اختلالات اضطرابي1 : تقريباً 25 درصد کودکان بيش فعال ، علائمي از اختلالات اضطرابي از خود

نشان مي دهند . اين علائم عبارتند از : ترس ، وحشت 1، پريشاني ، نگراني شديد و  که اغلب با علائم جسماني متنوعي مثل شدت ضربان قلب ، حالت تهوع ، درد معده ، سرگيجه و سردرد  همراه مي شود.

______________________________________

1.Anxiety 2. Disoder

46

سندرم تورت 1 : ADHD در نمونه باليني قويا” با اختلالات تيک همراه ميباشد ( 40 تا 60 درصد کودکان دچار سندرم تورت ) ميباشند. با اين حال دليل اصلي براي مشاوره اغلب علائم ADHD است و 10-2 درصد کودکان سنين مدرسه به ADHD با اهميت باليني مبتلا هستند . رابطه بين تيکها و ADHD  در نمونه جامعه کمتر واضح است و ممکن است  بشدت به اختلال تيک بستگي داشته باشد . ارتباط سبب شناختي بين ADHD وسندرم تورت هنوز نامعلوم است ، اما شواهد رابطه بين تيکها و ADHD  در نمونه جامعه کمتر واضح است و ممکن است  بشدت به اختلال تيک بستگي داشته باشد . ارتباط سبب شناختي بين ADHD وسندرم تورت هنوز نامعلوم است ، اما شواهد اندکي دال بر ارتباط ژنتيک بين اين دو سندرم وجود دارد ويک همپوشاني در زمينه هاي مغزي اغلب مطرح شده است ( انجمن روانپزشکي کودکان و نوجوانان ، 1387 ) .

ب .رفتارهاي ايذايي 2  : در ADHD همراه با پرتحرکي ، تکانشي بودن ، سماجت و تحريک پذيري يک تاثير رواني اجتماعي گسترده دارد که روي خواب ، عملکرد تحصيلي و همچنين عملکرد اجتماعي و خانوادگي اثر ميگذارد . نوع بي توجه اين اختلال نسبتا” از نوع پرفعاليتي وتکانشي آن مستقل است . و بيشتر با بهره هوشي کمتر و مشکلات يادگيري ارتباط دارد. ADHD با تيک ها  واجبارها تابلو هاي مشترک شايعي دارند که شامل واکنش پذيري بالاتر به محرکها و مهار ضعيف تر ميل ها ميباشد.تفاوت کمي بين علايم ADHD در بيماران غير ميتلا به سندرم تورت ودر بيماران مبتلا به تورت ADHD وجود دارد ( انجمن روانپزشکي کودکان و نوجوانان ، 1387 ) .

ج. نافرماني و مخالفت ( لجبازي )3 : حدود 35 درصد کودکان مبتلا به بيش فعالي دچار رفتارهاي مخالفت آميز و نافرماني اند . آنان با رفتارهاي خشن و گاه پرخاشگرانه خود مدام درصدد سرپيچي از دستورها و خواست هاي ديگران ( والدين ، آموزگاران ، مربيان ، اعضاي خانواده اند (چويل وموريس باليني کد ترجمه رضانائيان 1388) .

_________________________________________

1.Torte 2..Opposit Lonal Difinnet 1.Pertinacity

47

د اختلالات خلقي 2 : تقريباً 18 درصد کودکان مبتلا به بيش فعالي ، تجاربي از افسردگي  داشته اند . آن ها ممکن است احساس انزوا ، ناکامي ، کاهش عزت نفس کنند و چنانچه مدرسه مي روند ، با افت تحصيلي و کاهش روابط دوستي و اجتماعي روبرو مي شوند .

ذ ناتواني هاي يادگيري 3: نزديک به 25- 20 درصد کودکان بيش فعال دچار ناتواني يادگيري اند . رايج ترين اين اختلالات ناتواني در خواندن و نوشتن است . هرچند کودکان بيش فعال الزاماً در يادگيري ناتوان نيستند ، اما چون قدرت توجه و تمرکز آن ها کاهش يافته ، در انجام وظايف درسي مدرسه اي خود دچار مشکلات فراواني مي شوند(چويل وموريس باليني کد ترجمه رضانائيان 1388) .

درمان :

مطالعات نشان داده اند درمان مؤثر کيفيت زندگي را بطور چشمگيري بهبود ميبخشد(کاپلان وسادوک ، 2004 ).  

 

درمان دارويي خطاول درمان ADHD محسوب ميشود. محرک هاي دستگاه عصبي مرکزي داروهاي انتخاب اول هستند ، زيرا مشخص شده اثر بخشي بالايي دارندوعموما” عوارض خفيف قابل تحملي ايجاد ميکنند هرچند سوابق مستند مربوط به فرآورده هاي کوتاه اثر وپيوسته رهش مثل متيل فنديت ، آمفتامين ودکستروآمفتامين بي خطري اين داروهارا نشان داده اند ، اما راهبردهاي فعلي مصرف يکبار در روز فرآورده هاي پيوسته رهش  به دليل سهولت مصرف و کاهش عوارض بازگشت  ارجهيت دارند. يک شکل جديد متيل فنديت دکستميل فنديت ( فوکالين  ) است که فقط حاوي آنانتيومر است اخيرا” به بازار عرضه شده است .

وهدف از توليد آن افزايش اثرات درماني وکاهش عوارض جانبي درآن دسته از مبتلايان به ADHD است که پاسخ ناقص نسبت به متيل فنديت نشان داده اند . يکي از مزاياي انواع پيوسته رهش داروها در بسياري از کودکان اين است که مصرف يک وعده در صبح سبب حفظ اثرات درماني در تمام طول روز ميشودوديگر لازم نيست کودک براي مصرف وعده دوم يا سوم دارو فعاليت تحصيليش را قطع کند.   

________________________

1.Affect Disorder 2.Learning Disorder

 

48

مزيت فيزيولوژيک ارآورده هاي پيوسته رهش محرکهاي فوق اين است که سطح دارو در تمام طول روز در حد ثابتي باقي ميماندو اين امر مانع بروز دوره هاي بازگشت وتحريک پذيري ميشود. داروهاي خط دوم. درمان کودکان ونوجوانان دچار بيش فعالي کمبود توجه عبارتند از: انوموکسين ( استراتن ) که يک مهار کننده باز جذب نورا اپي نفرين است ; داروهاي ضد افسردگي نظير : بوپروپيون وتلافاکسين آگونيستهاي گيرنده آلفا آدرنرژيک هستند.

داروهاي محرک : متيل فنديت ( ريتالين )  و فرآوردهاي آمفتامين  آگونيست دوپامين هستند ، اما مکانيسم عمل اين داروها ناشناخته مانده است. داروهاي غير محرک : نظير استراترا   که اسم ژنريک آن آتو موکستين است واخيرا” مورد تاييد واقع شده . اتوموکسين هيدرو کلريديک  يک مهار کننده  باز جذب نوراپي نفرين است که از سوي FDA براي درمان ADHD در کودکان 6 ساله وبالا تر تائيد شده است . مکانيسم اثرآن به خوبي مشخص نشده است . اما تصور ميشود مهار انتخابي ناقل پيش سيناپسي نوراپي نفرين در اثر بخشي دارو نقش داشته باشند.  اتوموکستين بخوبي از لوله گوارش جذب ميشود وسطح پلاسمايي آن 1 تا 2 ساعت پس از مصرف به حداکثر ميرسد. مشخص شده اين دارو در کودکان وبزرگسالان دچار بيش فعالي کمبود توجه در بي توجهي و تکانشگري مؤثر است .

ساير خانواده دارويي مثل سه حلقوي ها ، پمولين ، قبلا” در درمان ADHD بکار ميرفتند اما امروزه به دليل اثرات نا مطلوب احتمالي برروي کار کرد کبد (پمولين) و احتمال بروز آريتمي قلبي ( داروهاي سه حلقوي ) توصيه ميشوند.گنجاندن مواد غذايي حاوي اسيد چرب ضروري امگا -3 مانند ماهي ، کپسول روغن ماهي تخم مرغ وآجيل خام در برنامه غذايي کودکان بيش فعال کمبود توجه در کنترل علائم بيماري آنها مؤثر است .

در عين حال عناصر حياتي روي  و منيزيم نيز در کاهش بيش فعالي مؤثر ند. زيرا کنترل سيستم اعصاب مرکزي ومحيطي زير نظر اين دو ماده است و علائمي مانند واکنش بيش از حد به محرک هاي بيروني، ، اختلال خواب و اختلال تمرکز نيز ناشي از کمبود آنها در خون است مصرف موادي مانند طعم دهنده ها و رنگ هاي مصنوعي، کاکائو، پنير، سرکه و آسپرين براي اين گروه از بيماران مضر مي باشد .  

49

و تجربه نشان مي دهد متعاقب مصرف مواد يادشده فعاليت مغز بيماران بيش فعال به طورناگهاني افزايش يافته و آنها در معرض حمله عصبي قرار مي گيرند( کاپلان ، کاپلان ، 2007).  طيق جديدترين ضوابط آکادمي روانپزشکي کودکان و نوجوانان آمريکا  توصيه ميشود قبل از شروع درمان با داروهاي محرک بررسي هاي زير انجام شود:

  • معاينه جسمي
  • فشارخون
  • اندازه گيري نبض و وزن
  • اندازه گيري قد

توصيه ميشود در کودکان و نوجواناني که تحت درمان با داروهاي محرک هستند سنجش قد ، وزن ، نبض و فشار خون هر سه ماه يکبار ومعاينه جسمي سالي يکبار انجام شود( کاپلان ، 2007 ).  ارزيابي پيشرفت در ماني . کار پايش باشروع درمان دارويي آغاز ميشود از آنجا که عملکرد تحصيلي بيش از همه آسيب ميبينند.  لازم است توجه خاصي به برقراري و تداوم رابطه نزديک ، جمعي ومؤثر  با مدرسه کودک مبذول شود .

دراکثر بيماران داروهاي محرک سبب کاهش بيش فعالي ، حواسپرتي ، تکانشگري ، حالتهاي انفجاري و تحريک پذيري ميشوند وجود ندارد هر چند با کاهش ناقص توجه کودک ميتواندبه طور مؤثرتري مطالب آموزشي را ياد بگيرد، بعلاوه دارو ممکن است موجب بالا رفتن عزت نفس کودکان مبتلا به بيش فعالي کمبود توجه شود .

در اين حالت اين کودکان مداوم به خاطر رفتار خود مورد سرزنش قرار نمي گيرند. مداخلات رواني اجتماعي  . مصرف دارو بتنهايي ، غالبا” نمي تواند نيازهاي جامع درماني کودکان مبتلا به اين اختلال را برآورده سازد و فقط جنبه از برنامه چند وجهي در مان اين احتمال محسوب ميشود.

 

50

گروه مهارتهاي اجتماعي ، آموزش والدين کودکان ADHD  و مداخلات رفتاري در مدرسه وخانه اغلب دردرمان کلي اين کودکان مؤثر هستند يکي از اهداف مشترک درمان اين است که والدين در يابند با اينکه کودک احتمالا” به طور ارادي علائم ADHD را بروز نميدهد ، قادر است مسئوليت برآوردن انتظارات مغقول را بپذيرد. آموزش والدين بخش لازم از مداخلات رواندرماني است (کاپلان سادوک،2007 ). گروه درماني باهدف . اصلاح مهارتهاي اجتماعي و افزايش عزت نفس وحس موفقيت در کودکان مبتلايي که در زمينه هاي گروهي بخصوص در مدرسه دچار مشکلات کارکردي زيادي هستند ميتواند بسيار مفيد باشد (کاپلان سادوک،2007 ).

جديد ترين درمان براي کودکان ADHD آموزش نوروفيدبک ميباشد، نوروفيدبك، نوعي رويكرد توانبخشي در درمان است، و هدف آن، بهنجار سازي پايدار ADHD-ADD است  ( بارابار ،1996 ) . و هدف آن بهنجار سازي پايدار رفتار بدون وابستگي مداوم به داروها يا رفتاردرماني است. نوروفيدبك، يک سيستم در مان جامع است که مستقيما” برروي کار مغز کار ميکند.هر کدام از ما تعداد بيشماري نورون در مغزمان داريم . امواج مغزي با فعاليت و عدم فعاليت الکتريکي نورون ها در ارتباط هستند سيکل آنها بار ها وبارها بالا و پايين مي رود . بلافاصله زماني که سيکل امواج مغزي مراجع براساس الگوي تعريف شده حرکت کند باز خورد دريافت ميکند .  در نوروفيدبک صنسورهايي که الکترود ناميده ميشوند برروي پوست سر بيمار قرار ميگيرند . اين سنسورها فعاليت الکتريکي مغز فرد را ثبت و در غالب منحني هاي امواج مغزي ويا در اغلب موارد به شکل شبيه سازي شده در قالب يک بازي کامپيوتري يا فيلم ويديويي ، به او نشان داده ميشود. در اين حالت فيلم يا هدايت بازي کامپيوتري  بدون استفاده از دست تنها با امواج مغزي شخص انجام ميشود. به اين شکل فرد با ديدن پيشرفت يا توقف بازي و گرفتن پاداش يا ازدست دادن امتياز ياتغييراتي که درصدا يا پحش فيلم بوجود مي آيد ، پي به شرايط مطلوب يا نامطلوب امواج مغزي خود برده و سعي ميکند تا با هدايت فيلم ، وضعيت توليد امواج مغزي خودرا اصلاح کند . مثلا” اگر قراراست فرد موج تتا ي خودرا کاهش دهد بازي در صورتي پيش ميرود که موج تتا از يک حد مشخص شده اي کمتر باشد.

51

نوروفيدبک يک فرايند آموزشي است که درآن مغز خود تنظيمي را فرا ميگيرد.   نورولوژيك اساس اين اختلال را مي پذيرد. با عنايت به اين كه كودكان، نوجوانان يا بزرگسالان مبتلا به اختلال بيش فعالي – نقص توجه ، در مقايسه با افراد نرمال، فعاليت امواج مغزي آهسته تتا بيشتر و فعاليت بتاي كم تر ي دارند ، نوروفيدبك به دنبال آن است تا به بيماران آموزش دهد واكنش هاي امواج مغزي خود را نسبت به محر كها، بهنجار سازند ( مان ، لوبار، زيمر من ، ميلر ، 1992 ، لوبار ،2003). 

از زمان اولين گزارشات از درمان اختلال بيش فعالي با نقص توجه (ADHD ) از طريق نوروفيدبک درسال 1976 ، در مطالعات  بسياري به  بررسي و تحقيق  درباره اثرات  نوروفيدبک بر نشانه ها ي مختلف ADHD اعم از بي توجهي ، بيش فعالي و تکانش پذيري پرداخته اند اين روش همچنين مورد  استفاده اطباء بسياري قرار گرفته است ولي ميزان تاثير گذاري اين درمان برمبناي شواهد- هنوز مشخص نيست .  لوبار ، اظهار مي دارد كه فرضيه اصلي اين زيربنايي استفاده از نوروفيدبك در درمان ADHD اين عبارت است : کودکان  ADD و ADHD با کارکرد عصبي زيستي به ويژه در سطح كورتيكال و عمدتا كاركرد لوب پري فرونتال همراه است ، و اگر چه اين نقص زيربنايي عصب شناختي قابل اصلاح است،

كودكان مبتلا به ADHD/ADD خواهند توانست راهبردها وپاراديم هايي را نشان بدهند که کودکان بدون   ADHD/ADD  از قبل دارا بوده اند.

منشاء  سيگنالهاي مغزي

تخليه يک نورون يا يک فيبر عصبي از واحد پوست سر قابل ثبت. بجاي آن بايد بطور همزمان هزاران ويا حتي ميليونها نورون يا فيبر ، تخليه شوند و فقط در اين حالت است که پتانسيل هاي نورون ها و يافيبرها بخاطر اثر برهمزماني به اندازه اي مي رسند که قابل ثبت باشند. بدين ترتيب شدت امواج مغزي ثبت شده از پوست  سربا تعدادنورون ها يا فيبرهايي که بطور همزمان تخليه ميشوند ، تعيين ميگردد. . در واقع سيگنالهاي عصبي غير هزمان اثر همديگر را خنثي مي کنند(هنريش اچ ; گوين لبن اچ ، 2006 ).  در هنگام بسته بودن چشم ها تخليه همزمان نورون هاي زيادي در قشر مغز با فرکانس 13 هرتز  امواج آلفا را توليد ميکنند و اين امواج برطرح EEG فرد غالب ميشوند .

52

. اما وقتي که چشم ها باز ميشوند فعاليت برخي نواحي مغز شديدا” افزايش يافته و همزماني سيگناله در فرکانس 13 هرتز ازبين مي رود . در اين شرايط همزماني سيگنالها در فرکانس ديگري ، مثلا” بتا بر قرار مي شود . وحالا امواج بتا در EEG ثبت ميشوند . فعاليت قشري ثبت شده در EEG را به ساختارهاي زيرين قشر مغز  بويژه تالاموس نسبت داده اند(هنريش اچ; گوين لبن اچ ، 2006 ).  اگر ارتباط قشر مغز با تلاموس قطع شود ، امواج آلفا  بوجود نمي آيند .  احتمالا” تحريک لايه غير اختصاصي هسته هاي احاطه کننده تالاموس و يا هسته هاي عميق تالاموس ، موجب بروز امواج آلفا ميشوند . . برخي معتقدند که امواج آلفا از يک نوسان فيدبکي خود بخودي در سيستم تالاموس قشري منتشر ميشوند و همين نوسان موجب دوره اي بودن امواج آلفا وهم فعال شدن همزمان ميليونها نورون قشري در جريان هر موج ميشود(ورنون دي جي،2006 ). قطع ارتباط قشر مغز با تالاموس موجب بروز موج دلتا ميشود. اين موضوع بيان ميکند که احتمالا” مکانيسم هاي هماهنگ کننده اي در نورون هاي قشري وجود دارند که بطور کامل از سازمان هاي تحتاني مغز مستقل هستند.

منشاء امواج بتا و تتا  ، نا شناخته اند ولي احتمال ميدهند که اين امواج نيز مسيرهاي دو جانبه اي در قسمت هاي عميق تالاموس ويا راههايي رفت وبرگشتي بين قشر مغز و تالاموس داشته باشند (فيروز ابادي ، 1388).

امواج مغزي و کارکردهاي آن

موج  آلفا  

در زمان آرامش 1و فعاليت بسزايي دارد. فرکانس ريتم آلفا بين هشت تا چهارده سيکل در ثانيه و دامنه آن در حدود پنجاه ميکروولت است . اين ريتم هنگامي ثبت ميشود که فرد در حالت استراحت کافي به سر ميبرد و محرکهاي حسي شديد در او اثر نکنند.  براي ثبت اين منحني ها فردرا درمحيط آرامي قرارداده نور محيط  راکاهش ميدهند يا از فرد ميخواهند تا چشمهاي خودرا ببندد. دامنه ريتم آلفا در برخي بيماران مانند صرع و هيدروسفالي 2 از منحنيحاي طبيعي بيشتر است . اين امواج با تحريکاتي که از بخش تورينه اي تالاموس به قشر مخ ميرسندمربوط است وقطع ارتباط تالاموس با قشرمخ باعث از بين رفتن آنها ميشود.

53

مواج آلفا1 بطور گسترده اي براي کار برروي حالت مراقبه وتوجه و حافظه مورد مطالعه قرار گرفتند . بطور کلي بنظر ميرسد اين امواج فعاليت هاي منطقي از مغزکه براي تمرکز برروي محرک استفاده نميشوند را سرکوب مي کنند . به عبارت ديگر ، اگر براي فردي يک محرک بصري ايجاد شود. در نواحي مختص حس لامسه و شنوايي افزايش فعاليت آلفا مشاهده ميشود. در اسکن حافظه ، جاييکه ليستي از کلمات حفظ ميشود مشاهده شده است . همچنين امواج الفا با زماني که از فرد خواسته ميشود که به يک محرک خاص را پيش بيني کند در ارتباط هستند . از دو تحقيق انجام شده اخير نمونه هاي بدست آمدهکه نشان مي دهد زمانيکه براي فرد به جاي محرک بصري ، محرک شنوايي ارائه ميشود ،  قدرت آلفا سرتاسر قشر مغز به ميزان زيادي افزايش مي يابد. چنين اثري نيز در امور بصري مشاهده شده است . اين اثر در سرتاسر قشر مغز با دقت کامل رخ ميدهدکه نشان دهنده حواس پرتي در زمينه بصري است (فوکس، 1998 ) و0فر، 2001 ) .

 

در حالت الفا امواج الفا سرتاسر قشر مغز مشاهده شده اند . اين حالات بطور کلي ، با حالت ارامش در هشياري کامل ، تفکر مثبت ( خيالپردازي ) وتفکر خلاق که ممکن است در آن حواس افراد پرت شود ، در ارتباط است . همچنين در اين حالت آزادي از محيط مورد توجه است. الفا همچنين به يک احساس راحتي ، خوشايندي و يک حالت شناور بودن همراه است ( ليندسلي ، 1952 ).

با توجه به برسي ديگر موج استراحت ( آلفا ) با بهبود پردازش توجه وحافظه افراد همراه ميباشد(ايگنر، گروزيلر،2001).

بطور کلي مي توان اظهار نمود که امواج آلفا به شکل گسترده اي با فرايند توجه در ارتباط هستند . همچنين امواج آلفا در کليه تکينيک هاي تن ارامي ، کاهش حساسيت نسبت به محرک خارجي و افزايش توجه به محرک هاي دروني همراه است(تارو ، 2005 ).

موج بتا  1

باند فرکانس آرامتر بتا شامل محدوده فرکانس امواج مغزي 13 الي 30 هرتزميباشد . حالت بتا ، يعني نوسانات امواج بتا در طول قشرمغز ، تنها در هنگام بيداري اتفاق مي افتد . نکته اي که وجوددارد اين است که هيچ چيزي در اين حالت مانند حالت گاما وجود ندارد .

 

___________________________

1.Alpha Rhythm 2. .Batha Rhytmm

54

 

 باند فرکانس آرامتر بتا شامل محدوده فرکانس امواج مغزي 13 الي 30 هرتزميباشد . حالت بتا ، يعني نوسانات امواج بتا در طول قشرمغز ، تنها در هنگام بيداري اتفاق مي افتد . نکته اي که وجوددارد اين است که هيچ چيزي در اين حالت مانند حالت گاما وجود ندارد . امواج گاما تا حد زيادي نقش حمايت کننده اگرچه جدايي ناپذير در مغز دارند. از ديد نوار مغزي EEG اين امواج تنها زمانيکه فرد بيدار است حضور دارند.، اما هميشهتوسط ديگر امواج در محدوده بتا ، الفا يا دلتا حمايت ميشوند. بطور کلي حالت بتا با احساسات قوي هيجاني مانند ترس ، خشم ، يا اضطراب و علاوه بر آن با توجه هوشيارانه ، توجه انتخابي ، تمرکز يا انتتظار ار ارتباط است . مطالعات ديگر امواج بتارا با رفتار هوشيارانه ، فعاليت ذهني متمرکز مانند خل مسئله رياضي ، اضطراب و دلهره مرتبط ميدانند( تارو ، 2005 ). هنگاميکه امواج بتا در طول مديتيشن مشاهده شد ،  مشخص شد که آنها تنها در افرادي که در مديتيشن بسيار باتجربه هستند وبه طور کلي با تمرکز شديد پديدار ميشوند( وست ، 1980 و 1979 ; سورويلو ، 1978 ; فتوويک ، 1977 ). داروهاي ريتالين و آدرال که از هردوي آنها براي هشياري استفاده ميشود. در بيشتر افراد حالت بتا را ايجاد مي کنند( لو ، 1999 ). سريع ترين موج مغزي است و در مواقع توجه و تمرکز فعاليت زيادي دارد. موجي به نام SMR نيز وجود دارد که زيرمجموعه اي از موج بتا-2 است و زماني که فرد براي انجام يک فعاليت کاملاً فوکوس کرده فعال است. فرکانس اين ريتم بيش از چهارده سيکل در ثانيه است . ريتم بتا در حالات هيجاني و عاطفي و برانگيختگي ثبت ميشود.در اغلب افرادبالغ فرکانس ريتم مذکور در حدود 18 سيکل در ثانيه و ولتاژ آن حداکثر سي ميکرو ولت  است .

موج تتا  1

امواج تتا شامل محدوده فرکانس امواج مغزي 4 الي 7 هرتز با پديده هاي مختلفي موجوددر مغزدر ارتباط است . زماني که فرد در حال به خواب رفتن است و يا افکار پوچ و بي هدفي دارد  مثل خيال پردازي فعال است . فرکانس ريتم تتا 3بين چهار تا هفت سيکل در ثانيه است . اين ريتم در افراد بالغ بندرت ودر حالت تنش رواني ، ياس و نااميدي و  بيش فعالي / کمبودتوجه و برخي اختلالات مغزي  ظاهر ميشود ، ولي ثبت آن در کودکان مفهوم مرضي نداردو طبيعي است  . مطالعات انجام شده برروي حافظه ، احساس انعطاف پذيري عصبي ، خواب ، مراقبه ، هيپنوتيزم وجود رابطه اي را ميان امواج تتا

55

 

 و پديده هوشياري نشان مي دهد در سطح موضوعي ، در مورد حالت تتا يموجود در سرتاسر مغز ، بنظر ميرسد امواج تتا درگير حافظه کوتاه مدت به طور مداوم براي حفظ امنيت خود در مغز تجديد مي شوند در حاليکه در دسترس هم هستند. فرضيه آنها اين است که تجديد خاطرات فردي در محدوده گاما منجر به تجديد کل حافظه محدوده تتا مي شود ( ليزمن وايديارت ، 1995 ). بسياري از مطالعات نقش فرکانس تتارا در کارهاي مربوط به حافظه ورمز گذاري وبازيابي خاطرات بلندمدت تاييد کرده است . هردوي اين پديده ها مربوط به انعطاف پذيري عصبي ميشود که ناشي از نوسانات تتا در هيپو کامپوس مي شود(پلتير، 2005).

 

موج دلتا2   کندترين موج مغز است و در هنگام خواب عميق فعال ترين موج است. فرکانس دلتا کمتر از چهار سيکل در ثانيه است. اين  منحنيها در بزرگسا لان در هنگام خواب و بيهوشي ودر کودکان شيرخوار در اغلب ساعات شبانه روز ثبت مي شود.

  

ريتم دلتا مربوط به فعاليت الکتريکي نورونهاي قشر مخ به طور مستقل از نواحي ديگر باشد، زيرا باقطع ارتباط بين قشر مخ و تالاموس ، امواج دلتا در الکترو آنسفالوگرام ظاهر ميشود ( حائري روحاني، 1384 ) .احساس انعطاف پذيري عصبي ، خواب ، مراقبه ، هيپنوتيزم وجود رابطه اي را ميان امواج تتا و پديده هوشياري نشان مي دهد در سطح موضوعي ، در مورد حالت تتا يموجود در سرتاسر مغز ، بنظر ميرسد امواج تتا درگير حافظه کوتاه مدت به طور مداوم براي حفظ امنيت خود در مغز تجديد مي شوند در حاليکه در دسترس هم هستند.  فرضيه آنها اين است که تجديد خاطرات فردي در محدوده گاما منجر به تجديد کل حافظه محدوده تتا مي شود ( ليزمن وايديارت ، 1995 ).

بسياري از مطالعات نقش فرکانس تتارا در کارهاي مربوط به حافظه ورمز گذاري وبازيابي خاطرات بلندمدت تاييد کرده است . هردوي اين پديده ها مربوط به انعطاف پذيري عصبي ميشود که ناشي از نوسانات تتا در هيپو کامپوس مي شود(پلتير، 2005).

موج  گاما :1

باند فرکانس گاما شامل محدوده فرکانس امواج مغزي 30 الي 70 هرتز ، بالاترين باند  فرکانسي است که در مورد آن بحث مي کنيم. در چندين مطالعه انجام شده اين محدوده با (سينگر  ، فرايند چندين محرك( بصري، شنوايي، لامسه) ( کيل ، 2001 ).

___________________________

1.Theta rhythm 2.Delta rhythm 3. Gamma rhythm

56

 ( سينگر ، 1993 ) ، ( تراوب ، 1996 )و گروهي از چندين ويژگي يک محرك ارائه شده، به ويژه بصري، به ، يکي از مطالعات بصري انجام شده تنها ، کل منسجم مربوط مي باشد(تالون بادري ، 1998 ) ، ( فل ، 2002 ). اين مطالعه نشان مي دهد ، به ارتباط بين توجه و نقش امواج گاما اشاره دارد(فل  زمانيکه افراد حاضر در آزمايش محرك بصري محرك ارائه شده را نديدند، هماهنگ سازي گاما رخ مي دهد.  همانطور که انتظار مي رود امواج گاما در طول يک خواب عميق ناشي از بيهوشي ناپديد مي شوند.افزايش فعاليت 40 هرتز در کودکان و بزرگسالان در طي انجام ازمايش حل مسئله ديده ميشود.معمولا” اختلالات يادگيري با فقدان موج گاما همراه است . .ريتم 40 هرتز معمولا” در کل مغز وجود دارد تا يک نقطه خاص گاما به سازماندهي ذهني مغز ، افزايش يادگيري و هوشياري ذهن کمک ميکند . وقتي که مغز بايد فعال باشد ، اين موج فعال شده وزماني که آزمايه خاصي براي انجام وجود ندارد ، غير فعال ميشود( هاموند ، 2000 ).در نهايت امواج گاما شازماندهنده مغز و يکي کننده اطلاعات از قسمتهاي مختلف بدن ، حافظه خوب ، سرعت انتقال زياد ، پردازش سطوح بالاي اطلاعات و يادگيري مسائل پيچيده ميگردد.

موج  SMR   : فرکانس SMR 15-12 هرتز جهت استحکام بخشيدن به ذهن وبدن وپردازش وتمرکز در ارامش ، ايجاد هماهنگي بين محيط وفرد وکمک به خواب رفتن وتنظيم حرکات بدن ( هاموند ، 2000 ).
پایان نامه