آنهایی که در پله های پایین نردبان اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته اند ، بدون تعجب به احتمال زیادی نسبت به مابقی افراد احساس می کنند که مردم برای اینکه مثمر ثمر و مفید واقع شوند ، تلاش نمی کنند موقعیت طبقاتی آنها احتمالاً شرایطی را فراهم کرده است که در آنها بی اعتمادی و بدبینی ، خصلت واقعی به خود می گیرد . (زتومکا،۱۳۸۷ :۲۲۹ ) موقعیت شغلی باثبات و قابل اطمینان نیز از اهمیت محوری برخوردار است چرا که شخص ممکن است در نتیجه دستیابی به یک چنین موقعیت شغلی باثبات و قابل اطمینانی ، جهت گیری مورد اعتماد تری را نسبت به جهان پیشه کند . تحقیقات معمولاً از میزان بالای بی اعتمادی در میان افراد بیکار حکایت می کنند .( زتومکا،۱۳۸۷ :۲۳۰ )
علاوه بر این ، افراد ثروتمند بیشتر مورد احترام قرار می گیرند و این موضوع می تواند احساس آنان را نسبت به اعتماد تقویت کند. موفقیت افراد ثروتمند در زندگی، خوشبینی ، اعتماد و چشم انداز روشن تری را در مقایسه با افراد فقیر به آنان می بخشد. اطلاعات جمع آوری شده در برخی از پیمایش ها از جمله «مطالعات جهانی ارزش ها[۲۹]» و« پیمایش اجتماعی عمومی در آمریکا[۳۰]» این دیدگاه را تأیید می کنند. این مطالعات نشان می دهند اعتماد در افراد موفق جامعه ( یعنی افرادی که ثروت ، پایگاه، شغل سطح بالا، رضایت از زندگی و رضایت خاطر درونی بیشتری دارند) بالاتر است. علاوه بر این ، بی اعتمادی در بین کسانی که قربانی جرم یا خشونت[۳۱] شده یا طلاق گرفته اند بیشتر دیده می شود. اعتماد با داشتن خانواده سالم و قوی ارتباط دارد. زندگی خانوادگی از راه های مختلف اعتماد را ایجاد می کند. یکی از این راه ها این است که خانواده کانونی برای پیدایش انگیزه اعتماد در افراد یا« حسن نیت اولیه[۳۲] » به شمار می رود ، واضح است که خانواده، زمینه را برای سنجش صمیمیت و اعتماد عمیق افراد فراهم می کند. توانایی مالی خانواده در تصمیم به ازدواج و تشکیل خانواده جدید اهمیت بسیار دارد همچنین در پی سلب اعتماد ، ناملایمات و دشواریهایی ایجاد می شود که یک خانواده سالم و قوی را وا می دارد از اعضای خود دربالاترین حد ممکن حمایت کند. یکی از دلایلی که بچه های متعلق به خانواده های گسسته یا تک والد در مقایسه با کسانی که پیوند هایشان را به طور کامل با خانواده حفظ کرده اند، سطح بالاتری از بی اعتمادی را نشان می دهند، فقدان حمایت اساسی یا پشتوانه های حمایتی از جانب خانواده است.
( زتومکا ، ۱۳۸۷ :۲۳۵ )
از نظر زتومکا حد فاصل بین اعتماد بین شخصی و اعتماد اجتماعی طبقات اجتماعی قرار دارند، اکثر افرادی که در ویژگی های معین و مشترک با آن ها سهیم هستیم که از جمله اعتماد یا عدم اعتماد ممکن است به سمت جنسیت سوق داده شود . مثلاً من به مردها اعتماد دارم ولی نسبت به زن ها بی اعتمادم یا به طرف سن سوق داده شود مثل این که من به افراد پیرتر اعتماد ولی به جوان ترها بی اعتمادم یا به نژاد و نظایر آن. ( وثوقی؛ ۱۳۸۸ : ۱۴۳ )
از دیدگاه کلاوس افه[۳۳] هر چه فردی که اعتماد می کند راحت تر بتواند به منابع دیگر از جمله قدرت، پول، اطلاعات و غیره متوسل شود در برابر از میان رفتن رابطه اعتماد کمتر آسیب پذیر خواهد بود. در نتیجه ثروتمندان، قدرتمندان و کسانی که اطلاعات زیادی دارند می توانند هزینه های اعتماد را بپردازند چون به راحتی می توانند در هم شکستن اعتماد را تحمل کنند ولی اعتماد کنندگان یا معتمدین کم قدرت تر ممکن است از درهم شکستن رابطه اعتماد به شدت متضرر شوند.این دیدگاه نشان می دهد که اعتماد نظارت بر دیگر منابع اجتماعی تا حدی مکمل یکدیگرهستند و تنها جایگزین یکدیگر نمی شوند. هر چه یک فرد ثروتمندتر باشد راحت تر می تواند اعتماد کند و از اعتماد دیگران بهره مند شود و برعکس.(وثوقی، ۱۳۸۸ :۱۴۳ )
پاتنام در انتزاعی ترین سطح، میزان تعامل و ارتباط را عامل به وجود آورنده اعتماد می داند. به همین خاطر است او شرکت در انجمن های مدنی را که موجب تعامل بیشتر افراد می شود، موجد اعتماد می داند.
به نظر پاتنام در تقریباً همه جوامع « ندارها » کمتر از «داراها »اعتماد می کنند. شاید به این خاطرکه دیگران با افراد دارای منابع، با صداقت و احترام بیشتری رفتار می کنند. بی اعتمادی در بین « بازندگان» یعنی افراد دارای تحصیلات، درآمد و منزلت پایین و نیز اعضای گروههای اقلیت و کسانی که از زندگی خود ابراز نارضایتی میکنند، رایجتر است. همچنین بی اعتمادی دربین قربانیهای جرم و خشونت و افراد مطلقه بیشتر دیده می شود. از این دیدگاه، اعتماد اجتماعی حاصل تجربه های زندگی بزرگسالی است و کسانی که زندگی موفقیت آمیزی دارند نسبت به کسانی که از فقر، بیکاری، تبعیض، استثمار و محرومیت اجتماعی رنج می برند، دارای اعتماد بیشتری هستند. (منصوریان ،۱۳۸۸ :۱۹۸ )
*بر اساس رویکرد اجتماعی ، روانشناختی و همچنین نظریه های زتومکا ، پاتنام و افه پایگاه اقتصادی اجتماعی افراد و همچنین ابعاد شخصیتی آنان از جمله وضعیت تأهل ، سن و جنسیت می تواند در اعتماد به دیگران تأثیر گذار باشد. طبق این نظریه ها اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه را می توان با عواملی همچون ویژگی های فردی و پایگاه اقتصادی اجتماعی شهروندان سنجید در واقع می توان متغیر پایگاه اقتصادی اجتماعی را وارد مدل تحلیل کرد و رابطه آن را با اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه سنجید *
۲-۵ رویکرد کلان :
نظریه پردازان کلان نگر چون گیدنز ، پاتنام ، زیتامل ، کاپل به عوامل ساختاری و کلان اعتماد معتقد هستند و در بررسی و تحلیل مفهوم اعتماد ، سطح مطالعه خود را بر روی ساخت اجتماعی متمرکز ساخته اند . این نظریه پردازان اعتماد را به عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی به عنوان یک ویژگی جمعی مفهوم سازی می کنند.
۲-۵- ۱ نظریه تبیین کننده تأثیر احساس امنیت بر اعتماد :
امنیت به معنای ایمن بودن و بی بیمی ، آرامش و آسودگی است . احساس امنیت نیز عبارت از نوعی ذهنیت و جهت گیری روانی مثبت ( رضایتبخش ، قانع کننده و آرام بخش ) شهروندان نسبت به عدم تأثیر گذاری حضور و بروز رویدادها و وقایع ضد امنیتی ( تهدیدات ) در شرایط فعلی و آتی است ( حاجیانی ، ۱۳۸۴ : ۲۸ )
مفهوم امنیت باز می گردد به دفاع یا حفاظت از خود، خانواده، دوستان و اموال. مفهوم امنیت در فضای شهری از یک سو با جرم ارتباط پیدا می کند، اگر چه از آن بسیار متفاوت است و از سوی دیگر با مفهوم بزه دیده و ترس از بزه دیده واقع شدن. از سوی دیگر می بایست میان ترس و خطر، یا احساس امنیت کردن و در امان بودن تفاوت قائل شد. از نظر علمی درک اثرات جرم، یعنی ترس از وقوع جرم به اندازه خود آن، یعنی خطرهای آماری حاصل از وقوع جرم اهمیت دارد. واکنش نسبت به ترس از قربانی شدن، باعث می شود که بسیاری از مردم، از خطرات دوری کنند یا حداقل میزان در معرض خطر قرار گرفتن شان را کاهش دهند، که این خود می تواند منجر به عدم حضور مردم نه تنها دریک مکان خاص بلکه در بیشتر فضاهای عمومی شود. (مدیری ، ۱۳۸۵: ۱۴ )
همچنین احساس امنیت به معنای فقدان هراس از اینکه ارزش های انسانی مورد حمله قرار گیرد یا به مخاطره نیفتد و به نبود هراس و بیم نسبت به حقوق و آزادی های مشروع ؛ اطمینان و آرامش خاطر ، ایمنی ، آرامش قلب و خاطر جمع بودن است (نوروزی و فولادی سپهر ، ۱۳۸۸ :۱۴۹ )
احساس امنیت در یک جامعه به احساس روانی شهروندان از میزان وجود یا عدم وجود امنیت در آن جامعه ناشی می شود و هر چه قدر میزان فراوانی جرم بالاتر باشد ، احساس امنیت در آن جامعه پایین تر است ( گروسی و همکاران ، ۱۳۸۶ :۳۰ )
امنیت و احساس امنیت را چه مفهومی سیاسی و حکومتی تلقی کنیم و چه آن را به عنوان پدیده ای اجتماعی و در معنایی عام در نظر بگیریم که همه افراد جامعه در ساخت و حفظ آن مشارکت دارند ، با مفهوم اعتماد مرتبط است . از آنجا که اعتماد پیش شرط هر تعامل اجتماعی موثر محسوب می شود و می تواند تعامل را از فرو ریختن در چاه رفتار نابهنجار باز دارد ، باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می شود . در چنین شرایطی اعضای جامعه برای حرکت موفقیت آمیز اقتصادی ، توسعه سیاسی و مشارکت اجتماعی با احساس امنیت شروع به فعالیت می کنند . اعتماد بین شخصی ، امنیت اجتماعی را در محدوده کوچکی فراهم می کند ، در حالی که اعتمادعام یا تعمیم یافته می تواند احساس امنیت عمومی تری را ایجاد نماید تا اعضای جامعه در کلیه تعاملات اجتماعی خود با سازمان ها ، دولت ، نیروی انتظامی ، نهادهای اقتصادی و سایر اعضای جامعه احساس امنیت و آرامش کنند .
اصولا احساس امنیت اجتماعی وضعیتی است که به محیط زیست اجتماعی کنشگران مربوط می شود کنشگران دارای سطوح کلان ( دولت ها ) ، سطح میانی ( احزاب و سازمان های ملی و بین المللی ) و خرد ( افراد ) می باشند . احساس امنیت در فضای تعاملی این کنشگران معنا می یابد . کنشگران در کلیه سطوح با مجموعه ای از منافع و انتظارات وارد عرصه تعامل می شوند . اگر اعتماد بین شخصی یا اعتماد تعمیم یافته بین این کنشگران و جود نداشته باشد ، میزان تعامل کاهش پیدا می کند ، در چنین وضعیتی احساس عدم امنیت اجتماعی چهره می نماید و وجود اعتماد در تعاملات چهره به چهره و سایر تعاملات اجتماعی ، فضایی را پدید می آورد که فرد می تواند با آسودگی خاطر و احساس امنیت شروع به فعالیت نماید . در واقع فقدان اعتماد بین اعضای جامعه ؛ نظم اجتماعی موجود را مختل می کند و مانع از جریان صحیح کنش های اجتماعی می شود . در چنین فضای اجتماعی فرد احساس خطر ، ناامنی ، ترس و وحشت می کند و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی فضائی نا امن برای فرد به وجود می آورد . ( گروسی و همکاران ، ۱۳۸۶: ۳۲- ۳۳ )
مفهوم امنیت اجتماعی همچون سایر مفاهیم، در حوزه علوم اجتماعی حالت گسترده ای دارد و روی نقطه خاصی متمرکز نیست. به همین جهت ارائه نظریات کلی و کالبد شکافی مفهوم امنیت اجتماعی به تنهایی کافی نیست و غور و بررسی مفهوم امنیت اجتماعی نیازمند تحدید آن به حوزه خاصی از شرایط واقعی است که برای این منظور « خانواده» در نظر گرفته شده است، چرا که خانواده در بین تمامی نهادها، سازمان ها و گروه های اجتماعی نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد. چنان که هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند اگر از خانواده هایی سالم برخوردار نباشد و هیچ جامعه ای نمی تواند ادعای امنیت کند، اگر خانواده از امنیت بهره مند نباشد. ( ساروخانی ، ۱۳۷۵ : ۱۱ )
از این رو، خانواده برای اعمال کارکردهایش نیازمند امنیت اجتماعی است. چراکه جامعه جدید، شهرنشینی گسترده و گزلشافتی شدن حیات اجتماعی، موجبات بروز کاستی در خانواده را فراهم آورده است و خانواده در معرض خطرات و زیان های عدیده ای قرار گرفته است، به گونه ای که امنیت مالی خانواده با افزایش دزدی ها، تنوع فنون و شیوه های سرقت، سارقان مسلح در بحران قرار دارد. همچنین جامعه جدید شهری، تراکم و تکاثرجمعیت در آن، همراه با تحرک بی سابقه جغرافیایی، موجبات تنهائی، غربت انسان ها را درون توده های انبوه فراهم آورده است و اعضای خانواده دچار کمبود سرمایه عاطفی درحوزه ارتباطات شده اند، به طوری که آسیب ها، آفت ها و بحران ها امنیت عاطفی اعضای خانواده را به مخاطره انداخته است.
از سوی دیگر، عدم تناسب فرصت های شغلی، نه تنها امکان بازیابی شغلی را کاهش داده است، بلکه خطر امحاء فرصت های موجود را نیز فراهم آورده است و خانواده با دغدغه وتشویش شغلی افراد خویش دست به گریبان است. در ثانی، شهرنشینی، خطرات جانی بسیاری را رقم زده است. انواع بیماری ها، انواع تصادفات و صورگوناگون تجاوز به جان افراد موجبات بروز نگرانی های بسیار در حیات را فراهم ساخته است. در حوزه اخلاق نیز چنین است. جامعه در حال گذار در برخورد با مدرنیته رسانه ای و ناقص دچار عوارض شی سروری، لذت گرایی و اشکال گوناگون آنومی در حوزه ارزش هاست . بنابراین، خانواده درابعاد امنیت جان، مال، شغل، امنیت عاطفی و اخلاقی، آسیب پذیر گشته است. ( ساروخانی ، ۱۳۸۵ : ۸۹- ۹۰ )
گیدنز اعتماد را به منزلۀ اطمینان یا انکار بر یک ماهیت یا خاصیت شخصی یا چیزی یا صحت گفته ای میشناسد و این تعریف به نظر گیدنز نقطۀ شروع مفیدی را به وجود خواهد آورد. وی با دیدگاه لوهمان درباره اعتماد موافق نیست و میگوید: در واقع، اطمینان، نوع خاصی ازاعتماد است و برخلاف برداشت لوهمان، هیچ ارتباط درونی و ذاتی بین اطمینان و ریسک وجود ندارد و در توجیه تفسیر خود، نکاتی را درباره اعتماد دخیل میداند اولاً شرط نخستین مقتضیات اعتماد، عدم قدرت نیست بلکه عدم آگاهی اجتماعی کلی است در مورد فرد که فعالیتهای او به صورت مستمر در معرض دید است و روند افکار او آشکار است؛ نیز در مورد نظامی که اعمال کنندگانش شناخته شده و قابل ادراک هستند، نیازی به اعتماد نیست. ثانیاً اعتماد به قابلیت اتکای فرد یا سیستم نیست، بلکه آن چیزی است که از آن اعتماد سرچشمه می گیرد. اعتماد دقیقاً خط اتصال بین اعتماد و اطمینان است. بنا به تعریف وی، اعتماد اجتماعی در واقع عاملی اساسی در احساس آرامش جسمانی و روانی و در نهایت امنیت اجتماعی در شرایط عادی زندگی روزمره است و علت اینکه ما اغلب در فعالیتهای جاری خود کمتر از آنچه واقعاً هستیم احساس ضعف و ناتوانی میکنیم به دلیل عدم وجود اعتماد بنیادین، در حالت کلان و عدم وجود اعتماد اجتماعی میباشد. گیدنز، جو دارای اعتماد را با اصطلاح « پیلۀ حفاظتی » می آورد که در حقیقت، نوعی پوشش اطمینان بخش است که به حفظ و تداوم محیط پیرامونی ما کمک می کند. ( گیدنز ، ۱۳۸۳ :۱۸۱-۱۸۲ )
با توجه به آنچه گفته شده احساس امنیت اجتماعی دارای ابعاد مختلفی است :
امنیت جانییعنی تضمین جسم و جان افراد در مقابل خطرات و آسیب هایی که مانع ادامه حیات آنان شود.
امنیت مالی : برای خانواده عبارت است از تضمین دارایی های خانواده از سرقت ودزدی، و اطمینان خاطری که از تأمین نیازهای مادی و مالی خانواده حاصل می شود.
امنیت شغلی: این بعد امنیت اجتماعی صرفاً شامل شرایط و اوضاع و احوالی نیست که افراد نگران از دست دادن شغل خود نباشند، بلکه همچنین باید چشم انداز شغلی افراد درروند پیشرفت و ترقی قرار داشته باشد. یعنی افراد ضمن کار و انجام وظیفه و دریافت حقوق و مزد، از امکانات لازم برای بهبود شرایط و پرورش خویش برخوردار باشند.
امنیت عاطفییعنی اطمینان از آن که دیگران ما را دوست دارند و بود یا نبودمان برایشان اهمیت دارد، دردها و مصائب ما آنان را نیز دچار اندوه و غم می کند و مسائلی از این قبیل که در جهان احساس و عاطفه قرار می گیرند.
امنیت اخلاقیعبارت است از تضمین اصول و الگوهای اخلاقی در روابط و مناسبات افراد مانند اعتماد، صداقت، حسن نیت، سعه صدر، خیرخواهی و غیره. ( ساروخانی ، ۱۳۸۵ : ۹۵)
*در این تحقیق تنها دو بعد احساس امنیت (مالی و جانی) شهروندان مد نظر گرفته شده ، با توجه به نظریه گیدنز اعتمادعمومی نسبت به عملکرد سازمانها می تواند احساس امنیت عمومی تری را ایجاد نماید تا شهروندان در کلیه تعاملات اجتماعی خود با سازمانها احساس امنیت و آرامش کنند . بنا بر نظریه وی زمانی مردم می توانند به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه اعتماد داشته باشند که احساس امنیت و آرامش در تعاملات خودشان به آن سازمان داشته باشند . لذا متغیر احساس امنیت وارد مدل تحقیق می شود و رابطه آن با اعتماد شهروندان به روابط عمومی قوه قضائیه سنجیده می شود .*
۲-۵- ۲ نظریه تبیین کننده تأثیر استفاده از رسانه های جمعی بر اعتماد :
امروزه رسانه ها به عنوان مهمترین منبع کسب اطلاعات انسان ها مطرح بوده و نقش خطیری در شکل دادن به پندارهای افراد درباره جهان پیرامونی شان دارند. محققان معتقدند رسانه ها با ارائه اطلاعات گوناگون به مخاطبان ،دانش و نگرش آنها را درباره موضوعات متفاوت تحت تاثیر قرار می دهند و موضوع اثرات رسانه های همگانی از مهم ترین مسائل مورد توجه آنان می باشد.
بنابر نظر صاحبنظران؛ رسانه ها به تصورات افراد از محیط شکل می دهند، آنها می توانند با ارائه تصویری زشت و یا زیبا از جامعه میزان اعتماد در بین مخاطبان خود را افزایش و یا کاهش دهند. رسانه ها به شکل گیری الگوهای کنش در بین مخاطبان کمک می کنند تا در موقعیت های گوناگون دست به کنش بزنند. رسانه های جمعی ازطریق تحرک روانی امکان تعاملات اجتماعی را در بین مخاطبان خود افزایش می دهند .
رسانه های جمعی می توانند زمینه دسترسی به نهادهای انتزاعی و تخصصی را برای مخاطبان خود فراهم کرده و در نتیجه موجب اعتماد و یا بی اعتمادی به این نهادها دربین مخاطبان خود شوند.
به گفته پاتنام[۳۴] سرمایه اجتماعی، وجوه گوناگون سازمان اجتماعی مانند : اعتماد[۳۵]، هنجارها[۳۶] و شبکه ها [۳۷]ست که می توانند با آسان سازی کنش های هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند.
رسانه های جمعی باتوجه به گستردگی و نفوذ خود در جامعه نقش خاصی درسرمایه اجتماعی[۳۸] دارند، کارکرد رسانه ها در اطلاع رسانی و آگاه کردن افراد ازواقعیت های محیط، آموزش هنجارها و ارزشهای رایج و اجتماعی کردن افراد، ایجاد همدلی و انسجام اجتماعی در بین افراد را می توان از عوامل اصلی فرآیند جامعه پذیری دانست. رویکردها و رهیافت های متعدد نشان دهنده توانایی تاثیر بسیار فراوان رسانه ها در فرآیند زندگی افراد در جامعه می باشند، علاوه بر آن، رسانه ها به اشکال متفاوت موجب شکل گیری سرمایه اجتماعی” افزایش یا کاهش ” شده و به تصورات افراد ازمحیط شکل می دهند. رسانه ها می توانند با ارائه تصویری زشت یا زیبا از جامعه به شکل گیری الگو های کنش در بین مخاطبان کمک کنند این الگو های کنش به افرادکمک می کنند تا در موقعیت های متفاوت کنش های گوناگونی را که باعث شکل گیری اعتماد یا مشارکت مدنی می شود را از خود بروز دهند.
رسانه های ارتباط جمعی به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری [۳۹]نقش موثری درنهادینه کردن ارزشها، هنجارهای اعتماد و سرمایه اجتماعی در بین مخاطبان خود دارند.
از مهمترین نظریه پردازان تأثیر رسانه های جمعی بر سرمایه اجتماعی رابرت پاتنام می باشد. او معتقد است تلویزیون عاملی در کاهش سرمایه اجتماعی است. بنابر نظر او تلویزیون از دو راه در این جهت گام بر می دارد : ابتدا این که با اختصاص اوقات فراغت مخاطبان به خود، آنها را از مشارکت اجتماعی باز می دارد و در مرحله بعد با ارائه تصویری زشت از دنیای واقعی مردم را به سمت بی اعتمادی سوق می دهد. او معتقد است؛ واقعیات بسیاری نشان دهنده این هستند که انواع تکنولوژی های ارتباطی بطور جدی به دنبال خصوصی کردن اوقات فراغت و درنتیجه جلوگیری از شکل گیری سرمایه اجتماعی هستند وی مهم ترین این ابزارها را تلویزیون می داند.
حال با عنایت به اینکه تقویت سرمایه های اجتماعی در هر جامعه ای می تواند موجب ایجاد و استحکام پیوندهای اجتماعی شده و حس مشارکت و اعتماد اجتماعی را افزایش دهد، بررسی علل تقویت سرمایه اجتماعی از مسائل مهم در جوامع می باشد.( معتمد نژاد ،۱۳۹۰: ۱۳۱-۱۳۲)
*با توجه به اینکه رسانه ها نقش واسطه را در انتقال اخبار و اطلاعات برعهده دارند به نحوی که حلقه اتصال نهادهای اجتماعی و مردم بوده و می توانند با ارائه گزارش‌های انتقادی از جامعه، اعتماد به نهادهای رسمی و غیررسمی را افزایش یا کاهش دهند و نظریه پاتنام که استفاده از رسانه های جمعی ونقش قابل ملاحظه آنها ( به خصوص تلویزیون ) را در سوق دادن به بی اعتمادی موثر می داند . لذا استفاده از انواع رسانه ها از جمله ( تلویزیون ، رادیو ، ماهواره و… ) و نقش قابل ملاحظه آنها در جامعه ایران روشن است. ما نیز در این پژوهش به دنبال پاسخ برای سوالات این تحقیق هستیم که آیا بین میزان استفاده از رسانه های داخلی و خارجی و اعتماد شهروندان به روابط عمومی قوه قضائیه رابطه وجود دارد ؟ و آیا تفاوت معناداری بین اعتماد شهروندان به عملکرد روابط عمومی قوه قضائیه به تفکیک استفاده از انواع رسانه وجود دارد؟ *
۲-۵-۳ نظریه تبیین کننده تأثیر میزان رضایت از عملکرد قوه قضائیه بر اعتماد :

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است