ازدواج های ناآگاهانه | بیماری

: این ازدواجا از پایه و ریشه مشکل دارن و نباید صورت می گرفتن و بیشتر ناآگاهانه صورت قبول می کنن.

باید دنبال برنامه هایی باشیم که پیوند دوباره بین خونواده و جامعه بسازه. نهاد خونواده باید دوباره اجتماعی شه و این کار از راه دادن رنگ فرهنگی به مدیریت، برنامه ریزی و سیاست گذاری مربوط به خونواده صورت میگیره

 ازدواج رو دستکاری کردن. نگاه جوانان عوض شده… پیرمرد این حرفا رو می زنه و میگه، اگه کسی بخواد ازدواج بکنه واسه این که فقط بگن ازدواج کرده، به خودش ظلم کرده! ازدواج غلط کرده یا غلط کرده که ازدواج کرده…

اما ازدواج غلط چیه؟ دکتر باهر با توضیح دادن این موضوع که بعضیا ازدواج می کنن تا از این روش مشکلاتشون رو برطرف کنن، میگه: این افراد بدون فکر ازدواج کرده و تلاشی واسه شناخت طرف مقابلشون نمی کنن، پس کمی پس از ازدواج متوجه انتخاب ناآگاهانه خود می شن و نمی تونن با اون ادامه. امروزه جوانان، خواسته های دل رو مطرح می کنن درحالی که هیچ وقت در ازدواج تنها نباید به این که دلم این فرد رو می خواد، اکتفا کرد و هیچ مکتبی این مسأله رو به تنهایی مطرح و تأیید نمی کنه. بعضیا از جوانان ازدواج می کنن، چون میخوان انگار از مشکلات خونه بابایی خود فرار کنن.

امروزه نگاه بیشتر آدما به ازدواج از راه اصلی اون دور شده و تماشاگر این مدعا هم بالا رفتن آمار طلاق در جامعه س، هدف بنیادی ازدواج، رسیدن به آرامش و کمال گفته شده و نگاه ابزاری به این باعث به وجود اومدن مشکلات زیادی شده.

امروزه نگاه بیشتر آدما به ازدواج از راه اصلی اون دور شده و تماشاگر این مدعا هم بالا رفتن آمار طلاق در جامعه س، هدف بنیادی ازدواج، رسیدن به آرامش و کمال گفته شده و نگاه ابزاری به این باعث به وجود اومدن مشکلات زیادی شده. کارشناسان واسه ازدواجای غلط تنوع زیادی رو تدارک دیده ان. معروف ترین روشای ازدواجی که رو غلط میدونن رو می تونین در میان نمونه های زیر پیدا کنین. شاید اگه جست وجو کنین، نمونه های یشتری رو بتونین به لیست زیر اضافه کنین:

ازدواجای غلط

١- شورش علیه والدین: خیلیا به خاطر این ازدواج می کنن که به خانوادهایشان دهن کجی کرده باشن. در این ازدواجا فکر و ذکر فقط لج کردن با خونواده س و نه پیداکردن یه شریک خوب واسه زندگی.

٢- جست وجوی استقلال: معمولا آدما اول باید جداگونه شن تا بعد بتونن ازدواج کنن اما بعضی وقتا قضیه برعکس می شه. بعضیا میخوان به وسیله ازدواج که یه دلیل بیرونیه، جداگونه شن یعنی خودشون رو با ازدواج مجبور به استقلال کنن.

٣- ازدواج ابزاری: بعضی وقتا انگیزه اصلی در تشکیل زندگی مشترک، عشق به فرد مقابل و نیاز روانشناختی به زیستن با فرد مقابل نیس؛ بلکه اون وسیله ای واسه رسیدن به هدفای دیگه می شه. در اینجور فضایی، امکان سازگاری با مشکلای زندگی، ضعیف بوده و درآخر، ضریب خطر این ازدواجا، بالا هستش.

۴- ازدواج به خاطر آرزوهای پدر و مادر: احترام گذاشتن به خواسته های پدر و مادر واجبه اما نه این که اگه والدینتون اصرار کردن که با کسی ازدواج کنین واسه به دست آوردن دل اونا چشم روی خواسته خود ببندین و واسه همیشه خود رو اسیر رویاهای اونا کنین.

۵- درمون یه رابطه شکست خورده: اینم از اون دلایل پیچیده س که خیلیا بی توجه به اون تن درمی بدن. این که تو یه رابطه به هر دلیلی شکست خوردین و جواب نه شنیدین و حالا می خواین از راه ازدواج با یه آدم نوین به خودتون ثابت کنین که می تونین عزت نفستون رو برگردونین. اینم اشتباهه چون انگیزه ازدواج یه رابطه دیگه س و نه رابطه با آدم نوین.

۶- فشار خونواده و اجتماع: نوع بینش دور و بریا و برنامه ریزی اونا واسه آدمی و آینده اش و وانهادگی درمورد خواست و برنامه اونا، می تونه به ازدواجی اشتباه برسه. نباید واسه خلاصی از اونا به جای تعامل، ازدواج یه راه فرار باشه.

٧- ازدواج اجباری: حالا خوبیش اینه دوره این کار درحال ورافتادنه. اما خیلی پیش میاد که پدر و مادری از روی مصلحت یا خودخواهی، یا هر دلیل دیگری بچه خود رو مجبور می کنن که با یه نفر به خصوص ازدواج کنه.

٨- نیاز جنسی: برطرف ساختن این نوع نیاز، می تونه یه تیکه از دلایل ایجاد یه زندگی مشترک باشه اما نمی تونه تنها دلیل واسه ازدواج باشه. با این نگاه تک بعدی، ازدواج خوش فرجامی در پیش رو نیس.

٩- دلایل اقتصادی: بعضی وقتا انگیزه دختر و پسر در انتخاب همسر، فقط رفع نیازای اقتصادیه. طرف مقابل باید منبع سرشار پول باشه و اگه ورشکسته شه…

١٠- تنهایی و استقلال: بعضی مواقع یه نفر به خاطر این که تنهاست و داره جداگونه زندگی می کنه، تصمیم به ازدواج میگیره، بدون این که شرایط ازدواج رو داشته باشه. وقتی که احساس تنهایی می کنین و به تنگ اومدید، احتمال اون که انتخابای ضعیف تری کنین بالا میره و درآخر از روابطی سر در میارید که چیز زیادی واسه شما ندارن.

١١- احساس ترحم: اگه دل آدم واسه یه نفر بسوزد و بخاطر این با اون ازدواج کنه، مشخصه که رابطه اونا نمی تونه مثل زن و شوهرهای معمولی مساوی و برابر باشه. این طوری حتما کسی که دلسوزی کرده، بعدا احساس قربونی بودن پیدا می کنه.

١٢- احساس کمبود یا خالی بودن: بعضی از احساس کمبودها و احساس خالی بودنا هیچ ربطی به ازدواج کردن یا نکردن نداره و از جاهای دیگری نشأت گرفته. بعضی افراد فقط به خاطر این احساس کمبود ازدواج می کنن و اینم اشتباهه. این افراد میخوان طرف مقابلشون نواقص کودکی شون رو برطرف کنه. اونا با این عمل شون مسئولیت پذیری رو از خود منع می کنن و از طرف مقابل توقع دارن تا نقش پدر یا مادر رو واسه اونا بازی کنه که ممکنه به زودی موجب خسته شدن طرف مقابل شه. ضمن این که هر رابطه درست به خودی خود درمون بخش هم هستش اما با انتظارات نابجا عاشق شدن عواقب خوبی نداره.

١٣- احساس گناه: وقتی که ادامه یه رابطه باعث به وجود اومدن این احساس می شه که اگه ازدواج نکنم به طرف مقابل ضربه می خوره، ازدواج شما نه به خاطر مصلحت بلکه به خاطر فرار از احساس گناه بوده و در اون حال یه طرف نقش ناجی رو بازی می کنه که با مصلحت ازدواج منافات داره.

با یه جمع بندی از دسته بندی های انجام شده، تازه به یاد میاریم که گاه ما هم در زندگی شخصی خود یا دور و بریا مون با اشتباهاتی مثل این مواجه بوده ایم. اما چه شده که این وجوه در جامعه غالب شدن؟

چرخش نظری در ازدواج

در سالای گذشته در جامعه ایران چرخشی در مبنای نظری خونواده مشاهده می شه؛ این دیدگاه یه جامعه شناسه. دکتر قانعی راد میگه: در منظورم از مبنای نظری خونواده، نه نظریه های جامعه شناختی و علمی، بلکه اندیشه های اجتماعی تو ذهن مسئولان و برنامه ریزان و بخشی از مردمه؛ ردپای این چرخش نظری رو مخصوصا در اسناد سیاست گذاری و برنامه ریزی بخش عمومی ازجمله در سند ساماندهی ازدواج؛ «اهداف و اصول تشکیل خونواده و سیاستای تحکیم و تعالی اون» مصوب سال١٣٨۴ شورایعالی انقلاب فرهنگی؛ قانون آسون کردن ازدواج مصوب سال١٣٨۴؛ طرح ازدواج آسون و هم اینکه پیش نویس گذشته «قانون کامل جمعیت و تعالی خونواده» میشه دید. بیشتر این اسناد از سال٨۴ به بعد و در دولتای نهم و دهم نوشته و تصویب شدن.

از روی زور و آسیبای زیادی که در میدون خونواده دیده می شد، مسئولان رو به طرف سیاست گذاری و برنامه ریزی این میدون جهت داد.

نکته این جاست که درون این اسناد قانونی، بحث خونواده و ازدواج، با واسطه یا بی واسطه بحث «جمعیت»؛ به «امر اقتصادی و سیاسی» پیوند خورده.

از روی زور و آسیبای زیادی که در میدون خونواده دیده می شد، مسئولان رو به طرف سیاست گذاری و برنامه ریزی این میدون جهت داد.

نکته این جاست که درون این اسناد قانونی، بحث خونواده و ازدواج، با واسطه یا بی واسطه بحث «جمعیت»؛ به «امر اقتصادی و سیاسی» پیوند خورده.

این روند به معنی غیراجتماعی و غیرفرهنگی کردن نهاد خونواده و ازدواجه. خونواده و ازدواج، اموری اجتماعی و فرهنگی هستن، اما با سیاست گذاریای نوین، تماشاگر یه نوع تغییر نگاه هستیم که انگار اونا رخدادهای اقتصادی و سیاسی هستن. به نظر من نباید خونواده و ازدواج رو زیر بحث رسیدن به پیشرفت اقتصادی و سیاسی تعریف کرد؛ این دو رو نباید به عنوان ابزاری در خدمت دیگه نه هادها قرار داد؛ این دو نهاد، قرار نیس اصالتا به پیشرفت اقتصادی کمک کنن؛ به این معنی نیس که نمی تونن در این مورد کمک کنن، بلکه باید روی ارزش ذاتی نهاد خونواده تأکید گذاشت. اگه ما صحبت از تعالی خونواده می کنیم، نباید خونواده رو فرع بر نه هادها و چیزای مهم اقتصادی و سیاسی تلقی کنیم. پدیده های فرهنگی- اجتماعی با پدیده های سیاسی- اقتصادی فرق دارن و هرکدوم از منطق و چیزای مهم خاص خود پیروی می کنن. ما نمی تونیم با زبون سیاسی و اقتصادی درمورد خونواده صحبت کنیم.

قانعی راد میگه، با در نظر گرفتن چرخشی که در تفکر اجتماعی اتفاق افتاده انگار خونواده ذاتا یه بحث مربوط به بخش عمومی و نظام سیاسی جامعه س. امروزه خیلی راحت از مفاهیمی مثل برنامه ریزی و سیاست گذاری خونواده صحبت به میان میاد، بدون این که دقیقا بدونیم این سیاست گذاری و برنامه ریزی چیجوری باید باشه؛ این یه اختلاف نیس که ما از بخش سیاسی- اقتصادی واسه یه بحث اجتماعی- فرهنگی برنامه ریزی کنیم؟ اینجاش خیلی مهمه اگه قراره واسه خونواده سیاست گذاری و برنامه ریزی شه این سیاستا و برنامه ها باید دارای چه ویژگیایی باشن که منطق خونواده رو به عنوان یکی از نهادهای مهم جامعه بشری رعایت کنه.

هدف سیاست گذاران درمان مسائل و بحرانای خونواده، رفع آسیبای خونواده، کاهش سن ازدواج، کم شدن اندازه طلاق و تازگیا پیشرفت فرزندآوری و تأمین سلامت باروری از راه سیاست گذاریا بوده. اما یکی از طنزهای تاریخ اینه که بدیش اینه همه اقدامات دولت واسه رفع آسیب از خونواده جز گسترش آسیب خونواده اثر دیگری نداشته. بررسی اثر اجتماعی این سیاستا و قوانین و برنامه ها نشون میده، بخشی از مشکلات الان به وجود اومده به وسیله همین قوانینیه که در بخش عمومی وضع شده. این سیاستا و قوانین حتی درحال تبدیل شدن به بخشی از تلاش غیرعمدی و ناخواسته واسه اثبات و نهادینه شدن بحران خونواده هستن. متن این قوانین، بوی بحران میده. در این قوانین، نگاه جامعه شناختی و اجتماعی و فرهنگی واسه برخورد با مسائل و آسیبای خونواده موجود نیس، بلکه تماشاگر یه نگاه تا حدی مهندسی و برخاسته از نگاه مدیریت سیستما به خونواده هستیم؛ درحالی که نهاد خونواده به اجتماع تعلق داره نه به میدون سازمان.

یافته های سیاست گذاریای غلط

نتیجه این سیاست گذاریای غلط، ازدواج سازی و ازدواجای ابزاریه. ازدواجای ابزاری به کاهش کیفیت ازدواج میرسه؛ پس ما با خونواده های ناپایدار و یه سری از خشونتای عاطفی و بعضی وقتا فیزیکی، کاهش اعتماد و سرمایه اجتماعی خونواده و در نتیجه ایجاد خونواده های ضعیف مواجه هستیم. نسل پدران ما به پشتوانه سنت و فرهنگ ازدواج کردن؛ نسل جوون تر ما با انگیزه عشق و صمیمیت ازدواج کرد. امروزه قوانین دولتی داره نسلی از داوطلبان ازدواج رو می سازه که به تشویق وام بانکی، مسکن و تسهیلات مادی و اقتصادی ازدواج می کنن. با این ازدواجایی که امروزه برنامه ریزی می شه مشخص نیس با چه آینده ای درمورد خونواده و ازدواج روبه رو هستیم؟

خونواده به عنوان یه نهاد اجتماعی دارای ٣بعد فرهنگی، اجتماعی و شخصیتیه که باید توانایی بازتولید فرهنگی، ایجاد اتحاد اجتماعی و هم اینکه جامعه پذیری فرزندان رو داشته باشه. درحالی که امروزه تماشاگر هستیم به نام فرهنگ سازی، فرهنگ زدایی از خونواده صورت میگیره.

خونواده به عنوان یه نهاد اجتماعی دارای ٣بعد فرهنگی، اجتماعی و شخصیتیه که باید توانایی بازتولید فرهنگی، ایجاد اتحاد اجتماعی و هم اینکه جامعه پذیری فرزندان رو داشته باشه. درحالی که امروزه تماشاگر هستیم به نام فرهنگ سازی، فرهنگ زدایی از خونواده صورت میگیره. اسناد قانونی، ظرفیت بازتولید فرهنگی رو با نام فرهنگ سازی واسه ازدواج، از خونواده می گیرن. بازتولید فرهنگی وقتی صورت میگیره که ما یه طرح تفسیری فرهنگی از خونواده داشته باشیم و بتونیم خونواده رو در پرتو مفاهیم، نمادها و مراسم فرهنگی تعریف کنیم. چیزی که در اسناد خونواده، فرهنگ سازی نامیده شده به نظر من فرهنگ زدایی از خونواده و ازدواجه. ساده سازی ازدواج یکی از موارد فرهنگ زدایی از ازدواج و خونواده س؛ ساده سازی یه جور مراسم زدایی از ازدواجه. آیینا و اسطوره های فرهنگی درمورد ازدواج همونه که یه فرد سنتی رو به طرف ازدواج میکشونه.

این آیینا و اسطوره ها یه پدیده پیچیده فرهنگی به نام ازدواج و خونواده رو تو ذهن ما می نشانند. اگه مبنای عمل ما عقل باشه ازدواج عملیه که قید و بند رو به ما تحمیل می کنه؛ پس باید غیرعقلانی تلقی شه؛ درواقع این جامعه س که به ما مبنای دیگری واسه عمل میده. این پایه، فراعقلیه درست مانند دین، خدا، اخلاق، عشق به میهن، وظیفه شناسی، ایثار و گذشت. بحث من اینه که آیینا و مراسم ازدواج، مبنای رفتاری ما رو جفت و جور می کنن؛ قرار نیس ازدواج فقط با خوندن یه صیغه از طرف عاقد شروع و تموم شه. ازدواج قبل از فراخوان واسه آسون کردن اون به این اندازه پیچیده نبود؛ چون ناخودآگاه فرهنگی جامعه ما داره از خودش دفاع می کنه. چون خونواده ها می دونن اگه چیزی رو خیلی راحت به دست بیارن خیلی راحت هم از دست میدن. ازدواج یه قرارداد معاملات ملکی نیس که شما برید و متنی رو امضا کنین و برگردین، بلکه یه روند پیچیده س که شما رو در برابر خونواده و کل جامعه معتقد می کنه. درواقع جامعه با مراسم ازدواج، قیدهایش رو روی گردن شما میندازه. جامعه می خواد با این مراسم و نمادهای فرهنگی حق خودشو بگیره.

اسناد بخش عمومی درحال تبدیل کردن ازدواج به یه روند عقلانی و حتی اقتصادی صرفه. در این اسناد از بحث مدیریت اقتصادی سخن می گن. ازدواج به شکلی تعریف می شه که انگار شما با یه فعالیت اقتصادی مواجه هستین. ازجمله طرحایی که در این اسناد اومده، ایجاد صندوق تعاونی ازدواج واسه جوانان، بیمه ازدواج، مالیات بر ازدواج و تعیین سقف واسه مهریه دختر براساس شغل پدره. بیمه ازدواج به این معنیه که قبول کردیم در جامعه نوین ایران بخش زیادی قراره طلاق بگیرن. کالایی شدن و اقتصادی شدن خونواده که باعث بی ثباتی خونواده شده در جامعه این نگاه رو ایجاد کرده که وزن مهریه رو بالا ببریم که طلاق کمتری صورت بگیره؛ این در عمل چه مقدار کارآیی داشته؟

واسه استواری ازدواج، تضمین فرهنگی نیازداریم نه تضمین اقتصادی

چیزی که ازدواج رو تضمین می کنه، تضمین فرهنگیه. اگه بعضی وقتا در گذشته مهریه، تضمین اقتصادی حساب می شد، این در پرتو یه تضمین وسیع تر فرهنگی انجام می شد؛ امروزه یه امر فرهنگی مانند مهریه، تبدیل به چیزی اقتصادی شده. جشنواره ازدواجای گروهی و دانشجویی طرح دیگه ایه که در این اسناد هست. ازدواج قراره که بخشی از تاریخ خونواده باشه؛ وقتی ازدواج رو از بستر خودش جدا می کنیم از اون نهادزدایی می شه و «از جا دررفتگی» و جابه جاشدن اتفاق می افته. نقش زیاددادن به جشنواره های گروهی ازدواج و ازدواجای دانشجویی و دنبال راه حلای اینطوری بودن غفلت از مشکل اصلیه؛ این خرده طرحا قادر نیستن این مسأله رو حل کنن. دانشگاه محل درس خواندنه که ازدواج هم در اون اتفاق می افته. پروسهای آموزش و قوانین و مقررات آموزشی نباید زیادتر از اندازه تحت اثر ازدواج دانشجویان قرار بگیرن.

از دیگر طرحای موجود در اسناد خونواده میشه به دفاتر وساطت ازدواج ازجمله پایگاه های اینترنتی همسرگزینی اشاره کرد. با این طرح، وساطتای داخل جامعه رو که به طور طبیعی هست، می خشکانیم. نقش خونواده واسه همسریابی و همسرگزینی بسیار پررنگ بوده و تا اطلاع ثانوی همین طور هستش.

از دیگر طرحای موجود در اسناد خونواده میشه به دفاتر وساطت ازدواج ازجمله پایگاه های اینترنتی همسرگزینی اشاره کرد. با این طرح، وساطتای داخل جامعه رو که به طور طبیعی هست، می خشکانیم. نقش خونواده واسه همسریابی و همسرگزینی بسیار پررنگ بوده و تا اطلاع ثانوی همین طور هستش. البته ممکنه بچه ها در دانشگاه یا محل کار کسی رو انتخاب کنن اما بازم انتخاب پایانی بردوش خونواده هاست. کانونا و دفاتر وساطت ازدواج مانند دفتر معاملات ملکیه. قرار نیس دختران یا پسران واسه انتخاب همسر به جایی مثل دفتر معاملات ملکی برن. این فرهنگی و اجتماعی باید در بستر دیگری اتفاق بیفته.

طرح تشکیل خونهای عفاف هم از دیگر طرحای پیشنهادی اسناد خونواده س. این طرح ازدواج موقت رو ممکن می کنه. براساس سندی که من دیده ام، خونهای عفاف واسه دانشجویان و علم آموزانه؛ یعنی یه نوجوون ١٧ساله پسر هم می تونه اون جا بره؛ کسی که داره قانون رو امضا می کنه، راضی نیس دختر ١٧ ساله اش بره خونه عفاف. شاید می خواد پسرش رو اینجور جایی بفرستد؛ شما نام این رو می ذارین خونه عفاف و ازدواج موقت واسه کسائی که امکان ازدواج دایم ندارن؟ در اینجور طرحی فضای معنایی و مفهومی خونواده تا حد تأمین نیازای جنسی کاهش داده نشده؟

قوانین و مقررات موجود تا حد زیادی خونواده رو استاندارد می کنن. تنوع فرهنگی رو می گیرن. صورتای ازدواج در ایران بسیار گسترده س؛ گرفتن مخرج مشترک این مراسم- خوندن خطبه عقد از طرف عاقد- به معنی ندیده گرفتن فضای فرهنگیه. به نظر من اگه صداوسیما آیینای جور واجور ازدواج در ایران رو در تلویزیون پخش کنه، خدمت بیشتری به گسترش فرهنگ ازدواج کرده است تا این که به گسترش ساده سازی ازدواج بپردازه.

نتیجه های طرحای موجود در اسناد مربوط به خونواده

کاهش جاذبه فرهنگی ازدواج یکی از نتیجه های طرحای موجود در اسناد خونواده س. حالا ازدواج از نظر فرهنگی امر جالبی نیس و جاذبه اش هم با پول و وام برنمی شه. باید تلاش کرد جاذبه فرهنگی ازدواج برگرده. پشتیبانی فرهنگی از ازدواج داره کم میشه. درواقع یه جور به هم ریختگی فرهنگی درحال گسترشه. برنامه ها و قوانین موجود در مناسبات خونواده حقوق رو به جای اخلاق مسلط می کنن. قراره خونواده بر مبنای اخلاق بچرخد نه حقوق. قرار نیس اعضای خونواده بگن حق من اینه. حق، چیز خوبیه اما روابط خانوادگی براساس احسانه نه حقوق. باید یه جور مناسبات اخلاقی ایجاد شه؛ این مناسبات اخلاقی رو هیچ دولتی نمی تونه از بالا به پایین بسازه. با پشتیبانی کل پول نفت کشور هم نمیشه یه خونواده اخلاقی ساخت، باید از جای دیگری شروع کرد.

راه حل

اخلاق خونواده درحال تضعیفه. طبیعتا نقش کنترل اجتماعی خونواده هم کم میشه. باید دنبال برنامه هایی باشیم که پیوند دوباره بین خونواده و جامعه بسازه. نهاد خونواده باید دوباره اجتماعی شه و این کار از راه دادن رنگ فرهنگی به مدیریت، برنامه ریزی و سیاست گذاری مربوط به خونواده صورت میگیره. در غیراین صورت، بحران خونواده رو قبول کردیم و راه حلی هم واسه حل این قضیه نداریم. آمار نشون میده، از موقعی که آقای احمدی نژاد اومد و گفت می خوایم ازدواج رو بیشتر کنیم و طلاق رو کمتر، روز به روز ازدواج کمتر و طلاق بیشتر شد. این نشون میده، راه و روش غلطی در پیش گرفتیم. با امید به اینکه. فرصتی دست دهد تا درمورد راه حلا به صورت عملی تر صحبت کنیم.

بعضی از احساس کمبودها و خالی بودنا هیچ ربطی به ازدواج کردن یا نکردن نداره و از جاهای دیگری نشأت گرفته. بعضی افراد فقط به خاطر این احساس کمبود ازدواج می کنن و اینم اشتباهه. این افراد میخوان طرف مقابلشون نواقص کودکی شون رو برطرف کنه. اونا با این عمل شون مسئولیت پذیری رو از خود منع می کنن و از طرف مقابل توقع دارن تا نقش پدر یا مادر رو واسه اونا بازی کنه که ممکنه به زودی موجب خسته شدن طرف مقابل شه. ضمن این که هر رابطه درست به خودی خود درمون بخش هم هستش اما با انتظارات نابجا عاشق شدن عواقب خوبی نداره.

اخلاق خونواده درحال تضعیفه. طبیعتا نقش کنترل اجتماعی خونواده هم کم میشه. باید دنبال برنامه هایی باشیم که پیوند دوباره بین خونواده و جامعه بسازه. نهاد خونواده باید دوباره اجتماعی شه و این کار از راه دادن رنگ فرهنگی به مدیریت، برنامه ریزی و سیاست گذاری مربوط به خونواده صورت میگیره.

روزنامه شهروند

.

منبع : hidoctor.ir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *