: یه ازدواج ناموفق چه نشونه هایی داره و  اثرات و نتیجه های اون کدوما هستن؟

اثرات یه ازدواج ناموفق

افراد متاهل معمولاً از افراد مجرد سالم تر هستن. این رو تحقیقات نشون میده. اما اونایی که در روابط پر از ناراحتی و مشکل هستن ممکنه از همه ناسالم تر باشن. در تحقیقی که در ژورنال سلامت و رفتار اجتماعی در امریکا به چاپ رسید، مشخص شده که ازدواجایی که پر از مشکل و انتقاد هستن، خطر بروز مریضی قلبی رو بالا می برن.

محققان از اطلاعات ۱۱۹۸ زوج استفاده کردن و عوامل خطرزای شناخته شده واسه حملات قلبی و سکته و سابقه مریضی قلبی رو با کیفیت روابط این زن و شوهرا مقایسه کردن. اگه مجردین و تصور می کنین یافته های این تحقیق به درد شمانمی خوره، شایدً اشتباه می کنین. بااینکه این تحقیق فقط روی زوجایی که ازدواج کرده بودن بررسی کرده اما تحقیقات نوین دیگه نشون میدن که دوران نامزدی هم می تونه موجب بهبود سلامتی شه .

اثرات یه ازدواج ناموفق بر سلامت جسم

هرچند اثرات هر دو وضعیت ممکنه بعد از ماه عسل و رفتن زیر یه سقف از بین بره. چیزی که همه تحقیقات نشون میده اینه که روابط، در هر شکلی که باشه، واسه اینکه بتونه سلامت شما رو بهتر کنه، باید رابطه ای موفق و خوشحال باشه.

این تحقیق که روی زوجای متاهل انجام شد مشخص کرد که کسائیکه در روابط استرس زا هستن (و با معیارهای کیفیت مربوط به نزدیکی، رضایت احساسی، اندازه وقتی که در طرف با هم می گذرونن و اینکه چند وقت یه بار می تونن درمورد نگرانیای خود با هم حرف بزنن، مشخص می شه) بیشتر در برابر دچار شدن به مریضی قلبی قرار دارن – مخصوصاً درمورد زنان و اونا که سن شون بالاتره.

استرس نه فقط فشارخون رو بالا می بره بلکه به اندازه کافی هورمون هاتون رو بر هم می ریزه که ایمنی بدنتون کم شده، دچار افسردگی شده و چاقتان کنه. پس چیکار باید کرد؟ باید رابطه ای که باعث ناراحتی مون می شه رو ترک کنیم یا واسه درست کردن اون بیشتر تلاش کنیم؟

راه حل

بعضی روابط بیشتر از اون خراب هستن که بشه درستشان کرد. اما آدمها معمولاً نمی دونن که چقدر می تونن بر سلامت طرف مقابلشون اثر بذارن. کریستین پرولکس، مولف یه تحقیق روی روابط دراز مدت که در ژورنال روانشناسی خونواده به چاپ رسیده، فهمیده که کسائیکه در روابط و ازدواجای موفق هستن، با بالا رفتن سن بسیار بیشتر از افراد مجرد و طلاق گرفته یا بیوه ،احساس سلامتی می کنن.

اون میگه زن و شوهرا باید بدونن که رفتارشون با طرف مقابل تا حد خیلی بالایی بر سلامت خودشون و اونا اثر داره. اگه می خواین کاری کنین که وقتی سنتون بالاتر رفت، سلامت باشین، باید به همون اندازه ای که در باشگاه ورزشی تلاش می کنین واسه بهتر کردن رابطه تون بکوشید.

یکی از بهترین نکات در این مورد اینه که با همدیگه مهربون باشین، از دشمنی و توهین کردن به همدیگه دوری کرده و از همه اینا مهمتر نقاط مثبت همسرتون رو ببینین. بدجنس نباشین. این اصلاً کار خوبی نیس و ممکنه نه فقط به مرگ رابطه تون بلکه به خطر افتادن سلامتی هر دو شما منجر شه.

مردمون

.

منبع : hidoctor.ir

: ازدواج دوباره واسه زنان مطلقه

بیماریها, دانستنیهای پزشکی, دانستنیهای جنسی و زناشویی

۲۶۷ دیدگاه
۳۴,۷۳۲ بازدید

دکتر بدرالسادات بهرامی عقیده داره چیزی که طلاق رو به معضلی اجتماعی واسه زنان بدل کرده، وجود پدیده تجرد ناخواسته دخترانه که ناخودآگاه شانس ازدواج دوباره واسه زنان مطلقه رو کم کرده و مطلقهها رو به زنائی بدل میکنه که تنها داوطلبانی واسه ایجاد روابط جنسی دارن و نه ازدواج… دکتر بدرالسادات بهرامی، کارشناس مسائل خونواده و دارای دکترای تخصصی روانشناسی سلامت و مدرس دانشگاهه.

خانوم دکتر بهرامی! با در نظر گرفتن اینکه آمار طلاق در کشور ما، البته با در نظر گرفتن شرایط گذر از دوران سنتی، هنوز مشکل نشده، به چه دلیل خود واقعه طلاق با همین آمار فعلی، بحرانی اجتماعی حساب میشه؟

طلاق یه بحران اجتماعیه چون عوارضی شدیدا اجتماعی داره. امروز ما در جامعه های زندگی میکنیم که بدیش اینه معضلی بهنام تجرد ناخواسته دختران هست. یعنی دختران بسیار خوبی آماده ازدواج هستن، اما براشون پسران آماده ازدواجی وجود نداره. در اینجور جامعه های یقینا آمار بالا و ۳۵ درصدی طلاق و اضافه شدن زنان جوون مطلقه به دختران مجرد، ایجاد بحران میکنه. در گذشته های نه خیلی دور، مطلقههای جوونی که فرضا ۲۴ تا ۲۶ سال داشتن، در آخر بعد از یه مدت صبر کردن حتما با مردی ۳۱ یا ۳۲ ساله ازدواج می کردن که یه یا دو بچه هم داشت. اما امروز به خاطر پدیده تجرد ناخواسته دختران، حتی مردان مطلقه ۴۷- ۴۸ ساله، بهراحتی میتونن با دختران مجرد ازدواج کنن و دختران ۳۱ -۳۲ سال بهراحتی داوطلب ازدواج با این افراد هستن. مردان مطلقه هم بهتر می دونن با دختر ازدواج کنن تا زن مطلقه های که ممکنه تجربه تلخ شکست قبلی رو وارد زندگی بکنه. پس مطلقههای جوون ما بدیش اینه جزو آمار زنائی می شن که داوطلبان زیادی واسه رابطه جنسی دارن، اما هیچ داوطلبی واسه ازدواج و تشکیل زندگی ندارن.

زنان مطلقه هم در آخر چهار تا پنج سال تموم نیازای عاطفی و جنسی خود رو سرکوب کنن اما تا آخر عمر که قادر به این سرکوب کردن نیستن. از طرف دیگه، امکان ازدواجی هم واسه خود نمیبینن. در نتیجه این نیازها از اونا زنائی رو میسازد که بدیش اینه در رابطه های تکراری قرار می گیرن و معشوقه مردان متأهل می شن. اینطوری، زمینه اخلاقی جامعه سست میشه و خیانت به همسر، پدیده های میشه که بالاترین آمار دلیل طلاق رو بهخود اختصاص می ده؛ مسئله های که از زمان بالا رفتن آمار طلاق و پدیده تجرد ناخواسته، شایع شد.

دختران مجرد

پس امکان به انحراف رفتن زنان مطلقه هست!

در نتیجه عواملی که گفتم، زنان مطلقه ما جزو کسائی شدن که خیلی کم داوطلبی واسه ازدواج دارن اما همیشه حتی همکاران اونا هم داوطلب داشتن رابطه جنسی با اونا هستن. بهطوری که نزدیک به اتفاق زنان مطلقه از ترس برملا شدن این موضوع و اینکه همکاران بدونن اونا مطلقه هستن و بالقوه میتونن نیازای جنسی همکاران خود رو جواب بدن، این مسئله رو مخفی میکنن. چون در صورت برملا شدن، اونقدر اذیتشون میکنن تا اونا به دعوت همکاران واسه داشتن رابطه جنسی جواب مثبت بدن. چراکه تا همکاران اون زن میفهمن که اون مطلقه س، شروع میکنن به محبت کردن بهش. امروز به محض اینکه زنی مطلقه شد، از رییس و کارمند و… همه چشم طمع به اون داشته و توقع دارن، زن مطلقه نیاز جنسیشون رو جواب دهد. ، زن اگه مشکل خانوادگی یا مالی هم داشته باشه، زمینه کشیده شدن به مفاسد اخلاقی زیاد میشه. البته زنان مطلقه معمولا در اول شدیدا در مقابل این فشارها مقاومت میکنن و آسیب هم می بینن. اما وقتی می بینن این یه داستان غیرقابل حله و ازدواجی هم صورت نمیگیره، کمکم به این روابط تن میدن و معشوقه مردان متاهل می شن که یا همکارشانه و یا همسایه و یا کسی که در آژانس مسکن براشون خونه گرفته و… بعد هم اسیر دل بستنها و دل کندنهای زیاد می شن.

چه مشکلات دیگری گریبانگیر زنان بعد از طلاق میشه؟

روابط گذشتشون دچار تغییر میشه. مثلا اگه در گذشته بهراحتی و بدون نگرانی خونه آبجی خود میرفتند، حالا آبجی شدیدا نگران رفت و اومد آبجی مطلقه جوانشه. چون در آخر همسر اونم مرده… نه فقط اقوام، درباره دوستان هم همین اتفاق میفته. اقوام زن مطلقه شدیدا از دوستی با اون دوری میکنن و علامت سوالها و رفتارهایی رو میدن. پس اولین اتفاق تنها شدن و زیر نگاه های معنیدار رفتنه. دومین اتفاق اون هستش که این آدم تنهایی که قوم و خود اونو کنار گذاشته و در زندگی هم شکست خورده، احتیاجی طبیعی هم داره. این نیاز اونو به سمت رابطه می بره. رابطه هم ماهیتش ایجاد دلبستگی و عشقه. بعد از یه یه مدت که اهدافی حل و فصل شد، مرد سرد میشه و حالا زن مطلقه باید دنبال اون بدود. بعد آبروریزی میشه و زن باید دل بکنه. دل کندن باعث افسردگی میشه، افسردگی بیمارش میکنه، باید دارو بخوره و افت کاری یا تحصیلی پیدا میکنه و… اتفاق بد دیگه اینه که شغل بعضی کارمندان طوریه که باید متأهل باشن. به خاطر همین اگه در محل کارشون به هر دلیلی بفهمن که اینا مطلقهاند، ممکنه در وجود حفظ یا از دست دادن کارشون اثر بزاره. هم اینکه ممکنه اونقدر در محل کار تحت فشار داوطلبان رابطه قرار بگیره که خودش از سر کار رفتن بیخیال شه. اتفاق بد دیگه اینه که بعد از طلاق مجبوره به خونه پدرش برگرده و از این به بعد سایه و نفس کشیدنش هم شماره و آزمایش میشه و باید حساب و کتاب پس دهد. در حالیکه اون دیگه اون دختر قدیم نیس. یا مجبوره خونهای جداگونه بگیره. در این حالت یا درآمد کافی داره که فقط مسائل اجتماعی گریبانگیرش میشه یا مشکلات مالی هم داره. قبلا تحت تکفل همسر بوده و حالا واسه حفظ استقلال و واسه اینکه نمی خواد بار شکست رو با رفتن به خونه پدر دوبرابر کنه، با پول مهریه خونهای اجاره میکنه، اما بهدلیل بیکاری و مشکلات مالی مجبور میشه تن به رابطه دهد. اولین حادثه هم اینه که در اول به زن مطلقه نمیگن، میخوایم با تو رابطه برقرار کنیم. اول اونو تحت فشار قرار میدن تا بعد خودشون نقش منجی رو بازی کنن. یا وقتی از زیر فشار بودن خسته شد، تن به خواسته بده.

این شرایط بی نظم مشکلات اجتماعی زنان بعد از طلاق، چاره های هم داره؟

مشکل ایجاد شده بر اثر طلاق به چند پدیده اجتماعی دیگه مربوطه، مثل همون تجرد ناخواسته و… خود آسیب طلاق رو نمیشه حل کرد. حتی آمار طلاق پنج درصد هم باشه، همون مشکلات دوستی با اقوام و دوستان و… هست و قابل حل نیس. اما باید به این نکته توجه کرد که انتخاب بین زندگی کردن و طلاق گرفتن، انتخاب بین بد و بدتره. طلاق خیلی بده، اما اگه زندگی زن از خیلی بد هم بدتره، مجبور میشه طلاق بگیره. اون مثل آدمیه که در ساختمون چند طبقهایه که دچار آتیش سوزی شده. فرد از ترس اینکه ساختمون دچار آتیش سوزی شده، پایین میپرد. درحالیکه معلوم نیس کجا فرود میاد و زنده میمونه یا نه! درحالی که شاید اگه صبر میکرد بعد از مختصری سوختن دست و پا نجات پیدا میکرد. اینه که باید بعضی وقتا به راهحلهای دیگه فکر کرد. نکته بعد اینه که مگه همیشه میتونیم از نو زندگیمون رو شروع کنیم؟! مگه همه اون نیروها، انگیزهها و موقعیتهای قبلی رو داریم که بتونیم زندگی رو از اول استارتشو بزنیم؟! واقعیت اینه که اینجور نیس. باید دید کدوم بد و کدوم بدتره. داستان طلاق داستان خوبی نیس که بگیم این زندگی بده، طلاق بگیریم خوب میشه.

به نظر میرسه با تغییر شرایط اجتماعی و فرهنگی میشه این موضوع بد رو تا حدودی چیزی طبیعی ساخت!

بله اما اگه این اتفاق بیفته که خیلی کار می بره. اگه داداش شما بگه که می خواد با همدانشگاهی خود ازدواج کنه که عاشقش شده، اما قبلا سه سال متأهل بوده چه برخوردی با اون میکنین؟! به اون میگین: «مگه دیوونه شدی؟ مگه دختر قحط اومده؟ اینهمه دختر مجرد، اون وقت تو می خوای با مطلقه ازدواج کنی؟ اصلا معلوم نیس واسه چه طلاق گرفته… شاید عیب از اون بوده!» این ما هستیم که جامعه رو میسازیم. اینطور نیس که بگیم ای زندگی بیا جامعه ما رو درست کن. ما مردمون همین سرزمین هستیم. میگیم اینهمه دخترهای مجرد! طلاق پدیده ضد اخلاق شده چون با تجرد ناخواسته دختران مواجه هستیم. الان دخترهای کم سن و سال حتی با مردان ۴۰ ساله ازدواج میکنن.

دلیل این تجرد ناخواسته چیه؟

مشکل آنجایی شروع میشه که پسران به دختران میگن اگه عاشقم هستی باید به من سرویس جنسی بدهی. بعد هم وقتی همه سرویسها بیرون ازدواج ارائه میشه و ازدواج هم به کاری سخت و هزینهبردار بدل شده و… وقتی دختری خونه مجردی دوست پسر خود رو تمیز میکنه، براش غذا درست میکنه و با آژانس میفرستند و تازه پسر میگه تو خیلی دختر خوبی هستی، اما آشپزی اون یکی بهتره و یه جور رقابت درست میکنه و مسابقه میگذاره، به چه دلیل پسر ازدواج کنه؟

.

منبع :

: تا حالا به آدمایی برخورده اید که میگن؛ ما با ناشناس وصلت نمیکنیم؟! این افراد دقیقا همانایی هستن که فکر می کنن عقد دختر عمو با پسر عمو رو در آسمانا بسته ان. ازدواج فامیلی امتیازات و مشکلات خاص خودشو داره و هیچکی نمی تونه بگه این سبک از به طور کامل بده یا به طور کامل خوبه. در ادامه می خوایم به مسائلی در مورد امتیازات و معایت ازدواج فامیلی بپردازیم. با ما همراه باشین.

ازدواج خویشاوندی در مردمون غرب آسیا، جنوب هند و شمال آفریقا خیلی طرفدار داره و حدود ۵۰ -۲۰ درصد از ازدواجا رو شامل می شه. در ایران هم تو یه مطالعه، میانگین کلی ازدواجای فامیلی حدود ۶/۳۸ درصد تخمین زده شده و شایع ترین شکل اون ازدواج بین اقوام درجه اول مثل دخترخاله و پسرخاله یا دخترعمو و پسرعموه

ازدواج خویشاوندی پدیده ایه که عمیقا ریشه در فرهنگ بعضی جوامع داره. این روش ازدواج در مردمون غرب آسیا، جنوب هند و شمال آفریقا محبوبیت زیادی داشته و حدود ۵۰-۲۰ درصد از ازدواجا رو شامل می شه. در ایران هم تو یه مطالعه میانگین کلی ازدواجای فامیلی حدود ۶/۳۸ درصد تخمین زده شده و شایع ترین شکل اون ازدواج بین اقوام درجه اول مثل دخترخاله-پسرخاله و دخترعمو-پسرعمو و… است. تفاوتایی در گسترش و مدلای جور واجور این نوع ازدواج براساس مسائل قومی، مذهبی، نژادی و ناحیه جغرافیایی و حتی شیعه یا سنی بودن افراد هست و باحال اینکه درصد بالایی از ازدواجای فامیلی در بخش مرفه جامعه دیده می شه اما این ازدواجا مشکلاتی به دنبال داره طوری که در سال ۲۰۱۰میلادی در ۲۵ ایالت آمریکا ازدواج خویشاوندی درجه اول به دلیل گسترش مشکلات و ناهنجاریای ژنتیکی منع شد و در ۶ ایالت دیگرتحت شرایط خاصی مثل سن بالا یا نازایی یکی از دو طرف یا هر دو یا ارائه گواهی مشاوره ازدواج معتبر اجازه انجام اون داده شد. حتی در بعضی مناطق اجازه یه ازدواج فامیلی در خونواده صادر می شه اما از ازدواج فامیلی دوم در همون خونواده جلوگیری می کنن.

امتیازات ازدواج فامیلی

بعضی تحقیقات جامعه شناختی نشون داده ثبات زندگی زناشویی در ازدواجای فامیلی به دلیل سازگاری و همخوانی بیشتر بین همسران و خونواده هاشون بیشتره. هم اینکه افراد فامیل به دلیل رفت و اومد و دوستی بیشتر با همدیگه شناخت بهتر و بیشتری از اخلاق، کارا و رفتار هم دارن و همین شناخت احتمال انتخاب گزینه مناسب جهت ازدواج رو بالاتر می بره.

از اونجا که همیشه نگرانی و نگرانیایی واسه زنان در مورد نبود تامین و پشتیبانی اونا در مورد مسائل مالی و سلامت در زندگی هست، فکر می کنن ازدواج خویشاوندی پشتوانه محکم تری نسبت به قوانین موجود در جامعه واسه حفظ وضعیت و دفاع از حقوق اوناس. در بعضی موارد این باور هست که ازدواج فامیلی باعث تحکیم پیوندهای خانوادگی و اتحاد بین اعضا و تشکیل فرصتای عالی واسه انتقال ارزشای فرهنگی خونواده و موندگاری اون طی نسلای متمادی در خونواده می شه. در ازدواجای فامیلی مذاکرات قبل از ازدواج در مورد مسائل مالی بیشتر خیلی راحت انجام میشه و مقدمات و لوازم ازدواج مانند مهریه، جهیزیه و مراسم عقد و عروسی با تسهیلات و هزینه کمتری جفت و جور می شه.

ازدواج فامیلی

یکی دیگه از دلایل اصرار بعضی به ازدواج با یکی از اعضای فامیل، اینه که خونواده ها و به خصوص والدین دختر خانوما بهتر می دونن دخترشون به جای ازدواج با ناشناس و زندگی در محلی دور از دسترس اونا با فردی از اقوام ازدواج و تقریبا اونا زندگی کنه و از لذت ملاقات و حضور نوه هاشون بهره مند شن. علاوه بر اینا، خیلی از خونواده های متمول بهتر می دونن با ازدواج خویشاوندی اموال و داراییای خود رو درون خونواده نگه دارن و نسل به نسل انتقال بدن.

بعضی از تحقیقات نشون دهنده اینه که طلاق و جدایی در ازدواجای خویشاوندی کمتره. البته حقیقت این مطلب بیشتر از اونجا ناشی می شه که طلاق در ازدواجای فامیلی سخت تر از ازدواجای دیگه انجام میشه چراکه با جدایی دو نفر از هم، بیشتر کل روابط خانوادگی تحت الشعاع قرار میگیره و ممکنه باعث از هم پاشیده شدن یه فامیل شه، پس در بیشتر موارد در صورت ایجاد اختلاف، بزرگان و ریش سفیدان بین زن و شوهر داوری و آشتی و صلح رو بین اونا برقرار می کنن.

مشکلات ازدواج فامیلی

اول اینکه احتمال دخالت دور و بریا در زندگی زن و شوهر در ازدواجای فامیلی بیشتر از بقیه ازدواج هاست و دامنه این دخالتا معمولا گسترده تر و بالاتر از خونواده های درجه ۱ دوطرفه و بیشتر به کل فامیل کشیده می شه. مراقبان بهداشت و سلامت و کارشناسان علم ژنتیک، خطر بیماریای مادرزادی انتقال یافته به فرزندان رو در مقابل تموم امتیازات بالقوه اجتماعی-اقتصادی ازدواجای فامیلی مهم و جدی حساب می کنن و در مورد اون اخطار میدن.

در ازدواجای فامیلی در مقایسه با بقیه ازدواجا اندازه باروری و تولد کمی بالاتره و اندازه سقط فرق بارزی نداره. مرده زایی و مرگ نوزاد از جمعیت عمومی بالاتر و گسترش مشکلات بین تولد حدود ۳-۲ درصد بیشتر از نوزادان حاصل از ازدواج غیرفامیلیه. هرچند شاید این فرق درصدی کم باشه اما با احتساب آمار موالید هرساله عدد زیادی به دست میاد.

دلیل بالا بودن مشکلات مادرزادی از این قراره که وقتی که ژن مخصوص مریضی در پدران و اجداد مشترک زن و شوهر وجود داشته باشه و از یه طرف به مادر و از طرف دیگه به پدر منتقل شه و این ژن مخصوص هم از پدر و هم از مادر به کودک به ارث برسه، در نتیجه تجمع این ژن در بچه احتمال بروز و شدت اون مریضی بیشتر می شه.

ضرورت غربالگریدر خیلی از تحقیقات روی رابطه

نشانگان داون (یه جور عقب موندگی ذهنی) با ازدواج خویشاوندی تمرکز شده و یافته های نشون داده خیلی از ازدواجای فامیلی باعث می شه فرزندان متولدشده عقب افتاده باشن. البته هر ازدواج فامیلی ای این نتیجه رو نمی ده. آمار نشون میده احتمال تولد کودکان معلول، ناقص و گرفتار به نابینایی و ناشنوایی، مشکلات خونی و ناهنجاریای استخوانی، صرع، مشکلات ذهنی و یادگیری و عقب موندگی رشد در ازدواجای فامیلی بیشتره.

رابطه بین ازدواجای خویشاوندی با بیماریای پیچیده با شروع تاخیری مانند دیابت، قلبی-عروقی، فشارخون بالا، اسکیزوفرنی(جنون) و سرطانا مبهمه و به تحقیقات بیشتری واسه کنترل عوامل زیاد دخالت کننده در نتیجه مطالعه نیاز داره. با اینکه به دنیا اومدن کودک مریض یا خراب و ناقص در ازدواجای فامیلی یه احتماله اما با در نظر گرفتن مشکلات زیاد به وجود اومده به وسیله اون و زندگی سخت و دردناک این کودکان باید واسه کاهش این احتمال کارایی انجام گیرد. از اونجا که وجود یه مریضی در پدران و اجداد مشترک همسران باعث بروز مریضی در نسلای بعد می شه، مراجعه به کارشناسان علم ژنتیک و جفت و جور شجره نامها و انجام آزمایشای لازم قبل از ازدواج و تستای غربالگری بین بارداری، از ارکان مهم واسه کاهش احتمال تولد بچه مریض در ازدواجای فامیلیه چراکه آزمایشای مرسومی که امروزه واسه افراد در آستانه ازدواج انجام می شه، فقط امکان بروز تالاسمی رو بررسی می کنن در حالی که بررسیای بیشتری در این مورد لازمه.

.

منبع : hidoctor.ir

: ازدواج خوشحال می تونه کلید یه قلب سالم باشه

: با در نظر گرفتن یه مطالعه جدید به وسیله محققان دانشگاه پیتزبورگ PA یه ازدواج خوشحال ممکنه خطر دچار شدن به بیماریای قلبی و عروقی رو کم کنه. خیلی از تحقیقات در رابطه بین ازدواج و سلامتی قلب انجام شده. در ماه مارس سال جاری یه مطالعه نشون داد که زنان مجرد با احتمال بیشتری در اثر بیماریای قلبی می میرن.

با در نظر گرفتن مطالعه نویسنده توماس کاماراک استاد روانشناسی در دانشگاه پیتزبورگ، دلایل روز افزونی در دسته که کیفیت ازدواج، خطر بیماریهای قلبی عروقی ( CVD ) کم می کنه.
محققان ۲۸۱ نفر از بزرگسالان میانسال سالم که ازدواج کرده بودن مورد موشکافی قرار دادن.
محققان به این نتیجه رسیدن که زن و شوهر متاهل خوشحال و دارای تعامل مثبت، ممکنه خطر دچار شدن به بیماریای قلبی عروقی رو در اونا کم بشه.
در طول ۴ روز تعامل بین شرکت کنندگان و شرکای خود، که در هر ساعت تحت نظر قرار گرفتن و به شرکت کنندگان در تعاملات خود امتیاز مثبت یا منفی داده شد.
ضخامت شریان کاروتید افراد – با اندازه گیری ضخامت عروق خونی بزرگ در گردن که خون دارای اکسیژن رو به سر و گردن عرضه می کنه نشون داده شد که کلفت شدن شریان کاروتید می تونه دلیل تصلب شرائین شه و تجمع پلاکای چربی در سرخرگا، خطر CVD رو زیاد می کنه. یافته های این مطالعه که تازگیا در مجله پزشکی روان تنی منتشر شده، نشون داد که شرکت کنندگانی که تعاملات منفی با شریک زندگی خود داشتن شریان کاروتید کلفت تر داشتن و محاسبه شده که این افراد در مقایسه با افراد دارای تعامل مثبت با شریک زندگی خود در خطر ۸.۵ درصد بالاتر CVD قرار داشتن.
این یافته ها در تموم گروه های سنی، نژاد، جنس و سطح آموزش و پرورش موافق بود.

روابط عاشقونه زناشویی نقش مهمی در سلامت کلی فرد بازی می کنه.

نویسنده Nataria جوزف، که تازگیا فوق دکترای خود در دانشگاه پیتزبورگ رو کامل کرده عقیده داره که نتیجه های این یافته ها بالاتر از خطر CVDه. روابط عاشقانه زناشویی و جدی نقش مهمی در سلامت کلی بازی می کنه اون میگه. پروسهای اجتماعی، زیستی، روانی در تعامل واسه تعیین سلامت جسمی هستن.
نه فقط این قلبه که ممکنه از ازدواج بهره مند شه بلکه تو یه مطالعه در سال ۲۰۱۳ که در مجله انکولوژی بالینی به چاپ رسیده نشون میده آدمایی که گرفتار به سرطان تشخیص داده شدن ازدواج به احتمال زیاد در اونا، منتهی به زندگی طولانی تر در مقایسه با بیماران گرفتار به سرطان که ازدواج نکرده ان می شه.

مطالب در رابطه

  • فواید فیبرهای غذایی در بیماریهای قلبی عروقی
  • رژیم غذایی در تصلب شرائین ( آترواسکلروز )
  • درد قفسه سینه چیه؟
  • فواید شکلات چیه؟

 

 

 

منبع :

: بدیش اینه امکان شناخت سنتی زن و شوهر قبل از ازدواج در کشور وجود نداره و جوانان سخت تر می تونن به همدیگه اعتماد کنن که در کنار سنگین بودن مخارج ازدواج حضور و گسترش هم باشی رو رقم زده.

روزنامه شهروند گزارشی از نشست بررسی ابعاد پدیده ازدواج سفید در انجمن جامعه شناسی منتشر کرده که در ادامه می خونید؛
سالن کوچیک دانشکده شلوغه. صندلیا پر شده. دختر و پسرای جوون وایس تاده یا روی زمین نشسته ان و این وضع تا پشت در ادامه داره. در سالن حرف از ساختارهای اشتباهه؛ ساختارهایی که چند سال تو ذهن و رفتار جامعه ریشه کرده و حالا هر روز یه آجر از این بنای بزرگ انسانی رو با سلیقه خود جا به جا می کنه. حرف از پدیده ای نوظهوره که از یکی، دو سال گذشته با عنوان «ازدواج سفید» بر سر زبونا افتاد، بعد گفتن که سفید نیس و اصلا وجود نداره اما دوباره نام اونو «هم باشی» گذاشتن و حتی «محمد اسلامی»، معاون فنی دفتر سلامت جمعیت وزارت بهداشت واسه اولین بار از ورود وزارت کشور به این موضوع خبر داد: «روی موضوع ازدواج سفید در کشور کار می شه؛ طوری که در این مورد ستادی در وزارت کشور با ریاست قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی تشکیل شده که در کنار چند مسأله دیگه مسأله ازدواج سفید رو هم بررسی می کنه و شاید تا همین چند وقت دیگه که خیلی هم دور نیس گزارشای اون اعلام می شه.»
دوشنبه شب هم انجمن جامعه شناسی ایران به بهونه یه کار پژوهشی با عنوان «تجربه زیستی هم باشی در بستر تحقیق» نشستی ترتیب داده بود تا یادآوری شه که در این باره واقعیت دیگری هست که اگه باز روی اون سرپوش گذاشته شه، ممکنه در آینده به مرز اخطار برسه.
«لیلا شیری قیداری» که فارغ التحصیل کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسیه، درباره پایان نامه ای حرف می زنه که انجام اون سه سال زمان برده.
اون درباره یافته های این تحقیق دانشگاهی که صحبتای ٢٠ زوج تهرانی رو مورد تحلیل محتوای کیفی قرار داده، میگه: «همون نابرابریایی که در زندگی و ازدواج رسمی ممکنه وجود داشته باشه، کم و بیش بر این نوع رابطه هم حاکمه؛ چون ساختارای اجتماعی بیشترین قدرت رو به مردان میدن. خونواده مردان راحت تر با این موضوع کنار میان و حتی رفت و اومد هم برقرار می شه؛ اما دختران به طور کامل از طرف خونواده رانده می شن تا جایی که در صورت جدایی شانس برگشت به خونواده هم واسه اون کمتر هستش. زنائی که وارد این نوع رابطه شدن، مجبورن وضعیت موجود رو ادامه. گفته های اولیه نشون می داد که در این نوع زندگی تقسیم کار هست؛ اما درآخر همون وظایفی که زن در ازدواج متحمل اون می شه، اینجا هم صادقه و مردان کمتر زیر بار مسئولیت می رن. در حالی که فضا واسه این زنان پر از ابهام و ریسکه.»
ساختارشکنی یا شرایط بد اجتماعی
«امیر مسعودی امیرمظاهری» یکی دیگه از جامعه شناسانی بود که در این جلسه حضور داشت و در این باره نظر داد: «دسترسی به اطلاعات در این بخش بسیار کمه در حالی که نپرداختن و نشناختن موضوع می تونه عواقب اجتماعی به دنبال داشته باشه. این نوع رابطه شاید در نگاه اول و از نگاه بخشی از جامعه حق انتخاب فردی و آزادی بیشتر واسه دختران و پسران باشه اما واقعا این آزادی فردی اتفاق افتاده؟ یافته ها نشون داد از اونجا که فرصتای اجتماعی در جامعه بیشتر به نفع مردونه، حتی ورود پدیده های جدید هم باز به نفع همون نظام مردسالار تموم می شه. مردان در این جور رابطه ها از مسئولیتایی که در ازدواج رسمی برعهده آنانه، شونِه خالی می کنن در حالی که زنان بازم همون مسئولیتا به دنبالشانه در حالی که در برابر شکلای جور واجور انگای اجتماعی هم قرار می گیرن. ضمن اینکه هنگام شکست عاطفی که در زنان اتفاق میفته، مردان راحت تر با اون کنار میان. بیشتر خانومای تحقیق در بخشی از سوالا اعلام خوشبختی می کردن؛ اما تحلیل محتوای صحبتا نشون داد چون این افراد خود زندگی هم باشی رو انتخاب کردن، مجبورن واسه تأیید اون نقابی به صورت بزنن و بهتر می دونن اونو درست نشون بدن. واقعیت اینه که جواب کنشگران اجتماعی با حقایق فاصله داره.»
به باور اون بازنمایی این واقعیت در لایه های جور واجور جامعه مرفه یا طبقات پایین فرق داره: «بخش اول به دنبال ساختارشکنیه و افراد طبقات پایین به دلیل شرایط اقتصادی به این شرایط تن میدن.»
«امیدعلی احمدی»، جامعه شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی هم اول تعریفی درباره اصطلاح «هم باشی» ارائه داد: «مناسبات بین دو جنس مخالفه که وجهه اجتماعی و حقوقی نداره. رابطه ای که مشخص نیس واسه چه وقتی طراحی شده و با الگوی ازدواج فرق جدی داره؛ تحقیقات در غرب هم نشون میده که جانشین نهاد خونواده نشده. از دهه ٧٠ تا الان اندازه این جور زندگی در آمریکا از یه به ٨ درصد رسیده.»
اون از سه گفتمانی که در ایران در این باره هست، نام برد: «رد مسئولان کشوری و نگاه آسیب ای در صورت قبول اون، نگاه بدنه کارشناسی و واقع گرایانه با در نظر گرفتن آسیبای اون و گفتمانی که از جنبه منفی و مذهبی موضوع رو مورد نقد قرار میده.»
به درد نخوری نهاد ازدواج یکی از مواردیه که امید علی احمدی درباره اون سخن میگه: «بدیش اینه امکان شناخت سنتی زن و شوهر قبل از ازدواج در کشور وجود نداره و جوانان سخت تر می تونن به همدیگه اعتماد کنن که در کنار سنگین بودن مخارج ازدواج حضور و گسترش هم باشی رو رقم زده. پس اگه نهاد ازدواج رو موثر نکنیم با تمایل بیشتر به این موضوع روبه رو هستیم. عرف گرایی و سکولاریسم و تقدس زدایی از ازدواج، فردگرایی، عقل گرایی و گرایشای پسامدرن از دیگر دلایل بروز این پدیده در ایرانه.»
اون در ادامه به یافته های بعضی تحقیقات غربی در این بخش اشاره کرد: «در غرب خشونت، کودک آزاری و فقر کودکان در این جور از زندگی بیشتر از زندگی خانوادگی رسمیه و اونا درصورتی هم خونگی رو تایید می کنن که مقدمه ای واسه ازدواج رسمی باشه، اما در ایران ریشه در ناتوانی جوانان در ازدواج در کلانشهرها داره، به خصوص کسائی که دانشجو یا شاغل شهر دیگری هستن و شرایط مخفی کاری بیشتری دارن.»
از سه سال گذشته که باب صحبت درباره این پدیده نوظهور باز شد تا همین امروز نقد جامعی درباره اون نشده. حالا امیدعلی احمدی هم عقیده داره که اگه واقعیت اجتماعیه نباید اونو کنار بزنیم. باید دید که ساختارها با زنان و دختران چه کرد که به این شکل زندگی روی آورده ان با این که می دونن به نفعشون نیس.
ضرر ساختارای اشتباه
به باور «عالیه شکربیگی»، دیگه جامعه شناسی که در این جلسه حضور داشت، در ایران حتی وقتی می گفتن که اصلا در این باره حرف نزنین اما حالا حالا خوبیش اینه مهم بودن این موضوع و عواقب نپرداختن به اون باعث شده تا حتی وزارت کشور هم سه ماه قبل به این موضوع ورود جدی داشته باشه و بررسی اونو در دستور کار بذاره: «بدیش اینه در سالای گذشته ساختارهای اشتباه باعث شد جامعه خود پاسخی واسه مشکلات طرح کنه به طوری که خیلی از کسائی که در این رابطه قرار گرفتن، عنوان می کنن که ما توانایی ایجاد زندگی معمولی و عادی رو نداشتیم. در این جور رابطه هم باز جامعه از پسران پشتیبانی می کنه.»
در یکی، دو سال گذشته بحثای زیادی درباره نام ازدواج سفید در رسانه ها مطرح شد و حتی بعضی از اون به عنوان هم باشی مشکی یاد کردن. با اینحال، مظاهری، جامعه شناس عقیده داره: «مهم اسما نیس، مهم پدیده ایه که در کنار اسم به وجود میاد و اگه سازوکاری واسه اون نداشته باشیم، عواقبی در ابعاد جورواجور واسه جامعه رقم می خوره. اگه واقعا نگران هستیم باید در سیاستا طوری برنامه ریزی کنیم که ازدواج نقش و کارکرد اصلی خود رو پیدا کنه.»
در طول این نشست انتقادهای زیادی مبنی بر سوگیری و نگاه آسیب شناسی به این تحقیق شد. بعضی هم عنوان می کردن که در این تحقیق به دید یه قربونی به زنان نگاه شده اما پژوهشگر حاضر این موضوع رو رد کرد: «من در اول تحقیق هیچ دید منفی نسبت به این موضوع نداشتم اما هنگام تحقیق دیدگاه من هم تغییر کرد. یافته ها نشون داد که مردان در این روابط بیشتر به دنبال فرصت هستن و قصد اولشون ازدواج رسمی نیس اما موضوع رو راحت تر بیان می کنن ولی زنان کمتر حاضرن مسأله رو با جامعه بگن.»
عالیه شکربیگی هم عقیده داره وقتی در این تحقیق بحث به درد نخوری ازدواج مطرح می شه یعنی خونواده زیر سوال میره؛ اینکه واقعا کارکرد خونواده و ساختارها چه عملکردی داشته که جامعه رو با بن بست مواجه کرده.»

منبع :

(واسه ازدواج سالمندان تلاش کنین)

سالمندی یکی از بحرانی ترین دوران زندگی هر فردیه وقتی که فرد قدیمی سال شده و به موجب اونم مجبوره از خیلی از فعالیتهای دوران جوونی و میانسالی دست بکشه و واسه همیشه خونه نشین شه، خونه ای که قبل از این، فقط شبه ها انتظارش رو می کشید!

بی فکر در این زمان بحرانی، خونه و تعلقات عاطفی وابسته به اون بیشتر از قبل نقش پررنگ تری به خود می گیرن،احساس کفایت و لیاقت که تا به همین دیروز به راه های دیگری تامین می شد، امروز باید انگار دیگه از طرف فرد و یا کسان دیگه تامین شه، چون که امروز، دیگه از اون منبع توجه سالهای قبل، خبری نیس، و حضور یه همدم مهربون می تونه جانشین مناسبی واسه این باشه. اما گذران این دوران خیلی سخت و غیر قابل تحمل هستش اگه در اون خونه نه همسری باشه و نه فرزندانی، این وضعیت دقیقا همون شرایطیه که ضرورت ازدواج سالمندان و میانسالان تنها، رو به طور کامل قطعی می گردونه و صد البته نقطه اغاز مشکلات و تعصبات عادی درباره ازدواج سالمندان هم هست.

روان شناسا فکر می کنن، سالمندان با ازدواج، ارزشمندترین کانون توجه و عاطفه رو بدست میارن، مورد محبت و احترام کسی قرار گرفتن و یا عزیز زندگی کسی بودن نه فقط  از شدت غم تنهایی و دوری از فرزندان متاهلی که هر کدوم به دنبال زندگی خود هستن، کم می کنه بلکه باعث می شه فرد در گذران مابقی عمر خود احساس کفایت و رضایت داشته باشه.

روان شناسا می گن اون چیزی که یه سن و سال دار رو امیدوار به زندگی می کنه اون هستش که متفاوت از بقیه زندگی نکنه، اما به راستی واسه دوری از حس متفاوت نبودن  در سن و سال دار، دوری از تنهایی و ایجاد امید به زندگی در  سالمندان چیکار باید کرد؟ روان شناسا فکر می کنن ازدواج از جمله طرقیه که می تونه آرامش رو به زندگی سالمندان برگردونه، اما این پیشنهاد منطقی، از نظر خیلی از آدما مخصوصا فرزندان سالمندان چیزی بیریخت تلقی می شه که گاه  انجام اونم محاله. اما به راستی دور و بریا و فرزندان حق دارن درباره آینده زندگی سالمندان تصمیم بگیرن؟!

(با دیدگاهی تیزبین، ابعاد جور واجور ازدواج دوباره سالمندان و یا دلیل جلوگیری از انجام اونو مورد توجه بذارین)

لطفا، تفکرتون رو زیر سوال ببرین
تغییر رو از خودتون شروع کنین. واسه این کار لازمه از ژست مؤدبانه و متفکرانه خارج شید، ذهن تون رو از اندیشه های شرعی متعصبانه و تحجری پاک سازی کنین، برداشت تون از تجدید فراش سالمندان رو خالی از تعابیر نامانوس و زننده ای چون “پیری و معرکه گیری، دود از کنده بلند میشه” کنین و واسه اصلاح اون حرکت کنین، تقلید و پیروی صرف از عقاید بقیه رو کنار بذارین. کلاهی قاضی کنین و خود، به قضاوت بشینین. مطمئنا شما می تونین ازدواج سالمندان رو با نگاهی متفاوت تر از همیشه ببینین!
بعد با نگاه مساوی و ذات منشانه ازدواج سالمندی و ارکان اونو زیر سوال ببرین.بهتره عقاید سنتی و مشکلات انجام این رو  این جور مورد بحث بذارین:

به راستی ازدواج سالمندان، اشتباس؟ به چه دلیل بعضیا اونو بد میدونن؟ دلایل مطرح شده درباره این ناپسندی، علمی و منطقیه؟ سالمندان، حق زندگی دوباره ندارن؟ دور و بریا،مخصوصا فرزندان، واسه ادامه زندگی فرد بزرگسالی که به طور کامل آگاه و دانا هستش حق دخالت و اراده کردن دارن؟ کی ازدواج سالمندان رو نهی کرده؟ نبود ازدواج سالمندان، قرارداد اجتماعیه که نمیشه اونو عوض کرد؟ چه دلیلی مانع سرپیچی نکردن از این عقیده قراردادی می شه؟ اون مشکلات چیه؟ به چه دلیل اونا مانع حساب می شن؟  و…

با دیدگاهی تیزبین و روشن، ابعاد جور واجور ازدواج دوباره سالمندان و یا دلیل جلوگیری از انجام اونو مورد توجه بذارین. هر چند شاید نظرگاه جدیدتون با عرف و عقاید عادی جامعه سنخیت نداشته باشه اما به طور کامل قابل تامل و از نظر منطقی قابل  پذیرشه.

واسه ازدواج سالمندان تلاش کنین
اگه در پاک سازی ذهن و اصلاح دیدگاه متعصبانه تون موفق شید و عمق نگاه تون رو گسترش بدین مطمئنا می تونین ادله های منطقی و عاقلانه ای رو جانشین توجیه های براساس شرعی کنین که  معمولا هم اشتباه هستن. به چیزی که باور و باور پیدا کرده این ایمان قلبی داشته باشین!

بی فکر به این روش، می تونین بقیه رو هم تحت تاثیر اندیشه روشنفکرانه و عاقلانه خود بذارین. درباره ازدواج سالمندان با بقیه سخن بگید، البته صحبت صرف کافی نیس، به اون چیزی که بر زبون میارید، عمل هم بکنین. مثلا، اگه در دور و بریا خود سالمندی رو سراغ دارین، اونو تشویق به ازدواج کنین و یا واسه ازدواج پدر و مادر تنهای خود آستین بالا بزنین.با اینکه شاید بسیار سخته، اما شما می تونین یکی از متولیان و یا مبلغان این مهم باشین.

فرهنگ سازی لازمه
واسه مقابله با اندیشه های غلط و به اشتباه نهادینه شده تو ذهن افراد درباره ازدواج سالمندان، نیازمند فرهنگ سازی عمیقی هستیم. فرهنگ سازی همه جانبه ای که نه فقط باعث فروریختن قبح این موضوع می شه بلکه بستر فعال و جست و خیز رو واسه اینم، به وجود می آورد و این مهم دست یافتنی هستش اگه متولیان فرهنگی من الجمله رسانه ها اطلاع رسانی لازمه رو دارا باشن و همه اقشار جامعه  مثل پیر و جوون و زن و مرد رو با نوع نیازای دوران سالمندی آشنا کنن. مطمئنا کسب آگاهی باعث می شه نگاه منفی به ازدواج سالمندان به نگاه مثبتی تغییر یابد که ابعاد الهی و عاطفی اون بیشتر از توجه به نیاز جنسی و ارضای اون مورد توجه قرار میگیره.
امیده که در سالهای آینده، دیگه هیچ سالمندی تمایل و نیاز به طور کامل  طبیعی خود به ازدواج رو رد نکنه و دور و بریا هم، از ازدواج فرد سن و سال دار برداشت منفی نداشته باشن و اونو چیزی غیرعادی و بینظم تلقی نکنن. مطمئنا اگه اینجور فرهنگی در جامعه عادی شه، دیگه نه فقط هیچ سالمندی از بیان حق مسلم خود در زندگی، احساس شرم نمیکنه بلکه در روبرو شدن با این سوال ” به چه دلیل تنهایی و ازدواج نمی کنی؟”، پاسخی رو میگه که به حقیقت نشون دهنده  باور اصلی ایشون به  ازدواج و تمایل و یا نبود  تمایل به اون هستش.

منبع: تبیان-بازنشر – www.abartazeha.com

  • واسه ازدواج سالمندان چه کاری انجام بدیم؟

.

منبع : abartazeha.com

ازدواج سالمندان رو سرزنش نکنین!

فیلم «خواستگاری» رو دیدین؟ همون که مرحوم هادی اسلامی نقش پیرمردی رو بازی می کرد که همسرش رو از دست داده بود و به خانوم همسایه (که نقشش رو ثریا قاسمی بازی می کرد) دل سپرده بود. حتما مخالفت سفت و سخت پسر اون خانوم رو با این موضوع به یاد دارین. می دونین ریشه مخالفت اون با این ازدواج در سالمندی چی بود؟ این که ازدواج در این سن و سال از نظر همه بیریخت و ناپسنده.

 شاید بعضی از ما هم با این حرف موافق باشیم اما اگه در تنهایی مون به حقوق والدین خود با ذهن بازتری فکر کنیم، شاید نظرمون عوض شه…
خانوم ۶۰ ساله ای که دو بچه پسر داره و چند سال پیش همسرش رو از دست داده و حالا تنهاست، باعث شد خاطره فیلم «خواستگاری» تو ذهن مون زنده شه. این خانوم که خود رو «مادر تنها» نامیده، از ما خواسته س به اون کمک کنیم تا به روشی به بچه هاش حالی کنه که اونم به یه همدم نیاز داره. از نظرات کارشناسی دکتر بدری سادات بهرامی و دکتر سید سعید بالاترین جایگاه در همین رابطه بهره مند میشیم.
● در مطب مشاور
▪ دکتر بهرامی: تا حالا فکر کردین این خانوم یا امثال ایشون از چی خجالت می کشن که تمایل خود رو مخفی می کنن؟ ضرورتی واسه تشکیل خونواده، اونم در این سن هست؟ شاید شمام تمایل داشته باشین بدونین به راستی ضرورت این ازدواج چیه. اجازه بدین از اینجا شروع کنم که در اولین مرحله دوره سالمندی، ما از کارمون بازنشسته شده و به خونه میریم. تا اینجا بخشی از توجهی رو که از جامعه کسب می کردیم از دست دادیم و واسه تامین نیاز عاطفی خود باید حتما یه منبع توجه و عاطفه عوض کنم. این خانوما وآقایان چون با آشیانه خالی مواجه می شن و منبع توجهی که چند سال بخشی از نیاز عاطفی شون رو تامین می کرده از دست دادن باید حتما چاره ای فکر کنن. فرض کنین خانمی مثلا در ۴۰ سالگی، همسر خود رو از دست بده یا به دلایلی هنوز مجرد باشه. این خانوم می تونه در صورت صلاحدید خود ازدواج نکنه و با مشغولیتایی که در محیط کار و چیزای دیگه ای به جز اینا داره ایام رو بذارن اما همین خانوم در ۶۰ سالگی شرایط متفاوتی داره. همسری که نداره، در سن کار کردن هم نیس، اگه فرزندی داشته باشه شاید به دنبال زندگی خودش رفته و اون در تنهایی به دوره هایی فکر می کنه که به سرعت از اون عبور کرده و فرصت رسیدگی به خود و عواطفش رو نداشته. این جاست که ضرورت ازدواج این آدما به طور کامل محرزه. اونا با ازدواج می تونن منبع توجه و تامین نیاز عاطفی تازه ای پیدا کنن و احساس کنن واسه همسر خود عزیزند و کانون توجه هستن. این خانوما و آقایون ۶۰ ساله، مثل افراد ۳۰ ساله و ۴۰ ساله نیستن که فقط تامین مسایل جنسی و اجتماعی، اونا رو به طرف ازدواج جهت دهد؛ بلکه نیازای عاطفی هم هست که شدیدا اونا رو مایل به ازدواج می کنه. همه می دونن که در این سن به دلیل یائسگی و کاهش ترشحات واژن، قوای جنسی در خانوما شدیدا کم می شه. در آقایون هم با افزایش سن از فعالیت هورمونا کم میشه. پس با کمی واقع بینی lمیشه فهمید که مسایل جنسی دلیل ازدواج در این سنین نیس.
با این همه، بیشتر اونا (چه آقایون و چه خانوما) از مطرح کردن این خواسته خجالت می کشن چون نگاه مردم به این ازدواج نگاه بیریخت و ناپسندیه. چون مهم ترین کارکرد ازدواج از نگاه خیلی از مردم تامین نیازای جنسیه و به خاطر همین، ازدواج در سالمندی رو بسیار بد می دونن. بدیش اینه با اینکه سطح اطلاعات مردم بالا رفته و می دونن که از نظر بیولوژیکی و شرایط سنی، موضوع رابطه جنسی بین این دو به طور کامل منتفیه اما بازم نمی خوان باور کنن که ارضای نیاز عاطفی دلیل اصلی مثل این گرایش هاست.
با کمی واقع بینی می تونیم در یابیم که تنها موندن در اون آشیانه خالی و حمله افکار ناراحت کننده، حاصلی جز منتظر بودن واسه مرگ نداره. از دست رفتن سلامت و مستهلک شدن بدن، مشکلات گوارشی و چیزای دیگه ای به جز اینا، حس ناامنی و ترس موجود رو چند برابر می کنه. حالا که میشه به این تنهایی پایان داد؛ چون که نه؟!
● وظیفه رسانه ها
متولیان امور فرهنگی باید تلاش کنن تا فرهنگ سازی لازم رو در مورد نوع نیازای خاص این دوران داشته باشن و برنامه سازی کنن تا دیگه هیچ فردی به دلیل سن بالا تمایل به ازدواج خود رو مخفی نکنه و بدونه که این نیازش به طور کامل طبیعیه و همه باید به این باور برسن که موضوع ازدواج در این سنین به ارضای نیاز جنسی مربوط نمی شه و پوششی از بعد الهی و عاطفی داره.
● وظایف فرزندان
فرزندانی که پدر یا مادری فقط در خونواده دارن باید متوجه باشن که نبود ارضای نیازای عاطفی اونا باعث تسریع روند پیری و فاصله گرفتن اونا از سلامت می شه. حتما می دونین که سیستم ایمنی ما به محض اینکه تحت فشار عاطفی قرار بگیریم، عکس العمل نشون میده و ضعیف کردن می شه. پس فرزندان باید نگران والدین خود باشن و حتی واسه آشنایی والد تنهای خود با یه همسر مناسب برنامه ریزی کنن تا در نشستای خانوادگی، در رفت و آمدهای دوستانه با همکاران و همسایگان خود اگه مورد خاصی وجود داشت موجبات آشنایی بیشتر انجام بشه. شما باید آسون کردن گر باشین و اگه به حفظ سلامت جسمی والدین خود بها می دین، باید در اول به تامین سلامت عاطفی اونا فکر کنین. آشنا کردن والد خود با سازمانای مردم نهاد جور واجور و عضویت در اونا، ثبت نام اونا در تورهای مسافرتی و دیگه زمینه های جفت و جور کردن آشنایی اونا رو دوش شماس تا علاوه بر تامین حس سرحالی در اونا، زمینه رو واسه پیدا کردن همسری مناسب جفت و جور کنین. اگه اینجور فرهنگی شکل بگیره و در جامعه جاری شه، همونجوریکه از والدین می پرسن که «دختر یا پسرتون ازدواج کرده یا نه» در مورد پدر و مادر هم می پرسن و حتی لحن سوال هم اصلاح می شه که: «هنوز بابات/ مادرت تنهاست یا ازدواج کرده؟»

روزنامه سلامت
ویرایش و خلاصه کردن:

ازدواج سالمندان پسندیده ترین پدیده اجتماعیه‎

 

وقتی از کار و فعالیت فارغ شده ای و بچه ها هم دیگه بزرگ شده و هر یک به دنبال کار خود رفته ان، در این شرایط اگه فردی نباشه که روزات رو با اون پر کنی و از ملال دقایق و ثانیه ها به اون پناه ببری، حتی در مواقع مریضی و احتیاج به دادت برسه و همدم و همدمت باشه، پیری و کهنسالی به کابوسی تکراری و اجباری تبدیل میشه.

 

هر سالمندی ممکنه به دلایلی تنها باشه. در ادامه این مطلب، نکات زیادی درباره ازدواج در دوران سالمندی مطرح می شه.

  

نظر یه مددکار خونه سالمندان این ازدواج هیچ خطری نداره

یه مددکار سالمندان که در آسایشگاه کهریزک کار می کنه درباره ازدواج سالمندان میگه: «بدون هیچ شرایطی این عمل خداپسندانه رو تایید می کنم. در درجه اول این ازدواج چون در سنین بالا و بین افراد با تجربه اتفاق میفته، هیچ خطر و مشکلی ایجاد نمی کنه. از طرف دیگه، با در نظر گرفتن این که همه سالمندان چه اونا که با بچه هاشون هستن چه اونا که به دلایل جور واجور بچه هاشون نمی تونن با اونا زندگی کرد یا از اونا مراقبت کنن، تنهایی و نیاز به یه همراه رو بیشتر از بقیه مقاطع زندگی خود تجربه می کنن. در شرایطی که همسر فوت کرده باشه دیگه این نیاز شدید شدن می شه و واقعا نمیشه انتظار داشت حتی با استخدام یه پرستار تموم وقت مشکلات برطرف شه؛ البته درباره مشکل این ازدواجا، بعضی مطرح می کنن در این سن هر دو طرف پیر هستن و به قول معروف به فردی نیاز دارن که از خودشون مراقبت کنه و در این شرایط، نمی تونن بار یکی دیگه رو هم به دوش بکشن در حالی که همون طور که گفتم این نیاز فقط جسمی نیس و همین که شما تصور می کنین کس دیگه ای هم در خونه حضور داره که در شرایط اضطرار می تونه به دادتان برسه کافیه و اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین حضور این فرد باعث پرشدن فضای خالی عاطفی و افزایش روحیه و انگیزه می شه.

  

نظر یه روان شناس

 

تنهایی به افسردگی سالمندان منجر می شه

بالاترین جایگاه، روان شناس در این باره میگه: «تنهایی یا احساس تنهایی آثار بسیار عمیقی بر جای میذاره و حتی بر اندازه خوردن غذا و متابولیسم و تغییرات بیولوژیکی هم موثره. سالمندان بدون منابع دوباره دوستی هستن چون بیشتر اونا کار نمی کنن و موقعیت ایجاد روابط دوستانه در فضای کار رو ندارن و دوستان هم سن و سالشون رو هم انگار از دست دادن؛ این مسئله تنهایی اونا رو زیاد می کنه. مهم ترین ویژگی دوره سالمندی، تنهایی و احساس تنهاییه. مرد یا زنی که در چرخه زندگی، خونه خود رو تنها آشیانه ای خالی می بینه، به ازدواج نیاز داره چون که نتیجه این احساس تنهایی ،افسردگیه. بهتره واسه خیلی از سالمندان که از نظر جسمی نیاز جوری زیادی به بقیه ندارن و فقط از نظر روانی احساس تنهایی می کنن به جای استخدام پرستار به عنوان همدم، شرایط ازدواج رو جفت و جور و اونا رو واسه یه ازدواج موفق تشویق کنیم. بعضی هنجارهای جامعه طوری تعریف شده که اگه یه زن سن و سال دار قصد ازدواج داشته باشه خیلی قبول کردنی نیس اگه این یه هنجاره و ضدارزش نیس. زنا از نظر روان شناختی خیلی بیشتر از مردها به پشتیبانی نیاز دارن و در برابر آسیبای بیشتری هستن واسه همینه که باید گفت این قانون به طور کامل غلطه. مسئله مهم در ازدواج سالمندی، جبهه گیری فرزندان و نگاه اونا به ازدواج یکی از والدین مخصوصا مادرانشانه. فرزندان اینجور سالمندانی باید بدونن که در تحقیقات زیادی ثابت شده ازدواج سالمندی، استرسای اونا رو کمتر می کنه و سالمندانی که در این دوره از زندگی شون ازدواج کردن، عمر طولانی تری دارن.»

  

نظر یه جامعه شناس

 

ازدواج سالمندان پسندیده ترین پدیده اجتماعیه

دکترالستی، جامعه شناس هم ازدواج سالمندان رو بدون هیچ قید و شرطی، یکی از پسندیده ترین پدیده های اجتماعی می دونه و میگه: «ازدواج سالمندان فی نفسه واسه استواری خونواده و از تنهایی درآوردن افراد و کامل کردن آدما چیزی نیکوست. عرف ما واسه افراد سالمندی که تا حالا ازدواج نکرده ان یا اونا که همسراشون رو از دست دادن حقی قائل نمی شه که این یه نقطه ضعف و تفکر ارتجاعیه. با در نظر گرفتن این که یکی از اصلی ترین عوامل انگیزشی واسه ازدواج در سنین جوونی، نیاز بیشتر از اندازه و غریزه قوی جنسیه به خاطر همین بدیش اینه درصد خیلی از ازدواج ها تحت تاثیر اون و بدون دید دیگه شرایط لازم واسه ازدواج انجام میشه و جنبه های جور واجور زندگی انسانی مانند تفاهم، عاطفه، بخشش، محبت و… تحت تاثیر قرار میگیره. مشاهده ازدواجایی که مبنای اصلی اون چیزی جز جاذبه جنسیه می تونه توجه به وجود جنبه های دیگه و احساس نیاز به اون جنبه ها رو در آدما برانگیزد و جوانان هم می آموزند که می تونن در زندگی دو نفره و زناشویی به ابعاد متفاوتی از انسانیت توجه و به اون تاکید کرد و حتی بنای بنیان خونواده رو بر اونا استوار کرد.»

 

منبع: سلامت نیوز

 



پدربزرگا و مادربزرگا بخونن

  • افزایش خطر مرگ و میر سالمندان با کمبود مصرف ویتامین D

  • الفبای ورزش در دوران سالمندی

  • تخریب قوای ادراکی در سالمندان

  • محققان به این نتیجه رسیدن: جاماندگی مغز سالمندان از مغز جوانان همیشگی نیس!

  • روزای زندگی با موهای سپید

  • سالمندان نیاز کمتری به خواب دارن

.

مجموعه: دوران سالمندی

ازدواج سالمندان اصطلاح سرپیری و معرکه گیری نیس‎

 

رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران گفت: سالمندان بیشتر از اینکه به پول و مال نیازمند باشن، به توجه، احساسات انسانی، تکریم و احترام نیاز دارن که این نکته مهم در آیات جور واجور قرآن کریم هم مورد تاکید قرار گرفته.

 

موسوی چلک، با بیان اینکه یکی از موضوعاتی که در ایران به دلیل ترکیب جمعیتی اون، در چند سال گذشته بیشتر به اون پرداخته شده و حتی نگرانیایی ایجاد کرده و منتهی به توجه سیاستگذاران در برنامه هاشون شده، موضوع «سالمندی» است گفت: یکی از مشکلات سالمندان، رفاه و تامین اجتماعی و هم اینکه سلامت و مراقبتای لازم در این دورانه. یکی دیگه از مشکلات سالمندان که به دلیل تغییر ساختار خونواده و گرفتاریای فرزندان به وجود اومده و کمتر به اون توجه جدی شده، دیده نشدن و تامین نیازای عاطفی و روانی این قشره.

 

ایشون در ادامه با اشاره به اینکه موضوع مهم دیگه، به دوران «قبل از سالمندی» برمیگرده اضافه کرد: در مصوبه شورای ملی سالمندان که براساس قانون برنامه سوم پیشرفت تدوین و تصویب شده، بیشترین دقیق شدن و فوکوس کردن روی افراد پس از ۶۰ ساله. در حالی که سیاستای کشور باید در جهت داشتن سالمندی با نشاط تعریف شه و واسه رسیدن به این مهم باید از کودکی واسه داشتن یه پیری با نشاط برنامه ریزی شه. شاید آسیب سیاستای کلان کشور همین نکته س که برنامه ریزیا به بعد از دوران سالمندی برمیگرده، اما واسه قبل از اون برنامه ای موجود نیس.

 

رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران ادامه داد: حضور پدربزرگا و مادربزرگا یا پدر و مادران پیر در خونواده ها، کارکردهای اجتماعی خیلی از اجتماعی کردن فرزندان و نوه ها گرفته تا بسترهایی که اونا واسه مشارکتای اجتماعی یا دورهمی اعضای خونواده ایجاد می کنن یا حتی احترام و اعتماد به نفس و عزت روانی که به خونواده میدن، بوجود میاره که از جمله کارکردهای مهم سالمندی تلقی می شن.

 

چلک ادامه داد: باید قبول کرد که امروز، با جمعیت سالمندی بیشتری مواجه هستیم که در آینده ای نه خیلی دور این جمعیت به دلیل نوع نگاه هایی که در کشور به بچه نیاوردن – به جای فرزندآوری – هست، بیشتر و بیشتر می شه. در سیاست کلی جمعیت هم مواردی نوشته شده اما در عمل واسه این بخش اتفاق مشهودی که بتونه ترکیب و درصد جمعیت سالمندی رو عوض کنه، موجود نیس.

 

ایشون در ادامه با تاکید بر این نکته که باید سیاستای اجتماعی واسه دوران سالمندی تعریف شه گفت: در بخش سالمندی، سیاستایی به صورت پراکنده هست، اما سیاست کلان و منسجمی در این بخش هنوز تعریف و تدوین نشده. با وجود اینکه علاقه مندی حاکم بر کشور، موضوع فرزندآوری و توجه به افزایش جمعیت کودکانه، اما از طرف دیگه، باید توجه کرد که سیاستایی که واسه افزایش جمعیت هست، خیلی به موضوع سالمندی و افزایش جمعیت سالمندان در حال و آینده نمی پردازه که همه این مباحث هم وابسته به مسائل اقتصادی نیس و نوع نگاه جامعه و کشور به زندگی، فرزندآوری، پرورش بچه یا سبک زندگی در اون اثرگذاره، اما واقعیت اینه که جمعیت سالمندی نیازمند سیاست گذاریای اجتماعیه.

 

رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران در ادامه با بیان اینکه نگاه جدی به استانای کشور در این بخش حیاتی و مهم حساب می شه، گفت: الان ۱۱.۵ درصد جمعیت استان گیلان بالای ۶۰ سال هستن، طبیعتا اولویتای برنامه ریزی در این استان با استان دیگه با درصد متفاوتی از جمعیت سالمندی، فرق داره، درحالیکه باید سیاست گذاری کلان و منسجمی در این بخش طراحی شه، باید واسه هر کدوم از استانا هم سیاستای جدا از هم، بومی شده و منطقه ای تعریف شه تا اولویتا و نیازای همه استانا متناسب با ساختار جمعیتی اونا پیش بینی شه.

 

ازدواج نکردن سالمندان تفکر درستی نیس‎

 

چلک ادامه داد: در بحث سالمندی پویا یا چیزی که غرب «Active Agene» می نامد، باید سیاست گذاری و اجرا در کنار هم روش زوم بشه. در شرایطی که امروز، جنبه های جور واجور سالمندی در کشور شناخته شده، باید ضمن سیاست گذاریا، در بخش اجرا هم وارد شیم تا دست کم ۱۰ سال دیگه به شرایط سیاستی و اجرای مورد نظر امروز، برسیم.

 

: نباید فراموش شه که هممون در قبال بزرگان و ریش سفید و گیسو سفیدان مسوولیت داریم. افزایش مسوولیت پذیری جامعه و فرزندان، دلیل می شه تا از افزایش مراکز نگهداری سالمندان مخصوصا نگهداری شبانه روزی جلوگیری شه. شک نداشته باشین واسه هیچ انسانی، هیچ مکانی، جای «خونه» رو نمی گیره که این محل، یه سری از خاطرات و یادگاران گذشته واسه افراده و همین خاطراته که از آسیبای روانی به افراد مانع می شه.

 

رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران گفت: در بخش سالمندی، نکته ای که باید به اون توجه شه، علاوه بر امتحان سلامت جسم، امتحان شاخصای رفاه و شاخصای روانی اجتماعی در جمعیت سالمندیه. درحالیکه تا به امروز حتی یه بار هم این شاخص در کشور امتحان نشده که یکی از زیرشاخهای اون، «زندگی مشترک یا ازدواج» است.

 

چلک اضافه کرد: مطمئنا فلسفه تشکیل خونواده و ازدواج، انتخاب شریک زندگیه تا مکمل همدیگه باشن. در کار ازدواج، مقاومتای فرهنگی مخصوصا درباره زنان در کشورمون هست. شاید ازدواج مردان سن و سال دار راحت تر پذیرفته می شه اما این واسه زنان خیلی راحت پذیرفته نمی شه.

 

: البته بعضی وقتا مخالفتایی با ازدواج مردان سن و سال دار از ناحیه فرزندان اونم به دلیل تقسیم ارث فرد سن و سال دار صورت میگیره. اما باید قبول کرد که ازدواج در دوران سالمندی ضمن دور کردن سالمندان از تنهایی می تونه موجب نشاط و جست و خیز، کاهش افسردگی، تنهایی و گوشه گیری اونا شه.

 

ازدواج سالمندان اصطلاح «سرپیری و معرکه گیری» نیس و کارکردهای مثبت این نوع ازدواج، اونقدر فراوانه که نباید به جنبه های منفی و کم اون حتی فکر کرد.

 

رییس انجمن مددکاری اجتماعی ایران گفت: این پسندیده، حتی می تونه نقش عالی واسه همسران اجرا کرده و اونا می تونن نیازای عاطفی و روانی همدیگه رو تامین کرده و انگار از همدیگه مراقبت کنن. پس، ازدواج نکردن سالمندان تفکر درستی نیس. شاید آدما در دوره جوونی خواسته های متفاوتی از بحث ازدواج دارا باشن، اما در دوران سالمندی، این نیازها به گونه دیگری تعریف می شه و ازدواج و انتخاب همسر در این دوران، می تونه به عنوان انتخاب یه همراه، همدل و همدم باشه و احساس بودن و حضور در اجتماع و خونواده رو واسه سالمندان تداعی کنه.

 

چلک در ادامه گفت: تصور می کنم جلوگیری و جلوگیری اجتماع، خونواده یا فرزندان از ازدواج سالمندان باید کاهش پیدا کنه. باور دارم که این نوع از ازدواجا اتفاقا بعضی وقتا به انسجام بیشتر خونواده و فرزندان کمک می کنه و دورهمی خانوادگی رو بیشتر و پویاتر می کنه. مهر و محبت نیاز همیشگی آدما هستش و به سن وابسته نیس چون بعضی وقتا محبت و نیازای عاطفی رو هیچ فردی جز همسران نمی تونن واسه همدیگه تامین کنن.

 

ایشون در آخر گفت: ازدواج سالمندان اصطلاح «سرپیری و معرکه گیری» نیس و کارکردهای مثبت این نوع ازدواج، اونقدر فراوانه که نباید به جنبه های منفی و کم اون حتی فکر کرد.

  

 



.

منبع :

: حکایت دخترائی که زیر سن قانونی ازدواج می کنن از حلقه هایی شروع می شه که از همون شروع بر دستشون گشاده و البته ماجرا به همین سادگی نیس و این ازدواجای زودتر از موعد معمولی می تونه سرآغازی واسه مشکلات و حتی معضلاتی باشه که این دخترکان تازه پا در میدون اش گذاشته ان.

ایرنا در گزارشی نوشت: آفتاب نشین یه روز پاییزی در دل کوههای هرنوی لرستانه که ماهرخ نوعروسی ۱۲ ساله بیرون چادر مخصوص عشایر منتظر وایس تاده تا با برگشتن همسرش از بالای کوه در هدایت کردن گوسفندان به داخل پرچین کمک دست اون باشه.
در حالی که به حلقه طلایی دست چپش خیره مونده و گاه اونو بر گرد انگشتش می غلتاند، نیم نگاهی هم به درون چادر داره، چای رو از قبل روی آتیش آماده کرده و در گوشه ای دیگه دیگ دود خورده ای روی زغالای روشن قرار گرفته که تدارک واسه شام رو نشون میده.

از کارای روزانه اش میگه این که هر روز که بیدار می شه بعد از جفت و جور صبحونه و راهی کردن همسر به محل کار در انجام امور روزمره خونه کمک می کنه.
ماهرخ میگه تا کلاس پنجم درس خونده و بعد از تصمیم خونواده با پسر عمویش ازدواج می کنه و حالا در زندگی جدیدی که تازه آغازکرده و از عهده همه کارا بر میاد و از اینکه زندگی جدیدی شروع کرده احساس خوبی داره.

این عروس کوچیک که هنوز هیجان شروع یه زندگی هر چند کوتاه جداگونه رو میشه در تکاپویش در انجام کارای روزمره حس کرد میگه: همه نوع غذایی رو میتونم درست کنم.

با اینکه خوش خنده اما کم حرفه، مادر همسرش میگه هنوز اندام اش واسه انجام کارایی مثل پختن نون و ایستادن پای تنور کوچکه و اجازه نون پختن رو به اون نمی ده از ترس اینکه مشکلی واسه عروس کم سن و سالش پیش نیاد.

هوا رو به سردی گذاشته و دخترک به دنبال بقیه در تکاپوی کوچ به منطقه ای گرمسیریه تا زندگی خود رو از منطقه هرنوی لرستان جمع کنن و به منطقه ای دیگه ببرن تا با گذروندن سرمای زمستون در بهاری دیگه به همین منطقه برگردن.

حکایت دخترائی که زیر سن قانونی ازدواج می کنن از حلقه هایی شروع می شه که از همون شروع بر دستشون گشاده و البته ماجرا به همین سادگی نیس و این ازدواجای زودتر از موعد معمولی می تونه سرآغازی واسه مشکلات و حتی معضلاتی باشه که این دخترکان تازه پا در میدون اش گذاشته ان.

در ایران طبق آمار موجود از سال ۱۳۸۵ تا نیمه اول سال ۱۳۹۴ تعداد ۸۹۰ هزار دختر زیر ۱۸ سال ازدواج کردن که این وسط دخترائی هم بودن که زمان ازدواج شون زیر ۱۰ سال بوده و طبق تحلیل همین آمار کارشناسان فکر می کنن تعداد ازدواجای زودرس دختران طی چند سال گذشته زیاد شده.
هم اینکه طبق بررسی دیگری می گن ۱۷ درصد دختران ایرونی زیر ۱۸ سال ازدواج می کنن دراستان لرستان هم طبق گفته مدیرکل ثبت احوال استان، سال گذشته پنج هزار و ۸۳۸ مورد ازدواج با سن کمتر از ۱۸ سال ثبت شده که یه و هشت دهم درصد ازدواجا رو شامل می شه.

اون چیزی که بیشتر کارشناسان و محققین بخش اجتماعی بر اون اشاره می کنن اینه که گرفتن آمار دقیق دخترائی که زیر سن قانونی تن به ازدواج میدن کار آسونی نیس و حتی شاید غیرممکن هم باشه اما طبق مشاهدات این جوری انگار تعداد این جوری ازدواجا در چند سال گذشته رو به افزایش گذاشته.

در همین خصوص شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان و خونواده میگه: در ۲ سال گذشته آمار نگران کننده ای از ازدواج دختران قبل از رسیدن به سن قانونی و ثبت اونا به دست ما رسیده و حتی تماشاگر ازدواج دختران کمتر از ۱۰ سال هم بوده ایم که در این شرایط از وزارت دادگستری خواستیم گزارشی درباره ازدواج دختران در زیر سن قانونی به ما ارائه دهد.

رئیس قبلی انجمن جامعه شناسی ایران هم در این مورد گفت: طبق تنها آمار موجود از سال ۱۳۸۵ تا ۶ ماه اول سال ۱۳۹۴ حدود ۸۹۰ هزار دختر زیر ۱۸ سال ازدواج کردن.

محمدامین قانعی راد اضافه کرد: در اندازه جهانی بررسی آمارها نشون میده، ازدواجای زودتر از موعد معمولی در جنوب آسیا، آفریقا، آمریکای لاتین و کارائیب و بعضی کشورای خاورمیانه مخصوصا یمن و فلسطین بیشتر رایجه.

به گفته ایشون ایران نسبت به کشورای شرقی خود از جمله افغانستان و پاکستان وضعیت بهتری داره و در شهرهای بزرگ این آمار پایینه اما در حاشیه شهرها به دلایلی مثل فقر اقتصادی و فرهنگی ازدواجای زودتر از موعد معمولی بیشتر اتفاق میفته.

این پژوهشگر و جامعه شناس گفت: در بعضی مناطق کشور ازدواجای در سنین پایین بیشتر دیده می شه که بخشی از دلایل اون به فقر و مشکلات اقتصادی خونواده ها مربوطه.

ایشون با توضیح دادن این موضوع که ازدواج در بین پسران لازمه تامین هزینه های ازدواجه اما در مقابل ازدواج دختران در همین خونواده های دچار فقر اقتصادی می تونه در حکم جذب یه سرمایه و موقعیت اقتصادی شه اضافه کرد: با ازدواج دختر بخشی از هزینه های خونواده هم کم می شه، نتیجه این جوری بدست میاد که با فقیر شدن خونواده ها سن ازدواج پسران بالا میره اما سن ازدواج دختران پایین میاد.

ایشون اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین گفت: در اینجور وضعیتی، جایگاه دختران در حد یه کالا سقوط پیدا میکنه که نگهداری اونا و صرف هزینه های تحصیل و معیشت واسه اونا در توان اقتصادی خونواده ها قرار نمی گیره و به اولین خواستگار واسه دختران خونواده هر چند در سنین پایین باشن جواب مثبت داده می شه.

دکتر قانعی راد اعلام کرد: هرچند دختران از این جوری ازدواجای سلطه گرایانه و مصلحت گرایانه به دلیل نبود حق انتخاب و علاقه، استقبال نمی کنن اما در مقابل مواردی هم هست که نوجوون زیر ۱۸ سال، ازدواج رو فرصتی تلقی می کنه تا از ناکامیا و مشکلاتی که به دلیل شرایط فقر اقتصادی در خونواده با اونا روبرو شدن، رهایی یابد.

ایشون هم اینکه اضافه کرد: وجود فقر، خشونت و نبود احترام در اینجور خونواده هایی با شرایط سخت اقتصادی موجب شده تا دختران فکر کنن ازدواج واسه اونا به درد بخور تره و در عین حال با اون احساس بزرگی و حق انتخاب و احترام می کنن و یعنی در اینجور شرایطی دختران بین دو راه فرار از خونه و ازدواج، ازدواج زودتر از موعد معمولی رو انتخاب می کنن.

این جامعه شناس با انتقاد از برگزاری همایشا و جشنایی با عناوینی مثل جشن ازدواج علم آموزی گفت: اینجا نقش نهادهای رسمی در تبلیغ و گسترش ازدواجای زودتر از موعد معمولی دیده می شه و از طرف دیگه در برگزاری اینجور همایشایی باید به این اندیشید که نتیجه های این جوری همایشا چیه؟ !.
دکتر قانعی راد با اشاره به این که در ازدواج زودتر از موعد معمولی فقط به بلوغ زیستی توجه می شه گفت: این در حالیه که واسه ازدواج علاوه بر رشد زیستی، بلوغ روانی، فرهنگی و اجتماعی هم به همون اندازه مهم و مهمه.

ایشون اضافه کرد: ما صورتای متفاوت کودکی داریم که این صورتا در سنین جور واجور به بلوغ می رسه همونجوریکه کودکی زیستی هست و در ۱۸ سالگی به بلوغ می رسه، کودکی روانی، فرهنگی و اجتماعی هم هست که بلوغ اون حتما در ۱۸ سالگی نیس و ممکنه به مرزهای ۳۰ سال و بالاتر هم برسه.
رئیس قبلی انجمن جامعه شناسی ایران اضافه کرد: در بلوغ روانی، فرد از نظر روانشناختی به درجه ای از تکیه بنفس می رسه که در خود ظرفیت و توان تشکیل خونواده رو می بینه و بلوغ فرهنگی هم به دانایی برمیگرده که ابعاد مختلفی داره.

: نبود دانایی منطبق با روز و عصر جهانی شدن باعث می شه نسل آینده هم به دنبال مادرانی که با ازدواجای زودرس بدون بلوغ فرهنگی بوداند، به بلوغ و دانایی فرهنگی متناسب با عصر جهانی شدن نرسند.

دکتر قانعی راد در مورد بلوغ اجتماعی گفت: در بلوغ اجتماعی ممکنه دانایی وجود داشته باشه اما فرد به مرحله آمادگی پذیرش مسئولیت نرسیده و تا وقتی که فرد به این آمادگی نرسه به بلوغ اجتماعی لازمه ازدواج هم نرسیده.

این جامعه شناس و پژوهشگر گفت: در ازدواجای زودتر از موعد معمولی به بلوغای چهارگانه (زیستی، روانی، فرهنگی و اجتماعی) توجه نمی شه و یا اینکه تنها بلوغ زیستی مورد توجه قرار میگیره در حالیکه خروج از دیگر صورتای کودکی باید روش زوم بشه.

رئیس قبلی انجمن جامعه شناسی ایران هم اینکه با اشاره به این که صرف ازدواج نباید هدف افراد باشه گفت: اون چیزی که در ازدواج باید بیشتر روش زوم بشه کیفیت ازدواج و موندگاری اون به عنوان مقدمه ای واسه ساخت خونواده ای سالم، محکم و سرحاله تا بتونه تامین کننده کیفیت زندگی خانوادگی باشه.
ایشون اضافه کرد: کیفیت زندگی خانوادگی به نحویه که خونواده قادر به حل مسائل خود باشه و اعضای خونواده باید توان حل موضوع رو داشته باشن تا برابری پذیری بیشتری انجام بشه که لازمه اون بلوغ فرهنگی و اجتماعیه.

این جامعه شناس و محقق گفت: مهمترین نتیجه ازدواجای زودتر از موعد معمولی ساخت خونواده هایی بدون کیفیت زندگیه که در همین خونواده ها طلاق زودرس اتفاق میفته.

رئیس قبلی انجمن جامعه شناسی ایران با اشاره به این که ازدواج زودتر از موعد معمولی دختران مشارکت اجتماعی اونا رو کم می کنه گفت: ادامه تحصیل و اشتغال یه جور مشارکت اجتماعیه که با ازدواج زودتر از موعد معمولی این فرصت مثبت از دختران گرفته می شه.

دکتر قانعی راد در مورد نتیجه های بهداشتی ازدواجای زودتر از موعد معمولی هم گفت: تحقیقات نشون میده بیشتر مرگ و میرای به وجود اومده به وسیله بارداری و زایمون در سنین ۱۵ تا ۱۹ سالگیه طوری که احتمال مرگ دخترائی که زیر ۱۵ سال ازدواج می کنن پنج برابر دخترانیه که بالای ۲۰ سال ازدواج می کنن.
ایشون اضافه کرد: دیگه نتیجه های بهداشتی ازدواجای زودرس، افزایش خطر مرگ نوزادانه طوریکه خطر مرگ نوزادان مادارن زیر ۲۰ سال ۲ برابر بیشتر از نوزادان با مادران بالای ۲۰ ساله.

این جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران گفت: در کل ازدواجای زودتر از موعد معمولی در شرایط امروز ایران، بیشتر به وجود اومده به وسیله افزایش فقر خونواده هاست و با سخت شدن شرایط زندگی در حاشیه شهرهای بزرگ، دختران به دلایل مصلحت گرایانه اقتصادی مجبور به ازدواج می شن.

مجتبی ترکارانی رییس انجمن جامعه شناسی لرستان هم در این مورد در گفت و گو با ایرنا گفت: ازدواج دختران در سنین کم بیشتر در استانای آذربایجان شرقی، خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان مشاهده می شه و استان لرستان در حد میونه بین استانای کشور قرار داره.

به گفته ایشون از تبعاتی که ازدواجای در سنین پایین به دنبال دارن میشه به کاهش دووم ازدواجا و افزایش طلاق اشاره کرد که خود می تونه آسیبای اجتماعی بیشتری رو به دنبال داشته باشه.

این استاد دانشگاه هم اینکه گفت: فقر و مشکلات اقتصادی باعث اثبات احساس نا امیدی نسبت به آینده در خونواده ها می شه و این نو خونواده ها بهتر می دونن دختران در سنین کم ازدواج کنن تا بخشی از مشکلات اقتصادی خونواده کم شه.

رئیس انجمن جامعه شناسی لرستان اضافه کرد: با در نظر گرفتن رشد وسایل ارتباطی و فضای مجازی که امکان روابط رو گسترده تر می کنه یه جور احساس ناامنی و نگرانی در خونواده ها به خصوص در مورد دختران احساس می شه که اونا بهتر می دونن دختران قبل ازاین که دچار آسیبای اجتماعی شن، ازدواج کنن.
به گفته این جامعه شناس، براساس یه جور تفکر سنتی وقتی که دختران به توانایی فیزیکی و جسمی می رسن همون رشد فیزیکی رو واسه ازدواج کافی می دونن.

ایشون گفت: بعضی وقتا دختران کم سن و سالی که در خونواده هایی که دچار فقر، اعتیاد، خشونت و بقیه مشکلات خانوادگی مواجه هستن خود تمایل به ازدواج دارن تا از این جور خشونتا خانوادگی رها شن.

ترکارانی اعلام کرد: در بعضی مناطق مثل لرستان این تفکر هست که ازدواج با دختر کم سن و سال بهتره چون خودشون در همون سنین پایین می تونن طوریکه میخوان تربیتش کنن تا برابر با میل و خواسته اونا رفتار و زندگی کنه.

رئیس انجمن جامعه شناسی لرستان گفت: یکی از راهکارهایی که می تونه به کاهش ازدواج دختران در سنین پایین منتهی شه دقیق کردن قوانین و توجه به بلوغ اجتماعی در تعیین سن قانونی ازدواجه.

ایشون اضافه کرد: علاوه بر این توانمندسازی دختران با جفت و جور کردن زمینه های تحصیل واسه اونا و ارتقای آگاهی و آموزش خونواده ها میشه شرایطی رو درست کرد تا دختران تمایلی به ازدواجای زودتر از موعد معمولی نداشته باشن.

یه وکیل پایه یه دادگستری هم در این مورد گفت: یکی از شرایط ازدواج در قانون مدنی اهلیته یعنی دو طرف باید شرایط مورد تعریف در قانون واسه عقد نکاح رو داشته باشن و طبق همین قانون ازدواج دختر قبل از رسیدن به سن ۱۳ سال تموم شمسی و پسر قبل از رسیدن به ۱۵ سال شمسی به شرط اجازه ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاهه.

حدیث کیانی اضافه کرد: طبق این قانون دختر تا قبل از ۱۳ سالگی بدون اجازه ولی نمی تونه ازدواج کنه و اجازه ولی به شرط رعایت مصلحت دختره که تشخیص این مصلحت رو دوش دادگاهه پس صرف ادعای ولی براساس رعایت مصلحت کافی نیس و این نیاز به تصمیم دادگاه داره و ثبت ازدواج به شرط رای دادگاهه.

این وکیل دادگستری در مورد ضمانت اجرای قانون در مورد ازدواج زیر سن قانونی گفت: ازدواج صغیر بدون اذن ولی و رای دادگاه ضمانت اجرای مدنی مشخصی نداره و در مورد ازدواج بدون اذن ولی برابر اصول حقوقی میشه عقد رو غیر نافذ به حساب آورد یعنی نکاح از طرف ولی یا خود صغیر بعد از رسیدن به سن رشد قابل تنفیذه.

کیانی در مورد ضمانت اجرای کیفری این موضوع گفت: قانون جدید پشتیبانی از خونواده با استناد به قانون مجازات اسلامی میگه در صورت تخلف از ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی و ازدواج در زیر سن قانونی، فرد خطاکار به حبس تعزیری محکوم می شه ولی در اذن ازدواج بدون مراجعه به دادگاه و تحصیل اجازه هم ممکنه مجرم حساب شه.

ایشون در توضیح عبارت ممکنه که در این قانون اومده، اضافه کرد: اینجا تشخیص امکان جرم بردوش قاضی قرار داره یعنی اگه خطاکار کسیه که با علم به قانون مرتکب جرم شده پس مجرم حساب می شه اما گاه فردی بدون اطلاع و در بی خبری کامل از قانون مرتکب این جرم شده، تو یه همچین موقعیتی به تشخیص قاضی مجرم به حساب نمیاد.

به گفته این وکیل پایه یه دادگستری قانون واسه نبود رعایت این شرایط ضمانت اجرای کیفری مناسب و مناسبی پیش بینی کرده و تا جایی که امکان داشته از دختران آسیب دیده از نبود رعایت قانون پشتیبانی داره اما باید توجه داشت که همیشه اهرمای قانونی کافی نیس و فرهنگ سازی در واسه رسیدن به یه هدف قانونی موثرتره.

این وکیل دادگستری اعلام کرد: در بیشتر موارد دلایل کلی ازدواج در سن پایین به دلیل مشکلات فرهنگی، اقتصادی و گاه تعصبای قومیتی و مذهبیه ولی نبود باخبر شدن از قوانین رو نمیشه ندیده گرفت طوریکه در صورت باخبر شدن از قانون و مجازاتای در نظر گرفته شده در این مورد قانون می تونه نقش بازدارنده در ارتکاب این عمل داشته باشه.

یه کارشناس امور خونواده و دانشجوی دکتری حقوق در این مورد گفت: با در نظر گرفتن شرایط زندگی امروز و پیشرفت اشکال جور واجور تکنولوژی که تموم ابعاد زندگی بشر رو تحت تاثیر قرار داده در هر کشوری قانونگذاران باید واسه وضع مقررات مناسب با زندگی امروز شهروندان توجه خاص ای داشته باشن.

محمود مردانی با توضیح دادن این موضوع که ایجاد یه کنوانسیون بین المللی واسه کامل سازی قوانین و همسان کردن اشکال برخورد با بعضی مشکلات به وجود اومده به وسیله فرق در سن ازدواج در قوانین لازمه اضافه کرد: در قوانین ایران هم ناهماهنگی فاحشی در سن عمومی رشد و سن ازدواج مجاز از دید قانونی هست به این صورت که در قانون سن مجاز ازدواج واسه دختران ۱۳ سال و واسه پسران ۱۵ سال عنوان شده اما از طرفی دیگه افراد تا وقتی که به سن ۱۸ سال نرسیده باشن از تصرف در امور مالی ممنوع هستن مگه با اجازه دادگاه صالحه، این در حالیه عقد نکاح هم دارای اثرات مالی مثل مهریه، نفقه و جهیزیه س.

منبع :