شکل ۲-۷
۲-۳-۱۲- مشکلات مواجه با دانش
در مواجهه با دانش چه به صورت عیان، چه به صورت نهان در سازمان ها به عنوان درونمایه فرایند مدیریت دانش مشکلات عدیده ای وجود دارد که مهم ترین آن ها عبارتند از:
الف) تشخیص: افراد عمدتاً به دلایل مختلف از جمله عدم انسجام ذهنی، نبود فرصت کافی، عدم توجه مناسب، عدم کفایت نشانگرها و نظایر آن نمی توانند دانش مرتبط با نیاز خود را تشخیص دهند. بارها شاهد افرادی بوده ایم که در سازمان ها با وجود تجربیات قبلی مشابه با کار خود به آن ها توجه نمی کردند و این عدم توجه در نهایت منجر به ناکامی آنان می شده است. دلیل اصلی این ناکامی، عدم تشخیص این افراد در تجربه ای بوده که با کارشان مرتبط بوده است. این مشکل، زمینه ساز مشکلات بعدی می شود (حسن زاده، ۱۳۹۲، ص ۲).
ب) دریافت: دریافت را می توان به مثابه میزان موفقیت فرایند ارتباط تلقی کرد. پیامی که از طریق کانالی به مقصد ارسال می شود زمانی می تواند موفقیت آمیز باشد که دریافت شده باشد. در حوزه دانش علاوه بر دریافت فیزیکی، دریافت معنایی و اخذ تصمیم بر اساس آن نیز بسیار حایز اهمیت است. عدم دریافت دانش، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت معنایی ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیافتد؛ از آن جمله می توان به محدودیت کانال، ابهام پیام، ضعف فرستنده، بسته بندی نامناسب، خستگی مقصد، وجود نویز و نظایر آن اشاره کرد (همان منبع، ص ۳).
ج) فهم: فهم دانش زمانی حاصل می شود که گیرنده دانش علاوه بر دریافت دانش (فیزیکی و معنایی)، بین آنچه دریافته و آنچه داشته ارتباط مناسبی برقرار کند. به عبارتی در شبکه معنایی ذهن خود و کارکردهای عینی خود جایگاهی برای دانش دریافت شده در نظر بگیرد. در غیر این صورت حتی نفس دریافت دانش، تأثیری در مقصد نخواهد داشت و به تصمیم مناسب نخواهد انجامید. عدم فهم بیشتر به خودشناسی دریافت کننده بستگی دارد؛ یعنی اینکه دریافت کننده دانش تا چه اندازه آنچه را می داند و نمی داند، انجام می دهد و انجام خواهد داد. خودآگاهی زمینه فهم دانش است. فهم دانش نیازمند مشخص شدن جایگاه دانش دریافت شده در شبکه معنایی و همچنین کارکردهای عینی است که دریافت کننده با آن ها دست به گریبان است (همان منبع، ص ۳).
د) جذب: افراد نمی توانند آموخته های همه افرادی را که در اختیار آن ها قرار می گیرد، جذب و نگهداری کنند. بخشی از مشکل جذب و نگهداری به نبود زمینه و بافت و بخشی دیگر به کمبود حافظه مرتبط است. بدیهی است که یک شخص نمی تواند همه آنچه را که در اختیار او قرار می گیرد، حفظ کند. دانش دریافت شده و فهم شده زمانی می تواند زمینه را برای شکوفایی فرد فراهم کند که در بافت عملکردی او جذب شود. در غیراین صورت به جای اینکه به ارتقای عملکرد و تصمیم گیری کمک کند موجب کندی و رکود آن خواهد شد. راننده ای را در نظر بگیرید که مدام به دستورات راهنمایی و رانندگی و دستورالعمل های راه اندازی خودرو و اقدامات بعدی آن فکر می کند. چنین دانشی مصداق دانش جذب نشده، است. در مقابل راننده ای را در نظر بگیرید که بدون تفکر دنده را تعویض می کند و به اقتصادی موقعیت سرعت را کاهش یا افزایش می دهد (همان منبع، ص ۳).
ه) کاربست: مشکلات مرتبط با کاربست دانش جذب شده را باید در مقوله های آگاهانه و ناآگاهانه دسته بندی کرد. نبود زمینه کاربست (در اختیار نداشتن خودرو در مثال فوق)، نبود اراده برای کاربست (قانون شکنی در مثال فوق)، ضعف ذاتی دریافت کننده دانش و نظایر آن از جمله این مشکلات است (همان منبع، ص ۳).
بخش چهارم
پیشینه تحقیق
۲-۴- پیشینه تحقیق
۲-۴-۱- پیشینه مطالعاتی در خارج
آنا ماریا بوجیکا و ماریا دل مارفونتس[۶۶] در مقاله ای تحت عنوان “اکتساب دانش و کارآفرینی سازمانی” به بررسی تاثیر اکتساب دانش و کارآفرینی سازمانی بر عملکرد پرداخته است و به این نتیجه رسید که اکتساب دانش و کارآفرینی سازمانی هر دو بر عملکرد تاثیر مثبت دارند ولی در صورتی که اکتساب دانش به عنوان متغیر تعدیل کننده ارتباط بین کارآفرینی سازمانی و عملکرد وارد شود تاثیر منفی می گذارد که درجه ی این اثر تحت تاثیر سطح منابع دانش شرکت ها می باشد (Bojica & Fuentes, 2012).
گالدیندو، تریسا و پیکازو (۲۰۱۳) پژوهشی درباره نوآوری، کارآفرینی و رشد اقتصادی انجام دادند. نتایج مطالعه نشان داد که؛ نوآوری یک نقش مهمی را در روند رشد اقتصادی ایفا می کند. کارآفرین نیروی محرکه ای است که فن آوری های جدید را برای بهبود فعالیت های شرکت ها و به دست آوردن سود بیشترشان معرفی می کند. کارآفرینی ای که فعالیت های نوآوری را انجام می دهد یک اثر غیرمستقیم بر رشد اقتصادی دارد (Galindo, 2013, p 501,511).
لی[۶۷] و توزلمن[۶۸] به بررسی کارآفرینی، تقسیم کار و تفاوت های سرمایه اجتماعی پرداختند. این مطالعه نشان می دهد که کارآفرینانی با تکنیسن بالا و حرفه ای وقتی با کارآفرینان غیرحرفه ای ساکن مناطق محروم مقایسه می شوند از سطوح بالاتری از منابع متنوع و تولید کردن برخوردارند. کارآفرینان غیرحرفه ای نیز به نظر می رسد بیش از حد به قرض نمودن وابسته هستند (Lee et al, 2013, p 661).
لوندکویست و میدلتون (۲۰۱۳) در پژوهشی به بازبینی علمی کارآفرینی با تمرکز بر علوم دانشگاهی و ایجاد سرمایه گذاری پرداختند. یافته های پژوهش نشان داد که ایجا سرمایه گذ
اری در دانشگاه ها می تواند با نقش سنتی علم دانشگاهی سازگارتر باشد. آزمایشگاه ها و مراکز علمی با کارآفرینی ارتباط دارند و آموزش عملی به عنوان منابع کلیدی دانشگاهی که به دانشمندان دانشگاه اجازه می دهد تا به ایجاد سرمایه در راه های سازگارتر اقدام کنند معرفی می گردد (Lundqvist at el, 2013, p 603).
وینوگرادو[۶۹]، کولورید[۷۰] و تایموشینکو[۷۱] به پیش بینی نیات کارآفرینی در زمانی که فرصت های رضایت بخش شغلی کمیاب هستند پرداختند. نتایج نشان داد که دسترسی به اشتغال رضایت بخش با هنجارهای ذهنی و نیت کارآفرینی رابطه معناداری دارد. بطوریکه هنجارهای ذهنی، هنگامی که فرصت های اشتغال کمتر هستند بیشتر مهم است (Vinogradov et al, 2013, p 719).
رهنادا و همکارانش[۷۲] (۱۹۹۸) مطالعه ای برروی فروشگاه های زنجیره ای آمریکا با روش DEA انجام دادند. آن ها در مقاله شان اشاره کردند که تاکنون، پژوهش و تحقیق در زمینه های مختلفی مانند DEA در سطح فروشگاه های زنجیره ای بسیار کم به چاپ رسیده است. در این تحقیق یک فرآیند مدیریتی برای ارزیابی کارایی ۵۵۲ واحد فروشگاهی زنجیره ای انجام شده است که تحول زیادی مثل موقعیت فروشگاه و مدیریت منابع انسانی در ارتباط با کارایی و مدیریت عالی در فروشگاه وجود دارد (مخاطب رفیعی و همکاران،۱۳۹۰، ص ۳۱).
جفری[۷۳] (۲۰۰۴) در پژوهشی به بررسی تعاملات دست و پاگیر و فزاینده بین فرایندهای تولید دانش و پردازش تجاری، مطالعه کلان رهبری و پردازش دانش در آموزش عالی پرداخت. در این مطالعه نقش رهبری نوظهور و پیچیده آموزش بررسی شد تا مشخص گردد که چگونه رهبری یک محیط را قادر می کند که تقاضاهای یک سازمان دانش محور را دربرگیرد. نتایج این تحقیق نشان داد که چرخه عمر دانش یک چارچوب اثربخش در تعیین خطوط کلی یادگیری سازمانی است. جفری نقش های رهبر را عبارت از پردازش کننده دانش، شناسایی کننده شکاف های دانش و اهمیت دادن به مدیریت دانش پیشنهاد می کند (جورابچی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۴۱).
هاگز و هولبروک[۷۴] در تحقیقی که به منظور اندازه گیری میزان همبستگی بین فعالیت های مدیریت دانش با نوآوری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین فعالیت های مدیریت دانش و نوآوری در بخش صنعت، رابطه ای قطعی وجود دارد. آن ها فعالیت های مدیریت دانش را در ۷ دسته خلاصه کردند که عبارتند از: تولید دانش، رهبری، اندازه گیری عملکرد، هوشمندی رقابت، همکاری استراتژیک، پیش بینی استراتژیک و توسعه ی منابع انسانی (نیر و دیگران، ۱۳۹۱، ص ۲۲۴).
۲-۴-۲- پیشینه مطالعاتی در ایران
جورابچی و همکاران (۱۳۸۸) در مقاله ای به بررسی تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد دبیران دوره متوسطه مدارس دخترانه شهر تهران پرداختند. یافته های این پژوهش نشان داد که هرچه میزان آشنایی دبیران با مولفه های مدیریت دانش (کشف و خلق دانش، به کارگیری مشارکت دانش آموزان توسط دبیران، به اشتراک گذاشتن دانش دانش آموزان توسط دبیران، استفاده از تکنولوژی، ارزیابی دبیران از دانش آموزان) بیشتر باشد، میزان دستیابی آن ها به مولفه ها بیشتر است و موجب افزایش عملکرد آنها می شود (جورابچی و دیگران، ۱۳۸۸، ص ۱۳۵).
میرفخرالدینی و همکاران (۱۳۹۱) در بررسی رابطه کارآفرینی شرکتی و تعالی عملکرد سازمانی در شرکت پیشگامان کویر یزد انجام شده است. بر اساس نتایج تحلیل عاملی برای تایید مدل، مدل کارآفرینی شرکتی در شرکت پیشگامان کویر از معیارهای نوآوری، خودنوسازی، اقدامات ریسک آمیز جدید، فرهنگ سازمانی، محیط سازمانی و مولفه های درون سازمان تشکیل یافته است که این عامل ها تاثیر مستقیمی را بر عملکرد شرکت پیشگامان دارند. بنابراین این شرکت می تواند برای فعالیت های کارآفرینانه بیشتر بر این موارد تمرکز نماید (میرفخرالدینی و همکاران،۱۳۹۱، ص ۷۴).
پویا (۱۳۹۱) در بررسی خود که در سیستم های تولیدی در ایران و عملکرد کسب کار آن ها پرداخته است. در این تحقیق مطالعه تاکسونومیک سیستم های تولیدی در ایران که مبتنی بر ۹ طبقه تولیدی انجام شده است که عملکرد کسب و کار در این سیستم ها نشان می دهد که سیستم های تولیدی در ایران در چهار سطح قرار دارند که تفاوت معناداری در عملکرد و کسب و کار آن ها وجود ندارد به جز اختلافی که در سیستم های نابالغ با بقیه است (پویا،۱۳۹۱).
قربانی زاده و همکاران (۱۳۹۰) در مطالعه ای به بررسی عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش در سازمان های عمومی پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که پنج عامل مهم به عنوان عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش عبارتند از: فرهنگ سازمانی، نقش ها و رفتارهای مدیران، ساختار سازمانی، منابع انسانی و فناوری (قربانی زاده و دیگران، ۱۳۹۰، ص۴۷۰).
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
۳-۱- مقدمه
علم از آن نقطه و آن زمان آغاز شد که بشر به فکر حل مسایل مختلف زندگی افتاد. به عبارت دیگر، تاریخ تولد علم مصادف با تاریخ تولد بشر است. بشر اولیه برای حل مسایل و مشکلات خود از ابتدایی ترین مرحله شروع کرد و به کمک برخی از روابط تجربی قادر شد محیط پیرامون خویش را کم و بیش بشناسد و بدین طریق از پیچ و تاب و فراز و
نشیب هستی آگاه شود (دلاور، ۵:۱۳۸۸). در زبان فارسی و عربی کلمه علم به دو معنای متفاوت به کار برده می‌شود، غفلت از این دو نوع کاربرد اغلب به خطاهای بزرگی انجامیده است، این دو کاربرد عبارتند از:
معنای اصلی و نخستین علم که دانستن در برابر ندانستن ست و به همه دانستنی ها صرفنظر از نوع آن ها علم می‌گویند.
کلمه علم در معنای دیگر فقط به دانستنی هایی اطلاق می‌شود که بر تجربه مستقیم حسی مبتنی باشد، علم در این معنا در برابر جهل قرار نمی‌گیرد بلکه در برابر همه دانستنی هایی قرار می‌گیرد که آزمون‌پذیر نیستند.
از اصطلاح روش تحقیق معانی خاص و متمایزی در متون علمی استنباط میشود. بهترین تعریفی که با آنچه مدنظر ما است مطابقت میکند چنین است “روش تحقیق مجموعهای از قواعد، ابزار و راه های معتبر (قابل اطمینان) و نظام یافته برای بررسی واقعیتها، کشف مجهولات و دستیابی به مشکلات است”. به صورت کاملتر روش تحقیق علمی نیز به این صورت تعریف میشود: کلیه وسایل و مراجع جمعآوری سیستماتیک اطلاعات و تجزیه و تحلیل منطقی آنها برای دستیابی به یک هدف معین، که این هدف کشف واقعیت است (خاکی، ۲۰۱:۱۳۸۲). به کارگیری فنون پایهای آمار در بررسی صحت و سقم فرضیات، یکی دیگر از جنبههای کاربرد این علم در گستره مدیریت است. محقق مدیریتی، امروزه بسیاری از فرضیات خود را با فنون آماری محک میزند و صحت روابط متغیرهای آن را با رویکرد آماری بررسی میکند. اعتبار و پایایی همه تحقیقهای پرسشنامهای و مصاحبهای با استفاده از فنون آماری سنجیده میشود. ضرورت تصمیمگیری منطقی و اساسی در دنیای متلاطم امروز، اهمیت آمار و فنون را بیش از پیش آشکار کرده و استفاده از آن را اجتناب ناپذیر مینماید (آذر و مومنی، ۱۳۸۳: ۳- ۵). در این فصل از پایاننامه به قسمت اساسی فرآیند تحقیق یعنی روشهای مورد استفاده در تحقیق جهت بررسی جامعه آماری و تعیین روشهای نمونهگیری و حجم نمونه، همچنین روشها و ابزار مورد استفاده جهت گردآوری اطلاعات و روش های تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده پرداخته می شود. همچنین روایی و پایایی ابزار گردآوری اطلاعات (پرسشنامه) نیز موضوع دیگری است که در این فصل به آن پرداخته خواهد شد.
۳-۲- فرآیند اجرای تحقیق
با توجه به مشکل موجود در شرکتهای تولیدی صنایع غذایی استان گیلان و همچنین علاقه شخصی موضوع تحقیق و جامعه آماری تحقیق انتخاب شده است. از طریق جستجو در سایتهای معتبر علمی، اقدام به دریافت اطلاعات جهت ادبیات نظری متغیرها شد و همچنین با بیان مسایل و مشکلات پیشرو در خصوص عدم وجود هر یک از متغیرها در سازمان، پروپوزال تنظیم شد و پس از تأیید پروپوزال و موضوع پژوهش، کار اصلی تألیف پایان نامه با جمعآوری مطالب بیشتر از مقالات معتبر بینالمللی و مجلات علمی معتبر و کتب داخلی و خارجی آغاز و با توجه به مولفههای هر یک از متغیرهای تحقیق و راهنماییهای اساتید راهنما و مشاور، و با تاکید بر استاندارد بودن، پرسشنامه پژوهش تنظیم گردید که پس از توزیع پرسشنامه در جامعه موردنظر و جمعآوری آنها، دادهها جهت تأیید یا رد فرضیات موجود در تحقیق، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در نهایت کار پژوهش با ارایه نتایج توصیفی و استنباطی و مقایسه نتایج به دست آمده با فرضیات تحقیق، و همچنین با بیان پیشنهادات برای محققین آتی به اتمام رسید.
۳-۳- روش تحقیق
از نظر روش این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی است که در این روش همبستگی بین متغیرهای وابسته و مستقل نشان داده میشود. از لحاظ نوع نظارت و درجه کنترل این تحقیق در زمره تحقیقات میدانی قرار دارد، چرا که محقق متغیرها را در حالت طبیعی آنها بررسی میکند و از لحاظ هدف، تحقیق در سطح تحقیقات کاربردی قرار دارد.
۳-۳-۱- جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری عبارت است از مجموعهای از افراد یا واحدهایی که دارای حداقل یک صفت مشترک باشند (مقیمی، ۲۹۴:۱۳۸۵). جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق می خواهد به تحقیق درباره آن ها بپردازد (سکاران، ۲۹۴:۱۳۹۱). جامعه مجموعه اعضای حقیقی یا فرضی است که نتایج پژوهش به ان انتقال داده می شود. چون امکان پژوهش درباره کلیه اعضای جامعه وجود ندارد از روش نمونه گیری استفاده می شود (دلاور، ۱۳۸۸؛۸۷). دلایل استفاده از نمونه به جای جمعآوری دادهها از کل جامعه آماری این است که، عملاً غیر ممکن است اطلاعات را از هر عضو جمعآوری کرده یا او را مورد آزمایش قرار دهیم. حتی اگر امکانپذیر هم باشد، به لحاظ زمان، هزینه و سایر مسایل منابع انسانی مقدور نیست. مطالعه یک گروه نمونه به جای کل جامعه آماری، گاهی ممکن است منجر به نتایج معتبرتری شود، بیشتر به خاطر این که خستگی کمتری وجود خواهد داشت و از این رو خطاهای کمتری در جمع آوری اطلاعات پدید میآید مخصوصاً موقعی که اعضای جامعه آماری بسیار وسیع باشد (سکاران، ۲۹۷:۱۳۸۱). در تحقیق حاضر جامعه آماری مورد مطالعه شرکتهای تولیدی صنایع غذایی بالای ۱۵ نفر کارمند در استان گیلان بوده ۵۸ شرکت بوده است و نمونه آماری مورد بررسی، تعداد ۳۳ شرکت تولیدی استان گیلان میباشد که از طریق نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس انتخاب شدند و تعداد ۵۰ پرسشنامه بین مدیران این شرکتها توزیع شده که تعداد ۳۷ پرسشنامه معتبر جمعآوری گردیده است. درنهایت اطلاعات مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته است.
n= حجم نمونه

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی عوامل موثر بر اعتماد به عملکرد روابط عمومی قوه ...

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است