در رابطه با اختلالات يادگيري و حساب نارسائي نظريه هاي گوناگوني مطرح شده كه از ميان آن ها دو نظريه كه اساسي ترين و با اهميت ترين نقش را دارند عبارتند از :‌

‌نظريه غلبه طرفي مغز و                         نظريه پردازش آگاهيها و اطلاعات

نظريه غلبه طرفي مغز

مغز انسان از دو نيمكره راست و چپ تشكيل شده كه توسط جسم پينه اي [2] اين دو نيمكره بهم متصل شده اند و وجود اين جسم پينه اي سبب مي شود كه دو نيمكره از فعاليت هاي يكديگر آگاه باشند . در مغز انسان سازماندهي فعاليت ها براي رفتارهاي مختلف متفاوت است و بعضي فعاليت ها نظير ديدن و شنيدن توسط هر دو نيمكره مغزي كنترل مي شوند در حاليكه برخي مهارتها بيشتر توسط يك نيمكره مغزي كنترل مي شود . به عنوان نمونه بيشتر افراد دنيا با دست راست مي نويسند و نيمكره چپ آنها در تكلم و يادگيري كاملاً‌نقش غلبگي دارد . حدودا‌ً‌ 93 درصد از جمعيت بزرگسالان راست دست اند و تقريباً‌ در 96 درصد از آنها نيمكره چپ داراي غلبه طرفي براي تكلم و مهارت هاي كلامي است .

در حاليكه تسلط يا غلبه نيمكره چپ مغزي براي مهارت هاي كلامي در بزرگسالان توسط تحقيقات متعددي نشان داده شده است ،‌سؤالاتي در زمينه تساوي توانائي هاي دو نيمكره مغزي براي يادگيري مهارت هاي كلامي در كودكان مطرح است .

مدتها غلبه طرفي يك نيمكره مغزي به نيمكره ديگر براي مطالعه درباره رشد زبان ،‌  تحصيل و دانش بسيار اساسي و مهم جلوه مي كرده . پژوهشها و مطالعات بر اين اساس بود كه يك طرف مغز بايد بر طرف ديگر غلبه كرده و فرض به اين بود كه نارسائي ها در تكلم ،‌ خواندن ،‌ نوشتن و حساب در اثر عدم غلبه طرفي مغز ايجاد مي شود ( اورتون [3] ،‌ 1973 ،‌ لرنر [4]‌ ،‌ 1996 ،‌ دانش ،‌ 1384 ،‌ سيف نراقي و نادري ،‌ 1384 ).

نظريه پردازش آگاهيها و اطلاعات

در اين نظريه بشر به عنوان يك نمونه بردار از آگاهيها و محرك هاي پيرامونش معرفي مي گردد  البته نمونه برداري كه فقط مي تواند نمونه هائي از اين محرك ها و آگاهيها را تجربه كند . بشر مي تواند عقايد خود را به صورت فرمول هائي از اجزاء آن نمونه در آورد ،‌ مفاهيم و انتظارات خود را بر اساس تجربه خود ساخته و سپس اين مفاهيم را در جهت هاي مختلف بيازمايد و در صورت لزوم از آنها استفاده كند . رفتار مورد نظر در نظريه فرابري آگاهي ها و پردازش اطلاعات شامل همه چيز است يعني توجه ‌،‌ ادراك ،‌ نامگذاري ،‌ ضبط ادراك ،‌ روابط و آميختگي آگاهي ها كه توسط حواس مختلف درك مي شود ،‌ كه همگي اينها تحت عنوان كلي بنام «‌پردازش آگاهيها و اطلاعات »‌مي آيند و در حقيقت تمام فعاليت هاي ذهني از فعاليت هاي حسي گرفته تا يادگيري زبان را شامل مي شود ( لرنر ،‌ 1996 ،‌ براين ،‌ 1985 ،‌ دانش ،‌ 1384 ،‌ سيف نراقي و نادري ،‌1384 )‌.

كودكان با نارسائي هاي ويژه در يادگيري ، در تجزيه و تحليل آگاهي ها و انواع محرك هاي دريافت شده مشكل دارند ،‌ بنابراين هر چه شناسائي و آگاهي ما از اشكالات آنها در پردازش و تجزيه اطلاعات مشخص تر باشد كمك ما به اين گونه كودكان مفيدتر است . در اينجا شناسائي در تشخيص مشكلات حافظه كه موجب دشواري هائي در به خاطر سپردن اطلاعات و آگاهيها چه از طريق حافظه بينائي و شنوائي مي شود از اهميت خاصي برخوردار است (‌ سيف نراقي و نادري ،‌ 1384 ) .

 

 

مشكلات كودكان حساب نارسا

كودكان حساب نارسا از مشكلات زير رنج مي برند :‌

1 )‌در يادگيري ،‌ به خاطر سپردن و يادآوري اعداد مشكل دارند .

2 ) مفاهيم بنيادي اعداد را درك نمي كنند .
پایان نامه
3 ) در محاسبه كند هستند .

4 )‌مهارت هاي لازم را براي محاسبه ندارند يا در آنها ضعيف هستند .

اين دانش آموزان در 4 دسته از مهارت هاي اساسي يادگيري پيشرفت ضعيفي دارند :

الف )‌مهارت هاي زباني ،‌ شامل :‌

1 )‌فهميدن و ناميدن اصطلاحات رياضي

2 )‌فهميدن و نام بردن عمل ها و مفاهيم رياضي

3 ) تبديل دستورات مكتوب به نمادهاي رياضي

ب ‌)‌مهارت هاي ادراكي شامل :‌

1 )‌خواندن و شناخت نمادهاي عددي يا نشانه هاي حساب

2 ) ادراك فضائي اشيا‌ء‌ و تجسم

3 )‌درك ثبات شكل

4 )‌تشخيص تصوير و شكل از زمينه

ج )‌مهارت هاي رياضي ،‌شامل :‌

1 )‌رعايت مراحل رياضي

2 ) شمارش اشياء

3 ) يادگيري جدول ضرب

د ) مهارت هاي مربوط به توجه شامل :‌

1 ) كپي كردن درست  اعداد

2 ) مشاهده نمادهاي عملياتي به طرز صحيح

3 )‌هماهنگي چشم و دست ( محمدي ،‌1388 ،‌لرنر ،‌1996 ،‌ دانش ،‌1384 )‌

ميزان شيوع حساب نارسائي در دانش آموزان

ميزان شيوع حساب نارسائي بر اساس مطالعات انجام شده مختلف بين 1 تا 6 درصد گزارش شده و ميزان بروز اين اختلال در دختران اندكي بيشتر از پسران است و معمولاً‌ بررسي ها حاكي از آن است كه شيوع حساب نارسائي در دانش آموزان پايه هاي سوم ،‌چهارم و پنجم بيشتر از پايه هاي  اول و دوم است ( بهنيا ،‌ 1380 ،‌ كاپلان و سادوك ،‌ 2003 ) .

ملاك هاي تشخيصي IVDSM ‌ براي اختلال حساب نارسائي

در رابطه با تشخيص اختلال حساب نارسائي ملاك هاي زير را بايد مورد توجه قرار داد ‌:‌

1 )‌مهارت هاي رياضي اين كودكان بر مبناي آزمون هاي ميزان شده فردي بطور مشخص پائين تر از ظرفيت هوشي و سطح آموزش آنهاست .

2 )‌اختلال مذكور با پيشرفت تحصيلي يا فعاليت هاي روزمره زندگي كه مستلزم مهارت هاي رياضي است نظير خريدن ،‌ شمارش پول و ….. تداخل مي كند .

3 )‌اختلال حساب نارسائي نبايد ناشي از آسيب حسي نظير بينائي و شنوائي باشد (‌ در صورت وجود آسيب حسي مشكلات در توانائي رياضي و حساب فراتر از حدي است كه معمولاً‌ با آن آسيب همراه است ) (‌ محمدي ،‌ 1388 ) .

 

مهارت هاي پردازش اطلاعات بينائي

به آن دسته از مهارت هاي شناختي بينائي كه اطلاعات رسيده از طريق حس بينائي را از محيط استخراج و سازماندهي كرده و اين داده ها را با ساير اطلاعات حسي و اعمال شناختي سطوح بالاتر هماهنگ مي كنند ،‌ « مهارت هاي پردازش اطلاعات بينائي » [6]‌اطلاق مي شود . اصطلاحات ديگري چون ادراك بينائي [7]‌ و فرايند پردازش دركي   – حركتي بينائي نيز همين مفهوم را مي رسانند . بخشي از پردازش يا همان ادراك بينائي ،‌ به توانائي سازماندهي ،‌ استخراج و انتخاب اطلاعات رسيده از محيط بر مي گردد و در هر لحظه درون دادهاي زيادي به دستگاه بينائي رسيده كه لزوم فرآيند انتخاب را ايجاد مي كنند يعني فرد بايد آن درون دادهائي را كه بيشترين ارتباط را با انجام فعاليت مورد نظر دارند ،‌برگزينند و به محض اين كه يك درون داد بينائي از محيط استخراج و گزينش شود به عنوان محرك بينائي تلقي خواهد شد .

اين روند مستلزم تقابل پيچيده بين پردازش اطلاعات بينائي از يك سو و نيز عوامل شناختي كه تحت تأثير تجارب گذشته ،‌ انگيزش و رشد هستند از سوي ديگر مي باشد . مهارت هاي پردازش اطلاعات بينائي در كل به سه گروه اصلي تقسيم بندي مي شوند و نكته مهم اين است كه رشد مهارت هاي مذكور به رشد تك تك اين گروه ها وابسته است . اين گروه ها عبارتند از :‌

‌مهارت هاي بينائي – فضائي

مهارت هاي تجزيه و تحليل بينائي

مهارت هاي بينائي – حركتي (‌ فرهبد ،‌ 1384 ،‌ جهاني اقدم ،‌ 1379 ،‌ سازمند و طباطبائي ،‌ 1380 )‌.

 

مهارت هاي بينائي – فضائي ‌

اين مهارت ها به كودك اجازه مي دهد كه تقابل صميمي با محيط داشته باشد و اين امكان را فراهم مي كند كه قضاوت صحيحي از جايگاه اشيا‌‌ء‌ در فضاي بينائي و در مقايسه با ساير اشياء‌ نسبت به بدن خود داشته باشد . اين مهارت ها به صورت مفاهيمي چون «‌ پشت – جلو »‌ ،‌‌«‌پائين – بالا »‌ و در سنين 3 و 4 سالگي و نيز مفاهيم «‌چپ و راست »‌ در سنين 6 و 7 سالگي در كودك ايجاد مي شود . مهارت هاي بينائي – فضائي از نظر رشد و هماهنگي حركتي ،‌توازن و جهت يابي هنگام خواندن و نوشتن بسيار حائز اهميت هستند . اجزا‌ء‌ اين مهارت ها عبارتند از :‌

1 )‌يكپارچگي دو طرفه [9] :‌ عبارتست از آگاهي فرد از هر دو سمت بدن خود و توانائي به كارگيري جداگانه يا هماهنگ دو سمت بدن.

2 )‌سو برتري [10]‌:‌ عبارتست از آگاهي هر فرد از سمت راست و چپ خود و توانائي بيان راست وچپ بدن خود .

3 ) جهت يابي [11]‌ :‌ عبارتست از توانائي تشخيص جهات مختلف در فضاي سه بعدي ( توانائي تشخيص چپ و راست روي بدن ديگران و …….. )‌ (‌اسميت ،‌ 2001 ،‌فرهبد ،‌ 1384 ،‌ هالاهان و كافمن ،‌ 1998 )‌.

 

مهارت هاي تجزيه و تحليل بينائي ‌

اين مهارت ها شامل توانائي فرد در تجزيه و تحليل بينائي و تشخيص درون دادهاي بينائي تشخيص كل بدون ديدن جزئيات آن ،‌توجه به ويژگي هاي بارز محرك و كنار گذاشتن جزئيات آن كه غير ضروري است و به كارگيري تجسم جهت يادآوري اطلاعات گذشته است . اين مهارت ها در كودك سبب آگاهي از ويژگي هاي بارز محرك بينائي چون رنگ ،‌شكل و اندازه مي شود . در  اوايل زندگي كودك اين مهارت ها را در جهت تشخيص و بازشناسي چهره هاي آشنا نظير اسباب بازي ،‌افراد خانواده و خانه به كار مي برد . كودك در سنين پيش دبستاني از مهارت هاي تجزيه و تحليل بينائي براي بررسي و درك اشكال انتزاعي تر نظير نمادهاي بينائي (‌ اعداد و حروف ) استفاده مي كند . اين مهارت ها كه پيش زمينه اي براي رشد مفاهيم رياضي است خود به 5 گروه تقسيم بندي مي شود :‌

1 )‌افتراق بينائي [13] : عبارتست از توانائي كودك در آگاهي از ويژگيهاي بارز اشياء چون شكل ،‌رنگ ،‌ اندازه و جهت .

2 ) تشخيص شكل از زمينه [14]‌:‌ عبارتست از توانائي كودك در توجه به ويژگي هاي بارز شكل در عين آگاهي از رابطه بين شكل با زمينه آن .

3 – درك ثبات شكل [15]‌:‌كه عبارتست از توانائي كودك در درك نهائي محركات بينائي بدون اين كه لازم باشد تا به تمام جزئيات توجه كند (‌ گاردنر [16] و اسميت،‌2002 ).

4 ) درك روابط فضائي [17]‌:‌ عبارتست از توانائي چرخش اشياء و  توانائي تميز چرخش و وارونگي اشياء‌ و اشكال .

5 ) تجسم و حافظه بينائي [18] : توانائي كودك در بازشناسي و به يادآوري اطلاعات رسيده به بينائي به عنوان نمونه هجي كردن حروف و كلمات مستلزم يادآوري داده هاي بينائي است و هنگام خواندن كلمه در يك صفحه لازم است كه آن كلمه با تصوير قبلي حك شده در مغز مقايسه شود . تجسم سازي يا حافظه بينايي و به عبارت دقيق تر ،‌ كنترل تصاوير بينائي در ذهن براي فهم خواندن و درك رياضي حائز اهميت است (‌فرهبد ،‌1384 ،‌كيس اسميت [19]‌،‌2001 ،‌سازمند و طباطبائي ،‌ 1380 ‌)

 

مهارت هاي بينائي – حركتي

اين گروه از مهارت ها به توانائي هاي فرد در يكپارچه كردن مهارت هاي پردازش اطلاعات بينائي با حركات ظريف [21] اطلاق مي شود كه عمدتاً‌ با توانائي ترسيم در كودك و نيز هماهنگي چشم و دست [22]‌ او مورد بررسي قرار مي گيرند . نوزادان انسان در سنين 2 تا 3 ماهگي شروع به زدن اشيا‌ء‌ با دست بسته كرده و در 5 ماهگي اين هماهنگي چشم و دست تا حدودي در آنها تقويت مي شود . ساده ترين مثالي كه نيازمند هماهنگي چشم و دست است ،‌ گرفتن توپ مي باشد و مورد انتزاعي تر مهارت هاي بينائي – حركتي كه مربوط به سطوح بالاتر مغز است ،‌نوشتن و نقاشي كردن است (‌اسميت ،‌ 2001 ،‌ فرهبد،‌1384 ).

اولين تلاش هاي كودك براي ترسيم روي كاغذ از حدود 5/1 الي 2 سالگي آغاز شده تا اين كه كودك از مرحله خط خطي كردن گذشته و در 3 سالگي دايره ،‌ در 5/4 سالگي مربع ،‌ 5 تا 5/5 سالگي مثلث و نهايتاً‌ در 8 سالگي لوزي ،‌ ذوزنقه و متوازي الاضلاع را ترسيم مي كند .
دو زير مجموعه اين مهارت ها عبارتند از:

1 )‌مهارت هاي يكپارچگي بينائي – حركتي [23]

كه منظور از آنها توانائي فرد در جهت يكپارچه كردن پردازش بينائي با حركات ظريف است كه نمونه اي از آن كه بارزترين مهارت است ،‌ هماهنگي چشم و دست [24] مي باشد .

2 )‌مهارت هاي حركتي ظريف [25]

كه اين مهارت ها مربوط به توانائي فعاليت عضلات كوچك دست و انگشتان است . نظير كار با اشياء ظريفي چون مداد ،‌ نقاشي با مداد شمعي ،‌ خودكار ،‌ قاشق ،‌ باز و بسته كردن دگمه ،‌ زيپ ،‌ گره زدن و باز كردن بند كفش و …….. كه اين مهارت ها عضلات كوچك دست و انگشتان را تقويت مي كند .( فرهبد ،‌ 1384 ،‌ اسميت ،‌ 2001 ،‌ بهنيا ،‌ 1380 )

[1] Hemispheric Dominance Theory

[2] Corpus Callosum

[3] Orton

[4] Lerner

[5] Information

[6] Visual Information Processing Skills

[7] Visual Perception

[8] Visual – Spaltial Skills

[9] Bilateral Integrity

[10] Laterality

[11] Directionality

[12] Visual – Analysis Skill

[13] Visual Discrimination

[14] Figure – ground discriminatica

[15] From Constancy

[16] Gardner

[17] Spatial – Relationship

[18] Visualization & visual memory

[19] Case-smith,y

[20] Visual – Motor Skills

[21] Fine Morements

[22] Eye – hand Coordination

[23] Visual – Motor Intergratim Skills

[24] Eye – hand Coordination

[25] Fine – Motor