸ ست از نوع ورزش (مجموعاً ۱۸ ست) بود. نمونه های خونی از ۲۱۰۰ تا ۷۰۰ h گرفته شدند.محققین هیچ تأثیری از ورزش پایدار بر آزادسازی شبانه هورمون رشد مشاهده نکردند. بالعکس، نینول و همکارانش (۳۰) آزادسازی ضربانی هورمون رشد در طول زمان بیشتری را آزمایش کردند. پروتکل ورزش پایدار سنگین و تند درh1500 شروع شد و قرار بود یک ورزش با سنگینی درجه بالا باشد که شامل ۵۰ ست کامل باشد و تعداد زیادی از بافت ماهیچه را فعال کرد.تحت شرایط کنترل و ورزش پایدار در هر ۱۰ دقیقه یک نمونه ی خونی از ۱۷۰۰ تا ۰۶۰۰ h گرفته می شد. نتایج مطالعه نشان داد که ورزش پایدار سنگین در اواخر بعد از ظهر، غلظت های زیاد طول هورمون رشد و فزونی و دامنه ی تپش و نبض هورمون رشد را کاهش می دهد ؛ با این وجود در کل متوسط غلظت هورمون رشد بطور قابل توجهی کاهش نیافت. ورزش پایدار سنگین تند بطور متفاوتی بر الگوی زمانی آزادسازی طول شب تأثیر می گذارد زیرا در نیمه ی اول خواب هورمون رشد کمتر بود اما در نیمه دوم بیشتر بود. میانگین بالای غلظت هورمون رشد و متوسط دامنه ی تپش در ورزش در مقابل شرایط کنترل کمتر بودند.
در مورد چندین توضیح ممکن برای این یافته ها اندیشیده شد و این که این چنین نتایجی می تواند با یک افزایش در تُن بعد از ورزش پایمان بگذارد. هرچند که از آزادسازی هورمون رشد جلوگیری می کند اما بطوری منفی بر بیوسنتز هورمون رشد اثر نمی گذارد. این ممکن است یک مفهوم مهم باشد زیرا شاید یک جهشدر ترشح هورمون رشد بعد از استرزدن را توضیح دهد.
پیک های شبانه در ورزش در مقابل شرایط کنترل در طول ۰۳۰۰h–۲۳۰۰ کمتر بودند اما در طول ۰۶۰۰h–۰۳۰۰ بالاتر بودند. بنابراین اگر چه متوسط غلظت هورمون رشد بین شرایط کنترل و ورزش مشابه بود اما الگوی زمانی آزادسازی هورمون رشد به روش تحت تأثیر ورزش طول روز بود. از منظر ماشینی نگری، دوره ورزش پایدار و سنگین تند ممکن است منتج به یک تن ssبالا در طول ۰۳۰۰h–۲۳۰۰ بشود. در طول این زمان از آزادسازی هورمون رشد تا درجه ای و یکجا جلوگیری شده بود. پس از بیوسنتز هورمون رشد جلوگیری نشده بود.
در ۰۳۰۰h–۲۳۰۰، این تُن ss عقب نشینی کرده بود و در طول زمانی که از آزادسازی هورمون رشد جلوگیری شده بود. مولکول های هورمون رشد بیوسنتز شده و ذخیره شده بودند. این داده ها همچنین ثابت می کند که بازخورد بازدارندگی IGF-I بر آزادسازی هورمون رشد غده ی هیپوفیز غیر محتمل بود زیرا خونابه ی غلظت IGF-I بین شرایط کنترل و ورزش تغییر نکرده بود. خوب دانسته شده است که یک آرایه ی دیگر سیگنال های متابولیک و هورمونی، مانند تغییرات در GHRH، هگزاپتیدها، می تواند همچنین واکنش مشاهده شده ی هورمون رشد را بمیان بیاورد.

 

جهت دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۴۷-۱تأثیر سن

 

نشان داده شده است که واکنش سریع هورمون رشد تا اندازه ای در اشخاص پیرتر محدودتر است (۲۷). یک فاکتور مهم مربوط به این محدودیت واکنش هورمون رشد ممکن است فشار بزرگی نشان داده شده و ناتوانی در اجرای یک کار کلی در یک پروتکل ورزش باشد. در یک تحقیق توسط پیکا و همکارانش (۳۹) گزارش شد که غلظت کمتر لاکنت خون در سالخوردگان در طول ورزش پایدار این نظریه را تائید می کند که مقدار تلاشی زیادی که در یک جلسه ی ورزش پایدار انجام می شود ممکن است واکنش هورمون رشد را تشدید کند.
با تأثیر منفی پیری بر میانگیری ظرفیت ها و تحمل اسیدوز، ترکیبی از عامل ها می تواند کمک کند تاکاهش تحریک ناشی از ورزش در ورزش پایدار تند را توضیح دهد (۱۸). ورزش کوتاه مدت به نظر می رسد که این واکنش را تغییر دهد (۴۸). برنامه ی تمرین پایدار دوره ای ۱۰ هفته تغییرات قابل توجهی در غلظت های هورمون رشد در زمان استراحت و ورزش در جوان ها و پیرها را نشان نداد (۲۶). واکنش لاکتت به ورزش پایدار تند در پیرها نسبت به جوان ها کمتر بود. در حالی که افزایش در اسید لاکتیک، بالانس اسیدی را تغییر نداد (۳۴) این ممکن است بویژه ارزش های پایین تر هورمون رشد بعد از ورزش را در افراد مسن توضیح دهد. کاهش های مشاهده شده در غلظت های هنگام ورزش و استراحت غلظت هورمون رشد ۲۲kDa به نظر می رسد که با تمرین کوتاه مدت تغییری نمی کند.
درک ناقصی از تأثیرات ورزش و پیری بر مکانیسم های فیزیولوژیکی که اساس را تشکیل می دهد وجود دارد. در نظر داشته باشید که هورمون رشد همچنین مقدار زیادی از ناهمگنی مولکولی را نشان می دهد، و رادیو ایمنوآسای استانداردبر انواع ۲۲-kDa تمرکز می کند، این بویژه یک نکته ی مهم برای مطالعات آینده می باشد، زمانی که چنین فرض می شود که نمونه های وزن مولکولی بالاتر هورمون رشد می توانند فعالیت بیولوژیکی بیشتری را صاحب شوند و که فقدان تغییرات یا کاهش ها در هورمون رشد ایمنوریاکتیو ممکن است تصویر کاملی از واکنش های سازش گونه های هورمون رشد به تمرین ورزش پایدار ارائه نکنند. به عبارت دیگر، فقط اندازه گیری ایزوفورم ۲۲kDa ممکن است تمام داستان واکنش سازشی ترشح هورمون رشد غده ی هیپوفیز را نگوید.

 

۲-۴۷-۲سازش های تمرین و آموزش

 

به نظر نمی رسد که تمرین پایدار بر غلظت های ایزوفورم ۲۲kDa هورمون رشد در زمان استراحت تأثیر داشته باشد. بطور حیرت آوری، هیج تغییراتی در غلظت های هورمون رشد در زمان استراحت در دو جنس مرد و زن در پاسخ به تمرین پایدار مشاهده نشد (۳۲-۵۷).حتی ورزش بلند مدت بدنسازان و وزنه برداران رقابتی که مقایسه با اشخاص غیر ورزشکار با آنهایی که تمرین سبک انجام می دهند پاسخهای مشابهی از مولکول ۲۲kDa هورمون رشد نشان داد و هیچ تغییراتی را در محور کم کاری غده ی هیپوفیزبرای غلظت های زماناستراحت را نشان نمی دهد (۳۰)یک همبستگی بین هورمون رشد در حین استراحت و بزرگی هیپوتروفی خیر ماهیچه ی نوعI و نوع II مشاهده کردند (به ترتیب ۷۴/۰ تا ۶۲/۰=r).
تغییرات در حساسیت گیرنده، تفاوت در مکانیسم های بازخورد، نیرومند ساختن IGF-I، اثر متقابل پروتئین پیوندی، تحریک دیگر انواع وزن مولکولی در سوماتوتروف های غده ای هیپوفیز ممکن است همه فعل و انفعال داشته باشند تا واکنش های ۲۲kDa هورمون رشد را بهمیان بیاورند.

 

۲-۴۷-۳تاثیر جنسیت

 

تأثیرات ناشی از ورزش در زن ها در مقایسه با مردها در بزرگی مطلق مقدار بدست آمده مشابه به نظر می رسد اما تغییرات نسبی در زمان استراحت کمتر هستند (۲۴). این همچنین واکنش ها و پاسخهای ئرزش تند را نیز تشدید می کند. بعضی از پروتکل ها که ممکن است بطور حاشیه ای غلظت های هورمون رشد در جنس مذکر را در سیستم گردش خون بالا ببرند در زن ها نتیجه معنی داری از بالا رفتن غلظت بر اثر ورزش را نداشت (۳۱).چگونه چنین یزرگی های کمتر واکنش های هورمون رشد به ورزش تند بر سازش های بافت های هدف تأثیر می گذارد ناشناخته باقی مانده است.
این پذیرفته شده است که غلظت بالای زمان استراحت در زن ها بطور بالقوه جبرانی است برای سطوح پایین دیگر هورمون های آنابولیک که ممکن است نقش ترفیع تند با فشار ورزش را کمتر کندوداده های اخیر ما نشان می دهد که استروژن در شکل های ضد آبستنی ممکن است حداقل تأثیرات برابر واکنش هورمون رشد به واکنش ورزش پایدار داشته باشد. در حالی که تأثیرات آشکار دوره های قاعدگی ممکن است بعضی از این واکنش ها را پدید بیاورد، الگوهای مختلف آزادسازی هورمون رشد غده های هیپوفیز ممکن است همچنین تفاوت جنس ما را بعنوان جرم هورمون رشد توضیح بدهد و سبک و شیوه ی ترشح هورمون رشد ممکن است در زن ها و فردها بطور متفاوتی تنظیم و تعدیل شود.

 

۲-۴۷-۴اختصاصی بودن ورزش

 

یکی از اصول پایه ای علوم بیولوژیکی همچون اصول تمرین پایدار اختصاصی بودن است. در یک تحقیق که توسط کرایمر و همکارانش (۳۳) انجام شد چهار گروه مختلف به مدت ۱۹ هفته تمرین داده شوند.آزمودنی ها دو تست ورزش را اجرا کردند که شامل سه ست سی (۳۰) انقباض هم مرکز ایزوکینتیک در یک جلسه آزمایش و سه ست سی(۳۰)انقباض بیرون از مرکز با انبساط زانو بود. تست ها ۴۸ ساعت از هم فاصله داشتند.واکنش تند به تحریک هم مرکز مشابه بود، اما زمانی که یک پروتکل بیرون از مرکز اجرا شد گروهی که با سبک انقباض هم مرکز و بیرون از مرکز تمرین داده شده بود بالاترین واکنش هورمون رشد به چالنج بیرون از مرکز و حساسیت تعیین کننده به تحریکات بیرون از مرکز خاصی را داشت با متوقف ساختن تمرین. واکنش ها نیز در بین تمام گروه ها با درجه یکسانی متوقف شد. این داده ها نشان می دهد که ترشح هورمون رشد ممکن است به فعالیت ماهیچه ی خاصی که در تمرین مورد استفاده قرار گرفته است حساس باشد. چنین واکنش هایی با سازه نسبتاً جدید مورد تائید است که نشان داده شد که غده ی هیپوفیز چنین ممکن است مستقیماً توسط فیبرهای عصب بیشتر با سین پس ها بر سلولهای سوماتوتروف و کورتی کوتروف تحریک عصبی بشود(۶۳).
همچنین گفته شده است که تنظیم عصبی –خلطی، ترشح هورمون رشد که ممکن است همچون یک پاسخ تسریع عصبی اتفاق بیافتد درطول فشار اولیه با فاز خلطی مشاهده میشود (۶۳). اگرموضوع این است،پس ممکن است برای مراکز بالاترمغزی (مانندموتورکورتکس) این امکان ئجئد داشته باشد که نقش فعالی را در تنظیم ترشح هورمون رشد در طول انجام ورزش پایدار ایفا کنند و این مکانیسم تنظیمی ممکن است به فعالیتهای یک ماهیچه ی خاص که همگام ورزش مورد استفاده قرار می گیرد حساس باشد.

 

۲-۴۷-۵تاثیرات فیزیولوژیکی

 

 

لازاروس (۱۹۸۲) دو راهبرد را برای مقابله با استرس پیشنهاد کرد؛ مقابلهی متمرکز بر مسئله و مقابلهی متمرکز بر هیجان. در رفتار مقابلهای متمرکز بر مسئله، برای تغییر مستقیم عوامل تنشزا وارد عمل میشویم، درحالی که در رفتار مقابلهای متمرکز بر هیجان، توجه ما بیشتر به تغییر احساسات معطوف به آن است. در مقابلهی متمرکز بر هیجان فرد بیشتر از راهبردهای زیر برای کنترل احساسات خود استفاده میکند:
– به خود اجازه میدهد که احساساتش بیرون ریخته شود؛
– برای کاهش تنش خود سعی میکند، بیشتر بخورد، بیشتر سیگار بکشد، یا اعمال دیگری نظیر اینها انجام دهد؛
عکس مرتبط با سیگار
– احساسات خود را به دیگران بروز نمیدهد و درونریزی میکند.
در مقابله متمرکز بر مسئله نیز فرد ترجیح میدهد که بیشتر از راهبردهای زیر برای تغییر موقعیت بهره گیرد:
– ابتدا برنامهای به منظور تغییر مشکل طرحریزی کرده و سپس براساس آن عمل میکند؛
– در برابر عوامل تنشزا مقاومت کرده یا به مبارزه برای تغییر آنان میپردازد؛
– سعی میکند اطلاعات خود را درباره مشکل افزایش دهد؛
– درباره مشکل و نحوهی حل آن با همسر، دوستان، مشاور و یا افراد دیگری صحبت میکند.
اگر چه ما معمولاً، از راهبرد خاصی برای موقعیتهای معینی استفاده میکنیم، اما رفتار مقابله‌ای متمرکز بر مسئله، در مورد حوادثی که فراتر از توانایی و کنترل ما نیستند، بهتر عمل می‌کند. گاهی میتوانیم با اتخاذ چند فعالیت، مشکل را بهبود بخشیم و آن را برطرف کنیم. به‌عبارت دیگر، وقتی ما حادثهای را به عنوان حادثهی قابل کنترل ارزیابی میکنیم، تمایل به استفاده از رفتارهای مقابلهای متمرکز بر مسئله داریم. اما در موقعیتهای دیگری که میدانیم عملکرد اثر مفیدی را بهوجود نخواهد آورد یا حتی ممکن است موقعیت و مشکل را بدتر سازد، ترجیح میدهیم که از رفتار مقابلهای متمرکز بر هیجان استفاده کنیم.
لازاروس و فولکمن (۱۹۸۶) طی بررسی و تحلیل عاملی روی پرسشهای مقیاس راه های مقابله، به چند سبک مقابله دست یافتند:
– رویارویی (ایستادگی و جنگیدن برای آنچه خواهان آنند)؛
– نادیده گرفتن مسئله، گویی که اتفاقی نیفتاده است؛
– درونریزی (ممانعت از اینکه دیگران در جریان آنچه اتفاق افتاده قرار بگیرند)؛
– جستوجوی حمایت اجتماعی (پذیرش همدردی دیگران در مورد آنچه اتفاق افتاده)؛
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
– سرزنش خود و خود را مقصر دانستن؛
– فرار- اجتناب (آرزوی اینکه زودتر این موقعیت تمام شود یا به نوعی ناپدید شود)؛
– طرحریزی برای حل مسئله.
شایان ذکر است که رویارویی (ایستادگی) و طرحریزی برای حل مسئله، از جمله راهبردهای شناختی – رفتاری برای حل مسئله است (تمرکز بر مسئله)، درحالی که بقیه شامل کوششهای شناختی – رفتاری برای کاهش آشفتگیهای هیجانی است (تمرکز بر هیجان).
کسانی که استرس را نوعی پاسخ تلقی میکنند، مراحل دیگری را در نظر میگیرند. این روان‌شناسان معتقدند پاسخ به عوامل تنشزا مراحل متفاوتی شامل مراحل زیر دارد:
الف) مرحلهی هشدار[۹۳]، که فرد متوجه عوامل تنشزا میشود و جهت فکریاش بهسوی آن جلب میشود؛
ب) مرحلهی ارزیابی که فرد ماهیت عوامل تنشزا را مورد ارزشیابی قرار میدهد و باتوجه به شخصیت و گذشته خود معنایی از آن برداشت میکند؛
ج) مرحلهی جستوجو برای یافتن سبکهای مقابلهای. در این مرحله ارگانیسم تلاش میکند تا بهتنهایی با عوامل تنشزا مقابله کند. بدیهی است اگر فرد سبک خاصی را برای مقابله نداشته باشد، مرحله بعدی بهوقوع میپیوندد؛
د) مرحلهی پاسخ به استرس که در این مرحله حالات هیجانی شدید مثل خشم بروز میکند و بدن درصدد پاسخ بر میآید (زگانز[۹۴] ،۱۹۸۸).
تفاوتهای فردی نیز در شیوه های مقابله تأثیر دارند. این تفاوتها که بر ارزشیابی و مقابله تأثیر دارند، تعیینکننده های مهم آسیبپذیری روانشناختیاند. تهدیدها و باورها نیز بر ارزیابی تأثیر میگذارند.
بسیاری از روش هایی که برای کاهش استرس بهکار میروند، در واقع ماهیت روانشناختی دارند. بازسازی شناختی بهمنظور، ایجاد تفکر مثبت درباره مشکلات زندگی، یکی از این روش‌هاست. به نظر مایکنبام[۹۵] ( ۱۹۷۷،۱۹۸۵) راهبردهای شناختی باید قبل از ابتلای مردم به افسردگی و اضطراب آموزش داده شوند. بهنظر او در مواجهه با وقایع تنشزا برای پیشگیری از بروز افسردگی و اضطراب باید سه مرحله را طی کرد:
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
۱٫ ارزیابی: درمانگر در مورد ماهیت مشکل با مراجعان به بحث و گفتوگو میپردازد تا از چگونگی ادراک او از موقعیت تنشزا آگاه شود.

(شکل ۱-۳ مدل تعامل اضطراب، تنش و مقابله، برگرفته از موس و اسکافر ۱۹۹۳)
۲٫ به کارگیری روش های کاهش استرس: فرد روش های متفاوتی نظیر تنشزدایی و آموزش خود را میآموزد.
۳٫ کاربرد روش های کاهش استرس در زندگی واقعی.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۱۵- راهبردهای سازشیافته و سازشنایافته

 

مقابله با استرس میتواند به شیوهای انجام پذیرد که به شخص کمک کند تا تنش را کاهش داده و بدن را به حالت تعادل خود برگشت دهد. این شیوه مقابله را راهبردهای سازشیافته می‌نامند. برخی از راهبردهای مقابله، پاسخهای سازشنایافتهاند که موجب میشوند، نیازها، تمایلات و تنش ارگانیسم شدیدتر شود و بدن در وضعیت بیثبات قرار گیرد.

 

۲-۲-۱۵-۱- مقابلهی سازشیافته

 

به کارگیری راهبردهای سازشیافته مقابله پیامدهای مثبت و طولانی مدت دارد. به این ترتیب که تنش به وسیله تلاشهای فرد کاهش مییابد و بهدنبال آن سطح عزتنفس و مهارت وی افزایش پیدا میکند و سلامت او تامین میشود. در عین حال شخص در برابر عوامل تنشزا که در آینده با آنان مواجه میشود نیز مقاومتر میگردد.
پاول و انرایت (۱۹۹۱) مقابله سازشیافته ابتدا شامل تشخیص خواسته ها و عوامل تنشزای بیرونی و آگاهی از منابع شخصی مقابله میشود؛ به این معنی که شخص اول باید نسبت به آنچه در جریان است، آگاهی پیدا کند. سپس باید بهدنبال راه حلهایی برای کاهش خواسته های بیرونی و تغییر زندگی، تعیین هدف، تصمیمگیری در مورد اولویتها در تنظیم زمان، ابراز وجود بیش از پیش، یافتن راه چاره برای کاهش خواسته های درونی (زمانی را صرف ایجاد آرامش بدنی خود کردن، تغییر الگوهای نامؤثر تفکر، ابراز هیجآنانی سرکوب شده و تلاش در جهت تغییر رفتار) بگردد.

 

۲-۲-۱۵-۲- مقابلهی سازش نایافته

 

راهبردهای سازش نایافتهی مقابلهای، شیوه هایی از مقابلهاند که مولد مشکلات بعدی هستند. پاول و انرایت (۱۹۹۱) مقابله سازشنایافته را اینطور توصیف میکنند: ناتوانی از تشخیص و فهم آنچه در جریان است (شامل تفسیرهای غیرمنطقی و مصیبتبار در مورد موقعیت موجود یا نشانه‌های جسمانی ناشی از موقعیت). راهبردهای سازشنایافته معمولاً به ایجاد حلقه معیوب افزایش اضطراب و نگرانی منجر میشوند. پاسخهای سازشنایافته شامل موارد زیر است: از دست دادن اعتماد به‌نفس، اجتناب از موقعیتی که مولد اضطراب است، کنارهگیری از حمایت اجتماعی، خشم و خشونت و خصومت، سوءاستفاده از داروهای آرامبخش، مصرف موادمخدر، مشکلات جسمانی و انتخاب “نقش بیمار”.
مقابله اجتنابی و برخی از جنبههای مقابله رویکردی از روش های سازشنایافته محسوب می‌شوند. موس و اسکافر (۱۹۹۳) مقابله اجتنابی (بخصوص خیالبافی و برونریزی هیجانی) را با سازش‌یافتگی پایین توأم میدانند و به ویژه برونریزی هیجانی را عامل خطرزایی محسوب میکنند که با افسردگی بیشتر، و دیگر شاخصهای ناکارآمدی ارتباط دارد. همچنین استفاده از مقابله اجتنابی با احساس تنش بیشتر در همان زمان و آینده ارتباط بیشتری دارد. علاوه بر آن، فرزندان مادرانی که عمدتاً بر مقابلههای اجتنابی متکیاند، ناکارآمدی بیشتری را تجربه میکنند.
جنبههای سازشنایافتهی مقابله رویکردی: اگر چه جستوجوی اطلاعات و حمایت، نوعی مقابله رویکردی است، ولی با افسردگی و الکلیسم رابطه دارد، به ویژه در مواردی که عوامل تنش‌زای حاد وارد عرصه میشوند و فرایند حل مسئله به طول میانجامد، زیرا جستوجوی حمایت میتواند حل مشکل را به تأخیر بیاندازد. گاهی ممکن است دوستان و اعضای خانواده از برقراری ارتباطهای باز در مورد عامل تنشزا بپرهیزند. گاهی هم ممکن است اشخاص از کسانی کمک بخواهند که نمی‌توانند به آنان کمک کنند. در مجموع، گردآوری اطلاعات و حمایت برای مهار عامل تنشزا کافی نیست.
جنبههای سازشیافته مقابله اجتنابی: شواهد نشان میدهند که گاهی اجتناب شناختی یا بی‌توجهی ممکن است روش مؤثری برای مواجهه با عوامل تنشزای کوتاه مدت باشد. برای مثال، انکار، در بین بیماران مبتلا به کرونر قلب در طول دوران بستری شدن در بیمارستان پیشبینی کننده وضعیت پزشکی آنان است. با وجود این پژوهشها نشان دادهاند بیتوجهی دراز مدت نسبت بهدرد و فشار که ویژگی مقابله سرکوبگرانه و انکار است، ممکن است بهکاهش توان دستگاه ایمنی و مقاومت کمتر در برابر بیماری بیانجامد (فایلا، ۱۹۹۱).

 

۲-۲-۱۶- مقابلهی غیرمؤثر

 

هر فرد روش خاصی برای مواجهه با استرس دارد. افرادی که با استرس برخورد مؤثر دارند، علاوه بر اینکه میدانند، چگونه باید کارهای معمول را انجام دهند، روش نزدیک شدن به موقعیت‌های خاص و تنشزا را نیز در اختیار دارند.
شیوه های غیرمؤثر مقابله به اشکال مختلفی بروز میکنند. واتز و کوپر[۹۶] (۱۹۹۲) انواع مختلف مقابله غیرمؤثر را به این نحو طبقهبندی کردهاند:
۱٫ انکار که شامل گریز (از واقعیات)، خیالبافی (فرار ذهنی) و اجتناب میشود؛
۲٫ مکانیسمهای نابهنجار که شامل هراسها، خود بیماریانگاری، فرافکنی، جابهجایی و دلیل تراشی میشود؛
۳٫ چرخه های معیوب که شامل رقابتجویی، کمالطلبی و وسواس فکری عملی است؛
۴٫ افکار نامناسبی نظیر حسرت خوردن، بازگشت، احساس قربانی شدن، سرکوبی، رفتار خود آسیبرسان، اعتیاد به کار، استعمال سیگار، مصرف الکل، اختلالهای خوردن و وابستگی به داروها.
با توجه به نقش مهم” مهارتهای مقابله با استرس “در سلامت بشر و تامین بهداشت روانی، متخصصان مختلف بر لزوم گسترش مطالعات مربوط به مقابله تاکید ورزیدهاند (کاپلان[۹۷]، ۱۹۸۱ ؛ لازاروس، ۱۹۸۲).

 

۲-۲-۱۷- سبکهای مقابله و نقش آن در بروز بیماریها

 

شناخت شیوه های مقابله میتواند در پیشگیری و همچنین در درمان اختلالها کاربرد داشته باشد. اقدامات پیشگیرانه در دوران نوجوانی و حتی کودکی از طریق آموزش روش های مختلف مقابله می‌تواند افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات یاری دهد.
یکی از روش های مؤثر در ارتقای توانایی کودکان و نوجوانان در مقابله با منابع استرس، آموزش مهارتهای حل مسئله است. منبع مداخلات درمانی نیز میتوانند عوامل تنشزا و تقویت مقاومت شخص (از قبیل منابع و فرایندهای مقابله) را هدف قرار دهند.
برای تعیین شیوه مطلوب مقابله با استرس، نمیتوان راهبرد یگآنانی را ارائه داد، بلکه، باید انعطاف کافی وجود داشته باشد و بهتناسب ارزیابی از موقعیت و ویژگیهای فردی به انتخاب مؤثرترین شیوه مقابله مبادرت ورزید. در موقعیتهای مهارشدنی و چالشپذیر فرایندهای مقابله رویکردی بیش از همه مؤثر واقع میشوند. اما در شرایطی که نمیتوان موقعیت را تغییر داد، فرایندهای مقابلهی اجتنابی کارآمدترند.
انجام فعالیتهای جایگزین، در موقعیتهایی که عامل تنشزا تغییرناپذیر است، میتواند منابع جدید ارضاءرا در اختیار شخص قرار داده و سازشیافتگی وی را افزایش دهد. لیکن همین فعالیتها در موقعیتهای مهارشدنی که شخص میتواند طی آن عمل سازنده اختیار کند، ممکن است نیروی شخص را در مسیر انحرافی که به حل مسئله منتهی نمیشود، به جریان اندازد و موجب ایجاد احساس گناه و شکست گردد.
در زمینه ارجحیت شیوه رفتاری یا شناختی مقابله نیز، شیفمن (۱۹۸۹)؛ به نقل از موس و اسکافر، (۱۹۹۳) به این نتیجه رسید که هر دو شکل پاسخ مقابلهای (رفتاری و شناختی) مؤثرند، ضمن آنکه ترکیب هر دو نوع نیز بر انتخاب جداگانه هر کدام برتری دارد.
اهمیت مقابله رفتاری- شناختی در این است که مستقل از عوامل تنشزا بهکار گرفته میشود. راهبردهای مقابله شناختی دربسیاری از موقعیتها میتوانند با انعطافپذیری مورد استفاده قرار گیرند و کمتر تحت تأثیر موقعیت واقع شوند. همانگونه که اشاره شد، متغیرهای متفاوتی در انتخاب راهبردهای مقابلهای نقش دارند. افراد با ویژگیهای متفاوت با روش های گوناگونی به مقابله با منابع استرس میپردازند. بروز بیماریهای گوناگون نیز با شیوه های مقابله رابطه نشان دادهاند؛ پژوهشهای بسیاری درمورد این رابطه ها صورت گرفتهاند که در پیخواهند آمد.
سالیان متمادی متخصصان اعتقاد داشتهاند که استرسهای شدید موجب تشدید بیماریهای مختلف جسمانی میشوند و حتی جان انسان را در معرض خطر قرار میدهند. بیماریهایی نظیر زخم معده، فشارخون و بیماریهای قلبی از استرس تأثیر بسیاری میگیرند. شواهد اخیر، حوزه بیماریهای مرتبط با استرس را وسیعتر کرده است. برای مثال در آزمایشهایی با انتقال بافتهای آلوده به سرطان به موشها، مشاهده شد که تومورها در حیواناتی که تحت شوک الکتریکی قرار گرفتند، سریعتر رشد کرده و زودتر ارگانیسم را دچار مرگ کردند (دیویدسن و نیل ، ۱۹۹۰).
پتروسکی و بیرکیمر[۹۸] (۱۹۹۱) مشاهده کردند که مقابله مستقیم قویترین عامل پیشبینی کننده نشانه های روانشناختی است. علاوه بر آن، ۲۵ تا ۳۵ درصد افرادی که نشانه های بیماری را گزارش میکردند، به میزان کمی از راهبردهای مقابله مؤثر استفاده کرده و رویدادهای تنشزای اخیر زندگی خود را با شدت بیشتری ادراک میکردند.

 

۲-۲-۱۸- ویژگیهای شخصیت و راهبردهای مقابله

 

کوباسا، مدی و کان [۹۹](۱۹۸۲) برای تبیین این موضوع که بعضی اشخاص در مواجهه با مقدار مشخصی استرس، بیمار میشوند و حال آنکه بعضی دیگر در برخورد با همان مقدار استرس سلامت خود را حفظ میکنند، از نظریه های شخصیت سود جسته و الگوی شخصیت سخترو را پیشنهاد دادهاند. شخصیتهای سخترو، اشخاصیاند که توانایی تحمل استرس را دارند. سه مشخصه بارز این اشخاص، تعهد، چالشگری و احساس مهار رویدادهای زندگی است. این ویژگیها با عوامل تعیینکننده شدت استرس از چندین نظر رابطه متقابل دارند. برای مثال، متعهد بودن موجب می‌شود تا فرد هنگام بروز استرس از حمایتهای اجتماعی برخوردار باشد.
مفهوم چالشگری نیز در ارزیابی شناختی نهفته است؛ یعنی باور به اینکه دگرگونی در زندگی امری عادی است و بیشتر باید آن را فرصتی برای رشد به شمار آورد. به همین ترتیب، احساس مهار رویدادهای زندگی، موجب میشود که فرد احساس کارایی داشته باشد و در موقعیتهای تنشزا برای تغییر موقعیت اقدام کند. افرادی که فاقد این ویژگیها هستند، با احتمال بیشتری در رویارویی با استرس در دام بیماریها در مییافتند.
فریدمن و روزنمن (۱۹۵۰؛ به نقل از گری[۱۰۰] ، ۱۹۹۹) با معاینه بیماران قلبی دریافتند که بیشتر این بیماران الگوهای رفتاری مشابهی دارند. آنان اهل رقابت و پرخاشگرند؛ به آسانی عصبانی می۲شوند؛ به کار اعتیاد دارند و تلاش میکنند تا فعالیتهای خود را در مهلت محدود به پایان برسانند. فریدمن و روزنمن اصطلاح تیپ A را برای این افراد بهکار بردند. در مقابل این افراد، گروه دیگری وجود دارند که آرامش و صبر و حوصله دارند که تیپ Bنامیده میشوند و حملات قلبی در آنان اندک است.
با بهره گرفتن از مصاحبه ساختاریافته میتوان به تیپ شخصیتی افراد پی برد. نوع پاسخهای مصاحبهشوندگان و رفتارهای آنان نظیر نحوه صحبت کردن و نشستن و حرکات بدنی، اطلاعاتی در زمینه نوع شخصیتی آنان بهدست میدهد. افراد با تیپ شخصیتی A ، معمولاً تند و بلند صحبت میکنند، صحبتهای مصاحبهگر را قطع میکنند؛ مرتب پای خود را تکان میدهند؛ با انگشتان خود بازی میکنند؛ احتمال وجود فشارخون، ناراحتی قلبی ، مصرف الکل و کشیدن سیگار یا مواد مخدر در آنان بیشتر است (آیزنک ، ۲۰۰۰).
افراد تیپ A بینهایت رقابتجو و اهل پیشرفتاند؛ به فوریتهای زمانی حساساند؛ آرامیدن برایشان دشوار است و اگر کارشان به درازا بکشد یا مجبور شوند با افرادی به زعم خود بیکفایت کار کنند، بیتابی و خشم نشان میدهند؛ آمیزهای از احساس فشار برای پیشرفت و احساس خصومت کلی در این افراد مشاهده میشود (اتکینسون و همکاران[۱۰۱] ، ۱۹۸۳).
افرادی که در مقابل استرس مقاوماند، خلاِ، امیدوار، دارای ذهنی باز و آماده برای یادگیری هستند. آنان برای سبک مناسب زندگی خود برنامه ریزی میکنند؛ خوشبیناند؛ بر سرنوشت خود کنترل و تسلط دارند و در تعیین سرنوشت خود نقش فعال دارند؛ بازخوردها و سبک عمل آنان منطقی است؛ به تغییرات و رویدادهای تنشزای زندگی به عنوان فرصت و چالش مینگرند، و با چالشها به روش حل مسئله برخورد میکنند (شفر، ۱۹۸۲).

 

۲-۲-۱۹- تیپهای شخصیت و راهبردهای مقابله

 

  • متغیر تعدیل کننده[20]
  • متغیر کنترل[21]
  • متغیر مداخله‌گر[22]

متغیرهای پژوهش براساس نوع مقادیری که می‌توانند اختیار کنند به دو دسته متغیرهای کمی و کیفی تقسیم می‌شوند اما انواع متغیرها براساس نقش آنها در پژوهش عبارتند از:
1. متغیر مستقل: متغیر مستقل متغیری است که در پژوهش‌های تجربی به وسیله پژوهشگر دستکاری می‌شود تا تاثیر( یا رابطه) آن بر روی پدیده دیگری بررسی شود.
2. متغیر وابسته: متغیر وابسته، متغیری است که تأثیر (یا رابطه) متغیر مستقل بر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد. به عبارت دیگر پژوهشگر با دستکاری متغیر مستقل درصدد آن است که تغییرات حاصل را بر متغیر وابسته مطالعه نماید.
3. متغیر میانجی: این متغیر به عنوان رابط بین متغیر مستقل و متغیر وابسته قرار می‌گیرد. متغیر میانجی می‌تواند بر جهت یا شدت رابطه متغیر مستقل و وابسته اثر بگذارد. با توجه به قابل سنجش بودن این متغیر یا هدف پژوهشگر این متغیر می تواند سه نقش زیر را داشته باشد
۳-۱- متغیر تعدیل کننده: اگر متغیر میانجی قابل سنجش و اندازه گیری باشد و پژوهشگر نیز بخواهد اندازه آن را بسنجد و در مدل وارد کند به آن متغیر تعدیل کننده گویند. متغیر تعدیل کننده متغیری است که بر جهت رابطه یا میزان رابطه متغیرهای مستقل و وابسته می تواند موثر باشد. اثرات این متغیر قابل مشاهده و اندازه‌گیری است. به متغیر تعدیل کننده گاهی متغیر مستقل فرعی نیز گویند. برای نمونه متغیر جنسیت در بررسی رابطه روش تدریس و یادگیری دانش‌آموزان یک متغیر تعدیل کننده است.
۳-۲- متغیر کنترل: اگر متغیر میانجی قابل سنجش و اندازه گیری باشد و پژوهشگر بخواهد اثرات آن را کنترل و در مدل حذف کند به آن متغیر کنترل گویند. چون در در یک پژوهش اثرات همه متغیرها قابل بررسی نیست، پژوهشگر اثرات برخی متغیرها را از طریق کنترل آماری یا کنترل‌های پژوهشی خنثی می‌کند. اینگونه متغیرها که اثرات آنها توسط پژوهشگر قابل حذف است را متغیر کنترل گویند. برای نمونه در بررسی رضایت دانشجویان مدیریت بازاریابی از سایت پارس مدیر، اثرات متغیر گرایش تحصیلی در رضایتمندی کاربران از سایت حذف شده است.
۳-۳- متغیر مداخله‌گر: اگر متغیر میانجی قابل سنجش و قابل حذف نباشد به یک متغیر مداخله گر تبدیل می شود. متغیر مداخله‌گر از دیدگاه نظری بر متغیر وابسته تاثیر دارد اما قابل مشاهده و سنجش نیست تا به عنوان متغیر تعدیل کننده محسوب شود و نه اثرات آن قابل خنثی کردن است تا به عنوان متغیر کنترل محسوب شود.
در پژوهش پیش رو متغیرهای مستقل و وابسته و روابط موجود در بین آنها مورد بررسی قرار گرفته اند مهمترین متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از:
3-4 فرضیات و مدل پژوهش
فرضیه یا انگاشته[23] یا یک توضیح برای یک رخداد است یا پیشنهادی برای اینکه چگونه چند رخداد با یک دیگر رابطه دارند. در تعریفی دیگر، فرضیه، به فرضی که گفته می‌شود که به عنوان یک توضیح و تفسیر آزمایشی بکار می‌رود و پایه پژوهش های بعدی را تشکیل می‌دهد. معمولاً تشکیل یک فرضیه، نخستین گام در حل مسالها مشکل است.
در روش پژوهش، فرضیه عبارت است از راه حل پیشنهادی پژوهشگر برای پاسخ به مسئله. به عبارت دیگر، ریشه یک فرضیه مناسب با انتخاب و بیان مسئله در هم آمیخته است. فرضیه ابزار نیرومندی است که پژوهشگر را قادر می‌سازد تا نظریه را به مشاهده و مشاهده را به نظریه ربط دهد. فرضیه یک قضیه شرطی یا فرضی است که تأیید یا رد آن باید بر اساس سازگاری مفاهیم آن و به استناد مدارک تجربی و دانش گذشته، آزمایش شود.
فرضیه نباید به شیوه‌ای صورت‌بندی شود که سزاوار ملاحظه و توجهات خاصی باشد، اما باید توجه داشت که امکان ندارد تصویر روشنی از مسئله، بدون داشتن یک یا چند فرضیه داشت. بنابراین، تنها موضوع مهم این است که فرضیه باید آگاهانه تشخیص داده شود و با مهارت صورت‌بندی شود تا از آن بتوان به عنوان محوری که پژوهش را هدایت می‌کند، استفاده کرد. فرضیه، قبل از جمع‌ آوری اطلاعات، تدوین می‌شود
پژوهش کنونی دارای 4 فرضیه می باشد که می توان به صورت زیر ارائه کرد :

  • فرضیه اول: آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد.

فرض H0: آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه ندارد.
فرض H1: آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد.

  • فرضیه دوم: آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارد.

فرض H0: آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه ندارد.
فرضH1: آموزش کارآفرینی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارد.

  • فرضیه سوم: آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد.

فرضH0: آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

ری سرمایه انسانی کارآفرینانه ندارد.
فرضH1: آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه دارد.

  • فرضیه چهارم: آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارند.

فرضH0: آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه ندارند.
فرض H1: آموزش کارآفرینی عملی تاثیر بسزایی بر شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه دارند.
شکل گیری عملکرد های کارآفرینانه
شکل گیری سرمایه انسانی کارآفرینانه
آموزش کارآفرینی

شکل 3-1 مدل تحقیق
doi:10.1016/j.jbusvent.2012.03.002
3-5 جامعه پژوهش
جامعه آماری[24] : عبارت است از مجموعه کامل اندازه‌های ممکن یا اطلاعات ثبت شده از یک صفت کیفی، در مورد گردآورده کامل واحدها، که می‌خواهیم استنباط‌هایی راجع به آن انجام دهیم.
جامعه آماری به مجموعه افراد، اشیاء و یا به طور كلی پدیده ها ی اطلاق می شود كه محقق می تواند نتیجه مطالعه خود را به كلیه آنها تعمیم دهد. جامعه آماری تحقیق با یک یا چند صفت مشترك شناسایی می شود.
در بیشتر موارد به سبب حجم گسترده جامعه آماری، مراجعه به كلیه آحاد جامعه و مطالعه تك تك آنها امكان پذیر نیست. در این صورت محقق ناگزیر است كه بخشی از جامعه آماری را مورد مطالعه قرار داده و نتیجه بررسی را به تمامی جامعه آماری تعمیم دهد. مراجعه به بخشی از جامعه آماری جهت شناسایی همه آن را روش نمونه گیری می نامند.
منظور از عمل گردآوردن داده‌ها، استخراج نتایج درباره جامعه می‌باشد. یا به بیان ساده‌تر، در هر بررسی آماری، مجموعه عناصر مورد نظر را جامعه می‌نامند در نتیجه جامعه، مجموعه تمام مشاهدات ممکن است که می‌توانند با تکرار یک آزمایش حاصل شوند
جامعه­ آماری پژوهش، جامعه ی آماری پژوهش، فارغ التحصیلان رشته کارآفرینی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و دانشگاه تهران، دانشجویان رشته كارآفرینی موسسات فنی و حرفه ای می باشد.
3-6 قلمرو پژوهش
الف: قلمرو مکانی: استان تهران
ب: زمانی: از تاریخ توزیع پرسشنامه به مدت 3 ماه
ج: موضوعی:
بررسی اثر آموزش کارآفرینی بر شکل گیری سرمایه انسانی و عملکرد های کارآفرینانه
3-7 حجم نمونه و روش نمونه گیری :
نمونه در آمار به تعدادی از اجزا انتخاب شده با روش تصادفی از یک جامعه آماری گفته می‌شود که با بررسی مشخصات در نمونه فرضیات آماری در جامعه مرجع قابل پژوهش می‌باشند. اگر بخواهیم موضوعی خاص را در مورد جامعه‌ای بررسی کنیم، می‌توانیم تک تک اعضای آن مجموعه را مورد بررسی قرار دهیم. اما در راهی ساده‌تر می‌توانیم موضوع را درمورد تعداد محدودی از جامعه آماری (که به تصادف، با دقت و مطالعه لازم انتخاب می‌شوند و تعدادشان به فراخور اندازه جامعه آماری تغییر می‌کند) بررسی کرده و نتیجه را به آن جامعه نسبت دهیم. در اینصورت مشکلاتی مانند در دسترس نبودن تمام اعضای جامعه، وقت‌گیر بودن، هزینه بالا و از بین رفتن جامعه در برخی مطالعات، مرتفع می‌گردند.حجم نمونه در این پژوهش با بهره گرفتن از فرمول کوکران به دست خواهد آمد.

۲-۶-۲- شرایط اعمال قاعده

 

از متن بیان شهید ثانی برمی آیدکه عناصر لازم برای رفع مسئولیت به قرار زیر است:

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

۲-۶-۲-۱- موثر بودن هشدار

 

هشدار بایستی به نحوی موثر باشدکه هشدار و اعلام خطر را به سمع کسانی که در معرض خطر هستند برساند. بدیهی است که این اعلام خطربا توجه به مکان و موضوع خطرآفرین متفاوت خواهد بود و لکن این هشدار باید به گونه ای باشد که در صورت لزوم هشدار دهنده بتواند ثابت کند که در حد متعارف هشدار لازم را داده است و برای محکمه هم با توجه به عرف متعارف در خصوص موضوع خاصی که نسبت به آن مرافعه شده است قابل قبول باشد که اعلام خطر صورت گرفته است. بنابر این اگر عیب کالا پنهان یا وضعیت عیب مخفی داشته باشد، به نحوی که مصرف کننده با بررسی متعارف قادر به کشف آن‌ ها نباشد و قصور در نحوه‌ی راهنمایی و هشدار از سوی عرضه کننده به مصرف کننده صورت پذیرد و منجر به ضررشود‌، از آن جا که عرضه کننده می‌بایست بنا به شرط بنایی و قاعده‌ی وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی آگاهی‌های مقدم بر مصرف را به خریدار اعلام می‌کرد و آن را طوری در معرض سایر مصرف کنندگان قرار می‌داد که برای آن‌ ها هم شناخته شده می‌شد‌، عرضه کننده بنا به قاعده‌ی تحذیر ضامن خسارت وارده است. زیرا وی وظیفه داشته تمام خطرات را به خریدار در حد متعارف و با شرایط مذکور در قاعده‌ی تحذیر را به خریدار و مصرف کننده آموزش دهد.
یکی از این شرایط‌، ضروری بودن اعلام خطر به نحوصریح و متعارف است و بدیهی است که یکی از طرق راهنمایی و هشدار مصرف کننده ضرورت تحویل بر چسب‌ها و بروشور‌های مربوط به رعایت نکات لازم الرعایه در استفاده از کالا است.
قصور از افشای اطلاعات مزبورموجب نقض تعهد به دادن اطلاعات گشته و در صورت حدوث خسارت ضمان خواهد بود. بنا بر این در صورتی که استفاده نادرست کالا باعث بروزصدمات جسمی می‌شود و یا منجر به حوادث جبران ناپذیری می‌گردد، الصاق یک بر چسب با نوشته ای که با چشم غیر مسلح به سختی می‌توان از محتویات آن مطلع شد و در ضمن پرهیز از نوع خطربزرگ داده نشود و از عبارات کلی استفاده شود‌، مثلاً نوشته شود: برای سلامتی مضر است و یا سفید کننده با اسید ترکیب نشود. این گونه هشدار‌ها مانع ضمان هشدار دهنده نمی‌باشد چراکه هشدار به طور صحیح و متعارف صورت نگرفته است. در این موارد اگر چه مصرف کننده مباشر تلف بوده‌، اما سبب اقوی از مباشر است و ضمان بر عهده تولید کننده است.

 

۲-۶-۲-۲- شنیدن هشدار

 

خسارت دیده باید هشدار را شنیده باشد یعنی اگر مصدوم کر و ناشنوا باشد یا صداهای دیگر چنان در محیط پیچیده باشد که بر صدای هشدار دهنده غالب بوده و مانع رسیدن هشدار وی به مخاطبین باشد و یا صدای هشدار دهنده نارسا و مبهم باشد به گونه ای که نتواند هشدار خود را صریح و آشکار به دیگران برساند و به همین دلیل هشدار وی به مجنی علیه نرسیده باشد و سایر عللی که می‌تواند مانع رسیدن هشدار به مخاطب باشد، ضمان تیرانداز (رامی) را زایل نکرده و ضمان بر عهده‌ی وی باقی می‌باشد. بدیهی است که رساندن اطلاعات و هشدار در هر کالایی حسب مورد متفاوت است مثلاً در خصوص کالایی که ازکشور دیگر وارد می‌شود و به زبان بیگانه است‌، از راه ترجمه بروشور و بر چسب می‌باشد. در مورد کالاهای پیچیده از طریق آموزش متخصص مربوطه است. لذا اگر تولید کننده یا عرضه کننده هشدار‌های لازم و خطرات احتمالی و هم چنین طریقه صحیح مصرف را توسط بر چسب‌ها الصاق نماید و بورشورهای مربوط به نکات ایمنی را تحویل نماید‌، لیکن به دست مصرف کننده نرسد به عنوان مثال بر چسب قبل از رسیدن به دست مصرف کننده جدا شود‌، ضمان هم چنان بر عهده‌ی تولید کننده و عرضه کننده باقی می‌ماند.زیرا وی احتیاط لازم در نصب هشدار‌ها انجام نداده و به تبع آن هشدار به مصرف کننده نرسیده است و نقص در الصاق هشدار نتوانسته رافع ضمان از باب تحذیر باشد. لذا از باب قاعده‌ی تسبیب ضامن خسارات وارده است مگر این که علل خارجی مانند قوای طبیعی‌، دخالت اشخاص ثالث و فعل زیاندیده در این عمل دخالت داشته باشد‌، در صورت احراز هر یک از موارد مذکور ضمان تولید کننده رفع می‌شود.

 

۲-۶-۲-۳- امکان گریز

 

امکان دور شدن از صحنه خطر برای مخاطب وجود داشته باشدکه در این مبحث، داشتن زمان کافی جهت گریزاز صحنه خطر‌، دارا بودن توانایی وقدرت جسمی لازم برای دور شدن از صحنه خطر و سایر شرایط و اوضاع و احوال که اجازه دور شدن را به متضرر بدهد باید فراهم بوده باشد. مثلاً در خصوص کالاهای بسته بندی شده کالا نباید قبل از خارج شدن از بسته بندی ایجاد خطر نماید. ضمان درفرض فقدان هر یک از عناصر مذکور همچنان بر عهده‌ی عرضه کننده باقی می‌ماند.( جعفری تبار‌، ۱۳۷۵)

 

۲-۶-۲-۴- فعل شخص

 

هشدار گیرنده خود را در معرض خطر قرار داده باشد.با توجه به روایات وارده در خصوص قاعده‌ی تحذیر‌، در صورتی که هشدار گیرنده با محقق شدن سایر شرایطی که در رافعیت ضمان هشدار دهنده ذکر شد، خود را در معرض خطر قرار دهد، به عبارت دیگر بدون توجه به هشدار دست به اقدامی زند که نتیجه زیان باری داشته باشد‌، ورود خسارت به استناد قاعده‌ی اقدام نتیجه فعل هشدار گیرنده است.مثلاً اگر مصرف کننده اقدام به بی مبالاتی کند‌، خود ضامن است زیرا خطر آشکار نیاز به هشدار ندارد. در عرف کسی ادعا نمی‌کند که فروشنده‌ی قیچی فلزی باید از خطرات قطع سیم برق توسط قیچی هشدار دهد. زیرا وی با علم به خطر و ضرر اقدام به فعل زیان بار نموده است و در صورت بروز خسارت ضمانی متوجه عرضه کننده و تولید کننده نخواهد بود. اگر مصرف کننده بر اثر استفاده‌ی نامتعارف خسارتی به بار آورد، بنا به قاعده‌ی اقدام و قاعده‌ی اتلاف ضامن خسارات وارده است زیرا نیازی نیست تا خطر‌های ناشی از استعمال نامتعارف ناشی از آن‌، آموزش داده شود. به عنوان مثال به خریدار شمع تذکر داده نمی‌شود که ادکلن را بر روی شمع نریزد. در موارد فوق ورود خسارت به استناد قاعده‌ی اقدام‌، نتیجه‌ی فعل هشدار گیرنده است و بنا بر قاعده‌ی تحذیر رافع ضمان هشدار دهنده است‌، در صورتی که ادعای خود را ثابت نماید.

 

فصل سوم: ارائه اطلاعات

 

فصل سوم
ارائه اطلاعات

 

۳-۱- نقش ارائه اطلاعات به مصرف کننده کالا در نظریه تضمین سلامت

 

حق بر خورداری از کالا و خدمات سالم‌، با کیفیت مناسب و عاری از عیب و خطرات‌، از ابتدایی ترین حقوق مصرف کننده است.مصرف کننده در دنیای پیچیده تولید در بسیاری موارد از ترکیبات کالا‌، کیفیت تولید و طرز استفاده از آن‌، اطلاعاتی در دست ندارد. مصرف کننده به طور معمول نه کیفیت کالا را می‌شناسد و نه بر موارد زیان آن وقوف دارد. چه بسا ممکن است در روند تولید کالاهایی ساخته شودکه معیوب باشند و مصرف کننده با بهره گرفتن از این محصولات دچار زیان گردد. از طرفی پیشرفت صنایع و پیچیدگی نظام تولید مصرف کننده را در مقابل این روند بی دفاع می‌سازد و سلامت و ایمنی آن‌ ها را در مواردی تهدید می‌کند.در چنین موارد چه تضمینی برای حمایت از این قشر در مقابل عرضه کننده وجود دارد؟ این در حالی است که حمایت‌های قانون گذار از مصرف کننده‌ی کالای معیوب و خطرناک و ایجاد مسئولیت برای تولید کننده موجب ارتقاء سلامت جامعه و امنیت و کیفیت کالاها خواهد شد. فراهم کردن زمینه رعایت حقوق مصرف‌، حمایت از مصرف کننده و ایجاد تعادل بین روابط این قشر با عرضه کننده را موجب می‌شود. چراکه حقوق مصرف از این واقعیت هستی می‌یابد که صاحبان حرف به لحاظ اطلاعات و معلومات فنی و غالباً امکانات مالی نسبت به مصرف کنندگان در وضعیت برتری قرار گرفته اند.(ابراهیمی‌، ۱۳۹۱)
تعهد به ارائه اطلاعات از مفاهیم حقوقی است که سابقه و ریشه ای طولانی داشته و امروزه در حقوق مصرف کننده به طور چشمگیر مورد توجه قرار گرفته است.تا قبل از انقلاب صنعتی بخش عظیمی از مردم مصرف کننده تولیدات خود بودند. تولیدبرای ارائه به بازار مصرف دیگران‌، بخش کوچکی از فعالیت‌های اقتصادی را تشکیل می‌داد به گونه ای که مصرف کننده به مفهوم امروزی وجود نداشت. لیکن انقلاب صنعتی این وضعیت را در هم شکست و بخش عظیمی ازمردم مصرف کننده‌ی کالاهایی شدندکه دیگران تولید می‌کردند.
عکس مرتبط با اقتصاد
با این وضعیت مصرف کنندگان برای استفاده و به کارگیری صحیح اموال و کالاهای خریداری شده از دیگران به کسب اطلاعات لازم وضروری نیاز پیدا کردند. اطلاعاتی که آن‌ ها را در استفاده بهینه از منابع راهنمایی نموده و خطر‌ها و آثار جنبی زیان بار آن را گوشزد نماید. فروشندگان و سازندگان مکلف به ارایه‌ی اطلاعات و راهنمایی‌های لازم راجع به طرز استفاده از کالا به مصرف کنندگان و اطلاع رسانی نسبت به عیوبی شدند که از وجود آن مطلع هستند و یا باید مطلع باشند. الزام به این تعهد با مقاومت‌هایی روبرو بود چراکه حقوق دانان معتقد بودندکه در جامعه ای آزاد هر کس می‌بایست خودش در پی کسب اطلاعات مورد نیاز خود باشد، بدون این که کسی مکلف به ارائه اطلاعات به وی گردد. این مقاومت به تدریج در هم شکست زیرا با بروز تفاوت قابل توجه در میزان اطلاعات طرفین‌، این فکر پاسخگو نبود. چون اصل آزادی قرار دادی و استقلال اراده به دلیل جود همین تفاوت و عدم تعادل منجر به پایمال شدن حقوق طرف ضعیف تر به وسیله‌ی طرف قوی تر می‌شد. به ویژه که پیچیدگی‌های روز افزون محصولات و خدمات به این عدم تعادل دامن می‌زد. به همین دلیل حقوق دانان ناگزیر از پذیرش و تحمیل این تعهد بر سازندگان و عرضه کنندگان شدند چراکه هدف و رسالت اصلی حقوق ایجاد تعادل و حمایت از طرف ضعیف می‌باشد.
لیکن نظام حقوقی برای تحمیل این تکالیف نیاز به تنظیم قواعد و احکامی داشت که مجموع این قواعد نهاد حقوقی تعهد به ارائه اطلاعات را تشکیل داد. (braeunig ,1986)وظیفه تعهد به دادن اطلاعات و اعتماد سازی از قوانین الزام به راستگویی و امانت داری نشات گرفته است که بیشتردر حرفه‌هایی چون وکالت و پزشکی کاربرد داشت.(potter,2000) اما در قلمرو قراردادها اصل مشابهی به نام اصل حسن نیت حاکم است که طرفین را به مشارکت‌، همکاری و درستکاری و دادن اطلاعات لازم به همدیگر در اجرای قرار داد، تفسیر و تکمیل آن ترغیب می کند. تا جایی که اگر هر طرف نسبت به قرارداد خرید و فروش یک عیب عمده و اساسی را که مطابق اصل حسن نیت ملزم به افشای آن است را پنهان نماید یا آشکار نسازد، سکوتش متقلبانه محسوب می‌شود. چراکه هدف حقوق در دعاوی ناشی از عدم ارائه اطلاعات این است که هر زمان عدالت انصاف و معامله مبتنی بر حسن نیت ایجاب کند‌، تعهد به ارائه اطلاعات الزامی است.( keeton ,1937 prosser an (از این رو که تعهد به ارائه اطلاعات علاوه بر کسب مشروعیت برای عرضه کننده اخلاقاً بر پایه‌های ضرورت رعایت حسن نیت در هنگام مذاکرات پیش از انعقاد‌، مرحله‌ی انعقاد و اجرای قرار داد نیز استوار است. لذا تعهد به ارائه اطلاعات به مصرف کننده کالا متکی بر مبانی و قلمرو خاص به خود قرار دارد. (جنیدی‌، ۱۳۸۱)

 

۳-۱-۱- مبانی تعهد به ارائه اطلاعات به مصرف کننده کالا

 

درمقررات کلاسیک از جمله قانون مدنی مقرره ای که تعهد به ارائه اطلاعات را به صورت آمرانه به فروشنده یا عرضه کننده تحمیل نماید وجود ندارد.اما می‌توان مبانی این تعهد را از دیگرمواد قانون مدنی استنتاج کرد، که در ذیل به آن اشاره می‌شود:

 

۳-۱-۱-۱- تسلیم کالا

 

ماده‌ی ۳۶۷ قانون مدنی در تعریف تسلیم چنین آورده است که تسلیم عبارت از دادن مبیع به تصرف مشتری است به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد. لیکن منظور از تسلیم تنها مفهوم مادی و فعلی آن نیست.این مفهوم بیشتر جنبه سلطه معنوی و عرفی دارد و مقصود این است که کالا چنان در اختیار مشتری قرار گیرد که عرف او را مسلط به مال بداند.به نحوی که هر عملی که به طور معقول و متعارف می‌خواهد. (کاتوزیان‌، ۱۳۷۱) از این رو کیفیت و چگونگی تسلیم به عرف واگذار شده است. ماده ۳۶۹ قانون مدنی در این زمینه اشاره می‌کندکه تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلف است و باید به نحوی باشد که عرفاً آن را تسلیم گویند. ممکن است در مورد کالایی صرف در اختیار قرار دادن تسلیم محسوب شود‌، اما در مورد کالای پیچیده ای مثل کامپیوتر صرف تسلیم مادی کفایت نمی‌کند بلکه باید تسلیم به گونه ای باشد که مشتری بتواند از آن استفاده کند و آن در صورتی ممکن است که اطلاعات ضروری در خصوص بهره برداری از آن نیز تسلیم وی شود.
الزام تسلیم فروشنده به تسلیم مبیع ریشه قرار دادی دارد و ناشی از عقد بیع می‌باشد. بند ۳ ماده ۳۶۲ قانون مدنی یکی از آثار بیع را التزام بایع به تسلیم مبیع می‌داند و این تسلیم باید به گونه ای باشدکه مصرف کننده را قادر به استفاده مطلوب از کالا بنماید‌، بنابر این فروشنده باید اطلاعات ضروری و لازم در خصوص استفاده بهینه از کالا و چگونگی بهره برداری صحیح از آن و هم چنین عیب‌ها و خطرات پنهانی موجود در آن و طرق اجتناب از خطر‌های احتمالی آن را در اختیار مصرف کننده قرار دهد‌، تا تسلیم تحقق یابد. لذا تسلیم کالا وقتی تحقق می‌یابد که کالا برای مصرف کننده قابل استفاده باشد، خودداری از اجرای این تعهد توسط عرضه کننده به منزله امتناع از تسلیم کالا می‌باشد و به ویژه در موردی اهمیت پیدا می‌کند که استفاده از مبیع به علت جهل نسبت به عیوب و خطرات موجود در کالا موجب بروز خسارت نسبت به خود کالا یا استفاده کننده و یا دیگران باشد. در این گونه موارد عرضه کننده مشمول تعهد یا تضمین کلی ناظر به ایمنی می‌شود.
قانون متحد الشکل بیع بین المللی در تعریف تسلیم در ماده ۱۹ مقرر داشته است که تسلیم عبارت است از تسلیم و تقدیم کالایی که مطابق با قرارداد است.لذا اگر کالایی معیوب تحویل شود‌، تسلیم صورت نمی‌گیرد مگر این که اطلاعات لازم در خصوص عیوب و خطر‌های پنهان موجود در آن و اطلاعات ضرورری دیگر به همراه کالا به مصرف کننده تسلیم شود. از طرفی بنا به ضرورت تسلیم کالا مطابق با قرارداد‌، اگر عرضه کننده کالایی معیوب تسلیم نماید بدون این که اطلاعات لازم را در خصوص عیوب و خطر‌های پنهانی و چگونگی بهره برداری‌، استفاده از کالا و اطلاعات ضروری دیگری ارائه دهد‌، تسلیم مطابق با قرارداد صورت نگرفته است.(جنیدی‌، ۱۳۸۱)
علاوه بر این ارائه اطلاعات از لوازم عرفی مبیع و تابع آن است و طبق قاعده کلی هر کس ملتزم به عملی شود‌، نسبت به تهیه مقدمات و لوازم آن نیز ملتزم خواهد بود. بنابر این ارائه اطلاعات در خصوص اموال معیوب و خطر ناک و کالاهایی که بهره برداری از آن‌ ها احتیاج به راهنمایی و ارائه دستورهای ضروری دارد‌، یک امر عرفی است که هم از ناحیه عرف خاص سازندگان و فروشندگان این نوع کالاها پذیرفته شده و هم از ناحیه عرف عام خریداران و مصرف کنندگان لازم شمرده شده است. هر چند که طرفین در ضمن عقد نسبت به آن تصریحی نداشته وحتی نسبت به آن جاهل باشند.

 

۳-۱-۱-۲- شرط ضمنی

 

شرط یا به صراحت در ضمن عقد بیان می‌شود یا از طبیعت عقد و عرف و عادت به طور ضمنی استنباط می‌شود. شرط ضمنی وسیله بیان و کشف اراده و هم چنین تکمیل قرار داد است. تعهد به ارائه اطلاعات لازم در خصوص چگونگی بهره برداری و استفاده از کالا از فروشنده به خریدار به عنوان شرط ضمنی در قرارداد بر مبنای عقل و عرف و عادات قراردادی قابل توجیه می‌باشند. از این رو در هر قرارداد فروشنده به طور تبعی متعهد می‌شود که کلیه اطلاعات ضروری در خصوص طرز استفاده ناشی از کالا‌، خطر‌های موجود در آن‌، طرق اجتناب از خطر ضرر و زیان‌های احتمالی ناشی از استفاده کالا و عیوب پنهانی کالا را در اختیار خریدار قرار دهد. (کاشانی‌، ۱۳۶۰)
سلامت کالا جزء شروط ضمن عقد است. کسی که کالایی را خریداری می‌کند ظاهر در سلامت کالا است و لذا در هنگام معامله سلامت را شرط نمی‌کنند. به عبارت دیگر در عقد بیع اطلاق‌، عقد اقتضاء می کند که مبیع سالم و بدون عیب باشد. لذا توافق در هر عقد بر مبنای سلامت موضوع آن واقع می‌شود. توجه خریدار و فروشنده به کالای سالم به اندازه ای است که نیازی نمی‌بینند تا وجود این وضعیت را در مورد معامله شرط کنند. فروشنده عیوب پنهانی مبیع را تضمین می‌کند و خریدار نیز به اعتماد همین تضمین ثمن را می‌پردازد.
علت تضمین مزبور این است که فروشنده باید برای خریدار یک تصرف مفید فراهم نماید. از این رو به جهت عیوب پنهانی که باعث می‌شودکالا برای هدف مورد نظر نامناسب باشد یا این که به طور قابل توجهی استفاده مورد نظر از آن کاهش بدهد‌، مسئول است. نتیجه این است که اگر فروشنده به این شرط و تعهد ضمنی عمل ننماید و کالای خطرناک را به خریدار تسلیم نماید‌، مطابق قانون مدنی خریدار می‌تواند عقد را بر مبنای خیار عیب فسخ نموده و یا مطالبه ارش نماید. هم چنین است اگر خریدار به واسطه‌ی عیب و خطر موجود در کالا متحمل زیان شود، فروشنده باید زیان‌های وارده را جبران نماید. این مسئولیت از یک طرف قهری است( ماده‌ی ۳۳۱ قانون مدنی و ماده یک قانون مسئولیت مدنی ) و از طرف دیگر به جهت نقض شرط ضمنی قراردادمسئولیت قراردادی شناخته می‌شود. (مواد ۲۲۱ و۲۲۶ قانون مدنی )
لذا برای این که فروشنده از مسئولیت به موجب نقض شرط ضمنی سلامت مبیع معاف شود، باید اطلاعات لازم و ضروری در خصوص مبیع را به اطلاع خریدار برساند. البته این بدین معنی نیست که ارائه اطلاعات‌، عیب و خطر موجود در کالا را مرتفع می کند بلکه مصرف کننده را آگاه به وجود عیب می‌سازد و این امر باعث می‌شودکه عرضه کننده مسئولیتی در قبال کالای عرضه شده نداشته باشد. چرا که کالا باید مطابق ضوابط استاندارد و شرایط مندرج در قوانین مربوطه تولید و عرضه گردد و صرف ارائه اطلاعات در مورد عیوب یک کالا نباید عرضه کننده را از مسئولیت بری کند. زیرا رعایت حقوق مصرف کننده ایجاب می کند که کالاهای موجود در بازار از صحت و سلامت برخوردار باشند و صرف عرضه کالای معیوب مسئولیت آور باشد.

 

۳-۱-۱-۳- مطابقت کالا با قرارداد

 

حقوق دانان در مورد مطابقت کالا با با قرارداد به دو دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته از آن‌ ها به مفهوم کلی اجرای قرارداد (که غالباً وابسته به تعهد تسلیم مبیع است ) و دسته دیگر به مفهوم تعهد تضمین شده (که غالباً به وسیله اعمال مختلف‌، ضمانت اجرا می‌یابد)، متوسل می‌شوند.تعهدات و تضمین‌های ضمنی مزبور به موجب قانون‌، صرف نظر از قصد فروشنده یا قصد مفروض طرفین قرارداد یا به مقتضای عرف و عادت، به عنوان بخشی از تعهدات قراردادی فروشنده مطرح می‌باشند. چراکه تضمین‌های ضمنی مبنای مهمی در خصوص طرح دعاوی مسئولیت تولید کنندگان و عرضه کنندگان کالاهای معیوب و خطرناک می‌باشند.
عمده ترین تضمین‌های عرضه کنندگان عبارت از تضمین ضمنی کیفیت مطلوب‌، تضمین ضمنی شایسته بودن برای هدف خاص‌، بری بودن کالا از عیوب پنهانی است که دو مورد اخیر در مفهوم تضمین ضمنی کیفیت مطلوب نیز جای می‌گیرد.
مورد معامله در هر قرارداد خرید و فروش باید با تعهدات و تضمینات ضمنی مزبور مطابقت داشته باشد و یکی از معیارهای تامین مطابقت این است که عرضه کننده‌، اطلاعات ضروری را به آگاهی مصرف کنده برساند. بنابراین وی موظف است کالای سالم و نامعیوب را به مصرف کننده تسلیم نماید و برای آن که کیفیت مزبور در کالا تامین شود‌، باید کالایی تسلیم شود که بدون عیب و خطر باشد و هم چنین اطلاعات ضروری در خصوص چگونگی بهره برداری از کالا و استفاده بهینه از آن را به اطلاع مصرف کننده برساند تا این که کالا متناسب با مقاصد معمول و متعارفی باشدکه کالاهایی از همان نوع‌، برای آن مقاصد مورد استفاده قرار می‌گیرند.
هم چنین در صورتی که کالای موضوع تعهد از عیوب و خطر‌های پنهان برخوردار باشد، به موجب تضمین ضمنی بری بودن کالا از عیوب پنهان و تضمین ضمنی سلامت که از فروع تضمین ضمنی کیفیت مطلوب می‌باشد‌، هر عرضه کننده ای موظف است که طرق اجتناب از خطرات احتمالی آن‌ ها را به اطلاع مصرف کننده برساند. ضمن این که ارائه اطلاعات و موضوع آن بستگی به طبیعت کالای موضوع تعهد دارد. هم چنین عدم ارائه اطلاعات موجود نقض ضمنی کیفیت مطلوب و در نتیجه نقض قرارداد می‌شود‌، مگر اینکه مصرف کننده از عدم مطابقت مطلع باشد.

 

۳-۱-۱-۴- مسئولیت محض

 

قسمت الف از بخش ۴۰۲ مجموعه مقررات مسئولیت مدنی ایالات متحده امریکا‌، مسئولیت خاص عرضه کنندگان کالا رادر مورد صدمات بدنی وارده بر مصرف کننده‌، موجد نوعی مسئولیت مدنی می‌داند و بیان می‌دارد: کسی که کالایی را در وضعیت ناقص یا معیوبی که به طور غیر متعارفی به حال مصرف کننده یا اموال وی خطرناک است، عرضه کند، نسبت به زیان‌های بدنی و مادی که به واسطه آن به مصرف کننده یا اموال وی وارد می‌شود‌، مسئول است. از این رو حقوق دان‌ها با تفسیر نسبتاً وسیع از خطر غیر متعارف‌، سازندگان این چنین کالایی را مسئول شناخته اند. حتی آن‌ ها در این نوع تفسیر گاه عدم ارائه اطلاعات را بدون این که بتواند تقصیرمحسوب شود، منشا مسئولیت دانسته اند.آن‌ ها در واقع نوعی مسئولیت محض را در نتیجه عدم ارائه اطلاعات پذیرفته اند. (۲۰۰۹geistfed. (یکی از این امور جایی است که سازنده خود خطر احتمالی ناشی از کالا را نمی‌داند تا آن را اعلام کند. با این همه عدم ارائه اطلاعات در این موارد نیز گاهی موجب مسئولیت شناخته شده است، گرچه خطر قابل پیش بینی نبوده است.( جنیدی‌، ۱۳۸۱)
درحال حاضر دادگاه‌های امریکا گرایش دارندکه سطح بسیار بالایی از مراقبت و احتیاط در تهیه و آزمایش داروهایی که آثار آن‌ ها شناخته شده نیست و همین طور اطلاع رسانی نسبت به آثار آن‌ ها را بر سازندگان تحمیل کنند. در واقع پذیرش نظریه مسئولیت محض به این دلیل است که مصرف کنندگان قادر نیستندکه همه خطرات یک کالا را ارزیابی کنند. از این رو رعایت احتیاط در طرح‌، ساخت و مواد کالا و نیز ارائه اطلاعات نسبت به طرز استفاده از ان برای رهایی سازنده از مسئولیت کافی نیست بلکه سازنده مکلف است تغییرات احتمالی کالا و خطر ناشی از ان را پیش بینی کند.

 

۳-۱-۱-۵- ممنوعیت تبلیغات خلاف واقع

 

حقوق دانان عملیات تبلیغاتی سازندگان و عدم اطلاع رسانی کافی به مصرف کنندگان را یکی از دلایل گسترش مسئولیت تولید کنندگان تلقی کرده اند و بر این باورند که این گسترش مسئولیت باعث می‌شود تولید کنندگان در توصیف کالایشان دقت کافی مبذول دارند. این در حالی است که تولید کنندگان و فروشندگان معمولاً برای بازار یابی‌، نیازمند تبلیغ کالاهایشان هستند و این از اصول اقتصاد و بازار یابی است و تا زمانی که جنبه کاذب به خود نگیرد، نه تنها در بازار تولید و مصرف مفید است بلکه لازم هم است. از این رو معمولاً صاحبان کالا علاقه مندند که برای فروش کالای خود متوسل به تبلیغات شوند تا انسان‌ها را در برابر فشار‌های درونی ناشی از آن به خرید و مصرف کالا ترغیب نمایند. اما گاهی این تبلیغات وجه کاذبی به خود می‌گیرد و مصرف کننده در پایان در می‌یابد که چیزی در خور آن همه تعریف و تبلیغ نیافته است.
در عین حال تبلیغات اگر کاذب باشد، موجب تدلیس مصرف کننده می‌گردد. تدلیس به معنای فریب دادن وپنهان کردن به دو شکل واقع می‌شود.تدلیس مثبت و حقیقت ناقص که معمولاً همراه با عدم افشای اطلاعات و پنهان کردن موثر اطلاعات افشا نشده است.
گاهی طرف مطلع یک تدلیس مثبت با حقیقت نیمه راست را ایجاد می‌کند‌، گاهی نیز یک سکوت تقلب آمیز دارد. در نظام حقوقی کامن لا هیچ عدم افشاء اطلاعات به طور محض تدلیس محسوب نمی‌شود. Annual report.2005) (. عرضه کننده علاوه بر تکلیفی که بر ارائه اطلاعات به مصرف کنندگان دارد‌، باید از دادن اطلاعات غلط یا ناقص نیز منع شوند و نباید به وسیله تبلیغات خلاف واقع بازار مصرف را نیز از آن خود نماید و مصرف کنندگان را اغوا کنند و الا تحت تعقیب قرار گرفته و به مجازات خواهد رسید. اگر اظهارات خلاف واقع همراه با عنصر روانی عمد باشد، تحت عنوان تدلیس مطرح می‌شود وموجب خیار فسخ می‌گردد. همین عنصر عمد است که این گونه اطلاعات خلاف واقع را اگر چه ناظر به اوصاف فرعی کالا باشد، تحت عنوان تدلیس قرار داده و از حوزه اشتباهات غیر موثر خارج می‌کند.
در برخی از قوانین داخلی‌، اظهارات خلاف واقع در مواردی جرم و برای آن ضمانت اجرای کیفری مقرر شده است مثل ماده ۳۴ قانون تعزیرات حکومتی امور بهداشتی و درمانی مقرر داشته است که کلیه تولیدکنندگان موظف اند بر چسب اطلاعاتی، بر روی کلیه محصولات و فراورده‌های تولیدی الصاق نمایند و شماره پروانه ساخت و مهلت اعتبار مصرف (تاریخ مصرف ) را نیز روی محصولات‌، حسب مورد درج نمایند. تخلف از این امر جرم بوده و متخلف به مجازات محکوم می‌گردد.

پایان نامه رشته حقوق

البته در خصوص ماده فوق اشکالاتی قابل ذکر است. از جمله این که این ماده به اطلاعاتی که باید ارائه شود‌، اشاره نکرده است. بنابر این چنان چه در مقررات خاصی چگونگی اطلاع رسانی مشخص شده باشد، باید مطابق آن عمل کرد وگرنه این اطلاع رسانی لاجرم باید متعارف باشد. علاوه بر این مطابق این ماده‌، فقط تولید کنندگان وظیفه الصاق را بر عهده دارند و توزیع کنندگان کلی و جزیی فاقد این وظیفه می‌باشند، لذا عرضه این کالاها توسط آن‌ ها جرم نیست. ضمن این که صرف عدم الصاق برچسب اطلاعاتی جرم بوده و ملازمه با آسیب و صدمه بر مصرف کننده ندارد. (قاسمی حامد‌، ۱۳۸۶)
ماده۳۳ قانون قانون تجارت الکترونیک اشاره دارد که فروشندگان کالا و ارائه دهندگان خدمات بایستی اطلاعات موثر در تصمیم گیری مصرف کنندگان جهت خرید و یا قبول شرایط را از زمان مناسبی قبل ازعقد در اختیار مصرف کنندگان قراردهند.حداقل تصمیمات لازم شامل:
الف: مشخصات فنی و ویژگی‌های کاربردی کالا و یا خدمات
ب: هیات تامین کننده، نام تجاری که تحت آن نام به فعالیت مشغول می‌باشند و نشانی وی
ج: آدرس پست الکترونیکی، شماره تلفن و یا هر روشی که مشتری در صورت نیاز با فروشنده ارتباط بر قرار می‌کند
د: کلیه هزینه‌هایی که برای خرید کالا بر عهده ی مشتری خواهد بود
ه: مدت زمای که پیشنهاد ارائه شده معتبر می‌باشد
و: شرایط و فرایند عقد از جمله ترتیب و نحوه پرداخت، تحویل و یا اجرا، فسخ و ارجاع و خدمات پس از فروش است.
ماده ۳۴ این قانون نیز تاکید می‌کندکه تامین کننده باید به طور جداگانه ضمن تاییداطلاعات مقدماتی، اطلاعاتی شامل آدرس محل تجاری برای شکایت احتمالی، اطلاعات راجع به ضمانت و پشتیبانی پس از فروش، شرایط فسخ معامله، را مشخص نماید.
بند ۲ ماده ۳ قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان مقرر داشته است که عرضه کنندگان کالا و خدمات و تولید کنندگان موظفند اطلاعات لازم شامل نوع، کیفیت وکمیت، آگاهی‌های مقدم بر مصرف، تاریخ تولید و انقضاء مصرف را در اختیار مصرف کنندگان قرار دهند. ضمانت اجرای تخلف از این مقرره به ماده ۱۹ همین قانون سپرده شده است تا عرضه کنندگان کالا و خدمات و تولید کنندگانی که مبادرت به تخلفات موضوع مواد ۳ الی ۸ این قانون نمایند، در صورت ورود خسارت ناشی از مصرف همان کالا و خدمات به مصرف کنندگان، علاوه بر جبران خسارت وارده به جزای نقدی حداکثر دو برابرخسارت وارده محکوم شوند.
لیکن باید توجه داشت که منظور قانون گذار از قید آگاهی‌های مقدم بر مصرف، شامل طرز استفاده صحیح کالا، تمام نتایج و آثار ناشی از استعمال کالا و نیز به کارگیری خدمات و نتایج حاصله از آن و هشدارهای مربوط به خطرات احتمالی ناشی از استفاده کالا، می‌باشد. در رابطه با تبلیغات خلاف واقع نیز ماده ۷ این قانون مقرر داشته است که تبلیغات خلاف واقع و ارائه اطلاعات نادرست که موجب فریب یا اشتباه مصرف کننده گردد، ممنوع است.
ماده ۵ قانون مقررات امورپزشکی و دارویی و مواد خوردنی و آشامیدنی نیز به انتشار آگهی تبلیغاتی گمراه کننده اشاره می‌کندکه آن را برای موسسات پزشکی، دارویی و صاحبان فنون پزشکی و دارو سازی ممنوع اعلام کرده و برای تخلف از آن جریمه ای نقدی در مرتبه اول و سپس حبس در نظر گرفته است. در رابطه با این ماده نکاتی قابل استنباط است از جمله این که می‌توان به گمراه کننده بودن تبلیغات با تشخیص محکمه رسیدگی کننده، جرم تلقی شدن صرف انتشار آگهی تبلیغاتی بدون این که نیازی به تحقق ضرر و یا گمراهی افراد باشد، اشاره کرد.
تبصره۲ ماده ۱۷ قانون قانون نظام صنفی مقرر می‌دارد که افراد صنفی مجاز نیستند برای جلب مشتری در باره محصولات، کالا‌ها یا خدمات، بر خلاف واقع تبلیغ نمایند. این قانون در ماده ۶۸ خود متخلف را در هر بار به پرداخت جزای نقدی تهدید می کند. در این جا نیز صرف تبلیغ خلاف واقع جرم است، بدون این که نیازی به تحقق اغفال یا فریب باشد.

 

۳-۲- قلمرو تعهد به ارائه اطلاعات به مصرف کننده کالا

 

بررسی تعهد عرضه کننده به ارائه اطلاعات‌، صرف نظر از طبیعت موضوع قرارداد‌، امکان پذیر نیست. اموری که موضوع ارائه اطلاعات قرار می‌گیرند‌، نمی‌توانند به طور سیستماتیک مورد کاوش قرار گیرند زیرا که آن‌ ها از کالایی به کالای دیگر فرق خواهند داشت. هم چنین عرضه کننده موظف نیست هر امری را که به طور واقعی یا مفروض از آن مطلع است‌، به اطلاع مصرف کننده برساند. وی فقط تعهد به افشای امور ضروری و لازم در خصوص کالا دارد.لذا عدم افشای اطلاعات غیر ضروری و اطلاعات مرتبط با نیات و مقاصد شخصی مصرف کننده موجب نقض تعهد ارائه اطلاعات نمی‌شود. (krawiec and zeiler,2005)
هم چنین میزان و نوع اطلاعاتی که به افراد داده می‌شود‌، به مخاطب و گیرنده اطلاعات نیز بستگی دارد.مثلاً در موردی که طرف بی اطلاع‌، زن‌، بیمار و ناتوان است و یا در موضع ضعف قرار گرفته است‌، اگر چه صلاحیتدار به انعقاد قرار داد است ولی باید در افشای اطلاعات و نحوه و روش افشاء به ایشان دقت بیشتری شود.

 

۳-۲-۱- موضوع تعهد به ارائه اطلاعات

 

موضوع افشای اطلاعات باتوجه به طبیعت و خصوصیات کالا تعیین شده و به علت اختلاف در نوع کالا‌، از تنوع زیادی برخوردار است لذا آن چه که در این کالا باید به اطلاع مصرف کننده برسد‌، ممکن است در کالایی دیگر ضروری نباشد. لیکن به طور کلی می‌توان از یک منظر قایل به ارائه اطلاعات کالا باشیم که در ذیل به بررسی آن می‌پردازیم:
ضرورت ارائه اطلاعات در خصوص اموال معیوب و خطرناک:این امر در عرصه‌ی حقوقی جوامع مختلف، از سابقه ای طولانی برخودار است.کالاهای زیادی وجود دارند که از وضعیت معیوب و خطرناک برخوردار می‌باشند، به گونه ای که برای هر منظوری که آن‌ ها به طور معمول شایستگی دارند یا برای استفاده در طریقه ای که برای چنین کالاهایی به طور معمول در نظر گرفته شده است‌، قابلیت استفاده صحیح و سالم را ندارند، و لیکن چنان چه با احتیاط‌های ویژه و خاصی مورد استفاده قرار بگیرند‌، سالم می‌باشند و در این موارد اگر ظاهر چنین کالاهایی، وضعیت معیوب شان را افشاء نکند، فروشنده به اعمال مواظبت و مراقبت متعارف در ارائه اطلاعات لازم موظف باشد.

 

۳-۲-۲- لزوم اعلام عیب

 

لذا یکی از بخش‌های مهم موضوع ارائه اطلاعات که عرضه کننده را موظف به اعلام آن می کند‌، عیوب کالا می‌باشد.البته عرضه کننده موظف است که فقط عیوب پنهان مبیع را به اطلاع مصرف کننده برساند. لذا عدم افشای عیوب آشکار موجب نقض تعهد ارائه اطلاعات نمی‌شود و لیکن اگر عرضه کننده مطلع باشد که مصرف کننده متوجه عیوب پنهان و آشکار کالا نمی‌باشد‌، به نظر می‌رسد که اصل رعایت انصاف و حسن نیت ایجاب می کندکه وی اطلاعات لازم در این خصوص را در اختیار مصرف کننده قرار دهد. برای مثال در فروش داروی خواب آور لازم است که فروشنده اطلاعات ضروری در این خصوص را به آگاهی خریدار برساند. هم چنین در فروش زمین سست جهت ساختمان سازی‌، فروشنده بایستی خریدار را از عیب مطلع نماید.

طبق نظر کارشناسان آموزش، پاسخگویی به نیاز بازار یکی دیگر از دلایل استفاده از مربی گری است. مصاحبه شونده شماره ۵ نیز در همین رابطه اظهار داشت:

 

 

 

 

 

“پاسخگویی به نیاز بازار از اهداف بکارگیری مربی گری است. در حال حاضر بازار با روش های سنتی همچون سخنرانی و … را دیگر از ما نمی خواهد بلکه می خواهد مربی، مشاور فرد در حین کار باشد. چون بازار دیگر مشاور محض و مدرس نمی خواهد بلکه افرادی را می خواهد که از لحاظ علمی همکار و همراه کارآموزان باشد و در عین حال به افراد از نظر علمی، مشاوره و آموزش می دهد، بایستی فردی چند بعدی باشد”.

 

در ارتباط با افزایش بهره وری و عملکرد سازمانی مصاحبه شونده شماره ۲ اظهار داشت:

 

 

 

 

 

“مربی گری به عنوان یک تکنیک می تواند در افزایش بهره وری و عملکرد سازمانی نقش داشته باشد به دلیل آنکه توانایی افراد را ارتقاء می دهد، به دلیل آنکه ویژگی های خاصی را در فرد ایجاد می کند باعث افزایش عملکرد می گردد. تمرکز مربی گری بر روی شایستگی و توانایی انجام کار است در کل مربی گری از طریق تقویت شایستگی باعث افزایش عملکرد می گردد چرا که وقتی عملکرد افزایش پیدا می کند، در واقع خروجی ها افزایش پیدا می کنند و در نتیجه بهره وری ارتقاء پیدا می کند”.

 

عوامل زمینه ای: حوزه های بکارگیری مربی گری
عوامل زمینه ای بیانگر زمینه هایی است که پدیده در آن روی می دهد (ادیب حاج باقری، ۱۳۸۵). تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با اطلاع رسان های این پژوهش نشان می دهد که زمینه ها و حوزه های بکارگیری مربی گری را می توان در دو مقوله مدیریتی و بهسازی به شرح ذیل طبقه‌بندی کرد:
توسعه مدیران
و مشاغل ‌مدیریتی
زمینه های بکارگیری مربی گری
توسعه برنامه‌های جانشین پروری
رسیدگی به حل مشکلات محیط کار
برنامه های تغییر وتحول سازمان OD
شکل ۲-۴: زمینه های بگارگیری مربی گری
شکل ۲-۴ زمینه های بکارگیری مربی گری
۱٫ مدیریتی: در سال ۲۰۰۴، جارویس بیان کرد که می توان از مربی گری به عنوان وسیله ای جهت بهبود عملکرد مدیران و مجریان ارشد استفاده کرد. هم چنین والس در پژوهشی در سال ۲۰۰۳، مربی گری را به عنوان یکی از زمینه های آموزش مدیران توصیف کرده است که یکی از نتایج آن احساس ارزشمندی در مدیران است.
بر اساس یافته های حاصل از مصاحبه نیز می توان مربی گری را برای الف: توسعه مدیران و مشاغل ‌مدیریتی و ب: توسعه برنامه های جانشین پروری و کار راهه شغلی بکار گرفت.
برای رشد و پرورش مدیران و توسعه آن ها روش ها و شیوه های آموزشی مختلفی وجود دارد که اطلاع رسان های این پژوهش، مربی گری را به عنوان یکی از این روش ها معرفی نموده اند و اذعان داشتند که مربی گری برای این حوزه قابل کاربرد است. مصاحبه شونده شماره ۳ در این رابطه بیان کرد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

“مربی گری از موقعی که در دنیا متداول شد. از سطوح بالا شروع شد. یعنی بر خلاف حال حاضر که بیش‌تر مربی گری را از سطوح عملیاتی شروع می کنند. در گذشته از سطوح عالی شروع شده و مورد استفاده قرار می گرفت. در سطوح عالی برای رشد و توسعه مدیران، فردی را از بیرون سازمان استخدام می‌کنند (مربی خارجی) که می تواند در حوزه ای خاص مربی یک مدیر باشد”.

 

هم چنین مصاحبه شونده شماره ۷ در این رابطه اظهار داشت:

 

 

 

 

 

“مربی گری یکی از بهترین روش های آموزش و بهسازی برای مدیران است، چرا که آن ها به دلیل مشغله کاری بسیار زیاد فرصتی کافی برای رفتن به کلاس های آموزشی نداشته و یا تمایلی به شرکت در این کلاس ها ندارند، اما حضور یک مربی در کنار آن ها می تواند به آنها کمک نموده و همراه شان باشد”.

 

مصاحبه شونده شماره ۵ این مسأله را تأیید می کند و در این رابطه می گوید:

 

 

 

 

 

“در وضعیت مطلوب به کار گیری مربی گری برای مدیران واجب تر از بقیه افرد است و اثربخش تر هم خواهد بود ولی نیاز به توجیه آنها دارد، یعنی بایستی آنها را کاملاً قانع ساخت تا این روش کاربردی گردد”.

 

جانشین پروری نوعی برنامه ریزی نیروی کار است که برای آمادگی کارکنان برای جایگزینی پست‌های بلاتصدی متمرکز است و این تمرکز بیشتر در سطوح مدیریت ارشد و مدیران اجرایی قرار دارد (متقی و بهشتی فر، ۱۳۸۸). برخی از اطلاع رسان های این پژوهش بیان داشتند که در زمینه توسعه کارشناسان حرفه ای و برنامه های جانشین پروری می توان از مربی گری کمک گرفت. مصاحبه شونده شماره ۱ در این رابطه می گوید:

 

 

 

 

 

“یکی از اهداف مربی گری توسعه منابع انسانی در زمینه مشاغل حرفه ای است. در برخی سازمان ها افرادی وجود دارند که نیازمند برنامه ریزی توسعه فردی هستند که مربی گری می تواند به توسعه و پیشرفت آن ها کمک نماید”.

 

همچنین مصاحبه شونده شماره ۲ در این رابطه می گوید:

 

 

 

 

عناصر داستانی مؤثر بر طرح و پیرنگ:
۳-۱٫ صحنه………………………………………………………………………………………………………………………………………۶۹
۳-۲٫ شخصیّت………………………………………………………………………………………………………………………………….۷۴
۳-۲-۱٫ شخصیّتپردازی……………………………………………………………………………………………………………………۷۵
۳-۲-۲٫ شیوۀ شخصیّتپردازی…………………………………………………………………………………………………………..۷۷
۳-۲-۳٫ ابزارها و عناصر شخصیّتپردازی……………………………………………………………………………………………۷۷
۳-۲-۳-۱٫ گفتوگو…………………………………………………………………………………………………………………………..۷۷
۳-۲-۳-۲٫ توصیف…………………………………………………………………………………………………………………………….۷۸
۳-۲-۳-۳٫ صحنهپردازی……………………………………………………………………………………………………………………۷۸
۳-۳٫ گفتوگو…………………………………………………………………………………………………………………………………..۷۸
فصل چهارم
مقایسه و بررسی تطبیقی طرح و پیرنگ در مثنوی معنوی و کلیله و دمنه و آثار عطّار:
۴-۱٫ مقایسۀ حکایت شیر و نخچیران در مثنوی مولوی و کلیله و دمنه………………………………………………۸۶
۴-۱-۱٫ پیرنگ………………………………………………………………………………………………………………………………….۸۷
۴-۱-۲٫ تعلیق…………………………………………………………………………………………………………………………………..۸۸
۴- ۱-۳٫ زاویه دید…………………………………………………………………………………………………………………………….۸۹
۴-۱-۴٫ شخصیّت………………………………………………………………………………………………………………………………۹۰
۴-۱-۵٫ شخصیّتپردازی……………………………………………………………………………………………………………………۹۰
۴-۱-۶٫ گفتوگو……………………………………………………………………………………………………………………………….۹۱
۴-۱-۷٫ زمان و مکان…………………………………………………………………………………………………………………………۹۳
۴-۲٫ مقایسۀ حکایت مرد دبّاغ در مثنوی مولوی و اسرارنامۀ عطّار……………………………………………………..۹۵
۴-۲-۱٫ طرح و ساختار روایتها…………………………………………………………………………………………………………۹۶
۴-۲-۲٫ شخصیّتپردازی……………………………………………………………………………………………………………………۹۸
۴-۲-۳٫گفتوگو………………………………………………………………………………………………………………………………..۹۹
۴-۳٫ مقایسۀ حکایت مردی که عزرائیل با او به خشم نگاه کرد در مثنوی مولوی و الهینامۀ عطّار…….۱۰۰
فصل پنجم
نتیجهگیری………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۴
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………………………..۱۰۷

چکیده
بررسی طرح و پیرنگ در داستانهای مثنوی معنوی
صفورا پورنقش‌بند
مثنوی معنوی اثر ارزشمند مولانا جلالالدین محمد بلخی است که گذر روزگاران آن را به دست فراموشی نسپرده است. شاید یکی ازدلایل ماندگاری مثنوی، داستانهای دلنوازی است که موجب تلطیفکلام متعالی مولانا گردیده و هرروزه پنجرۀ جدیدی بر آن گشوده میشود و مخاطبان او را به نگاهی تازه براین داستانها دعوت میکند. گاه برخی از داستانها بهصورت شگفتی با اصول و شیوه های داستاننویسی نوین گره میخورد و این امر بر هنر داستانپردازی مولانا بیش از پیش صحّه می‌گذارد.اصطلاح پیرنگ به معنای طرح، الگو و هستهی داستان است که سلسله حوادث را از آشفتگی بیرون میآورد و به داستان وحدت هنری میبخشد. این نوشتار توجه خود را بر این عنصر داستانی مبذول داشته و قصد دارد نشان دهد که چگونه مولانا در برخی از حکایات خود این عنصر را هنرمندانه به خدمت گرفته است.”حادثه، گرهافکنی، کشمکش، تعلیق، بحران، نقطهی اوج و گرهگشایی و…” به‌عنوان مؤلفه های اصلی پیرنگ مورد بررسی قرار میگیرد و نشان داده میشود که چگونه مولانا با توجه به این موٌلفهها، به پیریزی داستانها و حکایات خود میپردازد.در پایان نیز برای تبیین مطلب میان حکایاتی مشترک در مثنوی و کلیله و دمنه و برخی از آثار عطّار ، مقایسۀ تطبیقی به لحاظ طرح و الگوی داستانها صورت میگیرد.هدف ما از نوشتن این پایان نامه، شناساندن هنر داستانپردازی مولوی از منظر طرح و پیریزی آن است تا نشان دهیم که این مؤلفه در مثنوی مغفول نمانده است و در برخی داستانهای آن، از عناصر اصلی محسوب میشود.
کلیدواژه: مثنویمعنوی، حکایت، عناصرداستان، طرح، پیرنگ
Abstract
The Analysis of Pattern and Plot in the Tales of Masnavi Manavi
Safoura . Pournaghsh band
Masnavi Manavi is a precious work by Molana Jalalodin Mohammad Balkhi that the passage of time has not made it discarded. Perhaps, one of the reasons for its indissolubility is its remarkable tales that has sweetened the transcended words of Molana, a new gate gets opened everyday to it, and his audiences are encouraged to look at these tales differently. Sometimes, some of the tales are captivatingly involved with the new styles and methods of writing stories. And this point approves Molana’s art of storytelling even more.The word plot, meaning pattern and the main core of the story, elucidates the sequences of events and makes the story artfully united. This research attempts to analyze this narrative element and tries to show how Molana in some of his tales has artfully applied this element.”Event, complication, challenge, suspense, crisis, peak point, and resolution, etc.” are analyzed as the main elements of plot and it will be shown how Molana regarding these elements makes the plot of his tales and stories. Finally, in order to bring the discussion to a close some of the shared tales in Masnavi and Kelileh and Demneh and some of the Attar’s works are comparatively put side by side regarding the pattern of the tales.The aim of this thesis is to illustrate the art of Molavi’s storytelling from the perspective of pattern and plot in order to manifest that this element has not been ignored in Masnavi and it is among its main elements in some of its tales.
Keywords: Masnavi Manavi, Tale, Narrative Elements, Pattern, Plot
مقدمه و کلیّات
۱-۱٫ بیان مسئله تحقیق
روایتها وجود دارند؛ هرجا انسان باشد، روایت هم هست و هیچ مردمی هرگز و در هیچکجا بدون روایت وجود ندارند (آسابرگر، ۱۳۸۰:۳۲). جهانی بودن عرصه های روایت، از وجود عناصری حکایت میکند که در تمامی روایتها از هر فرهنگ و ملیّتی، میتوان آنها را یافت. نخستین بار صورتگرایان روسی به مفهوم روایت توجه کردهاند (احمدی، ۳۱۲:۱۳۷۵) و در معنایخاص، متون روایی را دارای ویژگیهای وجود قصه و حضور قصهگو و تغییرحالت در یک دورۀ زمانی دانستهاند. صورتگرایان و ساختارگرایانی که پژوهشهای آنها را دنبالکردهاند میان دستور زبان و دستور داستان نوعی همانندی یافتهاند و با بهره گرفتن از سنت دستوری، به عنوان منبع امکانات ساختاری، کوشیدهاند تا ضمن تجزیۀ روایتها به عناصر سازندۀ آنها به روابط و نظاممندی این عناصر پی ببرند و دستوری جهانی برای روایت تدوین کنند.
امروزه ما میتوانیم دراین باور بلندپروازانۀ ساختارگرایان، به وجود دستور جهانی روایت، با آنها همراه باشیم و یا در این ایده به دیدۀ تردید بنگریم، اما در هرحال نمیتوانیم دستاوردهای آنها را در زمینۀ تجزیه و تحلیل روایتهایی از هر دست انکار کنیم. به این ترتیب، به نظر میرسد که بررسی روایتهای داستانی ادبیات کهن فارسی نیز با بهره گرفتن از روش های ساختارگرایانه، نه تنها امکان پذیر است بلکه بررسیهایی از این دست میتواند بسیاری از جنبههای داستانی این آثار را به نحوی مطلوب توضیح دهد. یکی از آثار ادبیات کهن فارسی که براساس روش های ساختارگرایانه قابل بررسی میباشد، مثنوی معنوی اثر نفیس مولاناست که آنچنان دلنواز و شیوا آفریده شده که گویی اثری پیش روی مخاطبان است که حتی روح سرکش و فسردۀ بشر امروز نیز اسیر جذبههای آن میشود و قدم به قدم در شش سفر با مولانا همگام میشود و روح خود را صیقل میدهد.
وجود حکایات و روایات مثنوی که خود نقد حال همۀ ماست، در جایجای مثنوی جلوهگری میکند. مولانا در ورای بیان هرحکایت و داستان، مفاهیم ارزشمندی را بیان میکند. درواقع هدف این داستانها، ملموس ساختن مفاهیمی است که او قصد بیان آنها را دارد. صورت داستانوارۀ مثنوی این امکان رافراهم آورده که بتوان آن را با توجه به اصول داستاننویسی معاصر مورد بررسی قرارداد. امروزه مؤلفه هایی همچون “موضوع، درونمایه، شخصیت، لحن، صحنهپردازی و پیرنگ و…” به‌عنوان عناصر داستانی مورد توجهاند. در این میان، عنصر “پیرنگ” ازجمله عناصری است که در مثنوی معنوی مورد توجه است، چنانکه با توجه به الگوی کلّی داستانهای مثنوی، میتوان گفت مولانا تقریبا ًدر تمامی داستانهای بلند و شماری از داستان‌های کوتاه و متوسط، طرح و الگوی داستانکاملی را به خدمت گرفته است؛ یعنی داستان را با یک موقعیت پایدار اولیه آغاز و سپس نیاز یا مشکلی را مطرح میکند و کنشهایی برای حل مشکل یا برآوردن آن نیاز انجام میدهد، سرانجام داستان را به یک نتیجۀ مشخص و موقعیّت پایدار پایانی خاتمه میدهد. لذا با توجه به اینکه شارحان مثنوی دربارۀ ساحتهای معنایی و نمادین داستانهای مثنوی شرحهای مفید و مبسوطی نوشتهاند، در این تحقیق سعی بر آن است که داستانها و روایتهای مثنوی از جنبههای ساختاری و عناصر داستانی بدون توجه به معناهای نمادین و عرفانی متن، بررسی شود. به عبارت دیگر، با قصههای مثنوی به‌عنوان روایت یک قصه و نه یک قصۀ عرفانی- تمثیلی روبه‌رو خواهیم شد و سعی میشود تا شیوه های روایتگری مولانا در این اثر بررسی شود.
۱-۲٫ پرسشهای تحقیق
۱٫ کدام‌یک از داستانهای مثنوی، قابلیت بررسی عناصر داستانی از جمله طرح و پیرنگ را دارا میباشد؟
۲٫ پیرنگ داستانهای مثنوی با کدام ‌یک از عوامل داستانی دیگر ارتباط دارد؟
۳٫ آیا همۀ داستانهای مثنوی از پیرنگی قوی برخوردار است؟
۴٫ قوت تکنیکهای داستان‌پردازانۀ مولوی در بخش پیریزی داستانهای مثنوی در مقایسه با دیگر آثار منظوم عرفان تعلیمی ازجمله آثار عطار و… تا چه اندازه است؟
۱-۳٫ فرضیه های تحقیق
۱٫ داستانهای مثنوی همچون داستانهای معاصر شامل انواع داستانکها، داستانهای کوتاهِ کوتاه و داستانهای بلند است که برخی از آنها از نظر عناصر داستانی به ویژه طرح و پیرنگ قابل بررسی میباشند.
۲٫ در حکایات مثنوی رشتۀ حوادث را شخصیتها بهوجود میآورند و از این نظر پیرنگ با شخصیت آمیختگی و اختلاط نزدیکی دارد و یکی بر دیگری تأثیر میگذارد، البته گفتوگوی شخصیّتها و صحنۀ وقوع حوادث نیز در پیشبرد طرح داستان نقش بهسزایی دارد.
۳٫ برخی از حکایتها برای مولانا بهانهای است تا بعد از ذکر آن به تفصیل، به بیان آراءِ عرفانی خود بپردازد، بنابراین از پردازش کلیّۀ عناصر ساختاری طرح و پیرنگ اجتناب میکند؛ درواقع میتوان گفت چنین حکایتهایی از پیرنگی ضعیف برخوردارند.
۴٫ در مثنوی، همۀ ارکان داستان به ویژه عنصر پیرنگ، سامانیافتهتر است و به خوبی در خدمت بیان و القای مفاهیم و مقاصد داستانها درمیآید؛ برخلاف دیگر آثار منظوم عرفان تعلیمی همچون آثار عطّار که ساختار غالب آنها الگویی است که عنصر پیرنگ در آنها تا حدیکمرنگ است زیرا عطّار طریقی را پایهگذاریکرده که هنوز به آن ساختار منسجم لازم در روایتپردازی دست نیافته و مانند همۀ روشها در ابتدا با کاستیهایی روبرو بوده است؛ درحالیکه مولانا پس از عطّار با بهره گرفتن از ساختارهای گوناگون و جذّاب روایی در مثنوی، این شیوه را به تکامل رسانده است.
۱-۴٫ ضرورت و هدف تحقیق
آشنایی و انس با شکل ساختاری و ظاهری یک اثر میتواند راهگشای خوبی در شناخت ژرفساختها و مفاهیم عمیق آن باشد؛ بنابراین میطلبد که علاوه بر توجه به معانی عمیق و عظیم مثنوی، به عناصر تشکیلدهندۀ داستانهای این اثر نیز توجه گردد، زیرا در ورای این حکایت و داستانهاست که مضامین اصلی و اهداف والای مولوی تجلی مییابد. « قصهها و تمثیلات مثنوی مقدمۀ واقعی شناخت دنیای نینامه و ورود به اقلیم ناشناختۀ آن است» (زرینکوب، ۱۳:۱۳۶۶). ساخت داستانوارۀ مثنوی مولوی باعث شده تا برخی از حکایات آن از استعداد پردازش و تحلیل از منظر مبانی و اصول داستانپردازی امروز برخوردار باشد؛ بهگونهای که میتوان هر یک از عناصر داستان را بهطور جداگانه و در ارتباط با هم بررسی کرد.
لذا در این نوشتار سعی بر این است که عنصر پیرنگ به عنوان یکی از عناصر داستانی و همچنین زمینهای برای خلق سایر ارکان بررسی شود، زیرا کاوش و بررسی در آثار کهن ادبی مانند مثنوی معنوی با نگاهی امروزی باعث آشکار شدن زوایای پنهان و مغفول ماندۀ آنها میشود. درنتیجه، این بررسی زمینه را برای ارتباط نسل جدید با آثار ارزشمندی که قرنها از نگارش آنها میگذرد امّا هنوز رنگ کهنگی به خود نگرفتهاند، فراهم میکند.
۱-۵٫ پیشینۀتحقیق
مثنوی معنوی بهعنوان اثر ارزشمندی پیوسته مورد توجه است و کتب و مقالات و پایان نامههای بسیاری دربارۀ آن به چاپ رسیده است. در زمینۀ بررسی عناصر داستانی در حکایات مثنوی نیز، مقاله‌ها و پایان نامههایی به رشتۀ تحریر درآمده که از برخی از آنها میتوان در این تحقیق بهره برد:
پایان نامهها:
– بررسی و تحلیل نماد در مثنوی معنوی (۱۳۷۹) دانشگاه دزفول
– تصویرگری و توصیف در داستانهای مثنوی (۱۳۸۰) دانشگاه دزفول
– گفتگو در مثنوی، دفتر اول (۱۳۸۸) دانشگاه رودهن
– بررسی ویژگیهای شخصیّتپردازی در داستانهای مثنوی (۱۳۸۹) دانشگاه گیلان
– صحنهپردازی در حکایات مثنوی معنوی (۱۳۹۰) دانشگاه گیلان
مقاله ها :
– داستانپردازی و شخصیتپردازی مولوی در مثنوی (۱۳۸۲) از علیرضا شوهانی
– گونه های تکگویی در مثنوی (۱۳۸۷) از فاطمه معینالدینی
– کانون روایت در مثنوی (۱۳۸۶) از محمدرضا صدفی
– بررسی عنصر زمان در روایت با تأکید بر حکایت “اعرابی درویش” در مثنوی (۱۳۸۶) از غلامحسین غلامحسینزاده
– بررسی رابطۀ زمان و تعلیق در روایت “پادشاه و کنیزک” در مثنوی (۱۳۸۸) از زهرا رجبی و همکاران
با این وجود، تحقیقی که در آن عنصر پیرنگ در حکایات مثنوی بهصورت مستقل و جامع بررسی شود، مشاهده نشده است البته برخی از مقالات مربوط به مسألۀ پیرنگکه میتوان از آنها در این تحقیق استفاده کرد، عبارتند از :
– بررسی تطبیقی طرح در داستانهای کهن و داستانهای امروزی ایران و جهان، فصلنامۀ مطالعات ادبیات تطبیقی (۱۳۸۸) از منصوره شریفزاده
– بررسی نقش ذهنیت شخصیّتهای داستانی درگسترش پیرنگ داستانهای مثنوی، مجموعه مقاله های همایش داستان‌پردازی مولوی (۱۳۸۶) از حسینعلی قبادی
درواقع، وجه تمایز این تحقیق با پژوهشهایی که بدانها اشاره شد، دراین است که تحقیقِ حاضر بهطور جامع و مستقل به بررسی عنصر طرح و پیرنگ در داستانهای مثنوی میپردازد؛ درحالیکه سایر پژوهشها به بررسی دیگر عناصر داستانی در مثنوی یا یکی از داستانهای آن پرداختهاند.
 

برای